اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

راههای مطالعه

گرچه همه ی ما کمابیش با لزومات مطالعه آشناییم، اما یادآوری آن، آن هم از دید متخصصان، خالی از لطف نیست.
فاصله ی چشم تا کتاب، قوس طبیعی کمر، دمای اتاق، سروصدا و... از مهمترین مواردی است که در کار خواندن و نوشتن تأثیر دارد. مطلب حاضر این موارد را از دید پزشکان مورد بررسی قرار داده است.

دماسنج:
دمای 20 درجه را بیشتر کارشناسان، مناسب ترین دما برای مطالعه می دانند.

ساعت:
پس از آن که در مکان مطالعه قرار گرفتید، فوراً مطالعه را شروع کنید و به هیچ عنوان وقت را به بهانه انجام کارهای دیگر تلف نکنید.

لباس:
هنگام مطالعه لباس راحت بپوشید. لباسی که نه زیادی زبر باشد و نه زیادی نرم، نه بسیار گشاد و نه بسیار تنگ.

وضعیت بدن:
بهترین حالت برای مطالعه، حالت نشسته است و بعد از آن حالت ایستاده و بدترین حالت، حالت خوابیده یا درازکش است. مطالعه در حالت هایی نظیر درازکش روی شکم، به پشت خوابیدن، در حال راه رفتن، تکیه زدن به دیوار و امثال این ها به هیچ وجه توصیه نمی شود، چرا که مطالعه کننده در چنین موقعیت هایی به سختی می تواند تمرکز حواس خود را حفظ کند.

کمر:
هنگام مطالعه باید قوس طبیعی ستون فقرات حفظ شود. مطالعه در حالت خمیده به جلو، به ویژه برای یک مدت طولانی، با خطر ایجاد تغییر شکل در ستون فقرات و کمردرد همراه است. نگذارید خم شدن کمر به شکل عادت درآید.

پا:
بهترین وضعیت پاها به هنگام مطالعه، وضعیتی است که فشار کمتری روی عضلات پا وارد شود. به همین دلیل توصیه می شود که در وضعیت ایده آل مطالعه (که همان وضعیت نشسته است)، ترجیحاً از یک صندلی راحت استفاده شود که پاهای مطالعه کننده روی آن راحت باشد و بتواند کمی هم به سمت جلو مایل شود. بهتر است در فواصل مطالعه که به چشمتان استراحت می دهید، وضع نشستن خود را تغییر دهید تا خون در پاهایتان حرکت داشته باشد.
رعایت آداب و رسوم خواندن و نوشتن، کیفیت آنها را بالا می برد.
استفاده همیشگی از چراغ مطالعه خوب نیست، زیرا نور موضعی چشم ها را خسته می کند.

صندلی:
از آن جا که فرایند یادگیری یک فرایند شرطی است، هر کسی می تواند خودش را به محیط یا زمانی خاص عادت بدهد و به اصطلاح، خودش را شرطی کند. عادت های تمرکز هر شخص هم با اشخاص دیگر متفاوت است. صندلی می تواند یکی از همین عادت های تمرکزی باشد، به نحوی که هر وقت روی صندلی مخصوصتان نشستید، تمرکزتان برای مطالعه و یادگیری افزایش پیدا کند. اما یادتان باشد که صندلی تان نباید خیلی هم راحت باشد، چرا که صندلی های بسیار راحت باعث لمیدن، چرت زدن و احساس خواب آلودگی می شوند.
خودکار، کتاب و وسایل مورد نیاز:
عادت کنید تمام آنچه را که برای مطالعه نیاز دارید، از ابتدا فراهم کنید و هر کار متفرقه ای را که دارید قبل از مطالعه انجام دهید و پس از این که نشستید، فوراً شروع کنید به مطالعه.

تنفس:
در جایی که مطالعه می کنید، حتماً باید هوا به خوبی جریان داشته باشد و تنفس در آن محیط، راحت صورت گیرد.

