اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

چه عملی در نهایت ، تعیین کننده شخصیت و راه زندگانی ماست ؟

شاید رویایی است که آن را فراموش کرده اید و یا درشرف زوال و نابودی است . اگر آرزوی شما عملی می شد ، وضع امروزی شماچگونه بود؟
اکنون چند لحظه وقت صرف کنید و در رویا و آرزوی خود فرو بروید و ببینید خواسته واقعی شما در زندگی چیست ؟ کارهایی که گاه به گاه انجام می دهیم، ملاک نیستند، بلکه اعمال دائمی ما هستند که نقش تعیین کننده دارند.

پدر همه اعمال ما کدام است ؟

چه عملی در نهایت ، تعیین کننده شخصیت و راه زندگانی ماست ؟ پاسخ این پرسش در کلمه تصمیم نهفته است.در لحظات تصمیمگیری است که سرنوشت ما رقم زده می شود . آنچه سرنوشت ما را تعیین می کند شرایط زندگیمان نیست ، بلکه تصمیمهای ماست.

چه کسی باور می کردکه ایمان مردی آرام و بی ادعا ، حقوقدانی که به اصل مسالمت معتقد بود چنان قدرتی داشته باشد که امپراطوری وسیعی را واژگون کند ؟ مع ذالک تصمیم مهاتماگاندی واعتقاد او به اینکه بدون توسل به خشونت می توان به مردم هند کمک کرد تا دوباره زمام کشور خود رابدست گیرند یک رشته وقایع زنجیره ای غیر منتظره را سبب شد.ببینید یک تصمیم ، که به موقع و با ایمان کامل به آن عمل می شود ، چه نیرویی دارد. هنگامی که خیلی ها این کار را رویایی غیر ممکن تصور می کردند استقامت و پابندی گاندی به تصمیمی که گرفته بودآن رویا را به واقعیتی غیرقابل انکار مبدل کرد.

نکته آن است که خود را متعهد کنیم بطوری که نتوانیم از تصمیم خود بر گردیم. اگر شما همین اندازه شور و شوق، ایمان و عمل در خود سراغ داشتید که بتوانید حرکتی توقف نا پذیر را به وجود آورید، دست به چه اقداماتی می زدید؟

در درون هر یک از ما منابع نیروی عظیمی به ودیعه نهاده شده است که می تواند ما رابه کلیه آرزوهای خود و حتی به چیزی بیش از آن برساند. یک تصمیم ، می تواند دریچه های بسیاری را به روی ما باز کند و شادمانی یا غم ، سعادت یا بی نوایی، با هم بودن یا انزوا عمرطولانی و یا مرگ زود رس را به ارمغان آورد.
همین امروز ، تصمیمی بگیرید که بلافاصله موجب دگرگونی یا بهبود کیفیت زندگیتان شود.

کاری را که به تعویق انداخته اید انجام دهید... مهارت تازه ای فرا بگیرید ... با دلسوزی و احترام بیشتری نسبت به دیگران رفتار کنید ... و یا به کسی که چند سال است با او صحبت نکرده اید ، تلفن کنید .

فقط بدانید که همه تصمیم ها دارای پی آمد هایی هستند. حتی اگرهیچ تصمیمی نگیرید، این خود نوعی تصمیم است
در گذشته، چه تصمیمهایی گرفته، یا نگرفته اید که بر زندگی امروزی شما تاثیر شدیدی داشته است ؟
در سال 1955 خانم روزاپارکس تصمیم گرفت که از یک قانون غیر عادلانه و مبتنی بر تبعیض نژادی سرپیچی کند. وی از اینکه در اتوبوس ، جای خود را به سفید پوستی واگذارد امتناع کرد و این عمل او ، نتایجی به بار آورد که در آن لحظه به ذهنش خطور نمی کرد .
آیا قصد او این بود که ساختار اجتماع را دگرگون سازد ؟ قصد او هر چه بود، پا بندی وی به معیارهای عالیتر زندگی او را به انجام این عمل واداشت .اگر معیارهایی را که دارید ، بالا ببرید و تصمیم واقعی بگیرید که براساس آن معیارها زندگی کنید چه تغییرات شگرفی ایجاد خواهد شد؟
همه ما ، داستان زندگی افرادی را شنیده ایم که علی رغم محدودیتهای شرایط دست به کاری شگرف زده و به صورت نمونه هایی از نیروی بی کران روح انسان در آمده اند.

