اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

حد فاصل بین کودکی و بزرگسالی

دوره‌ ی نوجوانی دوران تحول، تغییرات، تجلی شکل‌گیری شخصیت و یا دوره ی «تولد دوباره» انسان است.



دوره ی نوجوانی «دوران منفی» ، «دوره ی زندگی تشنج انگیز» و «دوره ی طوفان و فشار» است.



دوره ی نوجوانی دوره ی «نشاط و شادابی» ، « هدایت و هویت‌یابی» و « مسئولیت‌پذیری» است.



دوره ی نوجوانی «نقطه ی عطف زندگی انسان» است.



دوره ی نوجوانی برزخی است که حد فاصل بین کودکی و بزرگسالی است. نوجوان از یک‌سو در حال گسیختن پیوندهای خود با دوران کودکی و از سوی دیگر شیفته ی دستیابی به استقلال دوران جوانی و بزرگسالی است ولی به طور کامل نه این است و نه آن و خود نیز در این کشمکش اسیر است.



بی‌شک نوجوان پس از گذر از دوران حساس، و هیجان آمیز بلوغ به تدریج با نرمی و آرامش به کانون گرم و پرعطوفت خانواده علاقمندتر می شود و محبت و جوشش و دلبستگی و همدلی خود را بیش از بیش به خانواده ابراز می‌کند.



والدینی که تا پایان دوران نوجوانی، با صبر و شکیبایی و سعه ی صدر و انعطاف‌پذیری منتظر آرامش فرزند نوجوان خود باقی می‌مانند،کار صحیح را می کنند . معمولاً ما والدین با توجه به طرز تفکر و برداشت خود افکار و رفتار نوجوان را ارزیابی می‌کنیم، در صورتیکه بهتر است به دورانی که خود نوجوان بوده‌ایم برگردیم و احساسات، عقید‌ه‌ها و آرمان‌ها و ‌آرزوهایی را که داشتیم به خاطر بیاوریم. در این صورت توفیق آنرا خواهیم یافت که مسائل را از دید نوجوان خود نگاه کنیم تا بتوانیم با او ارتباط مناسب تری برقرار کنیم.


تعریف نوجوانی

دوره ی انتقال از کودکی به بزرگسالی است. تقریباً از یازده سالگی آغاز می‌شود و تا هیجده سالگی ادامه می‌یابد. دوره‌ای است آکنده از تعارض و نوسان بین وابستگی و استقلال. نوجوانی دوره‌ای است شبیه به رویا که در آن هر حادثه و اتفاقی ممکن است رخ دهد. در این دوره اضطراب‌ها، دلهره‌ها، کابوس‌ها، ترس‌ها و در هم آمیختن تفکرات یا خیال‌پردازی‌ها امری عادی تلقی می‌شود.



رابطه ی نوجوان با خودش، با خانواده‌اش، با دوستانش و بطور کلی با همه بهم می‌خورد، کم حوصلگی، حساسیت، استقلال‌طلبی، حادثه‌جویی، بهانه‌جویی و مواردی از این قبیل نوجوان را نا‌آرام جلوه می‌دهد اما این جلوه‌های گوناگون نوجوانی هیچکدام بیهوده و بیمار‌گونه نیستند، هر کدام برای خود فلسفه‌ای دارند، مثلاً:



- اگر نوجوان ستیزه جوست در ستیزه جویی‌هایش میل به مهم جلوه کردن دارد، دوست دارد مورد توجه اطرافیان قرار بگیرد، در گروه خود موقعیت خاصی داشته باشد، همه او را بعنوان یک فرد با ارزش بشناسند.

- مد پرستی و قهرمان دوستی‌اش حاکی از نیاز یک نوجوان به مدل و راهنما و الگوست.

- نوجوان اگر خرده‌گیر و عیب جوست برای این است که حس داوری و تشخیص او رو به توسعه است، می‌خواهد معنا و مفهوم درست زندگی را دریابد.

