اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

ثروتمند شدن

هنوز برای میلیونر شدن (ثروتمند شدن ) دیر نیست. این جمله‌ای است که هر انسان مشتاق تحول و ثروت می‌باید قدری روی آن توقف کند و به آن بیاندیشد. برای درک ارزش چنین جمله‌ای بهتر است هم اکنون شما خواننده عزیز که قصد تغییر سرنوشت را دارید روی این جمله تمرکز داشته باشید.

برای آن که تمرکز شما عمیق و اثر گذار باشد، و آن تحولی را که می‌باید در شما ایجاد کند،بهتر و حتی لازم است از قانون‌های «سکون و قصد و آرزو» استفاده کنید. این دو قانون طلائی که پیوستگی همیشگی باهم دارند، راز اصلی و به اصطلاح قدیمی‌ها سرالاسرار همه پیروزیهایی هستند که بشر طی تاریخ بدست آورده و از این پس نیز به دست خواهد آورد.در حقیقت هیچ کس نمی‌تواند «لحظه تحول» را تجربه کند،مگر آن که دریک لحظه ویژه ،به دنیای سکون و آرامش وارد شود. زمانی که پا به جهان سکون و آرامش بگذارید، و اجازه دهید که همه افکار پراکنده شما متوقف شوند و دنیای خارج را فراموش کنید،در آن موقع می‌توانید آینده نیامده خود را برای همیشه متحول سازید.چون آن لحظات،تصمیم گیری و طرح در قصد آرزوهاست. هر آرزوئی که در آن لحظه عمیقاً وقلباً در نظر بگیرید همان طرح و نقشه آینده شما خواهد بود، و لذا آن لحظه به بعد شما نیز می‌توانید مطمئن باشید که از ١٠٠٠ قدم آرزو نخستین و مهمترین قدم آن را برداشته‌اید.از آن لحظه به بعد شما «ارابه‌ران سرنوشت خود خواهید بود.یعنی جهان با همه مشکلاتش در دست شما هم چون موم جلوه می‌کند،که می‌توان به دلخواه آن را تغییر داده.

قدم اول :

پس برای آن که شما نیز آن لحظه جادوئی و اسرارآمیز را تجربه کنید، مکانی خلوت را انتخاب نموده و چندین با بدون آن که آن را بر زبان آورید در ذهن خود بگوئید:«هنوز برای ثروتمند شدن دیر نیست .» یعنی این جمله جادوئی را بطور مکرر و در ذهن خود خطاب به خودتان و تمامی کائنات بگوئید: «هنوز برا ی ثروتمند شدن دیر نیست»

وقتی شما جمله فوق را به این نحو به خودتان و به جهان اعلام می‌کنید، روح شما روح جهانی آن را کاملاً دریافت می‌کند و از آن لحظه به بعد ، تمامی کائنات و یا حداقل قسمتی از این کائنات بزرگ به سیام شما گوش می‌کند و از آمادگی شما برای تغییر و تحول آگاه می‌گردد. آیا می‌دانید نام این لحظه چیست ؟شاید درست حدس زده باشید. نام آن لحظه «تقدیر » است و شما خوشبختانه از آن گذر کرده‌اید. یعنی با یک فکر و اندیشه عمیق و یک آرزوی ژرف، لحظه تقدیر را تجربه کردید.

احتمالاً شما نیز آن جمله‌های معروف اوپا نیشاد را بیاد دارید که می‌گوید:

آرزویتان هر گونه که باشد،کردارتان همان‌گونه است.

کردارتان هر گونه که باشد، رفتارتان همان‌گونه است

.رفتارتان هر گونه که باشد، تقدیرتان همان‌گونه است.

