اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

بهتر زندگی کنیم

برای اینکه هزار بار بهتر زندگی کنیم کافی است افکار مثبت را در خود پرورش دهیم و عادت کنیم که هر شب نیم ساعت قبل از خواب یک کتاب خوب را مطالعه کنیم.این چنان اثر مطلوبی بر تمام زندگی ما خواهد گذاشت که باور کردنی نیست و بعد ازآن متوجه می شویم که اصولا تا قبل از آن زندگی نمی کردیم.
برای رسیدن به وضعیت روحی بهتر در زندگی شناختن افکار و اندیشه هایی که در ضعف یا نشاط دخیل هستند از اهمیت بالایی برخوردار است.
به طور مثال اگر در یک مسابقه ورزشی افکارمان بر متجلی کردن استعدادهای خود و احترام و ارزش قائل شدن به این توانایی خداداد باشد خود را تقویت کرده و به خود قدرت بخشیده ایم ولی اگر فکرمان این باشد که هر طوری است باید بر حریف غلبه کنیم و به هر قیمتی باید برنده شویم باعث رقابت و سلطه جویی می شود و کل ساختمان بدنمان ضعیف می شود. افکار ما باعث تقویت و تضعیف برخی از عضلات ماهیچه های مهم بدن می شود. قلب ماهیچه ای است که بر اثر اندیشه های ما قوی یا ضعیف می شود حتی کلیه ها، جگر، ریه، روده با ماهیچه هایی احاطه شده اند که تحت تاثیر افکارمان است.
انسان هایی هستند که از زندگی خود ناراضی هستند. همیشه و در هر موقعیت که آنها را ببینید فقط ابراز نارضایتی می کنند. این رفتار آنها خسته کننده و کسالت آور است. اگر از آنها بپرسید: آیا تا به حال به این فکر کرده اید که بهتر از این هم می توان زندگی کرد، به شما خواهند گفت: سعی کرده ام ولی نمی شود. آیا شما هم از این دسته انسان ها هستید. آیا شما هم فقط ناراضی هستید و آیا شما هم فکر می کنید امکان تغییر وجود ندارد؟ اگر از این دسته آدم ها هستید؟ بدانید که هم خود را زجر می دهید و هم اطرافیانتان را در رنج مستمر قرار داده اید.
با بکار بردن راهکارهایی می توانید زندگی خود را بهتر کنید، از جمله این راهکارها این است که مشکلات خود را خوب ببینیم، راه حل ها را یاد بگیریم و تلاش کنیم موضوعاتی که موجب رنج می شود شناسایی کنیم. به طور مثال اگر به نظر پدر یا مادرتان فرزند خوبی نیستید، سعی نکنید برای آنها دلیل بیاورید و آنها را قانع کنید که اشتباه می کنند، بلکه یاد بگیرید چگونه می توان فرزند خوبی بود. در گام دوم هرگز فکر نکنید فقط درک شما درست است. ادراک شما فقط نتیجه آموخته ها و گذشته شماست. شایدغلط یاد گرفته باشید و رفتارهایی را انجام دهید که به خاطرآنها به شما احترام بگذارند; نه این که مجبور باشید به خاطر انجام آنها همواره عذرخواهی کنید. همیشه در پی این باشید که چگونه می توان زندگی را مدیریت کرد. مثلا اگر علاقه دارید که اطرافیان به شما احترام بگذارند، باید روشی را انتخاب کنید که منجر به این هدف شود و اگر روشی را برای رسیدن به یک هدف، بارها و بارها تجربه کرده اید ولی به هدف نرسیده اید، حتما روش خود را تغییر دهید. مثلا اگر برای این که به شما احترام بگذارند، آنها را تحقیر کرده اید، روش خود را تغییر دهید.
مشورت با متخصصین گامی دیگر برای انتخاب روش هایی بهتر است و هیچ انسانی وقت آن را ندارد که برای انتخاب یک روش زندگی، همه راه ها را تجربه کند.
قدرت خود را برای چشم پوشی و گذشت نسبت به مسایل افزایش دهید. بسیاری از مسائل اصلا ارزش ندارند که وقت شما را بگیرند. مسلما اطرافیان و دوستان شما آنقدر خوبی دارند که شما بتوانید به راحتی از بدی های آنها صرف نظر کنید.
اشتیاق و علاقه خود را به زندگی بهتر، نشان دهید. پرانرژی باشیدو با افرادی ارتباط برقرار کنید که موفقیت شما را می خواهند. آنها شما را به سوی موفقیت هل خواهند داد.
و در گام آخر باید گفت که همیشه برای نفر اول بودن حرکت کنید، بهترین شوهر، بهترین زن، بهترین پدر، بهترین مادر، بهترین دوست.
مطمئن باشید پس از این، زندگی خیلی زیباتر خواهد شد
.

