اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

مدیریت بر احساسات

در زندگی روزمره‌ی خود همواره با حوادث و اتفاقات مختلفی مواجه و یا از وقوع آن‌ها مطلع می‌شویم که هر یک از آن‌ها احساسات یا هیجاناتی را در ما پدید می‌آورند که یقیناً در شکل دادن رفتارهای ما تأثیر‌گذار است. مثلاً وقتی خوش‌حال هستیم به معنای آن است که اتفاق خوبی را پشت‌سر گذاشته‌ایم.



هنگامی که غمگین هستیم، احتمالاً حادثه‌ی ناگواری پیش آمده است. همه‌ی هیجانات و احساسات ما تجربه‌های درونی هستند که هنگام بروز رخدادها حس می‌کنیم. مانند : هیجان خشم، عصبانیت، عشق و محبّت، تنفّر، امید یا ناامیدی، غم، شادی، ترس، نگرانی و اضطراب و ... .



از ویژگی پاسخ‌های هیجانی آن است که سریعتر از پاسخ‌های عقلی عمل می‌کند، ولی از دقت کافی برخوردار نیستند.

برای مثال: وقتی دوستمان به سلام ما پاسخ ندهد، ممکن است فکر کنیم رفتار او توهین و گستاخی به ما بوده، در نتیجه هیجان خشم در ما به وجود خواهد آمد، در صورتی که اگر فکر کنیم که احتمالاً، او امروز با مشکلی درگیر است و حالش خوب نیست، دیگر خشمگین نخواهیم شد و ... ممکن است هیجان شبیه به دلسوزی را تجربه نماییم. اگر با حالات هیجانی مثل غم، خشم یا اضطراب درست رفتار نشود، تأثیر منفی بر جسم و روان‌ ما خواهند گذاشت و پیامدهای ناخوشایندی را برای سلامتی ما در پی‌خواهد داشت

توصیه‌هایی برای افزایش مدیریت بر احساسات

1- با تشکیل جلسات گروهی درباره‌ی احساسات و هیجانات خود مانند شادی و غم، عشق و تنفّر، ترس و شجاعت و ... اطلاعات عینی‌تری پیدا کنیم
2- هیجان‌ها را همانند میهمان خود عزیز بداریم ولی به آن‌ها اجازه ندهیم هر کاری که دوست دارند انجام دهند.

3- سعی کنیم بر هیجانات مثبت و مطلوب خود مانند شادی، عشق، همدلی و ... بیفزاییم.



4- به کودکان کمک کنیم تا لغات و عباراتی را که در برگیرنده‌ی هیجانات و احساسات می‌باشند را بیاموزند و خود نیز بهتر احساسات خود را بیان کنیم. برای مثال: «احساس بی‌قراری می‌کنم.»، «احساس ناامیدی می‌کنم.»، «احساس شادی می‌کنم.» و ... .



5- جهت کسب شناخت بهتر، احساسات و هیجانات دیگران را که با آن‌ها برخورداریم و یا در خیابان و فیلم‌ها و کتاب‌های داستان می‌خوانیم یا می‌بینیم نامگذاری کنیم. برای مثال: «به نظر می‌رسد ناامید شده‌ای»، «مثل این که آن خانم در فیلم احساس حسادت می‌کند.» و ...



6- از کودکان بخواهیم احساسات خود را نقاشی کنند. مثال: «می‌تونی خشم خودت را نقاشی کنی؟»، «وقتی خیلی می‌ترسی قیافه‌‌ات چه شکلی می‌شه؟ آن را برایم نقاشی کن.» و ... .



7- ضمن به‌وجود آوردن محیطی امن و آرامش بخش درباره‌ی احساسات به راحتی صحبت کنیم و صداقت هیجانی را از طریق عشق بدون قید و شرط تشویق کنیم.



8- توجه داشته باشیم که هیجانات نمایان شده معمولاً یک احساس ثانویه است. مثلاً وقتی با کارنامه ی خراب فرزندمان روبه رو می‌شویم اول احساس ناامیدی می‌کنیم، سپس عصبانی می‌شویم و یا وقتی ماشین با سرعت جلوی اتومبیل ما می‌پیچد، اول می‌ترسیم سپس عصبانی می‌شویم.



9- هیجانات منفی ما از جمع شدن نیازهای هیجانی برآورده نشده ی ما به وجود می‌آید، پس بهتر است در باره‌ی هیجانات ظاهراً منفی مثل خشم گفتگو کنیم.



10- به جای نام‌گذاری افراد با صفات گوناگون (دست وپا چلفتی، دیوانه، ترسو و...) احساسات آنان را نامگذاری کنیم. مانند: «اکنون احساس خجالت می‌کنی.»، «مثل این که خشمگین هستی.»، «به نظر می‌رسد که احساس ترس می‌کنی.» و... .



11- برای شناخت بهتر احساسات دیگران از دستور دادن، توهین و قضاوت و نصیحت و تهدید کردن پرهیز نموده و با گوش دادن به آنان و دقیق شدن به زبان بدن (حالات و حرکات اعضای بدن و صورت) احساسات آن‌ها را شناسایی کنیم.



