دیدن دنیا با عینک خوشبینی صرفاً یک شعار نیست و محققان نتایج فوقالعاده آن را
اثبات کردهاند. شواهد زیادی به این نکته اشاره میکند که وضعیت روحی ما تأثیر
مستقیم بر روند پردازش اطلاعاتی که از طریق چشم کسب میکنیم دارد.
طبق
مطالعات جدیدی که در هفتهنامه آکادمی ملی علوم منتشر شده، محققان به این نتیجه
رسیدهاند که افرادی که از روحیه شادی برخوردار هستند، ذهن آرامی دارند و قادرند
تواناییهای ذهنی خود را افزایش دهند. البته آنها اذعان کردهاند که داشتن اینچنین
روحیه شادی ممکن است منجر به اختلال حواس شود.
دکتر آدام آندرسون استاد
روانشناسی دانشگاه تورنتو و نویسنده برجسته علوم و تحقیقات میگوید داشتن روحیه شاد
و رفتارهای مثبت، دقت و توجه فرد را تحت تأثیر قرار میدهد و میتواند میدان دید را
وسیعتر کند.
در یک تحقیق که توسط اساتید انجام شد، از داوطلبان خواسته شد
دو نوع مسئله را بررسی کنند. برای تجربه کردن وضعیتهای مختلف، داوطلبان به موزیک
شاد و غمگین گوش کردند و از آنها خواسته شد در مورد موضوعات شاد و غمگین فکر کنند.
داوطلبان هنگامی که در یک موقعیت شاد قرار گرفتند بهخوبی قادر به حل کردن مسائل
فکری بودند، اما به دلیل عدم تمرکز و اختلال حواس بهخوبی قادر به انجام دادن
وظایفی که در آن به دقت چشم نیاز داشت نبودند.
دکتر آندرسون میگوید اگر
شغلی را که انجام میدهید مستلزم خلاقیت و تمرکز فکری است به یک مکان شاد احتیاج
دارید. برای مثال اگر در صدد حل کردن مشکلی هستید که موجب عصبانی شدن شما میشود
برای اینکه آرامش پیدا کنید به تفریح و گردش کردن بپردازید و سپس برای حل کردن
مشکل اقدام کنید.
کارشناسان می گویند یک قسمت از مغز که آمیگدال نامیده
میشود، تأثیر زیادی در فعالیت ذهن دارد. آمیگدال در مقابل ترس واکنش نشان میدهد و
ترس سبب میشود که فعالیت ذهنی فرد را مختل سازد. دکتر رابرت مارر روانشناس مرکز
پزشکی مونیکا میگوید هنگامی که شما شاد هستید، آمیگدال کاملاً آرام است و این امر
سبب میشود که فعالیت ذهنی شما بیشتر
شود.
آیا تا به حال آنقدر به وجد
آمدهاید که نتوانید بنشینید و بر روی پرداخت صورت حسابهای خود و یا تصحیح کردن
تکالیف فرزندانتان تمرکز کنید؟ اینچنین شور و هیجانی باعث آشفتگی ذهن شما
میشود.
محققان میگویند داشتن روحیه شاد دید چشم فرد را مختل میسازد و فرد
بهخوبی قادر به انجام دادن وظایفی که نیاز به دقت چشم دارند نیست؛ بهخصوص اگر شغل
فرد تصحیح اوراق و یا شمارش اعداد و ارقام باشد. داشتن روحیه شاد ممکن است در برخی
موارد نتیجه مثبتی ندهد. برای مثال هنگامی که در یک بزرگراه رانندگی میکنید، فرض
میکنیم شما به هر چیزی که در اتوبان میبینید توجه میکنید، اگر در آن زمان شما
روحیه شادی داشته باشید ممکن است به تمام تابلوها و سایر چیزهای دیگر که در بزرگراه
است نگاه کنید. این وضعیت گاهی مثمرثمر نیست.
دکتر دان مک آدامز، پروفسور
روانشناس در دانشگاه شیکاگو معتقد است افرادی که روحیه شادی دارند توجه زیادی به
محیط اطراف خود میکنند. به همین دلیل ممکن است دچار آشفتگی خاطر و یا اختلال حواس
شوند.
در حالی که روحیه شاد و
رفتارهای مثبت خلاقیت ذهنی فرد را افزایش میدهد رفتارهای منفی یک فرد میتواند به
تمرکز فرد کمک کند. آندرسون میگوید بدخلقی و داشتن روحیات منفی منجر به محدود شدن
میدان دید شخص میشود. این امر سبب میشود که فرد صرفاً بر روی مسائلی که موجب
اضطراب و نگرانیاش میشود تمرکز کند.