چشم:
نور متوسط ، برای مطالعه مناسب تر است. نور اطراف و قسمت هایی که در زاویه ی دید چشم ها هستند باید یکنواخت باشد. پس استفاده ی همیشگی از چراغ مطالعه خوب نیست، زیرا نوری که فقط روی کتاب می افتد، باعث خستگی چشم می شود. نور لامپ های مهتابی به خاطر این که نوسان دارد، برای مطالعه مناسب نیست. بهترین فاصله ی کتاب تا چشم نیز حداقل 30 سانتی متر است.

سر:
ممکن است حواس پرتی شما ناشی از گرسنگی و تشنگی شدید، بی خوابی، خستگی یا علل درونی دیگر باشد. در چنین موقعیتی هرگز مطالعه نکنید.

گوش:
محرک های محیطی از قبیل صدای رادیو، تلویزیون، تلفن و... باعث حواس پرتی می شوند. آن ها را از موقعیت مطالعه ی خود حذف کنید. ذهن نمی تواند در یک آن بر دو موضوع تمرکز داشته باشد. گوش کردن به موسیقی همزمان با مطالعه یعنی حواس پرتی.

برگه های کاغذ:
چند برگ کاغذ روی میز مطالعه ی خود داشته باشید و افکار منحرف کننده و مزاحم را یادداشت کنید و بعد از مطالعه نسبت به حل آنها در حد امکان اقدام نمایید.

تقویت قواى درونى و اراده

شاید سؤالاتى از قبیل: چرا اوضاع ما چنین شده است؟ چرا من شغل مناسبى ندارم؟ چرا درس بخوانم؟ چرا آینده من نامعلوم است؟  چرا این قدر بدبختم؟ چرا درآمد مکفى ندارم؟ و ... را از خود پرسیده و یا با دوستان خود در میان گذاشته باشید. البته درست است که این مسائل و پدیده‏ها دلایل و عوامل بیرونى نیز دارند که نقش آنها را در ایجاد چنین وضعى نمى‏توان نادیده گرفت؛ امّا ریشه بیشتر این مشکلات و سؤالات را مى‏توان در درون هر شخص یافت و با پى بردن به منشأ و علّت آنها مى‏توان براى تغییر یا حلّشان راه پایانى یافت. در این مقاله، کوشش شده است که فرمول‏ها و راه‏کارهایى عملى جهت شناخت و تقویت قواى درونى و اراده ارائه شود، تا از طریق آن بتوان در جهت مسلّط شدن بر اوضاع و ایجاد تغییرات بیرونى مطلوب، گام برداشت. شناخت و به کارگیرى این راه‏کارها، به ما کمک مى‏کند که اولاً بهتر و بیشتر بتوانیم علل واقعى ایجاد چنین مشکلاتى را بدانیم و ثانیاً قادر باشیم راه‏حل‏هایى براى مقابله و دفع و رفع آنها بیابیم. و اکنون بخوانید.

1. دوستى با خداوند

ذکر نام و یاد خداوند، به انسان، چنان آرامش و اطمینانى مى‏بخشد که در پرتو آن، انسان، قدرت خاصى به دست مى‏آورد. به تعبیر قرآن: «دل، با یاد خداوند آرام مى‏گیرد». البته ذکر خداوند، نعمتى است که بندگان خاص خداوند دارند؛ زیرا هرگاه شما یاد خدا کردید، معلوم مى‏شود اوّل خدا به یاد شما بوده و به شما توفیق چنین کارى را عطا نموده است و برعکس، کسانى که از خدا روى گردان‏اند و از یاد و نام خدا غافل و در تمام عمر نخواسته‏اند که به این موضوع بپردازند، زندگى‏شان با مشکلات و معضلات فراوانى مواجه مى‏شود که به بیان قرآن: «هر که از یاد من روى گرداند، زندگى دشوارى خواهد داشت» و بعد در جاى دیگر به دنبال علت آن هستند.