12- هیجان‌های خود (مخصوصاً هیجانات منفی) را بلافاصله ابراز نکنیم.



13- در حالات هیجانی شدید، بحث نکنیم و تصمیم‌ نگیریم چون تابع احساسات منفی خواهیم شد.



14- در هیجان‌های مثبت و منفی یکدیگر سهیم شویم.



15- در کنترل هیجانات پر انرژی مثل خشم و تنفر از روش‌های آرمیدگی عضلانی، تنفس عمیق، قدم زدن، نوشیدن آب سرد، دویدن و ... استفاده نماییم.



16- هر گاه تصوّر کردیم از نظر احساسی و هیجانی احتیاج به کمک و تقویت بیشتر داریم به دوستان با تجربه و یا (روانشناس و مشاور) مراجعه نماییم.



17- سعی کنیم رفتارهای هیجان‌های نامطلوب و سمی (مانند خشم، اندوه، افسردگی و ...) را به تعویق انداخته و به تدریج ترک نماییم تا از اثرات مخرّب آن در امان باشیم.
18- تأثیر افکار بر احساسات و هیجانات بسیار زیاد است، ضروری است با شناخت افکار و افزایش خودآگاهی هیجانات خود را بیش از پیش کنترل نماییم.
به یاد داشته باشیم که بزه و جرم و جنایت از احساس ضعف، احساس ناکامی، احساس تحت کنترل بودن و احساس مغبون شدن به وجود می‌آید. اسلحه و چاقو، آتش و سنگ و یا مواد مخدر، جانشین احساس محترم بودن می‌گردد.



کسانی که مورد احترام قرار می‌گیرند نیازی به اسلحه و چاقو برای قدرتمند شدن و یا سیگار برای احساس بزرگی و قدرت ندارند.



پس بیائیم با تکریم و محبت و عشق ورزی، هیجان‌های منفی را به مثبت تبدیل کنیم

«خدایا شکر، من زنده‌ام

با صدای زنگ ساعت بیدار می‌شم. همین‌ طوری که چشمایم بسته‌ست، بی‌اختیار می‌گم:

«خدایا شکر، من زنده‌ام! خدایا شکرت که به من، یه روز دیگه فرصت دادی که زندگی کنم، که بتونم آفریده‌های قشنگ تو رو تماشا کنم.»



چشمام رو که باز می‌کنم، تصمیم‌هایی می‌گیرم، پیش خودم می‌گم:

«حالا که زنده‌ام، حالا که این فرصت به من داده شده، این فرصت طلایی! ازش استفاده می‌کنم. نمی‌خوام امروزم مانند دیروز باشه. امروز یه روز دیگه‌ست و به‌طور حتم یه روز بهتر!



شاید مجبور باشم برخی کارها رو از روی اجبار انجام بدم؛ ولی باشه؛ همونا رو هم طوری انجام می‌دم که اگه مردم، یعنی فرصت زنده بودن ازم گرفته شد، بگم:

«آفرین به من! چه خوب زندگی کردم؛ چه‌قدر معنای زنده بودن را فهمیدم؛ چه‌قدر آدم خوبی بودم! تا تونستم از محبت‌هایی که خدا تو دلم گذاشته بود، بخشیدم، خسیس نبودم؛ خست عاطفی نداشتم. از همه‌ی چیزهای خوب تعریف کردم، حالا هر جا که بود و مال هر کی که بود. چون همه‌ی چیزای خوب، خدایی هستن. چه زیبایی و جمال یه آدم، چه خط خوب یه نفر، چه عادت خوب یه بنده‌ی خدا، چه یه منظره‌ی زیبایی

باز با خودم فکر می‌کنم چه خوب می‌شه بعد از مردنم، وقتی که همه‌ی فرصت‌های زندگی از من گرفته شده، بتونم به خودم بگم: «آفرین به من! که خسیس نبودم، می‌دونستم که خزانه‌های خدا پر از گنجه! و جاهایی رو که من خالی می‌کنم، پر می‌کنه. من از مالم بخشیدم. به اونایی که لازم داشتن، به یه گرسنه؛ به یه پیر، به یه تنها، به یه ناتوان، برای اسبا‌ب‌بازی یه بچه، برای خرج تحصیل یه آدم، برای هدیه به یه عروس و برای کمک به یه مسافر.»

به نظرم بخشیدن، یه جور شکر کردنه و شکر کردن فقط به زبون نیست، بلکه به عمله، برای شکر کردن، باید یه کاری انجام بدیم.

تصمیم‌ می‌گیرم که از لباسام هم ببخشم. مگه یه آدم، چند تا لباس می‌خواد؟ این‌جوری کمدم رو خلوت می‌کنم؛ سبک می‌شم. در گذشته هم هر وقت این کار رو کردم، یا سوغاتی‌ از جایی که هرگز انتظارشو نداشتم، بهم رسیده یا لباس‌های نو با قیمت‌های بسیار کم و باور نکردنی گیرم اومده، می‌دونم که اون بخشنده‌ی بی‌منت، جاهای خالی رو پر می‌کنه!