- اگر نوجوان لجباز و سرکش است می‌تواند به این دلیل باشد که شوق به آزادی و خود مختاری دارد، دوست دارد بزرگسالان در کارهایش دخالت نکنند، دوست دارد اتاق مخصوص به خود داشته باشد و با سلیقه ی خودش آن را تزئین کند.

- نوجوان در رویا سازی‌ها و خیال‌پردازی‌هایش در جستجوی آینده‌ای نامعلوم و کشف استعدادها و آرمان‌های نهایی خویش است اگر جلوه‌های نوجوانی به درستی فهمیده و شناخته شوند، زندگی با نوجوانان کار دشواری نخواهد بود و اگر میل‌های طبیعی نوجوان به اندازه ی صحیح ارضاء شوند و در مسیر خود به حرکت در آیند، نوجوان می‌تواند به آسانی خود را با جامعه تطبیق دهد.



نیازهای نوجوانی

1- نیاز به امنیت خاطر: نوجوان در این دوره بیش از هر زمانی نیازمند آرامش درونی برای تحصیل و فعالیت می‌باشد و هر چه خانه و مدرسه و جامعه بتوانند آرامش روحی او را فراهم نمایند رشد و بالندگی مطلوب او را تأمین نموده‌اند.

2- نیاز به عدالت: روحیه ی غالب نوجوان در این دوره عدالت خواهی و آرمان گرایی است و در مقابل کوچکترین تبعیض و ظلمی که احساس کند واکنش نشان داده و اعتراض می‌کند.

3- نیاز تعلق به گروه: نوجوان میزان لیاقت خود را با توجه به تعلق گروه می‌سنجد حتی برای عضویت در گروه خاص و مورد علاقه ی خود حاضر است به کارهای خطرناک دست بزند. در این دنیای متغیر نوجوان با تعلق به گروه احساس آرامش می‌کند.

4- نیاز به هویت‌یابی: بخشی از شخصیت را به نام هویت می‌شناسیم و نوجوان مایل است با کشف پاسخ به این سوال که من کیستم؟ و برای چه زندگی می‌کنم؟ هویت و شخصیت خود را بشناسد و بشناساند.

5- نیاز به معنویت: معنویت و ایمان به خدا دار بست وجودی نسل نوجوان است و گرایش به دین و ابعاد اخلاقی نیز از این مقوله است.

6- نیاز به موفقیت و عزت نفس: برای درک صحیح و تقویت موفقیت و عزت نفس در نوجوان بهتر است او را با رفتار خودش مقایسه کرد نه با دیگران و این موفقیت برای او همانند آب گوارایی خواهد بود در صحرای سوزان .

7- نیاز به تکریم و محبت: نوجوان بیش از بزرگسالان نیازمند تکریم و محبت از سوی دیگران (به ویژه والدین) می‌باشند تا همواره روانی شاد و دلی با نشاط داشته باشد.

8- نیاز به نوجوئی: نوجوان کنجکاوانه به دنبال کشف پدیده‌های جدید است و از رفتارهای عادی و یکنواخت همیشگی گریزان است و همواره به دنبال هوای تازه‌تری می‌گردد.



ویژگی‌های نوجوانی

- قد و وزن نوجوان رشد سریع دارد.

- از نظر اخلاقی، روح عرفان، اخلاق و معنویت در نوجوان تجلّی می‌یابد.

- احساس فداکاری و مبارزه طلبی دارد.

- در مقابل ناکامی‌ها حالت یأس و نومیدی دارد.

- حالت خود آراستگی، رویایی و خیال‌پردازی دارد.

- نوجوان خود را کشف می‌کند ؛ یعنی حالت «خودگردانی» پیدا می‌کند.

- معیار دوستی‌اش بیشتر بر مبنای عواطف شکل می‌گیرد.

- به جنس مخالف گرایش و تمایل ارتباط پیدا می‌کند.

- نوجوان مسئولیت‌پذیر می‌شود، اتخاذ تصمیم می‌کند و مسئولیت اعمال خویش را برعهده می‌گیرد.