مراقب تنهایى خود باش که به اندیشه تبدیل مى‏شود؛ مراقب اندیشه خود باش که به عمل تبدیل مى‏شود؛ مراقب عمل خود باش که به عادت تبدیل مى‏شود؛مراقب عادات خود باش که به شخصیّت تبدیل مى‏شود؛ مراقب شخصیت خود باش که به سرنوشت تبدیل مى‏شود؛... و سرنوشت را نمى‏توان از سر نوشت!

2. شروع کردن از خود و پرداختن به خویش

در این خصوص، اعتقاد بر این است که انسان باید ابتدا از خودش شروع کند؛ چرا که انسان، خلیفة‏الله است و قدرت خلق و تغییر به او عطا شده است. جمله معروفى است که شما نیز شاید شنیده یا خوانده باشید که: «انسان‏ها معمولاً همان مى‏شوند که مى‏اندیشند». تصور انسان از خودش و از جهان پیرامونش راه و هدف او را تعیین مى‏کند. کسى که خود را بدشانس، بدبخت و ناتوانْ خطاب و احساس کند، نباید انتظار داشته باشد که دیگران به خوشبختى او کمک کنند.

 

پرداختن به خود و تسلط یافتن بر نفس خویش مى‏تواند در انجام دادن درست کارها به انسان کمک کند؛ چرا که انسان همیشه در حال نبرد با دو قدرت و دشمن است: یکى مشکلات و موانع بیرونى و دیگرى وسوسه‏ها و هجوم‏هاى درونى. مقابله با اولى، دورى از تنبلى و تن‏پرورى و سستى و خُمود و البته کار و تلاش دائم را مى‏طلبد و مقابله با دومى، جرئت و جسارت و ایمان و شجاعت لازم دارد که البته برترین فضائل‏اند و به همان اندازه به دست آوردنشان هم دشوارتر. اینها براى مقابله با دشمن درونى، لازم‏اند.

3. داشتن هدف و برنامه روزانه زندگى

بى‏برنامگى و بى‏هدفى، آدمی را به روزمرّگى مى‏کشاند و کسى که دچار روزمرگى شود، به دام افسردگى و احساس بیهودگى در زندگى نیز خواهد افتاد. نتیجه روزمره زندگى کردن، این است که: انسان، هر چه برایش پیش مى‏آید، انجام مى‏دهد، نه هر چه پیش‏بینى کند. یعنى منتظر بخت و شانس و اقبال و ... بودن؛ یعنى متوقف شدن و تکرارى زندگى کردن. کمترین خطر این‏گونه زندگى کردن، این است که از مردن نیز بدتر است. داشتن هدف و برنامه، آدمى را به تفکّر و تلاش مستمر وا مى‏دارد که حاصل آن، حرکت و تغییر و رشد و موفقیت و جارى شدن است. که: «هستم اگر مى‏روم. اگر نروم، نیستم!».

4. ایجاد تغییر در نظام باورها

نظام باورها و نحوه تلقّى هر کس از خود و جهان پیرامونش، نوع نگاه، اهداف، برنامه‏ها و کلاً همه هستى او را تحت‏الشعاع خود قرار مى‏دهد. پس باید نظام باورهاى خود را نسبت به هستى و جهان، به‏گونه‏اى تغییر داد که از بدبینى، کج‏اندیشى و افکار ویرانگر و مأیوس‏کننده خالى شود.

کسى که باور دارد جهان و هر چه در کیهان هست، آمده‏اند تا به او کمک کنند، سرنوشت او، تفاوت خواهد داشت، با کسى که اعتقاد دارد که جهان و تمام آدم و عالم، کمر به کشتن او بسته‏اند.

چرا که این‏گونه اندیشیدن‏ها نه تنها در شکل‏گیرى شخصیت و منش آدمى مؤثر است، بلکه در دستیابى یا عدم دستیابى انسان به کلیدهاى فائق آمدن بر مشکلات نیز تأثیر دارد. نوع پیام‏ها به ضمیر ناخودآگاه انسان در جاى خود، تأثیرات و تغییراتى در درون آدمى ایجاد مى‏کنند. لذا در این خصوص، عمل کردن به نکات ذیل براى شما سودمند خواهد بود:

1-رها شدن از عادت‏هاى فکرى بد.