من و شما نیز می توانیم زندگانی خود رابه صورت یکی ازاین افسانه ها در آوریم به شرط اینکه شهامت داشته باشیم و بدانیم که قادریم اختیار اتفاقاتی را که در زندگیمان می افتد به دستگیریم و اگر هم نتوانیم همیشه اتفاقاتی راکه در زندگیمان می افتد کنترل کنیم ، دست کم می توانیم بر واکنشهای خود نسبت به آن وقایع ، و بر اعمالی که در مقابل آنها انجام می دهیم مسلط باشیم.
اگر در زندگی شما چیزی هست که از آن ناراضی هستید (مثلاٌ در زمینه روابط، سلامت جسمی ویا شغل) هم اکنون تصمیم بگیرید که بلافاصله تغییری در آن به وجود آورید . هر چه بیشتر تصمیم بگیرید ،قدرت تصمیم گیری شما بیشتر می شود . همچنان که عضلات بدن در اثر ورزش نیرومندتر می شوند ، قدرت تصمیم نیز با تمرین افزایش می یابد.

همین امروز، در مورد دو کار که به تاخیر انداخته اید تصمیم بگیرید: یک تصمیم که گرفتن آن آسان و یک تصمیم که کمی دشوارتر باشد.

بلافاصله در جهت عملی کردن هر یک از آنها قدمی بردارید و این کار را با قدم دیگری که فردا بر می دارید ادامه دهید. با این عمل ، عضلات تصمیمگیری شما نیرومند می شوند و می توانید بزودی تغییراتی بزرگ ، در تمامی جهات زندگی خود به وجود آورید باید خود را مقید کنیم که از اشتباههای خود پند بگیریم،نه اینکه به خود بپیچیم و خویشتن را ملامت کنیم .

اگر از خطاهای خود درس نگیریم ، ممکن است در آینده نیز آنهارا تکرار کنیم .اگر موقتاٌ کشتی تان به گِل نشست، بخاطر آورید که در زندگی انسان شکست معنی ندارد، بلکه فقط نتیجه وجود دارد . این ضرب المثل را در نظر داشته باشید : شکست ناشی از تجربهاست ، و تجربه غالباٌ نتیجه قضاوت غلط است.

در گذشته خود ، مرتکب چه اشتباهی شده اید که بتوانید از آن برای بهبود زندگی امروزی خود استفاده کنید؟
موفقیت و شکست، معمولاٌ منشا واحدی ندارند.

شکست نتیجه خودداری از انجام عملی ( مثلاٌ زدن یک تلفن ، رفتن یک کیلومتر راه یا اظهار عشق و محبت ) است. همان طور که شکست ، ناشی از یک رشته تصمیمات جزئی است، موفقیت نیز ناشی از آغازگری و ابتکار ، پشتکار و بیان واضح عشق و محبت عمیق قلبی است امروز چه عمل کوچکی می توانید انجام دهید که حرکتی را در جهت موفقیتهای زندگی به وجود آورد؟

تحقیقات پژوهشگران ، پیوسته نشان داده است که افراد موفق معمولاٌ به سرعت تصمیم می گیرند و وقتی انجام کاری را درست بدانند به آسانی از تصمیم خود بر نمی گردند. بر عکس ، اشخاص شکست خورده معمولاٌ دیر تصمیم می گیرند و تصمیم خود را به آسانی عوض می کنند .
هر گاه تصمیم شایسته ای گرفتید ، آنرا رها نکنید

او تقریباٌ نیمی از عمرش رادر یک ریه آهنی و نیم دیگر را در صندلی چرخدار گذرانده است. با وجود اینهمه مشکلات فردی ، او لابد در شرایطی نیست که بتواند کیفیت زندگی دیگران را بهتر سازد. آیا نظر شما غیر از این است ؟
اد رابرتس ، مجسمه لحظات بی همتای تصمیم و اراده انسانی است . وی نخستین فرد معلولی است که بدون داشتن دست و پا ، از دانشگاه کالیفرنیا و برکلی فارغ التحصیل شده و به ریاست اداره توانبخشی ایالت کالیفرنیا رسیده است .وی که مدافع خستگی ناپذیر افراد معلول است ، توانسته است قوانینی رابرای حفظ کلیه حقوق انسانی معلولین به تصویب برساند و برای اجرای آن قوانین نیز ابتکارات بسیاری را نشان دهد

شما هیچ بهانه قابل قبولی ندارید . هم اکنون سه تصمیم بگیرید که وضع سلامت، شغل، روابط زندگیتان را بهتر سازد و آنگاه براساس آن تصمیمها عمل کنید
چگونه می توانید چیزی نامرئی را قابل دیدن کنید؟ اولین قدم آن است که رویا و آرزوی خود را با دقت و روشنی تعریف کنید. تنها چیزی که حد توانائیهای شما را مشخص می کند ، همین است که بتوانید با دقت ، خواسته خود راتعریف کنید .