معنی نهفته در جملات فوق این است که آرزو و تقدیر و سرنوشت است. البته به شرط آن که «آرزو» ژرف و بر خاسته از روح باشد. نایلئون هیل در کتاب «Think and grow rich »گام هفتم به سوی ثروت را به اهمیت تصمیم گیری اختصاص داده و می‌گوید:« زندگی ٢٥٠٠٠ زن و مرد شکست خورده را مورد تحقیق و بررسی قرار دادند، و سرانجام از مابین ٣١ عامل شکست و ناکامی این افراد، عامل ناتوانی در تصمیم گیری ، را جزو مهمترین عوامل اعلام نمودند. هیل معتقد است که عدم تصمیم گیری همان دشمن مشترکی است که همگی باید بر علیه آن قیام کنیم.

شش راه اصلی برای ثروتمند شدن :

اگر همه کتابها و مقالاتی را که در زمینه ثروتمند شدن به رشته نگارش در آمده‌اند، مورد بررسی دقیق قرار دهیم ، سرانجام به ١٤ دستور العمل می‌رسیم که باعث می‌شود سیبهای طلائی درون سبد را بیابیم . این چهارده راه اصلی عبارتند از:

- آرزوی ثروتمند شدن

- استفاده از فرصتها

- قابلیت و آمادگی برای تغییر وضعیت

- استفاده از تخصص

- بهره‌گیری از تجربه دیگران

- به دنبال نوآوری و موضوعات جدید بودن

- استفاده از خلاقیت ناکام

- استفاده از دستور العملهای تلقین

- رقم مورد نیاز ثروت را از قبل مشخص کردن

- کوشش همیشگی و پایدار

- از شکست نهراسیدن

- دید مثبت داشتن

- بهبود روابط اجتماعی و استفاده از مهارتهای عصبی کلامی

- رعایت قوانین کائنات

باور کنید، همه آنانی که به ثروت رسیدند، فقط و فقط از همین اصول استفاده کرده‌اند و هیچ پنهان کاری دیگری در بین نیست.در قسمت دوم از این جزوه ، این نویسنده ، گزارشات کوتاه ولی حقیقی از آنانی که قبلاً در روی « خط صفر» قرار داشتند، و امروز در قلمرو پیروزیها قدم می‌زنند، جهت اطلاع خواننده عزیز جمع‌آوری کرده و با دلیل و برهان ثابت می‌کند که : «خواستن توانستن است » البته به شرط آن که قبلاً اطلاعات کافی جمع‌آوری کرده و برنامه ریزی لازم در دست باشد.