دکتر آندرسون میگوید: اگر شغل شما
مرتبط با محاسبات اعداد و ارقام باشد، نیازمند تمرکز و دقت بسیاری است. بهتر است که
بدخلق و عبوس باشید، به این دلیل که داشتن روحیات منفی و بدخلقی میتواند میدان دید
شما را محدود سازد. بدین ترتیب به اتفاقاتی که در پیرامون شما رخ میدهد، توجهی
نمیکنید. برای مثال یک حسابدار باید در محاسبه اعداد و ارقام به جواب صحیح برسد.
لذا شما به حسابداری که ذهنش درگیر مسائل دیگری شود و اختلال حواس داشته باشد نیاز
ندارید و ترجیح میدهید که یک حسابدار عبوس و بدخلق داشته باشید.
دکتر دیوید
اسپیژل، پروفسور و رئیس علوم رفتاری و روانپزشک دانشگاه علوم کالیفرنیا میگوید:
عاملی که برای سلامتی ذهن مفید است این است که فرد قادر باشد بهراحتی وضعیت روحی
خود را تغییر دهد. اگر به بچهها دقت کنید متوجه میشوید که آنها ذهن بسیار خلاق و
فعالی دارند و قادرند بهراحتی عملیات روحی خود را تغییر دهند.
شما میتوانید دقت و تمرکز
یک فرد را با پرتو نور شمع مقایسه کنید. هنگامی که فرد بدخلق و عبوس است و روحیات
منفی دارد، پرتو آن نور بسیار خفیف و کم است؛ در نتیجه تمرکز او تنها محدود به یک
تعداد چیزهایی که صرفاً در اطرافش قرار گرفته است میشود. بعضی افراد معتقدند که
پرتو این نور با داشتن افکار مثبت وسیعتر میگردد.
مک آدامز میگوید،
تحقیقات زیادی نشان میدهد که روحیه شاد و رفتارهای مثبت یک فرد منجر به وسیع کردن
میدان دید او میگردد. در عین حال که روحیه شاد برای شغلهایی که نیاز به فعالیت
ذهنی زیادی دارد لازم است، اما میتواند مانع انجام دادن کارهایی که نیاز به توجه و
تمرکز بسیار دارد باشد.
با بدخلقی و داشتن چهره عبوس، دنیا را از میان یک
پنجره میبینیم اما با داشتن روحیه شاد و رفتارهای مثبت، دنیا را از میان یک پنجره
بزرگ با چشمانداز وسیعتری میبینیم.
دعا کردن تنها عبادت نیست؛ تشعشعى است که از روح دعا کننده بر مىخیزد،
نیرومندترین شکل انرژى است که شخص مىتواند تولید کند. تأثیر دعا بر روح و
جسم آدمى، به اندازه تأثیر غدههاى ترشح کننده بدن قابل اثبات است. نتایج
آن را مىتوان از راه افزایش کارآمدى بدن، افزایش نیروى فکرى، زیادتر شدن
طاقت اخلاقى، و عمیقتر شدن فهم آدمى از واقعیتهایى که با روابط بشرى
همراه است، اندازه گرفت.
اگر صمیمانه به دعا و نماز بپردازید، خواهید
دید زندگى شما به صورت عمیق و مشهود تغییر خواهد کرد. دعا با علامت
نازدودنى خود مهرى بر همه رفتار و کردار ما مىزند. در اشخاصى که زندگى
درونىشان بدین گونه تقویت یافته، آرامش و سکونى خاص دیده مىشود. در عمق
ضمیر شعلهاى فروزان مىشود و آدمى خود را مىبیند. خود خواهى و خود پسندى
احمقانه و ترسها و آزها و اشتباهات خود را کشف مىکند. در درونش الزام
اخلاقى و فروتنى عقلانى پدید مىآید؛ و به این ترتیب، روح به کشور لطف و
عنایت الاهى سفر مىکند.
نیروى دعا به اندازه نیروى جاذبه زمین حقیقت
دارد. من، به عنوان یک پزشک، بیمارانى را دیدهام که پس از مأیوس شدن از
هر نوع درمان در نتیجه تأثیر دعا از بستر بیمارى برخاستهاند. تنها نیرویى
که ظاهراً بر «قوانین طبیعت» پیروز مىشود، دعا است. هر وقت دعا به صورتى
شگفتانگیز چنین اثرى از خود ظاهر سازد، مىگویند «معجزه» صورت گرفته است.
ولى، در قلب مردان و زنانى که دریافتهاند دعا در زندگى روزانهشان نیرویى
مددکار است، هر لحظه معجزهاى صورت مىگیرد.