- نوجوان با دیگران (به ویژه همسالان)، ابراز همدردی نموده و دیگران را درک می‌کند.

- ابتدای نوجوانی دوره ی «حساسیت» است، نوجوان با کوچک ترین تحریکی عصبانی می‌شود.

- هیجان‌های دوره ی نوجوانی بسیار متغیر و متناقض هستند.

- نوجوان دارای خلق و خوی کاملاً متنوع است.

- در موقع خشم، رفتار ظاهری خویش را نمی‌تواند کنترل کند و دارای حالت عدم تعادل عاطفی و هیجانی است.



اندیشه‌های نوجوان:

- نوجوان دنیا را زیبا و قشنگ می‌بیند.

- نوجوان به ندای فطری و الهام وجدان اخلاقی پای بند می‌باشد، عاشق حق و حقیقت و علاقمند به پاکی و تقدس است.

- نوجوان برای نیکی و درستکاری حساسیت دارد و از آن لذت می‌برد و خوشحال و با نشاط می‌گردد.

- نوجوان همواره در اندیشه ی پاکی، فضیلت و نجابت است، می‌کوشد گفتار و رفتارش بر راستی و درستی استوار باشد.

- نوجوان از اعمال نادرست دیگران رنج می‌برد و مایل است دنیای جدیدی براساس اخلاق، عدل و انصاف پایه‌گذاری کند.

- نوجوان برای بنیاد شخصیت خویش نیاز به راهنما و رهبری دارد تا بتواند وی را الگوی خود قرار دهد، بهترین الگودر ابتدا، والدین هستند.

انتقاد

آیا انتقاد سبب خشم و عصبانیت شما می‌شود؟

آیا شما نیز گه‌گاه با سخنان انتقادآمیز خود موجب رنجش دیگران می‌شوید؟ آیا از ترس این‌که مبادا کسی را از خود برنجانید، در بیان مطالبی که آن را مفید می‌دانید، تردید می‌کنید؟

پاسخ این پرسش‌ها اغلب مثبت می‌باشد چرا که مردم معمولاً‌ تمایل دارند انتقاد را به شکل منفی به کار برند و تعبیر و تفسیر کنند و یا به دلیل منفی بودنش از انتقاد کردن خودداری نمایند. اگر چند نفر را به طور اتفاقی انتخاب کنید و از آنان بپرسید « معنی انتقاد چیست؟» به احتمال زیاد خواهند گفت: «انتقاد اظهارنظری است مخرب، تحقیر‌کننده یا خصومت‌آمیز که هدفش عیبجویی است.»



چرا انتقاد در مفهوم رایج خود دارای تاثیر تا بدین حد مخرب و منفی است؟

در انتقادهای متداول، انتقاد کننده معمولاً به شکلی غیرمنصفانه فقط روی نقاط ضعف انگشت می‌گذارد.

انتقاد به صورت متداول خود جریانی منحصراً‌ یکسویه است.

انتقاد نادرست احتمال رشد و پیشرفت را از بین می‌برد. این شیوه با تمرکز بر روی اعمال گذشته فرد روزنه هر نوع جبران و پرهیز از خطا را می‌بندد. وقت آن رسیده که در تعریف انتقاد تجدید نظر کنیم و بدین ترتیب مفهوم قبلی آن را تغییر داده، در روند انتقاد کردن و انتقاد شنیدن تحول و اصلاحاتی ایجاد کنیم. به تعاریف جدید توجه کنید:
انتقاد عبارت است از انتقال اطلاعات به دیگران به نحوی که افراد مورد انتقاد بتوانند آن را در جهت مصالح خود به کار برند.

و یا انتقاد وسیله ای است برای تشویق و افزایش رشد فردی و روابط اجتماعی.

