گرچه همه ی ما کمابیش با لزومات مطالعه آشناییم، اما یادآوری آن، آن هم از دید متخصصان، خالی از لطف نیست.
فاصله ی چشم تا کتاب، قوس طبیعی کمر، دمای اتاق، سروصدا و... از مهمترین مواردی است که در کار خواندن و نوشتن تأثیر دارد. مطلب حاضر این موارد را از دید پزشکان مورد بررسی قرار داده است.
دماسنج:
دمای 20 درجه را بیشتر کارشناسان، مناسب ترین دما برای مطالعه می دانند.
ساعت:
پس از آن که در مکان مطالعه قرار گرفتید، فوراً مطالعه را شروع کنید و به هیچ عنوان وقت را به بهانه انجام کارهای دیگر تلف نکنید.
لباس:
هنگام مطالعه لباس راحت بپوشید. لباسی که نه زیادی زبر باشد و نه زیادی نرم، نه بسیار گشاد و نه بسیار تنگ.
وضعیت بدن:
بهترین حالت برای مطالعه، حالت نشسته است و بعد از آن حالت ایستاده و بدترین حالت، حالت خوابیده یا درازکش است. مطالعه در حالت هایی نظیر درازکش روی شکم، به پشت خوابیدن، در حال راه رفتن، تکیه زدن به دیوار و امثال این ها به هیچ وجه توصیه نمی شود، چرا که مطالعه کننده در چنین موقعیت هایی به سختی می تواند تمرکز حواس خود را حفظ کند.
کمر:
هنگام مطالعه باید قوس طبیعی ستون فقرات حفظ شود. مطالعه در حالت خمیده به جلو، به ویژه برای یک مدت طولانی، با خطر ایجاد تغییر شکل در ستون فقرات و کمردرد همراه است. نگذارید خم شدن کمر به شکل عادت درآید.
پا:
بهترین وضعیت پاها به هنگام مطالعه، وضعیتی است که فشار کمتری روی عضلات پا وارد شود. به همین دلیل توصیه می شود که در وضعیت ایده آل مطالعه (که همان وضعیت نشسته است)، ترجیحاً از یک صندلی راحت استفاده شود که پاهای مطالعه کننده روی آن راحت باشد و بتواند کمی هم به سمت جلو مایل شود. بهتر است در فواصل مطالعه که به چشمتان استراحت می دهید، وضع نشستن خود را تغییر دهید تا خون در پاهایتان حرکت داشته باشد.
رعایت آداب و رسوم خواندن و نوشتن، کیفیت آنها را بالا می برد.
استفاده همیشگی از چراغ مطالعه خوب نیست، زیرا نور موضعی چشم ها را خسته می کند.
صندلی:
از آن جا که فرایند یادگیری یک فرایند شرطی است، هر کسی می تواند خودش را به محیط یا زمانی خاص عادت بدهد و به اصطلاح، خودش را شرطی کند. عادت های تمرکز هر شخص هم با اشخاص دیگر متفاوت است. صندلی می تواند یکی از همین عادت های تمرکزی باشد، به نحوی که هر وقت روی صندلی مخصوصتان نشستید، تمرکزتان برای مطالعه و یادگیری افزایش پیدا کند. اما یادتان باشد که صندلی تان نباید خیلی هم راحت باشد، چرا که صندلی های بسیار راحت باعث لمیدن، چرت زدن و احساس خواب آلودگی می شوند.
خودکار، کتاب و وسایل مورد نیاز:
عادت کنید تمام آنچه را که برای مطالعه نیاز دارید، از ابتدا فراهم کنید و هر کار متفرقه ای را که دارید قبل از مطالعه انجام دهید و پس از این که نشستید، فوراً شروع کنید به مطالعه.
تنفس:
در جایی که مطالعه می کنید، حتماً باید هوا به خوبی جریان داشته باشد و تنفس در آن محیط، راحت صورت گیرد.
چشم:
نور متوسط ، برای مطالعه مناسب تر است. نور اطراف و قسمت هایی که در زاویه ی دید چشم ها هستند باید یکنواخت باشد. پس استفاده ی همیشگی از چراغ مطالعه خوب نیست، زیرا نوری که فقط روی کتاب می افتد، باعث خستگی چشم می شود. نور لامپ های مهتابی به خاطر این که نوسان دارد، برای مطالعه مناسب نیست. بهترین فاصله ی کتاب تا چشم نیز حداقل 30 سانتی متر است.
سر:
ممکن است حواس پرتی شما ناشی از گرسنگی و تشنگی شدید، بی خوابی، خستگی یا علل درونی دیگر باشد. در چنین موقعیتی هرگز مطالعه نکنید.
گوش:
محرک های محیطی از قبیل صدای رادیو، تلویزیون، تلفن و... باعث حواس پرتی می شوند. آن ها را از موقعیت مطالعه ی خود حذف کنید. ذهن نمی تواند در یک آن بر دو موضوع تمرکز داشته باشد. گوش کردن به موسیقی همزمان با مطالعه یعنی حواس پرتی.