اکنون می خواهیم آرزوها و رویاهای شما را متبلور سازیم و ظرف چند روز آینده برنامه ای بریزیم که مطمئناٌ شما را به هدف برساند . همه ما، چه بدانیم و چه ندانیم ، دارای هدفهایی هستیم. این هدفها، هر چه باشند، بر زندگی ما تاثیر اساسی دارند.مع ذالک بعضی از هدفها، نظیر اینکه ( من باید قبضها و صورتحسابهای خود راپرداخت کنم ) هیچ شور و هیجانی در انسان ایجاد نمی کند. رمز آزاد کردن نیروهای واقعی آن است که هدفهای هیجان آوری برای خود قرار دهید که حقیقتاٌ نیروی خلاقه را در شما زنده کند و محرک شور و شوق باشد
هم اکنون آگاهانه هدفهای خود را انتخاب کنید. هدفهایی را که به نظرتان ارزش تعقیب کردن دارند در نظر آورید. آنگاه یک هدف را که مهیج تر باشد بر گزینید . چیزی باشد که بخاطر آن ، صبحها زودتر از خواب بر خیزید و شبها دیرتر به بستر بروید. برای رسیدن به آن هدفِ، تاریخ معینی را در نظر بگیرید و در چند سطر بنویسید که چرا حتماٌ باید تا آن تاریخ به هدف برسید.آیا این هدف، آنقدر بزرگ هست که برایتان شور آفرین باشد؟ یا باعث شود که از چهار چوب محدودیتهای خود فراتر بروید؟ یا ظرفیتهای نهفته خود را آشکار کنید؟

اگر تاکنون اتومبیل یا وسیله تازه ای خریده باشید، متوجه شده اید که پس از خرید، مشابه آن در همه جا مشاهده می کنید. البته آن اشیا ، قبل از آن هم در اطراف شما وجود داشته اند ، اما متوجه آنها نمی شده اید .موضوع ساده است . بخشی از مغزمسئوول است تا کلیه اطلاعات را غربال کند و فقط آنچه را که برای بقا و یا موفقیت ، ضروری است وارد ذهن نماید. بسیاری از چیزها در اطرافتان وجود دارند که به کار موفقیت وعملی شدن رویا های شما می آیند، اما متوجه وجود آنها نمی شوید . زیرا هدفهای خود را به روشنی تعریف نکرده اید و به عبارت دیگربه مغز خود نیاموخته اید که آن چیز ها دارای اهمیت هستند .

پس از آنکه هدفها یا امور مهم را به ذهن خود یاد آور شدید، نوعی غربال ذهنی به نام (سیستم فعال کننده شبکه ذهنی) به کار می افتد . این بخش از ذهن مانند آهن ربا عمل می کند و کلیه اطلاعات و فرصتهایی را که ممکن است موجب موفقیت سریع و رسیدن شما به هدف شود جذب می نماید. بکار انداختن این کلید نیرومند عصبی ، می تواند ظرف چند روز یا چند هفته ، شکل زندگی شما را واقعاٌ دگرگون کند

راهنمای هدفگذاری برنامه ریزی سیستم فعال کننده RAS

1- از امروز به مدت چهار روز و هر روز به مدت ده دقیقه وقت خود را صرف هدفگذاری کنید ( توجه : هدفهای خود رادر دفترچه ای یادداشت کنید)

2-در هنگام انجام این تمرین مرتباٌ از خود بپرسید اگر مطمئن بودم که به هر خواسته ای خواهم رسید و در هیچ زمینه ای شکست نخواهم خورد، در آن صورت چه چیزی را می خواستم و چه می کردم ؟

3- خوش باشید و به عوالم کودکی بر گردید. در یک فروشگاه بزرگ اسباب بازی ، روی زانوی بابانوئل ( یا عمو نوروز ) نشسته اید . در آن حالت هیجان و انتظار ، هیچ خواهشی آنقدرها بزرگ نیست . بهای هیچ چیزی آنقدرها گزاف نیست. همه چیز در دسترس است


روز اول : هدفهای مربوط به رشد فردی


احساس رفاه و دارندگی ، پایه ای است برای رسیدن به هر نوع موفقیت دیگر در زندگی

1- پنج دقیقه فکر کنید و همه امکانات را در نظر بگیرید: دلتان می خواهد چه مطالبی را بیاموزید؟ چه مهارتهایی را می خواهید فرا بگیرید؟ چه خصلتهایی رامی خواهید در خود به وجود آورید؟ دوستان شما چه کسانی باید باشند ؟ خود شما چه کسی می خواهید باشید؟

