اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

استجابت

برای خیلی‌ها این سوال مطرح است که خدا فرموده "مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم" به چه معناست؟ چرا برخی از دعاهای ما به استجابت نمی‌رسد؛ حال آن که خیلی از خدا درخواست می‌کنیم؟ مگر وعده خداوند نیست که پاسخ دهد؟!

شایان ذکر است که برای اجابت دعا شرایطی لازم است که اگر همه آنها رعایت شود در نهایت بحث مصلحت و حکمت خداوند به میان می‌آید که آیا اجابت این دعا به مصلحت فرد است؟ آیا بنا بر حکمت می‌باشد؟

مثلا پدر ما، خداوند رحمتش کنه، مرد بسیار بزرگوار و عالمی بود؛ به من گفت برو از فلانی، فلان کتاب رو بگیرید. رفتم در خونه آن شخص، گفتم فلان کتاب رو پدرم خواستند. رفت و برگشت، گفت آن کتاب نیست؛ آن رو ندارم. به من یک تسبیح داد و گفت به پدرتان بگویید آن کتاب رو نداشتم ولی این تسبیح، سوغات مشهد هست.

آن شخص، خواسته‌ی من رو استجابت کرد. استجابت یعنی این .

اگر آن چیزی رو که خواستی بهت ندادن بدان یه حکمتی هست. اینقدر روی خواسته‌هاتون اصرار نکنید.

فی المثل یک کشاورزی هست؛ دیم کاشت می‌کند. زمین رو شخم زده؛ بذر پاشیده؛ کارها رو انجام داده؛ حالا منتظر باران هست. دست به دعا برداشته که باران بیاید. اگر باران نبارد کشتش می‌سوزد! و زندگیش از راه فروش محصولش می‌گذرد.

حالا یک نفر هم هست که کارش خشت‌زنی است. خشت می‌زند، و می‌گذارد جلوی آفتاب تا خشک شود و ببرد بازار بفروشد. او هم از این طریق امرار معاش می‌کند. او هم خشت زده؛ آماده گذاشته که خشک بشود. دست به دعا برداشته که دو سه روز باران نبارد تا خشت‌ها خشک بشوند.

دعای من و شما هم از همین قماش هست که خداوند بر اساس حکمت پاسخ می‌دهد.

وقتی دعایی می‌کنید، آن چیزی رو که خواستید یا توی همین دنیا بهتون می‌دهند؛ یا بهتون آن دنیا می‌دهند؛ یا یه چیزی بهتر می‌دهند؛ یا نه، می‌دهند به یکی از افراد نسلتون؛ که همه این کارها از روی حکمت انجام می‌شود!

درسته که خدا ارحم الراحمین هست؛ ولی دعاها از این چهار تا گناه رد نمی‌شوند!

نخواندن نماز؛ کشتن ناحق یک انسان؛ عقوق والدین؛ بردن آبرو! "

پس اگر چیزی را که از خداوند درخواست می‌کنیم به مصلحت و از روی حکمت باشد به اجابت می‌رسد ولی اگر حکمت نباشد که درخواستمان مستجاب شود؛ خداوند کریم ما را دست خالی از درگاهش نمی‌راند و چیزی بهتر از آن خواسته به ما عنایت می‌فرماید و این معنای اجابت است که بالاخره دست خالی رانده نمی‌شویم .

"استجابت یعنی این که دستت خالی برنگرده! یه چیزی رو طلب کردی؛ ولی نگذاشتن دست خالی برگردی. حالا اگر اون چیزی رو که خواستی؛ ندادن، به جایش یه چیز دیگه دادن. مهم اینه که نگذاشتن دستت خالی بماند.

قرآن بخوان

آنگاه که درون خویش را از خود تهی یافتی و بیرون خویش را خالی از خدا،.. قرآن بخوان!

آنگاه که در دریای خروشان زندگی ،در چنگال طوفان جهل و ترس اسیر شدی ،و ساحل صلاح و صلح و کشتی نجات و رهایی را آرزو کردی، قرآن بخوان!

آنگاه که عقلت ،احساساتت را به بند کشید و فکرت «عشقت »را ،و قوۀ پیوستن به یزدان به نیروی عرفان را ،از دست دادی،،. قرآن بخوان!

آنگاه که در کوچه باغهای یأس ،حیران و سرگردان ،نا امید و پریشان، در جستجوی قطره ای آب، کشتزار خشک و قحطی زدۀ اندیشه ات را تسلی می دهی ،از دریای بی کران امید لختی بر گیر و...قرآن بخوان!

آنگاه که مرگ را «ختم» و «معاد»را «وهم»،و پندار خود را ،«حتم »یافتی ،...قرآن بخوان!

آنگاه که غرور ،وجودت را گرفت و تفاخر شعورت را ،و ذلت خویش را عزت ،و نخوت خویش را ،همت یافتی، قرآن بخوان!                                                                                      

آنگاه که از درستی گسستی ،و بر مرکب سستی نشستی،و به پستی پیوستی و در منجلاب تباهی، رهایی را خواستی،قرآن بخوان!

آنگاه که نسیان گریبانت را گرفت و عصیان دامانت را، قرآن بخوان!

آنگاه که نهایت سعادت را، بودن و شهادت را، نهایت حیات پنداشتی، قرآن بخوان!

آنگاه که گذشته را حسرت و حال را عسرت وآینده را حیرت احساس کردی ،«شب قدر »را به یاد آور و آنگاه، قرآن بخوان

آنگاه که در دل سیاه شب و در اعماق تاریک ظلمات ،در جستجوی نور و روشنی ، ره می پویی و در آرزوی صبح و سپیدی ،افق را به امید نظاره فلق مینگری تا شاید طلوع فجر را در نیمه شب تماشا کنی ،«قرآن»را باز کن ،تا در فلق برگهایش و در افق اندیشه ات شفق را دریابی ،آنگاه ... قرآن بخوان!