راه طلایی از همین جا و این گونه آغاز می‌شود فوری به دور و بر خود نگاه کنید، اغلب آنانی که در مضیقه مالی قرار دارند همیشه نگاه« منفی و نا مساعد» نسبت به پول داشته‌اند. یعنی با گفتار خود نوعی عکس العمل منفی و تدافعی در قبال پول از خود نشان داده‌اند. برای مثال، همیشه و معتقد بوده‌اند که چرا باید اینقدر برای پول کار کرده آنان پول را چیزی کثیف و ناجور به حساب می‌آورند. خودتان بارها از زبان آنان شنیده‌اید کع می‌گویند: صبح تا شب باید برای پول کار کنیم . این هم شد زندگی؟ و یا این که شکوه و شکایت نموده و می‌گویند: همه بدبختی‌ها از این پول است. این پول آدم را بیچاره می‌کند اگر شما خواننده عزیز نیز همین تصور را دارید، متأسفانه باید بگویم شما نیز ناچارید با زندگی بخور و نمیر بسازید. در حالیکه این سهم شما نیست. یک سخنران معروف بنام راسل.اج کن ول در یکی از آثار معروف خود که نام زیتای «کرورهای الماس» را دارد می‌گوید:شما می‌بایست ثروت بدست آورید. چون اصلاً حق ندارید فقیر باشید. زندگی همراه با نداری حتماً بد اقبالی است. از طرف دیگر بدبختی دیگر آن که همان‌گونه که شما می‌توانید فقیرانه زندگی کنید،به همان نحو می‌توانید ، ثروتمند باشید. بنابراین این وظیفه اصلی و حتمی ماست که از راههای شرافتمندانه ثروت پیدا کنیم.یعنی نخستین اصل دستوز جلسه توانگری، آرزوی توانگر بودن است. حتی خداوند نیز توانگری را موهبت و نعمت اعلام نموده است.اگر شما فقر و بدبختی و نداری را موهبت بدانید، برای همیشه از توانگری محروم می‌مانید. شاید بگوئید: خوب این اهمیتی ندارد. بهر حال زندگیم را ادامه می‌دهم. ولی متأسفانه در این ارتباط مشکلی وجود دارد و آن اینکه، اگر شما توانگر نباشید، نمی‌توانید مشکلات خودتان را برطرف کنید ونه مشکلات دیگران را.یکی از نویسندگان عصر حاضر در این مورد سئوالی را مطرح کرده و می‌گوید: اگر در زندگی ما، غذای درست و حسابی، لباس راحت، کاشانه‌گرم و نرم، و رضایت شغلی، امکان آفرینش وجود نداشته باشد، چگونه می‌توان در عرصه مادی، شادمان بود، و احساس تکامل و رضایت کرد.باور کنید من جمله‌های فوق را بارها خوانده ام، و نتوانسته‌ام هیچ جوابی برای رد آن بیابم. از طرف دیگر، بعضی‌ها حق دارند که فکر می‌کنند توانگری یک میراث الهی است. به همین دلیل شما نیز هرگز خود را از این میراث محروم نکنید، چون آن حق شماست.باور کنید که نگاه مثبت به پول و ثروت باعث می‌شود که از طرق اسرار آمیزی راه‌های برکت وفور پول و ثروت بر روی شما باز شود. برای آن که قدری از این پدیده اسرارآمیز را تجربه کنید، برای مدتی، این انتظار را در خودتان تقویت کنید و با خود بگوئید: «وضع مالی من تغییر می‌کند، و روزی وثروت، حتی هدایا و پاداش‌های مختلف از همه طرف به سوی من می‌آیند.»حرکت را آغاز کنید .اکنون که طرز تفکر شما تغییر کرده و دیگر نگرش منفی به پول و ثروت ندارید و قبول کرده‌اید که توانگری نیز بخشی از تعالی و برتری کیهانی است، می‌بایست حرکت را آغاز کنید و آن حرکت بسوی « ثروتی مشخص است». برای آنکه به توانگری دست یابید، باید قبول کنید که «هنوز دیر نشده است.» و شما باید هر چه سریعتر اقدامات مثبت را آغاز کنید. اقدامات مثبت عبارتند از - جمع آوری اطلاعات در مورد روشهای کسب ثروت- بکار بستن دستورالعملهای کامیابی- پایداری و از شکست نهراسیدن

در جستجوى خوشبختى

اگر واقعاً در جستجوى خوشبختى هستید و حقیقتاً مى‏خواهید خوشبخت شوید ، در دوردستْ آن را جستجو نکنید ، چون خوشبختى ، نزدیک شماست و با شما فاصله‏اى ندارد. اصلاً خوشبختى، خارج از شما نیست تا آن را جداى از خود جستجو کنید. بلکه منبع همه خوشبختیها خود شما هستید. اراده مصمّمتان، تفکّر خلّاقتان و اندیشه سازنده‏تان، همان خوشبختى است. مگر غیر از این است که همه سعادتمندان عالم با سعى و اراده آهنین به این گوهر ارزشمند ، دست یافته‏اند؟ آنها خوشبختى را در خود دیدند ، یافتند و به دست آوردند. بنابراین، آن کسى که باید سعادت را به ما هدیه کند، کسی نیست جز خود ما. باید آستین همّت را بالا بزنیم و با اراده‏اى محکم و تلاشى شکست‏ناپذیر، به دنبال خوشبختى برویم.

اراده مصمّم، تفکّر خلّاق و اندیشه سازنده‏، همان خوشبختى است.