2- برای رسیدن به هر هدف مهلت معینی قائل شوید مثلا شش ماه، یک سال ، پنج سال، ده سال، یا بیست سال

3- بزرگترین هدفی را که می خواهید تا یک سال دیگر به آن دست یابید مشخص کنید

4- ظرف دو دقیقه شرح مختصری بنویسید و توضیح دهید که چرا باید حتما و به طور قطع ظرف یک سال آینده به آن هدف برسید.

روز دوم : هدفهای شغلی واقتصادی


خواه آرزوی شما این باشد که در رشته حرفه ای خود سر آمد و پیشتاز باشید و میلیونها بر ثروت خود بیفزایید و خواه علاقمند باشید که به عنوان دانشجوی رشته تخصصی ، سرمایه ای از علم بیندوزید، اکنون فرصت دارید که نسبت به هدفهای خود اطمینان یابید

1- پنج دقیقه فکر کنید و همه امکانات را درنظر بگیرید. چه مبلغ پول می خواهید بیندوزید؟ از شغل خود ویا شرکتی که در آن کار می کنید چه انتظاراتی دارید؟ درآمد سالانه مورد انتظار شما چقدر است ؟ چه تصمیمهایی در زمینه مالی باید بگیرید؟

2- برای رسیدن به هریک از هدفهای خود مهلتی قائل شوید مثلا شش ماه، یک سال، پنج سال، ده سال،یا بیست سال

3- بزرگترین هدفی را که می خواهید ظرف یک سال آینده به آن دست یابید مشخص کنید

4- ظرف دو دقیقه شرح مختصری بنویسید و توضیح دهید که چرا باید حتماٌ ظرف یک سال آینده به آن هدف برسید

روز سوم : هدفهای تفریحی و ماجراجویانه

اگر از نظر مالی هیچ محدودیتی نداشتید، دلتان می خواست چه کنید و یا چه چیزهایی را داشته باشید؟ اگر هم اکنون یک غول جادویی در مقابل شما حاضرمی شد تا شما را به آرزوهاتان برساند چه آرزویی می کردید؟

1- پنج دقیقه فکر کنید و همه امکانات رادر نظر بگیرید. دلتان می خواهد چه چیزهایی را بسازید یابخرید؟ دلتان می خواهد در چه اتفاقاتی حضور داشته باشید؟ به چه ماجراهایی علاقمند هستید؟

2-برای رسیدن به هر یک از هدفهای خود مهلت معینی قائل شوید مثلا شش ماه، یک سال، پنج سال، ده سال،یا بیست سال


3-بزرگترین هدفی را که می خواهید ظرف یک سال آینده به آن دست یابید مشخص کنید

4-ظرف دو دقیقه، شرح مختصری بنویسید و توضیح دهید که چرا باید بطور قطع ظرف یک سال آینده به آن هدف برسید

روز چهارم : هدفهای معنوی و اجتماعی


اکنون فرصت دارید که اثری از خود باقی بگذارید. میراثی به وجود آورید که تغییری واقعی در زندگی دیگران پدید آورد

1-پنج دقیقه فکر کنید و همه امکانات رادر نظر بگیرید.چه خدمتی از شما ساخته است ؟ در چه اموری و به چه کسانی می توانید کمک کنید ؟ چه چیزهایی را می توانید ایجاد کنید؟

2-برای رسیدن به هر یک از هدفهای خود مهلت معینی قائل شوید مثلا شش ماه، یک سال، پنج سال، ده سال،یا بیست سال

3-بزرگترین هدفی را که می خواهید ظرف یک سال آینده به آن دست یابید مشخص کنید

4-ظرف دو دقیقه، شرح مختصری بنویسید و توضیح دهید که چرا باید بطور قطع ظرف یک سال آینده به آن هدف برسید

هرگز هیچ هدفی را رها مکنید، مگر اینکه ابتدا قدم مثبتی درجهت تحقق آن برداشته باشید. هم اکنون لحظه ای فکر کنتید و اولین قدمی را که باید در جهت رسیدن به هدف بردارید مشخص سازید. برای اینکه پیشرفت کنید ، چه قدمی را باید امروز بردارید؟حتی یک قدم کوچک ( مثلا زدن یک تلفن ، یک قول، و یا یک برنامه ریزی مقدماتی )شما را به هدف نزدیکتر می کند .