برگه های کاغذ:
چند برگ کاغذ روی میز مطالعه ی خود داشته باشید و افکار منحرف کننده و مزاحم را یادداشت کنید و بعد از مطالعه نسبت به حل آنها در حد امکان اقدام نمایید.
شاید سؤالاتى از قبیل: چرا اوضاع ما چنین شده است؟ چرا من شغل مناسبى ندارم؟ چرا درس بخوانم؟ چرا آینده من نامعلوم است؟ چرا این قدر بدبختم؟ چرا درآمد مکفى ندارم؟ و ... را از خود پرسیده و یا با دوستان خود در میان گذاشته باشید. البته درست است که این مسائل و پدیدهها دلایل و عوامل بیرونى نیز دارند که نقش آنها را در ایجاد چنین وضعى نمىتوان نادیده گرفت؛ امّا ریشه بیشتر این مشکلات و سؤالات را مىتوان در درون هر شخص یافت و با پى بردن به منشأ و علّت آنها مىتوان براى تغییر یا حلّشان راه پایانى یافت. در این مقاله، کوشش شده است که فرمولها و راهکارهایى عملى جهت شناخت و تقویت قواى درونى و اراده ارائه شود، تا از طریق آن بتوان در جهت مسلّط شدن بر اوضاع و ایجاد تغییرات بیرونى مطلوب، گام برداشت. شناخت و به کارگیرى این راهکارها، به ما کمک مىکند که اولاً بهتر و بیشتر بتوانیم علل واقعى ایجاد چنین مشکلاتى را بدانیم و ثانیاً قادر باشیم راهحلهایى براى مقابله و دفع و رفع آنها بیابیم. و اکنون بخوانید.
ذکر نام و یاد خداوند، به انسان، چنان آرامش و اطمینانى مىبخشد که در پرتو آن، انسان، قدرت خاصى به دست مىآورد. به تعبیر قرآن: «دل، با یاد خداوند آرام مىگیرد». البته ذکر خداوند، نعمتى است که بندگان خاص خداوند دارند؛ زیرا هرگاه شما یاد خدا کردید، معلوم مىشود اوّل خدا به یاد شما بوده و به شما توفیق چنین کارى را عطا نموده است و برعکس، کسانى که از خدا روى گرداناند و از یاد و نام خدا غافل و در تمام عمر نخواستهاند که به این موضوع بپردازند، زندگىشان با مشکلات و معضلات فراوانى مواجه مىشود که به بیان قرآن: «هر که از یاد من روى گرداند، زندگى دشوارى خواهد داشت» و بعد در جاى دیگر به دنبال علت آن هستند.
مراقب تنهایى خود باش که به اندیشه تبدیل مىشود؛ مراقب اندیشه خود باش که به عمل تبدیل مىشود؛ مراقب عمل خود باش که به عادت تبدیل مىشود؛مراقب عادات خود باش که به شخصیّت تبدیل مىشود؛ مراقب شخصیت خود باش که به سرنوشت تبدیل مىشود؛... و سرنوشت را نمىتوان از سر نوشت!
در این خصوص، اعتقاد بر این است که انسان باید ابتدا از خودش شروع کند؛ چرا که انسان، خلیفةالله است و قدرت خلق و تغییر به او عطا شده است. جمله معروفى است که شما نیز شاید شنیده یا خوانده باشید که: «انسانها معمولاً همان مىشوند که مىاندیشند». تصور انسان از خودش و از جهان پیرامونش راه و هدف او را تعیین مىکند. کسى که خود را بدشانس، بدبخت و ناتوانْ خطاب و احساس کند، نباید انتظار داشته باشد که دیگران به خوشبختى او کمک کنند.
پرداختن به خود و تسلط یافتن بر نفس خویش مىتواند در انجام دادن درست کارها به انسان کمک کند؛ چرا که انسان همیشه در حال نبرد با دو قدرت و دشمن است: یکى مشکلات و موانع بیرونى و دیگرى وسوسهها و هجومهاى درونى. مقابله با اولى، دورى از تنبلى و تنپرورى و سستى و خُمود و البته کار و تلاش دائم را مىطلبد و مقابله با دومى، جرئت و جسارت و ایمان و شجاعت لازم دارد که البته برترین فضائلاند و به همان اندازه به دست آوردنشان هم دشوارتر. اینها براى مقابله با دشمن درونى، لازماند.
بىبرنامگى و بىهدفى، آدمی را به روزمرّگى مىکشاند و کسى که دچار روزمرگى شود، به دام افسردگى و احساس بیهودگى در زندگى نیز خواهد افتاد. نتیجه روزمره زندگى کردن، این است که: انسان، هر چه برایش پیش مىآید، انجام مىدهد، نه هر چه پیشبینى کند. یعنى منتظر بخت و شانس و اقبال و ... بودن؛ یعنى متوقف شدن و تکرارى زندگى کردن. کمترین خطر اینگونه زندگى کردن، این است که از مردن نیز بدتر است. داشتن هدف و برنامه، آدمى را به تفکّر و تلاش مستمر وا مىدارد که حاصل آن، حرکت و تغییر و رشد و موفقیت و جارى شدن است. که: «هستم اگر مىروم. اگر نروم، نیستم!».