آخر سر هم، تصمیم می‌گیرم تو دلم یه خونه تکونی راه بیندازم! می‌خوام همه‌رو ببخشم! اونایی رو که ازشون گله دارم، اونایی که به من بی‌محبتی کردن، اونایی که جواب خوبی‌های منو ندادن و اونایی که با نیش حرف‌شون یا تیر نگاه‌شون، منو رنجوندن؛ همه‌رو می‌بخشم، آره، این‌جوری بهتره! چه‌قدر سبک می‌شم، دلم خالی می‌شه. خونه‌تکونی همیشه خوبه؛ هر لحظه! چرا باید منتظر نوروز سال بعد باشیم؟

«خدایا شکر، من زنده‌ام

«خدایا شکر، من زنده‌ام

...............

زن و شوهر باتقوا

مرد باتقوا، برای تأمین مخارج خانه جز به کسب حلال روی نمی‌آورد و به غیر از مال حلال مالی قبولی نمی‌کند. او با تحصیل حلال الهی مقید به رعایت حقوق تمام افرادی است که از طریق کسب و تجارت با او سرو کار دارند، و به عبارت دیگر از وجود او در بیرون از خانه به بندگان خدا ضرر و زیان نمی‌رسد. او به خاطر تقوای الهی دور حرام نمی‌گردد، و گنج عفت نفس و قناعت را از دست نمی‌دهد

مرد باتقوا چون از کسب و کار فارغ شود و به خانه باز آید، تمام کوفتگی و خستگی خود را کنار درب خانه می‌ریزد و با نشاط و شادی و خوشدلی و خوشحالی وارد خانه می‌شود، به همسرش لبخند محبت می‌زند، و زحمات روزانه ی او را نسبت به نظافت خانه، و پخت و پز، و نگهداری فرزندان «خسته نباشی» می‌گوید، وی را ارج می‌نهد، با او و بچه‌ها با مهربانی و محبت برخورد می‌کند، و هر یک را در خور شأنش احترام می‌نماید.

مرد باتقوا گاهی حلال و حرام، معروف و منکر، حسنات و سیئات را به اهل بیتش گوشزد می‌کند و نمی‌گذارد آنان در مسئله ی دین و دین‌داری دچار غفلت شوند.



مرد باتقوا همه ی عمر و وقت خود را صرف بیرون نمی‌کند، و خنده و نشاط خود را تنها برای دوستان نمی‌برد، و در مسجد رفتن و شرکت در جلسات مذهبی راه افراط نمی‌پیماید.



مرد باتقوا به این نکته توجه دارد که اسلام رعایت اعتدال و اقتصاد را در تمام امور حتی در عبادات سفارش فرموده، و از کم گذاشتن از حق زن و فرزند به بهانه ی رفت و آمد با دوستان، یا شرکت در مجالس نهی فرموده است.



در هر صورت مرد باتقوا، در همه ی شئون زندگی آداب لازم را رعایت می‌نماید، و از این راه به استحکام بنای خانواده، و جلب محبت زن و فرزند کمک می‌نماید.



زن باتقوا، عفت و عصمت و پاکدامنی خود را حفظ می‌کند، با شور و شوق به کار خانه می‌رسد، زمینه ی رفع خستگی شوهر را که محصول کار بیرون است فراهم می‌نماید، از فرزندان خود به نحو شایسته نگهداری می‌کند، با شوهر و فرزندان براساس اخلاق اسلامی رفتار می‌کند، از عبادتش غفلت نمی‌ورزد و خانه را کانون عشق و صفا، مهر و محبت، و شور و شوق می‌نماید

زن باتقوا از همسرش با تکیه بر اصول الهی اطاعت می‌کند، به خواسته‌های به حق او پاسخ مثبت می‌دهد، از عصبانیت و خشم و کبر می‌پرهیزد، با اقوام شوهرش با مهر و محبت و اخلاق اسلامی روبرو می‌شود، بوقت آمدن شوهر از عرصه کار و کسب تا درب خانه به استقبال می‌رود، و به وقت خروج شوهر وی را بدرقه می‌کند، و از وی می‌خواهد جز حلال خدا به خانه نیاور که ما به حلال خداوند گرچه اندک باشد قناعت می‌کنیم، و زیر بار حرام نمی‌رویم: مبادا به بهانه ی داشتن زن و فرزند، و خرج و مخارج از محدوده ی مقررات الهی تجاوز کنی، و زندگی را به حرام آلوده نمایی!»

زن باتقوا از چشم و همچشمی پرهیز دارد، و شوهرش را به خاطر همرنگ شدن با زندگی اقوام خود، یا اقوام شوهرش در تنگنا قرار نمی‌دهد و او را خجالت زده نمی‌کند.

چنین زن و شوهری مقبول حق، و منبع خیر و نمونه ی بارز انسان الهی هستند، و در میانه آن دو همان خانه‌‌ای بوجود می آید که خدا می‌خواهد، و در فضای آن خانه فرزندانی تربیت می‌شوند که حق طلب می‌کند