آنگاه کارهای ساده ای را که باید از امروز تا ده روز دیگر انجام دهید، به صورت برنامه ریزی به روی کاغذ بیاورید. این برنامه ده روزه، یک رشته عادتها رادر ما ایجاد می کند و نیروی محرکه توقف ناپذیری را به وجود می آورد که موفقیت دراز مدت شما را تضمین می کند.

از هم اکنون شروع کنید!

اگر یک سال دیگر ، به همه هدفهای خود برسید چه احساسی خواهید داشت ؟ چه نظری نسبت به خودتان پیدا خواهید کرد ؟ زندگی را چگونه خواهید دید؟

پاسخ با این سئولات باعث می شود تا دلایل قاطعی برای رسیدن به هدف پیدا کنید. اگر بدانید که چرا باید کاری را انجام دهید، چگونگی انجام آن به آسانی معلوم خواهد شد


از فرصت استفاده کنید و چهار هدف یک ساله خود رامشخص سازید. زیر هریک از هدفها ، در یک پاراگراف شرح دهید که چرا مطلقاٌ خود را مقید می دانید که ظرف یک سال به آن هدفها نایل شوید


رمز رسیدن به هدفها، شرطی کردن ذهن است . دست کم روزی دوبار ، هدفهایی را که نوشته اید بررسی کنید. آنها را در جایی قرار دهید که هر روزچشمتان به آنها بیفتد : مثلاٌ در دفتریادداشتهای روزانه ، روی میز کار ، در کیف پول یا روی آینه دستشویی که در هنگام اصلاح صورت آنها را ببینید . به خاطر داشته باشید که اگر دائماٌ راجع به چیزی فکرکنید و افکار خود راروی آن متمرکز سازید ، به سوی آن حرکت می کنید . این، راهی ساده و

بسیار پر اهمیت برای برنامه ریزی نظام فعال کننده شبکه ذهنی (RAS ) است .


بیشتر مردم تصور می کنند که در ظرف یک سال کارهای زیادی می توان انجام داد، اما در عین حال ، کارهایی را که در مدت ده سال می توانند به پایان رسانند دست کم می گیرند شما ده سال دیگر چه وضعی خواهید داشت؟


به چیزی فکر کنید که امروزه آن را در اختیار دارید، اما زمانی در نظرتان هدفی رویایی جلوه می کرده است.

شاید برای رسیدن به آن هدف، موانعی هم درسر راهتان بوده است و باوجود این اکنون جزئی از زندگی شماست. وقتی به دنبال هدف تازه ای می روید و با مانعی مواجه می شوید ، به یاد آورید که از این موانع ، قبلاٌ هم در زندگیتان بوده است و بر آنها غلبه کرده و موفق شده اید! روح انسانی ، واقعاٌ تسخیر ناپذیر است.


قدرت اراده و میل به پیروزی ، موفقیت،‌‌‌‌ سامان دادن به زندگی و تسلط بر آن ، تنها هنگامی در شما بیدار می شود که بدانید چه می خواهید و باور داشته باشید که هیچ مشکل و مساله و مانعی نمی تواند جلو شما را بگیرد . وجود موانع ، تنهابه این معنی است که باید عزم خود را برای رسیدن به هدفهای ارزشمند، جزمتر کنید.