برای اینکه انتقادمان سازنده باشد و از آن احساس خشنودی کنیم، باید به یک پرسش کلیدی پاسخ دهیم: اطلاعاتی را که می‌خواهیم به فرد مخاطب بدهیم، چگونه بیان کنیم که از یک طرف مخاطب ما آن را بپذیرد و از آن سود ببرد و از طرف دیگر به بهبود روابط ما با او کمک کند "به عبارتی دیگر" چه بگوییم ؟ "و" چگونه بگوییم ؟"

این پرسش، مرکز ثقل مساله را از عیبجویی به حل مشکل تغییر می‌دهد.

برای طرح یک انتقاد سازنده و مؤثر باید موارد ذیل را مدنظر داشته باشید:

رفتار مورد انتقاد را مشخص کنید.

انتقاد خود را تا حدامکان واضح و مشخص بیان کنید.

اطمینان حاصل کنید که اعمال و رفتاری را که مورد انتقاد قرار می‌دهید، قابل تغییر است. در غیر این‌صورت از انتقاد صرف‌نظر کنید.

از عبارت «نظر شخصی من این است» استفاده کنید و از تحمیل نظریات خود بپرهیزید.

واضح و شمرده سخن بگویید، به طوری که طرف مقابل انتقاد شما و دلیل مطرح کردن آن را بفهمد.

موضوع را کش ندهید و انتقاد را به سخنرانی تبدیل نکنید، زیرا شنونده بی‌حوصله می‌شود و توجهی به آن نمی‌کند.

بکوشید انگیزه‌هایی برای تغییر رفتار پیدا کنید و خود را متعهد بدانید که انتقاد شونده را در حل مشکلش کمک کنید.

اجازه ندهید گفته هایتان از احساسات منفی شما رنگ بگیرد. مواظب باشید صدایتان بلند و لحن کلامتان خشن و طعنه‌آمیز نباشد.
از ژست‌های خشم‌آلود، مانند گره کردن دست، اخم کردن، گره به ابرو انداختن و نظایر آن بپرهیزید.

حالت و رفتار شما می‌بایست گفته‌های شما را تقویت کند نه آنکه آنها را نفی کند.

با مشکلات و احساسات طرف مقابل، همدلی نشان دهید و شتابزده انتقاد نکنید.

بکوشید با پیش‌بینی واکنش‌های منفی شخصی که مورد انتقاد قرار می‌‌گیرد، از بروز آن جلوگیری کنید. جملاتی مانند: «می دانم که به من این اجازه را می دهید که در مورد … حرف بزنم، چون معتقدم که برای شما مفید خواهد بود». در کاهش واکنش‌های منفی مؤثر می‌باشد.