2- عدم قضاوت درباره دیگران و سخن گفتن درباره چیزى بدون علم از آن.

3-احساس توانایى در دستیابى به اهداف

4- عادت کردن به تکرار جملات مثبت و کوتاه براى ارسال به ضمیر ناخودآگاه، مثل: آدم موفقى خواهى شد. تکرار همیشگى و هر روزه جملات مثبت مى‏تواند انسان را به یک فرد شاداب، و پر انرژى و هدفمند، جهت رسیدن به رفاه و افتخار، یارى دهد.

5- داشتن آرزوهاى ممکن و خیال‏هاى مثبت: آرزو داشتن و خیال‏پردازى، تا زمانى که حالت افراط به خود نگرفته و از واقعیتْ دور نشده باشد، مى‏تواند مفید باشد. آرزو، حرکت و انگیزه و امید لازم را براى رسیدن به هدف در آدمى ایجاد مى‏کند و چنان نیروى قوى‏اى است که مى‏تواند آدمى را به هدف برساند. پس خیلى مواقع، خیال‏ها به واقعیتْ تبدیل مى‏شوند.

6. تلاش و کوشش و اعتماد به نفس: در مقابل اراده آهنین آدمى همه چیز امکان‏پذیر است و اگر انسان به چیزى علاقه‏مند شد و براى رسیدن به آن تلاش مستمر داشت قطعاً بدان دست مى‏یابد. به قول دکتر على شریعتى: «آن‏جا که عشق فرمان دهد، مُحال، سر تعظیم فرود مى‏آورد». به تعبیر قرآن: «تنها آنچه انسان با سعى کوشش به دست مى‏آورد، براى او مى‏ماند» و یافتن و رسیدن، راهى جز کوشش و خواستن ندارد و البته در این راه، اراده نیز لازم است.

امّا نباید فراموش کرد که انعطاف‏پذیرى و تطبیق و وفق دادن خود با شرایط نیز لازم است. البته این موضوع نباید به معناى عقب‏نشینى، منفعل بودن، دائم اثر پذیرفتن یا همیشه همرنگ جماعت شدن و ... باشد.

5- مطالعه و تحقیق و کسب دانش

جستجوى حقیقت، به انسان، آگاهى و بینش مى‏دهد و انسان را مهیّاى عزیمت و رهایى و آزادى معنوى مى‏نماید. البته همه اینها یک شرط دارد و آن هم همراه شدن با توفیق الهى است که قطعاً شامل احوال همه بندگان نخواهد بود و تابع رضایت الهى است. اولاً باید مراقب بود که علم و درسِ آدمى باعث گمراهى نگردد و ثانیاً باید مراقب بود که آدمى، عالم بى‏عمل و عامل بى‏علم نگردد که چون زنبورى بى‏عسل و درخت بى‏بار است. چه خوب است که از علم در جهت مثبت و خیر و نیکى استفاده شود.

مرد آن باشد

ابوسعید را گفتند: کسی را می‌‏شناسیم که مقام او آن چنان است که بر روی آب راه می‌‏رود.

شیخ گفت: کار دشواری نیست؛ پرندگانی نیز باشند که بر روی آب پا می‌‏نهند و راه می‌‏روند.

گفتند: فلان کس در هوا می‌‏پرد. گفت: مگسی نیز در هوا بپرد.

گفتند: فلان کس در یک لحظه، از شهری به شهری می‌رود.

گفت: شیطان نیز در یک دم، از شرق عالم به مغرب آن می‌‏رود. این چنین چیزها، چندان مهم و قیمتی نیست.

مرد آن باشد که در میان خلق نشیند و برخیزد و بخسبد و با مردم داد و ستد کند و با آنان در آمیزد و یک لحظه از خدای غافل نباشد