خبرت خرابتر کرد

خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی

چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی

تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی

چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیابی

بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی

شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی

دل خویش را بگفتم چو تو دوست می‌گرفتم

نه عجب که خوبرویان بکنند بی‌وفایی

تو جفای خود بکردی و نه من نمی‌توانم

که جفا کنم ولیکن نه تو لایق جفایی

چه کنند اگر تحمل نکنند زیردستان

تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشاهی

سخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتم

دگری نمی‌شناسم تو ببر که آشنایی

من از آن گذشتم ای یار که بشنوم نصیحت

برو ای فقیه و با ما مفروش پارسایی

تو که گفته‌ای تأمل نکنم جمال خوبان

بکنی اگر چو سعدی نظری بیازمایی

در چشم بامدادان به بهشت برگشودن

نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشای

رمز زندگی شاد

براساس پژوهشهای انجام شده دریافته‌ایم که در شرایط افسردگی شدید تأثیر شناخت درمانی اگر بیشتر از دارو درمانی نباشد، کمتر از آن نیست. افراد به شدت افسرده‌ای که مدت سه ماه از روش‌های شرح داده شده استفاده کرده‌اند، سلامت روانشان را باز یافته‌ و علایم افسردگی در آنها تخفیف یافته است. ‌
● تعریف شناخت:
واژه شناخت به زبان ساده طرز فکر و احساسی را که انسان در لحظه خاص نسبت به اشیاء و امور دارد در برمی‌گیرد.
● سه اصل شناخت درمانی:
نخستین اصل شناخت درمانی این است که، حال انسان نتیجه شناختها و تفکرات اوست. همه چیز بستگی به نگرش شما دارد؛ برداشتها، طرز تلقی‌های روانی و باورهایتان تعیین کننده هستند؛ و بستگی به این دارد که حوادث را چگونه تفسیر می‌کنید و از سایرین و از اشیاء چه توجیهی دارید. ‌اصل دوم این است که در شرایط افسردگی، افکار تحت تأثیر یک منفی گرایی زورمند قرار می‌گیرد؛ و شما نه تنها خود؛ بلکه دنیا را تیره و تار می‌بینید و از آن بدتر، کم کم باور می‌کنید که اوضاع به همان بدی است که فکر می‌کنید. ‌
اصل سوم به لحاظ فلسفی و درمانی اهمیت فراوان دارد. امروزه دریافته‌ایم که افکار منفی تقریباً همیشه بی‌پایه و اساس هستند و با آنکه به ظاهر معتبر به نظر می‌رسند، همان طور که خواهید دید غیر منطقی و به زبان ساده اشتباه هستند. این مشکلات ناشی از طرز فکر و برداشتی است که از مسایل داریم و علت اصلی ناراحتی جز این چیزی دیگری نیست. ‌
براساس پژوهش‌های علمی دکتر برنز در دانشگاه پنسیلوانیا - به طور عمده و اساسی ما گرفتار ده نوع خطای شناختی هستیم که ما را دچار شناخت غلط، اندیشه نادرست، حال نادرست و رفتار نادرست می‌کند. نکته مهمی که جای پرداختن بیشتر دارد، این است که این خطاهای شناخت و اندیشه هم اکنون در ما به صورت شرطی و عادت درآمده است. ‌
● ده خطای شناختی:
۱) تفکر هیچ یا همه چیز:‌ همه امور را سیاه و سفید می‌بینید. اگر نتیجه کارتان عالی نباشد، خود را ناکام و شکست خورده تلقی می‌کنید. ‌
۲) تعمیم مبالغه آمیز:‌ جزئی‌ترین حادثه منفی را به حساب شکست همیشگی می‌گذارید. ‌
۳) فیلتر ذهنی: شبیه قطره جوهری که چون بر لیوان آبی‌ چکید، همه آب را رنگی می‌کند، حوادث جزئی به قدری بزرگ می‌کنید که حقیقت در سایه‌اش محو می‌شود. ‌
۴) بی‌توجهی به امر مثبت:‌ تجربه‌های مثبت را به هر دلیل بی‌اعتبار می‌دانید و در نتیجه باورهای منفی را در وجود خود می‌کارید.
۵) نتیجه گیری شتابزده:‌ بدون دلیل تفسیر‌های منفی می‌کنید. ‌
الف) اشتباه پیشگو: پیش بینی بدبینانه می‌کنید و معتقدید که عین واقعیت را می‌گویید.