بسیارى از مردم دعا را
پناهگاه ضعیفان یا درخواست کودکان براى به دست آوردن خیرات مادّى تصور
مىکنند. این تصور به همان اندازه نا به جا است که کسى تصور کند باران
ابزار پر کردن آبخورى مرغان است. اگر بخواهیم درست سخن بگوییم، باید دعا
را فعالیتى به شمار آوریم که براى تکامل صحیح شخصیت و آخرین مرحله کمال
ملکات انسانى ضرورت دارد. اجتماع کامل و هماهنگ بدن و فکر و روح تنها در
دعا و نماز پدید مىآید و به آدمى که همچون نى شکننده است، نیرومندى و
استقامتى برون از حد تصور مىبخشد.
حقیقت کلماتى مانند «از خدا
بخواهید که به اجابت خواهد رسید» با آزمایش بشرى به اثبات رسیده است. دعاى
حقیقى مانند رادیوم منبع نوعى انرژى درخشان است که از خود آن پیدا
مىشود....
چرا دعا نیرویى چنین مؤثر به ما مىبخشد؟ براى پاسخ به این
پرسش (البته خارج از قضاوت علم) باید به این نکته اشاره کنم که همه دعاها
در یک چیز اشتراک دارند. دعاى دسته جمعى در یک مسجد یا کلیسا با آداب و
تشریفات خود و در خواست ساده مرد بدوى براى اینکه شکار خوب نصیبش شود، هر
دو یک حقیقت را نشان مىدهند و آن اینکه انسانها مىخواهند نیروى محدود
خود را از راه پیوستگى با سر چشمه پایانناپذیر همه انرژىها تقویت کنند و
از آن مدد گیرند. وقتى دعا مىکنیم و نماز مىخوانیم، خود را به نیروى فنا
ناپذیرى که جهان را مىگرداند، پیوند مىزنیم. مىخواهیم بخشى از این نیرو
براى نیازمندىهاى ما مصروف شود. حتّى در این حاجت خواستن، نقصهاى بشرى
ما جبران مىشود؛ چون از حالت نماز و دعا بیرون مىآییم، قوىتر شدهایم و
آرامش پیدا کردهایم.
دعا در همه جا ممکن است: خیابان، اتوبوس، دفتر
کار، دکان، مدرسه، اتاق خلوت و کلیسا یا مسجدِ شلوغ. هیچ شرطى براى اینکه
دعا کجا و چه وقت صورت گیرد، وجود ندارد.
اپیکتتوس، گفته است: «بیش از
آنچه نفس مىکشید به خدا بیندیشید.» براى اینکه شخصیت آدمى قالبریزى
شود، باید دعا و نماز به صورت عادت در آید. هیچ معنا ندارد آدمى صبحگاهان
نماز بگزارد و پس از آن، در باقى مانده روز، حرکاتى مانند وحشیان داشته
باشد. دعاى راستین نوعى زندگى است و درستترین زندگى، نوعى دعا کردن به
شمار مىآید.
امروز، بیش از هر زمان دیگر، دعا در زندگى ضرورت دارد.
کم توجهى به دین، جهان را به کناره پرتگاه کشانیده است. متأسفانه
عمیقترین منابع نیرو و کمال ما توسعه نیافته مانده است. دعا که
اساسىترین ورزش روح است، باید در زندگى خصوصى ما دخالت داشته باشد. روح
از یاد رفته آدمى باید چنان محکم شود که دیگر بار وجود خود را اثبات کند.
اگر نیروى دعا بار دیگر آزاد شود و در زندگى مردان و زنان دخالت کند و اگر
روح، مراد خود را شجاعانه آشکار سازد، امید آن که تیر دعاهاى ما براى
رسیدن به جهانى بهتر به هدف اجابت رسد، وجود دارد.
پسرم!
در رابطه با دیگران، دل خودت را میزان قرار بده؛
هرچه برای خودت میخواهی، برای آنها هم بخواه؛
هرچه برای خودت نمیخواهی، برای آنها هم نخواه؛
همان جور که خوش نداری به تو ظلمی شود، ظلمی نکن.
همان جور که دوست داری به تو خوبی کنند، خوبی کن.
هرچه فکر میکنی مردم اگر بکنند بد است، برای خودت هم بد حساب کن.
هر چه نمیدانی، نگو؛ حتی اگر آن چه میدانی کم است.
هر چه نمیخواهی دربارهات بگویند، درباره کسی نگو.
پسرم بدان!
از خود راضی بودن، خلاف درستی و آفت اندیشههاست.