خوشبختى هم مانند خیلى چیزهاى دیگر، مشکلات و موانعى دارد که شناختن آنها مطمئناً در رسیدن به گوهر خوشبختى به ما کمک شایانى خواهد کرد.

آیا همین فکر که « رسیدن به خوشبختى ، کارى سخت و دشوار است » نمى‏تواند مانع خوشبختى محسوب شود. چون بعضى از مردم به اشتباه ، این‏گونه فکر مى‏کنند و یا حتّى از این هم پا را فراتر مى‏گذارند و معتقدند که رسیدن به خوشبختى، غیرممکن است.

شما چه‏طور؟ آیا شما هم خوشبختى را تا این اندازه دست نیافتنى مى‏دانید؟ به نظر نمى‏رسد این افکار، کمکى به جز دور کردن انسان از تلاش و فعّالیت در جهت رسیدن به خوشبختى داشته باشد و فقط خلّاقیت در فکر و عمل را از انسان مى‏گیرد. ما با توجّه به منابع دینى‏مان این‏گونه نیستیم . چون دائماً به ما توصیه به امید داشتن و امیدوار بودن مى‏شود و همین حالتِ امید است که راه را بر این‏گونه تفکّراتِ غلط مى‏بندد. در فرهنگ فارسى ما نیز « جوینده » را « یابنده » معرفى کرده‏اند.

 

 مادرِ همه ی موانع ، همین تفکّر غلط است، امّا موانع کوچک و بزرگ دیگرى را نیز مى‏توان برشمرد که تا اندازه‏اى راه را بر طالب سعادت، تنگ مى‏کنند از قبیل: احساس گناه ، حسادت ، چشم و همچشمى ، ملامت و سرزنش و....

به عنوان مثال، حسادت را تصوّر کنید. حسادت نمی گذارد شخص حسود احساس خوشبختی کند و مدام در نگرانی و تشویش به سر می برد.با کمى دقّت مى‏توان دریافت که دقیقاً به همان اندازه که سعادت و خوشبختىِ ما به دست خودمان است، شقاوت و بدبختى ما نیز به دست خودمان است.

طالع شما همان چیزی است که برایش تلاش می کنید وخودتان آن را می سازید.

مطمئناً هر انسانِ سعادتمندى، خوشبختى خود را بر پایه‏هاى محکمى استوار کرده که در صورت از بین رفتن این ستونهاى محکم، در حقیقت ، خوشبختى‏اش از بین مى‏رود.

یکى از مهم‏ترین پایه‏هاى سعادت در هر کار، «میل» و «رغبت» شماست ، یعنى شما تا زمانى که طالب خوشبختى نشده‏اید هیچ کس و هیچ چیز نمى‏تواند در این زمینه به شما کمک کند.

شاید از خود بپرسید: مگر کسى هم وجود دارد که رغبتى به خوشبختى نداشته باشد؟ در پاسخ باید گفت: بله. افراد زیادى هستند که به خاطر مشکلات و سختیهایى که در راه رسیدن به خوشبختى وجود دارد، على رغم میل باطنى‏شان، خود را راغب به خوشبختى نشان نمى‏دهند و همان وضعیّت کسل‏کننده موجود را ترجیح مى‏دهند .

 

امّا پایه دوم ، این است که براى رسیدن به این آرزو ، یا بهتر بگوییم ، به این خواسته باید «تلاش» کرد ، تلاشى بى‏وقفه که شکستهاى پى‏درپى هم نتواند شما را از این تلاش باز دارد. همین‏که مى‏گویند: «من باید این کار را انجام دهم » و « من می توانم»، نشانه ی همین تلاش است.

 

و سرانجام ، سومین پایه و اساس براى خوشبختى ، تلاش همراه با « اندیشه » و « تدبیر » است ، تلاشى هدفمند ، برنامه‏ریزى شده و گام به گام، نه تلاشى از روى احساس که آنى مى‏آید و آنى هم مى‏رود . تلاشى که شما را آرام آرام به هدفتان نزدیک کند ، تا به این ترتیب ، از آن همه کوشش و پویش ، خسته نشوید و خود را ملامت نکنید و نگویید: « من مى‏دانستم که نمى‏توانم! » چون ملامت کردنِ خود ، یکى از موانع اساسىِ راه پرفراز و نشیب خوشبختى است.