‌ب) ذهن خوانی: بدون دلیل فکر می‌کنید که دیگران نسبت به شما واکنش منفی دارند و زحمت تحقیق بیشتر را هم به خود نمی‌دهید.
۶) درشت بینی، ریزبینی: در اهمیت موضوعات، مانند شکست کوچکی که خورده‌اید و یا موفقیت دیگران، مبالغه بیش از حد می‌کنید. ‌
۷) استدلال احساسی: فرض را براین می‌گذارید که احساسات منفی لزوماً ماهیت حقیقی امور را نشان می‌دهند، چون احساس می‌کنید حتماً همینطور است. ‌
۸) عبارات باید، بهتر است: با گفتن جملاتی مثل بهتر است این کار را بکنم یا باید آن کار را انجام دهم مثلا می‌خواهید به خودتان انگیزه بدهید اما زمانی که از معیارهای مورد نظرتان عقب می‌مانید؛ احساس شکست، خجالت و گناه بر شما حاکم می‌شود. این بایدها و نبایدها در مورد رفتار دیگران نیز مضر است، چون دیگران نمی‌توانند طبق معمول انتظارات شما را برآورند، رنجیده خاطر می‌شوید. ‌
۹) برچسب زدن: شدیدترین نوع تعمیم مبالغه آمیز است. به جای توضیح اشتباه، به خود برچسب اشتباه می‌زنید من بازنده‌ هستم گاه هم بر چسب را متوجه دیگران می‌کنید آدم تنبلی است. ‌
۱۰) شخصی سازی: خود را مسبب حوادثی می‌بینید که در اصل مسئول آن نبوده‌اید.
● روش‌های مقابله با افسردگی:
▪ راه حل: ثبت افکار منفی کمک به مراجع برای آگاهی یافتن از فرایندهای فکری خود یکی از دشوارترین جنبه‌های جریان درمان است. اساساً استفاده از این روش نوشتن افکار منفی است. بدون نوشتن این افکار و بعد، بازنگری در آنها علت واقعی افسردگی خود را پیدا نمی‌کنید. ‌
از جمله مخرب ترین افسردگی کاهش میل به کار و فعالیت است. مرد افسرده موجود کم حوصله‌ای است که انگیزه‌ای برای کار کردن ندارد و چون با کار نکردن امکان موفق شدن و احساس موفقیت کردن وجود ندارد، افسردگی بیشتر می‌شود. برای شروع از جدول برنامه روزانه کمک بگیرید. این جدول از دو بخش تشکیل شده است، در ستون برنامه آینده ساعت به ساعت برنامه‌ روزنامه خود را مشخص کنید.در مقابل زمان مشخص شده کارهای انجام شده را بنویسید. (کار انجام شده ممکن است با برنامه‌ پیش بینی شده یکسان یا متفاوت باشد). خواهید دید که دشواری کار آنچنان که فکر می‌کردید نبوده است و در پایان شما از انجام کارها لذت برده‌اید.
▪ راه حل: برخورد با بیکار نشستن ‌
قبل از انجام کار شدت دشواری را پیش بینی کنید و پس از انجام هر مرحله از کار شدت دشواری واقعی و رضایت حاصل از انجام آن را یادداشت نمائید.
با این روش‌ها می‌توانید پس از مدتی احساسی منطقی نسبت به امور داشته باشید، خطاهای شناختی خود را دریابید و شادی و آرامش را به خود برگردانید. ‌
● رمز و کلید شاد زیستن را بیاموزیم‌
انسان قدرت و توانائی آنرا دارد که نومیدی را به امید و شکست را به پیروزی و اشک را به خنده تبدیل سازید، مشروط به آن که به زندگی و شگفتیهای آن، به لذت‌ها، ناامیدی‌ها، تلاش‌ها. زنجها، و دردها جواب مثبت دهیم.
اگر بکوشیم کلماتی که از قبیل: بله، امکان دارد، همیشه، امیدوارم. می‌توانم، را در فرهنگ لغات خود و اعضای خانواده وارد کنیم آنگاه شاهد تجلی شادیها خواهیم بود. ما قدرت آن را داریم که همه پدیده‌های شادی بخش زندگی را در اختیار داشته باشیم و آنها را برای خود خلق کنیم. فقط کافیست تصمیم به تغییر بگیریم. اگر تصمیم بگیریم از امروز هر لحظه با عشق و غوطه ور در عشق زندگی کنیم، معنی و مفهوم حیات و شاد زیستن را بهتر درک خواهیم کرد و از آن لذت خواهیم برد.
● شاد زندگی کردن به چه معناست؟
انسان موجودی شادی خواه و لذت طلب است. هیچگاه. داشتن پول و اموال نشانه‌ خوشبختی و بی‌نوائی و فقر نشانه بدبختی نیست. اگر چنین بود، ثروتمندان باید شادترین و فقرا بدبخت ترین افراد باشند. در حالی که همیشه چنین نیست. تمام شورها. شوق‌ها و لذایذ بهشت زندگی منتظر کسانی است که با تلاش و تفکر و مقاومت خود را به این بهشت می‌رساند.