اگر نتیجه انتقاد خود را در رفتار انتقاد شونده مشاهده نمودید، وی را تحسین کنید

مدیریت زمان

کیفیت زندگی شما بستگی دارد به کیفیت مدیریت شما در استفاده بهتر از وقت. وقت با ارزش ترین منبع مالی و تمام موجودی شما برای خرید چیزهایی است که در زندگی خواهان آن هستید . وقت از بین رفتنی است ، نمی توان آن را پس انداز کرد . فقط می توان آن را به روش های مختلفی خرج کرد .
هیچ چیز را نمی توان جایگزین وقت کرد . هیچ چیز دیگری قابلیت آن را ندارد . مخصوصا در مورد روابط شخصی .
استفاده از وقت ضروری است . هر کاری نیاز به صرف مقداری وقت دارد .
وقت برای به ثمر رساندن هر کاری لازم است . شما چطور از وقتتان استفاده می کنید ؟
مدیریت زمان مهارتی است که می توان آن را با انضباط و تمرین فرا گرفت .
مدیریت زمان شما را قادر می سازد که جریان وقایع را تحت کنترل بگیرید .
شما همیشه آزادید که انتخاب کنید چه کاری را اول انجام دهید ، چه کاری را پس از آن انجام دهید و چه کاری را اصلا انجام ندهید .
مدیریت زمان بیش از هر چیز به انضباط فردی ، خویشتن داری و تسلط بر نفس نیاز دارد .
اکثر مردم سرگرم فعالیت هایی هستند که بیشتر آرامش بخشند تا هدفمند بنابر این :
مدام از خود بپرسید : آیا کاری که مشغول انجام آن هستم بیشترین بازده برای وقت صرف شده را دارد یا نه ؟
وقت ماده خام زندگی است شما چطور آن را عمل می آورید ؟
از کمبود وقت گله نکنید شما تمام وقتی را که وجود دارد دراختیار دارید .
بهره وری بالا نتیجه بالا بردن کارایی وقت است . به این ترتیب که فقط مهمترین کارها را انجام دهید .
توانایی شما در به تعویق انداختن خوشی های کوتاه مدت تعیین کننده میزان پیشرفت مالی شما در دراز مدت است .
ارزش هر چیزی را می توان با مقدار وقتی که حاضرید صرف آن کنید، اندازه گیری کرد .
انجام کاری که واقعا از آن لذت می برید رمز عملکرد عالی است .
جمع آوری هر ثروتی با فروش خدمات فردی ، یا در واقع وقت شخصی ، آغاز می شود .
بدترین نوع هدر دادن وقت این است که کارهایی را که اصلا نیازی به انجام دادنشان نیست به بهترین نحو ممکن انجام دهیم .
انجام کاری که واقعا از آن لذت می برید رمز عملکرد عالی است .
هر وقت می بینید کاری خیلی خوب پیش می رود ، می توانید دو چیز دیگر را هم پیدا کنید : یک آدم یک دنده و یک احساس وظیفه .
آیا در گذشته، خود را درگیر کاری کرده اید که اگر اطلاعات امروزتان را داشتید، حاضر نمی شدید به آن تن دهید ؟
همیشه از خودتان بپرسید : با ارزش ترین استفاده ای که در حال حاضر می توانم از وقتم بکنم چیست ؟
مدیریت زمان وسیله ای است که می تواند شما را از جایی که هستید به جایی که می خواهید باشید برساند .
اگر همین امروز یک میلیارد تومان برنده شوید ، چه کارهایی را به نحو دیگری انجام می دهید و چگونه زندگی خود را تغییر خواهید داد ؟
اگر همین امروز به شما بگویند فقط شش ماه دیگر زنده اید ، چه می کنید و وقت خود را چگونه صرف خواهید کرد؟
چه رویاهایی در سر دارید ؟ اگر هیچ محدودیتی نداشتید ، دلتان می خواست چه جور آدمی باشید ؟ چه چیزهایی داشته باشید ؟ و چه کارهایی انجام دهید ؟
اگر مطمئن بودید شکست نمی خورید ، جرات می کردید کدام آرزوی بزرگ خود را عملی کنید ؟
وظیفه شخصی شما چیست ؟ آیا هماهنگ با آن زندگی می کنید ؟
یادگیری مداوم حداقل شرط لازم برای موفقیت در هر زمینه ای است که در آن فعالیت می کنید . هر روز چیز جدیدی بیاموزید .
هر فعالیت یا عدم فعالیتی مستلزم انتخابی است بین آنچه بیشتر اهمیت دارد و آنچه کمتر اهمیت دارد .
قانون حذف گزینه ها می گوید : انجام یک کار مستلزم صرف نظر از انجام کارهای دیگری است .
اصل پاراتو می گوید ۸۰% از دست آوردهای شما نتیجه ۲۰% از فعالیت های شماست . ۲۰% فعالیت های سازنده شما کدامند ؟