پس (به این که هستی، راضی نباش) و تمام سعیات را بکن...؛
به مقصد هم که رسیدی، بیشتر از همیشه، در برابر پروردگارت، خاشع باش.
پسرم بدان!
راهی طولانی و دشوار، پیش رو داری و
قطعاً به توشه کافی نیاز داری؛ به سبکباری،
و به این که قدمهایت درست و در مسیر باشند؛
بیش از طاقتت، بار برندار
که مبادا در راه، سنگینی بار، دست و پا گیرت شود.
اگر بین نیازمندان، کسی را یافتی که توشهات را برایت به قیامت ببرد و
توشه را، فردای محشر، در لحظه احتیاج، به تو برگرداند،
وجودش را غنیمت بشمار(انفاق کن؛ انفاق کن) و بار را بگذار بر دوش او و
تا میتوانی، بار و کولهاش را سنگین کن؛
شاید بعدها، کسی را با این مشخصات، پیدا نکنی.
هر کسی روز داراییات از تو وام میخواهد، وجودش را غنیمت بشمار؛
تا در آن روز تنگدستی، روز گرفتاری، وام را به تو پس دهد.
پسرم بدان!
گردنه و گذرگاهی دشوار، پیش رو داری
که حال و روز سبکباران، وقت عبور از آن، بهتر از اوضاع مردم سنگینبار است.
هرکه کند و آهسته عبور میکند، از آن که شتابان رد میشود، حال بدتری دارد.
بعد از این گذرگاه، ناگزیری یا در بهشت فرود آیی یا در جهنم.
پس، پیش از فرود، قاصدی بفرست تا برایت، جایی آماده کند.
پیش از فرود، جای فرودت را هموار کن
که بعد از مرگ، نه میتوان خدا را راضی کرد و نه میتوان به دنیا برگشت.
پسرم بدان!
کسی که گنجینههای آسمان و زمین به دست اوست، به تو اجازه خواستن، به تو اجازه دعا داده و
ضمانت کرده که خواهشهای تو را جواب میدهد و
فرمان داده، که بخواهی، تا بدهد.
پی مهرش باش، تا به تو مهر بورزد.
بین تو و خودش، نگذاشته کسی حجاب و فاصله باشد.
تو را به کسی دیگر حواله نداده، پس لازم نیست یکی بین او و تو واسطه باشد.
وقتی بد میکنی، راه بازگشتات را نمیبندد.
در عذابت عجله نمیکند.
وقتی توبه میکنی و باز میگردی، سرزنشت نمیکند.
حتی اگر رسوایی حق توست، باز، رسوایت نمیکند.
وقتی بازمیگردی، سخت نمیگیرد و میپذیردت.
وقتی بازمیگردی، با جریمه و جزا، آزارت نمیدهد
و از لطفش، ناامیدت نمیکند؛
بلکه بازگشتات را، برایت ثواب حساب میکند.
هر گناهت را یکی و هر کار خوبت را ده تا حساب میکند.
برایت در بازگشت را باز گذاشته است.
صدایش که میکنی، صدایت را میشنود.
در دل، اگر با او نجوا کنی، نجوایت را میفهمد.
نیازت را میبری پیش او.
سفره دلت را پیش او وا میکنی.
از غم و غصههایت، به او شکایت میکنی.
برای گرفتاریهایت، از او چاره میخواهی.
در کارهایت، از او کمک میخواهی.
چیزهایی از گنجینههای لطفش درخواست میکنی که هیچ کس دیگر نمیتواند آنها را بدهد؛
مثل طول عمرها، سلامتی بدنها و وسعت روزیها.
کلید همه گنجینههایش را گذاشت در دو دست تو؛
وقتی به تو اجازه دعا و خواهش داد.
حالا هر وقت بخواهی، با دعا، درهای نعمتش را باز میکنی
و انبوه مهر و لطفش را به روی خودت، سرازیر میکنی.
دیر آمدن پاسخ دعاها، ناامیدت نکند... .
خیلی وقتها، دعایت را دیر اجابت میکند؛ چون در این تأخیرها، پاداش دعا کننده و عطایی که به امیدوار، میدهند، بیشتر میشود.
خیلی وقتها، چیزی میخواهی، نمیدهند؛
اما، در دنیا یا آخرت، بهتر از آن را به تو میبخشند
یا آن را نمیدهند؛ چون به صلاحت نیست.
خیلی وقتها، اگر چیزی که خواستهای بدهند، دینت از بین میرود.
پس چیزی بخواه که زیباییاش برایت بماند و رنج و سختیاش، از تو دور باشد
که نه ثروت برای تو باقی میماند و نه تو برای ثروت باقی میمانی.