بهشت در نزدیکی ماست ولی فقط برای کسانی متجلی می‌شود که دلشان ناب وبی غش باشد. ‌
وقتی احساس خوبی درباره خود دارید، دیگران هم بهتر از همیشه به نظر می‌رسند. جهان باز تاب و عکس العمل رفتار خود ماست. ‌
وقتی از خودمان بیزاریم، از همه بیزاریم و وقتی به همین که هستیم عشق می‌ورزیم، تمام جهان در نظر مان دوست داشتنی است.
پس بهتر است افکار شاد و سلامت داشته باشیم و سلامتی را حق انسانی و شایسته خود بدانیم. با خود ملایم باشیم و خانواده خود را بپذیریم. بدانیم که یکی از کلیدهای شادی و خرسندی، تمرکز ذهن بر لحظه حال است. این لحظه تنها زمانی است که در اختیار داریم و بهترین چیزی را که می‌توانیم از لحظات بسازیم، شادی است.
به گفته ِ کسی،اغلب مردم تقریباً به همان اندازه شاد هستند که انتظارش را دارند و به گفته روانشناسی دیگر:<قلم و کاغذ و رنگ در اختیار شماست. بهشت را نقاشی کنید، بعد وارد آن شوید>
● شیوه‌های بدست آوردن احساس شادی در زندگی:
۱) در حال زندگی کنیم: غبار گذشته را از شانه‌هایمان فرو ریزیم. هر اندازه در تیرگی گذشته قدم برداریم، از نور و درخشش آینده دور خواهیم شد. فرو ماند در گذشته، فرو ماندن در سیاهی و تاریکی و ظلمت است. ‌
‌<کلید شادی و خوشحالی متمرکز ساختن ذهن بر لحظه حال است> ‌
در گذشته زندگی کردن و افسوس خوردن، دردی را دوا نمی‌کند، بلکه باید از گذشته و ناکامی‌های آن درس گرفته و بنای موفقیت را در زمان حال پی‌ریزی کرد، تا آینده‌ای روشن پیش روی داشته باشیم. ‌
۲) بخشندگی داشته باشیم: وقتی از بخشش دیگران امتناع می‌کنیم، در واقع این ما هستیم که رنج می‌بریم.
در بیشتر اوقات فرد مقصر خبر ندارد که در سر ما چه می‌گذارد. در حالی که ما خویش را در کانون رنج‌های روانی قرار داده‌ایم. وقتی راه بخشش را برمی‌گزینیم، وقتی تغییر می‌کنیم. دیگران هم تغییر می‌کنند. وقتی نگرش خود را نسبت به دیگران عوض می‌کنیم، آنها هم شروع به تغییر رفتار می‌کنند. ‌
۳) تفکر مثبت داشته باشیم: تفکر مثبت سازنده است و تفکر منفی مخرب، زیرا دارندگان تفکر مثبت تنها به آنچه مطلوب آنهاست فکر می‌کنند و آنگاه الزاماً به سوی این اهداف کشیده می‌شوند. همیشه به آنچه می‌خواهید به دست‌ آورید، فکر کنید.
۴) ناامید و مایوس نشویم: در مسیر زندگی امید خود را از دست ندهیم و مایوس نباشیم. هرگز فکر نکنیم راهی که در پیش گرفته‌ایم، آخرین راه است. پیوسته به دنبال راههای دیگر باشیم چرا که: <عاقبت جوینده یابنده بود> ‌
۵) با خودمان صادق و روراست باشیم: صادق نبودن با خود، آسیب رسان‌تر از احترام نگذاشتن به خود است. مواردی را که با خود رو راست نبوده‌ایم، بنویسیم و راه صادق بودن را با بررسی خطاهای خود بیابیم. ‌
وسخن دیگر این که هنگام روبرو شدن با وقایع ناگوار نیز با تسلط بر محیط تلاش نمائیم شادی از دست رفته را دوباره به محفل وجودمان دعوت نمائیم.
در این رابطه توصیه‌هایی ضرورت دارد:
ـ فکر کردن غیر از غصه خوردن است. غصه خوردن هیچ دردی را دوا نمی‌کند و فایده‌ای ندارد. در حالی که بر اثر فکر کردن راههایی برای رفع نگرانی‌ها پیدا می‌شود. ‌
ـ هیچ مشکلی تا ابد باقی نمی‌ماند. پس برای رفع یا فراموشی مشکل پیشقدم شویم.
ـ غم و افسردگی مسری است وقتی قیافه ما اندوهناک باشد، دیگران هم افسرده و ناراحت می‌شوند. وقتی شاد باشیم، چهره دیگران شاد می‌شود. ‌
ـ گذشته هرگز مساوی آینده نیست. هر چند با ناملایمات روبرو شده‌ایم، می‌توانیم فکر کنیم که دوران بدبختی با پایان رسیده و خوشبختی از فردا شروع می‌شود. ‌
‌راز شاد زیستن. انجام دادن آنچه دوست داریم نیست. دوست داشتن آن چیزی است که انجام می‌دهیم.
در زندگی شادی نیست، هر شاد زیستن است‌
برو شادی کن ای یار دل افروز
غم فردا نشاید خورد امروز (سعدی)
گر یک نفست ز زندگانی گذرد
مگذار که جز به شادمانی گذرد (خیام)