۲۰% وقتی که صرف برنامه ریزی برای یک پروژه می کنید به اندازه ۸۰% وقتی که صرف انجام تمام پروژه می کنید ارزش دارد
برای فعالیت های خود اولویت و ممنوعیت تعیین کنید . چه فعالیت هایی را باید رها کنید تا بتوانید برای کارهایی که حقیقتا مهم هستند
جای بیشتری باز کنید ؟
قانون حد توانایی می گوید : همیشه برای انجام ضروری ترین کارها وقت کافی وجود دارد .
برای اولویت بندی کارها باید نتایج هر کدام از آنها را در دراز مدت در نظر گرفت .
پاداش شما همیشه بر مبنای نتایجی که به دست می آورید تعیین می شود ، از شما انتظار می رود که چه نتایجی به دست آورید ؟
چه کاری است که شما ، و فقط شما ، می توانید انجام دهید و اگر خوب انجام شود یک دگرگونی واقعی به وجود می آورد ؟
برای اینکه به کاری بیشتر بپردازید باید کار دیگری را کمتر انجام دهید . چه کارهایی را باید بیشتر و چه کارهایی را باید کمتر انجام دهید ؟
با وقت خود مثل پول رفتار کنید . چطور می توانید وقتتان را به بهترین نحو صرف کنید تا بیشترین رضایت حاصل شود .
آرامش ذهنی را بالاترین هدف خود قرار دهید و وقت و زندگی خود را حول محور آن تنظیم کنید .
پیشرفت های جزئی در استفاده بهتر از وقت می تواند در مجموع منجر به دگرگونی های اساسی در زندگی شما شود .
وقتی که با خانواده هستید ، صددرصد وقت خود را جسما و روحا در اختیار آنها قرار دهید .
مقدار قابل ملاحظه ای از وقت خود را با کسانی بگذرانید که در زندگی برای شما بیشترین اهمیت را دارند و نگذارید که در طول این مدت کسی مزاحمتان شود.
در خانه کمیت وقت و در کار کیفیت وقت است که به حساب می آید آنها را با هم مخلوط نکنید .
اهمیتی ندارد که از کجا آمده اید ، مهم این است که به کجا می روید .
پاداشهایی که در زندگی می گیرید بستگی به این دارد که چه کاری می کنید ، چقدر خوب آن را انجام می دهید و چقدر مشکل است که بتوان کسی را جایگزین شما کرد .
یکی از بهترین راه های استفاده از وقت این است که قابلیتهای خود را در زمینه هایی که نتایج کلیدی را برای شما به بار می آورد افزایش دهید .
استعداد و توانایی های منحصر به فرد شما کدام است ؟ چطور می توانید آنها را به حد اکثر برسانید .
اینکه چه کسی باشید و در چه موقعیتی قرار داشته باشید بر عهده شما و نتیجه انتخابها و تصمیم گیری های خودتان است .
همه چیز به حساب می آید . هر کاری که انجام دهید یا به شما کمک می کند یا آسیب میرساند ، هیچ چیز خنثی نیست .
نقطه آغاز تصمیم های بهتر نقطه پایان تصمیم های بدتر است .
در شغل شما چه عواملی برای پیشرفت حیاتی هستند ؟ در انجام چه کاری باید حتما عالی باشید تا بتوانید به موفقیت دست یابید ؟
نقاط قوت و ضعف شما در چه زمینه ای است ؟ یک نقطه ضعف کافی است تا شما را از پیشرفت باز دارد .
تمام آموزشهای ممکن را ببینید . یک ایده خوب کافی است تا شما را از انجام سالها کار سخت معاف کند .
اگر بخواهید همین امروز شروع کنید ، برای غلبه بر ضعف ها و به حداکثر رساندن قدرت هایتان چه کار می توانید بکنید ؟
هر دقیقه ای که صرف برنامه ریزی می کنید در انجام کار ده دقیقه صرفه جویی می کنید . بدین ترتیب ، بازده انرژی شما ۱۰۰۰ % افزایش می یابد .
روشن نبودن قضایا علت اصلی اتلاف وقت است . مدام از خودتان بپرسید : می خواهم چه کاری انجام بدهم ؟ و چطور می خواهم این کار را انجام بدهم ؟
بعضی ها می توانند وقت آدم را زیاد تلف کنند . چه کسی در محیط کار وقت شما را تلف می کند ؟
شما در محیط کار وقت چه کسی را تلف می کنید و این کار را چطور انجام می دهید ؟
کلمه نه می تواند در صرفه جویی در وقت کمک بزرگی به شما بکند . به هر چیزی که بهترین و عالی ترین استفاده از وقتتان نیست نه بگویید .