حسرت

یکی از نام‌های قیامت، یوم الحسرة است به این معنا که انسان‌ها در روز قیامت حسرت می‌خورند که چرا آن کار را کردم؟ چرا این کار را نکردم؟ ای کاش آن کار را انجام نمی‌دادم، ای کاش این کار را انجام می‌دادم. و خلاصه این که دائم با خود کلنجار می‌رود و اعمالش را بررسی می‌کند و انگشت حسرت به دهان می‌گیرد .

وقتی می‌بیند که ارزش نماز اول وقت چقدر است افسوس می‌خورد که چرا بی جهت نمازهایش را اول وقت نخوانده است؟

وقتی متوجه ارزش روزه‌های مستحبی می‌شود حسرت می‌خورد که چرا روزهای کوتاه زمستان را که می‌توانسته روزه بگیرد را بی دلیل از دست داده است؟

هنگامی که متوجه ارزش احترام به پدر و مادر می‌شود؛ غصه می‌خورد که چقدر راحت از این راه می‌توانسته توشه جمع کند و نکرده است.

آنگاه که به پرونده اعمالش می‌نگرد که چه گناه‌هایی با زبانش مرتکب شده،‌ افسوس می‌خورد که چرا در دنیا بر زبانش لگام نزده و آن را رها کرده تا هر چقدر می‌خواهد دروغ بگوید، تهمت بزند، غیبت کند و آبروی مردم را ببرد و ...

یکی از نام‌های قیامت، یوم الحسرة است به معنای این که انسان‌ها در روز قیامت حسرت می‌خورند که چرا آن کار را کردم؟ چرا این کار را نکردم؟ ای کاش آن کار را انجام نمی‌دادم، ای کاش این کار را انجام می‌دادم. و خلاصه این که دائم با خود کلنجار می‌رود و با چرا و کاش اعمالش را بررسی می‌کند و انگشت حسرت به دهان می‌گیرد .

وقتی ارزش مال حلال را می‌نگرد حسرت می‌خورد که چرا در دنیا تمام همّ و غمش این بوده که فقط مال و ثروت جمع کند و به فکر حلال بودن آن نبوده است. در قرآن آمده که ظالم انگشت حسرت به دندان می‌گزد و می‌گوید:

"وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى یَدَیْهِ یَقُولُ یَا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا؛ روزی که ظالم دستان خود را به دندان گزد و گوید: ای کاش راهی را که رسول در پیش گرفته بود، در پیش گرفته بودم."

"یَا وَیْلَتَى لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِیلًا ؛ اى واى، کاش فلانى را دوست [خود] نگرفته بودم."

"لَقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّکْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءنِی وَ کَانَ الشَّیْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا ؛ او [بود که‏] مرا به گمراهى کشانید پس از آن که قرآن به من رسیده بود. و شیطان همواره فروگذارنده انسان است."

و خلاصه این که برای جمیع اعمالش حسرت می‌خورد. اما افسوس و صد افسوس که در آن روز، حسرت خوردن سودی ندارد و باید پاسخ اعمالش را بدهد و به خاطر اعمال ناپسند و گناهانش دچار غضب و عذاب الهی می‌شود. در آیه‌ای دیگر از قرآن کریم آمده است:

"اَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطتُ فِى جَنبِ الله"؛ آنگاه که، هر نفسى که به خود آید و فریاد واحسرتا! برآرد و گوید: واى بر من! که امر خدا را فرو گذاشتم و فرمان‌های خدا را انجام ندادم و در حق خود ظلم و تفریط کردم.   

وقتی می‌بیند که ارزش نماز اول وقت چقدر است افسوس می‌خورد که چرا بی جهت نمازهایش را اول وقت نخوانده است؟ وقتی متوجه ارزش روزه‌های مستحبی می‌شود حسرت می‌خورد که چرا روزهای کوتاه زمستان را که می‌توانسته روزه بگیرد را بی دلیل از دست داده است؟ هنگامی که متوجه ارزش احترام به پدر و مادر می‌شود؛ پشیمان می‌شود که چقدر راحت از این راه می‌توانسته توشه جمع کند و نکرده است.

"در یکى از تفاسیر، ذیل آیه فوق آمده است: ابوالفتح بن برهانى، در فقه سرآمد بود و بر عامه مردم پیشوایى داشت و مال فراوانى گرد آورد و به بغداد رفت و تدریس نظامیه به او واگذار شد، و در همدان مُرد. هنگامى که وفات او نزدیک شد، به یارانش گفت بیرون بروند، وقتی تنها شد، به صورت خود مى‌زد، و مى‌گفت: " یا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطتُ فِى جَنبِ الله" و خطاب به خود مى‌گفت:

یا ابا الفتح ! در طلب دنیا و کسب جاه، و آمد و رفت به درگاه پادشاهان، زندگى خویش را تباه کردى . آنگاه گفت: از صاحبان دانش، در شگفتم که چگونه غافل ماندند؟ و جامه حرص، به مهلک‌ها کشاندند. چنان پیرامون ستمگران مى‌گردند، که گویى به هنگام مناسک، پیرامون خانه خدا در گردشند و پیوسته این آیه را تکرار مى‌کرد، تا جان داد.

 

شیخ بهایی می‌گوید: از اینگونه مردن، به خدا پناه مى‌بریم! و از او درخواست مى‌کنیم که بر ما منت نهد، و توفیق رهایى از این وبال و گمراهى عطا فرماید."