نظام باورها و نحوه تلقّى هر کس از خود و جهان پیرامونش، نوع نگاه، اهداف، برنامهها و کلاً همه هستى او را تحتالشعاع خود قرار مىدهد. پس باید نظام باورهاى خود را نسبت به هستى و جهان، بهگونهاى تغییر داد که از بدبینى، کجاندیشى و افکار ویرانگر و مأیوسکننده خالى شود.
کسى که باور دارد جهان و هر چه در کیهان هست، آمدهاند تا به او کمک کنند، سرنوشت او، تفاوت خواهد داشت، با کسى که اعتقاد دارد که جهان و تمام آدم و عالم، کمر به کشتن او بستهاند.
چرا که اینگونه اندیشیدنها نه تنها در شکلگیرى شخصیت و منش آدمى مؤثر است، بلکه در دستیابى یا عدم دستیابى انسان به کلیدهاى فائق آمدن بر مشکلات نیز تأثیر دارد. نوع پیامها به ضمیر ناخودآگاه انسان در جاى خود، تأثیرات و تغییراتى در درون آدمى ایجاد مىکنند. لذا در این خصوص، عمل کردن به نکات ذیل براى شما سودمند خواهد بود:
1-رها شدن از عادتهاى فکرى بد.
2- عدم قضاوت درباره دیگران و سخن گفتن درباره چیزى بدون علم از آن.
3-احساس توانایى در دستیابى به اهداف
4- عادت کردن به تکرار جملات مثبت و کوتاه براى ارسال به ضمیر ناخودآگاه، مثل: آدم موفقى خواهى شد. تکرار همیشگى و هر روزه جملات مثبت مىتواند انسان را به یک فرد شاداب، و پر انرژى و هدفمند، جهت رسیدن به رفاه و افتخار، یارى دهد.
5- داشتن آرزوهاى ممکن و خیالهاى مثبت: آرزو داشتن و خیالپردازى، تا زمانى که حالت افراط به خود نگرفته و از واقعیتْ دور نشده باشد، مىتواند مفید باشد. آرزو، حرکت و انگیزه و امید لازم را براى رسیدن به هدف در آدمى ایجاد مىکند و چنان نیروى قوىاى است که مىتواند آدمى را به هدف برساند. پس خیلى مواقع، خیالها به واقعیتْ تبدیل مىشوند.
6. تلاش و کوشش و اعتماد به نفس: در مقابل اراده آهنین آدمى همه چیز امکانپذیر است و اگر انسان به چیزى علاقهمند شد و براى رسیدن به آن تلاش مستمر داشت قطعاً بدان دست مىیابد. به قول دکتر على شریعتى: «آنجا که عشق فرمان دهد، مُحال، سر تعظیم فرود مىآورد». به تعبیر قرآن: «تنها آنچه انسان با سعى کوشش به دست مىآورد، براى او مىماند» و یافتن و رسیدن، راهى جز کوشش و خواستن ندارد و البته در این راه، اراده نیز لازم است.
امّا نباید فراموش کرد که انعطافپذیرى و تطبیق و وفق دادن خود با شرایط نیز لازم است. البته این موضوع نباید به معناى عقبنشینى، منفعل بودن، دائم اثر پذیرفتن یا همیشه همرنگ جماعت شدن و ... باشد.
جستجوى حقیقت، به انسان، آگاهى و بینش مىدهد و انسان را مهیّاى عزیمت و رهایى و آزادى معنوى مىنماید. البته همه اینها یک شرط دارد و آن هم همراه شدن با توفیق الهى است که قطعاً شامل احوال همه بندگان نخواهد بود و تابع رضایت الهى است. اولاً باید مراقب بود که علم و درسِ آدمى باعث گمراهى نگردد و ثانیاً باید مراقب بود که آدمى، عالم بىعمل و عامل بىعلم نگردد که چون زنبورى بىعسل و درخت بىبار است. چه خوب است که از علم در جهت مثبت و خیر و نیکى استفاده شود.
ابوسعید را گفتند: کسی را میشناسیم که مقام او آن چنان است که بر روی آب راه میرود.
شیخ گفت: کار دشواری نیست؛ پرندگانی نیز باشند که بر روی آب پا مینهند و راه میروند.
گفتند: فلان کس در هوا میپرد. گفت: مگسی نیز در هوا بپرد.
گفتند: فلان کس در یک لحظه، از شهری به شهری میرود.
گفت: شیطان نیز در یک دم، از شرق عالم به مغرب آن میرود. این چنین چیزها، چندان مهم و قیمتی نیست.
مرد آن باشد که در میان خلق نشیند و برخیزد و بخسبد و با مردم داد و ستد کند و با آنان در آمیزد و یک لحظه از خدای غافل نباشد