شاید شما براى رسیدن به خوشبختى، راههاى زیادى را رفته باشید و یا از این راههاى گوناگون، اطلاع پیدا کرده باشید امّا مطمئناً خوشبختى یکى نیست و مسلّماً یک راه هم ندارد. به اقتضاى خوشبختىِ شما، راه مناسب آن نیز وجود دارد.

به نظر مى‏رسد که در بین همه این راهها ، یک راه وجود دارد که مى‏توان آن را حقیقتاً « شاهراه خوشبختى » نامید، همان راهى که مطمئن‏ترین راه است و منتهى به خوشبختى حقیقى، ابدى، و زوال‏ناپذیر مى‏شود. کدام راه؟ راه «ایمان».

نه پول، نه قدرت، نه لباس، نه زیبایى، و نه شُهرتِ من، هیچ کدام مرا به سرمنزل آرامش‏بخش خوشبختى نمى‏رساند، مگر اینکه همه اینها را از خداوند دانسته وشکرگذار باشیم .

شاهراه خوشبختى، همان راهى است که ما را به خداوند ، نزدیک کند و فطرت ما را بیدار سازد ، چون در وجود ما چیزى است بزرگ‏تر از همه عوامل مادّى خوشبختى که ما باید در جستجوى آن باشیم و آن، روح خداجو و خدایى ماست. روحى که نه پیر مى‏شود و نه پیرى بر او تأثیر مى‏گذارد. روحى که اگر در این شاهراه افتاد ، هیچ آفتى نمى‏تواند آن را از بین ببرد ، و مرگ هم برایش پایان خوشبختیها نیست. چون او سعادت ابدى را یافته است. سعادتى که با مردن، تمام نمى‏شود و با بیمارى، از بین نمى‏رود و با فقر، تعارضى ندارد.

سختی ها ومشکلات از نشانه های خوشبختی اند چرا که تا آنها نباشند راحتی وآسایش معنا ندارد.

یکى از این نشانه‏ها « تحرّک داشتن » است ودیگر نشانه خوشبختى، « عمل کردن به دانسته‏ها »ست و توصیه مى‏شود که با این‏کار ، خوشبخت شوید.« همنشینى با دانشمندان و عالمان »، یکى دیگر از نشانه‏هاست. دین مقدّس اسلام، توصیه‏هاى زیادى در این زمینه دارد .ایمان، محاسبه نفس، کوشش در راه اجراى فرمانهاى خداوند و... را نیز مى‏توان از این نشانه‏ها دانست. عجیبْ اینجاست که در میان این نشانه‏ها، « چشیدن سختیها و تلخیها » نیز وجود دارد، چرا که تا مشکلات نباشند ، راحتى معنا ندارد و تا بیمارى نباشد ، ارزش سلامتى شناخته نمى‏شود

خوشبختى مى‏تواند نشانه‏هاى فراوانى داشته باشد و مطمئناً نمى‏توان همه ی آنها را نام برد ، امّا با استفاده از متون دینى‏مان به چند گزینه اشاره مى‏کنیم که آنها را موجب سعادت دانسته‏اند.

خود را دوست داشته باشیم

برای اینکه بتوانیم در برابر مشکلات مقاوم باشیم، زندگی آرامی را تجربه کنیم و به هر چه که آرزو داریم برسیم ، کافی است ابتدا روی خودمان کار کنیم و به توانمندی ها و مهارت هایی در خود دست پیدا کنیم .

برای آن که این توانمندی ها و مهارت ها در برابر برخوردها و واکنش های ناخوشایند اطرافیان و روزگار ، متزلزل نشوند و حتی فراموش نشوند باید تلاش کرد که در ما همیشگی و ماندنی شوند .

بنابراین می بایست ابتدا نقاط ضعف خود را بشناسیم و بدانیم همه ی واکنش هایی که در اطراف می بینیم به نوعی امواجی هستند که ما خود چه در ذهن و چه در رفتار خود آن ها را به سمت خود فرا خوانده ایم. البته قبول دارم افراد بیماری ممکن است در اطراف ما وجود داشته باشند ولی اگر روی خود تسلط داشته باشیم می توانیم از ایجاد ناراحتی ها از سوی ایشان به راحتی جلوگیری کنیم. یا حتی آنها را وادار کنیم که رفتار غلط شان را با ما تغییر دهند یا نهایتا این قدرت را خواهیم داشت که با چیزی که قابل تغییر نیست کنار بیائیم و یا خود را از آن محیط دور کنیم.

دانستن علت رفتارهای اشتباه دیگران و حتی خود ما مثل راه کوتاهی است که ما را زودتر به سر منزل مقصود می رساند.

وقتی به خود دقت کنید و ببینید که چرا زود عصبانی می شوید می شوید یا چه چیزی در رفتار فرد متقابل ، شما را عصبانی می کند خیلی زود حتی در حین مکالمه و احیانا جر و بحث به خود آمده و نسبت به کنترل اوضاع به ویژه به نفع خود اقدام می کنید، آرامش خود را هم حفظ کرده و از آسیب های احتمالی آن برخورد ناشایست نیز خواهید کاست.

دوست داشتن و پذیرفتن خود  میانبری ست برای پیدا کردن شناخت و تغییر نقاط ضعف.

اگر بپذیریم " تو همانی که می اندیشی " پس همان کسی هم هستی که وضعیت کنونی خود را آفریده ای! این مساله آن قدر مهم است که تحول بزرگی در زندگی تو ایجاد می کند. وقتی بپذیریم که آفریننده ی وضع کنونی زندگی مان خود ما هستیم و نه دیگران، آن گاه دیگری را مسئول ناکامی خود نمی دانیم و هر گاه فراموش کنیم که وضعیت مان را می آفرینیم آن وقت است که دیگری را مسئول ناکامی خود دانسته و سرزنش می کنیم و به این ترتیب اقتدار خود را از دست می دهیم.

اگر بپذیریم " تو همانی که می اندیشی " پس همان کسی هم هستی که وضعیت کنونی خود را آفریده ای!

اتفاقات کوچک، تصادفات، ترافیک، تاخیرهای ناخواسته ، دلشوره ها و حتی امراضی که گرفتار آن ها می شویم همگی پیامی دارند تا به ما بفهمانند که یک جای کار غلط است! و ممکن است مفاهیم و علت هایی از اعتبار ندادن و دوست نداشتن خود تا بانی خیر شدن برای دیگران را در بر داشته باشد. اگر نگاه را به دورن خود برگردانیم و اجازه دهیم اعضا و جوارح ما با ما حرف بزنند ، ما از راز بسیاری از واقعیت ها که مدعی هستیم اطرافیان مسبب ایجاد آنها هستند مطلع خواهیم شد.

 

اگر خود را دوست داشته باشیم ، قبول داشته باشیم و وقتی را برای گوش دادن و نگاه کردن به خود بگذاریم ، حتی راه خود را هم پیدا خواهیم کرد و اگر نه اولین ناملایمات ، برخوردها و مقاومت ها و اعتراض ها را از جانب همین اعضا و جوارح خود خواهیم دید! (بییاری از بیماری ها در اثر ضعف روحیه ایجاد یا تشدید می شوند.

 

بنابراین حتما بهتر است که هر چیز را از خود شروع کنیم از دوست داشتن و مهربان بودن گرفته تا قاطع بودن و پذیر ا بودن که تو مسئول کارهای خودت هستی و نه اوضاع و شرایط و حتی دیگران