توبه خالص

بعضی فکر می کنند که لذتی در آنچه خدا ما را از رفتن به طرف آنها منع کرده وجود دارد و خدا با آنها ما را امتحان می کند ولی اینطور نیست ، هر چیزی که خدا برای ما حرام کرده ، برای دنیای ما و جسم ما هم ضرر دارد ولی چون مقام علمی ما هنوز به آنها نرسیده است ، درک نمی کنیم.

تحقیقی که راجع به میگرن (یک بیماری) انجام شد ، دلایلی را برای این بیماری ذکر کرده است از جمله :

1-     دلایل ژنتیکی

2-     موج گرفتگی

3-     عصبانیت و خشم

و یکی از دلایل میگرن را نگاه شهوانی به جنس مخالف ذکر کرده اند .

مضرات گناه :

1-     گناه جسم را می پوساند.

2-     هر گناهی یک پرده ای روی قلب ما می کشد.

و.....

اصرار بر گناه یعنی اینکه یک گناه شخص را دیگر اذیت نمی کند.

اصرار بر گناه نشانه از بین رفتن حساسیت نسبت به گناه است.

اصرار بر گناه بالاترین گناه است.

 


از مسلمات دین و علم و تجربه است که کردار انسان خواه نیک و خواه بد داراى پى‏آمد و نتیجه، در دنیا و آخرت است و همچون بذرى است که در مزرعه‏ى جهان کاشته مى‏شود، اگر بذر گل بود، نتیجه‏اش گل است و اگر خار بود، نتیجه‏اش خار است. به قول سعدى: 

دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر *** اى نور چشم من بجز از کِشته ندروى

به عبارت دیگر، هر عملى داراى عکس‏العمل و هر کنشى داراى واکنش است و باید توجه داشت که مکافات عمل هم در دنیا وجود دارد و هم در آخرت، با این فرق که مکافات در دنیا نسبت به آخرت بسیار کم‏رنگتر مى‏باشد و نیز باید توجه داشت که کیفر یا پاداش عمل به صورت‏هاى گوناگون به سراغ انسان مى‏آید. گرفتارى‏هاى گوناگونى که در دنیا دامنگیر انسان مى‏گردد، گاهى مکافات عمل است و گاهى براى امتحان است و براى بعضى مایه و پایه‏ى ترقّى و تکامل و پاداش افزون و مضاعف است؛ چنانکه درقرآن به این مطلب اشاره شده است «وَ لَنَبلُوَنّکم بِشَى‏ء مِنَ الخَوف والجُوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین؛ و مسلما شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و زیان مالی و جانی و کاهش محصولات می آزماییم، و صابران را نوید ده» (بقره، 155) و روایات متعدد نیز دلالت بر آن دارد. از جمله؛امام صادق فرمودند: «إنّ أشدّ النّاس بلاء الأنبیاء ثمّ الّذین یَلونهم ثمّ الأمثل فَالأمثل؛ سخت‏ترین مردم از نظر بلا پیامبرانند سپس کسانى که در پى آنانند، سپس کسى که از دیگرى بهتر است به ترتیب» (کافی، ج 2، ص 252).

آثار و کیفرهاى دنیوى گناه
در قرآن، ده‏ها آیه پیرامون آثار و کیفر گناه آمده: «فَاَنزلنا عَلى الّذینَ ظلموا رِجزاً مِنَ السّماءِ بِما کانوا یَفسقُون»  «بر ستمگران به خاطر نافرمانى عذابى از آسمان فرستادیم» (بقره، 59)،

«یرید اللّه اَن یُصیبَهم بِبَعض ذُنُوبهم؛ خدا مى‏خواهد آنان را به پاره‏اى از گناهانشان مجازات کند» (مائده، 49)،

«...فَاهلَکناهُم بِذُنوبِهم؛ آنها را به خاطر گناهانشان نابود ساختیم» (انعام، 6)،

«فاَخذناهُم بِما کانُوا یَکسِبون؛ آنها را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم» (اعراف، 96)،

«فَتِلکَ بُیوتَهم خاوِیةً بِما ظَلموا؛ این خانه‏هاى آنهاست که به خاطر ظلم و ستمشان خالى مانده است» (نمل، 52)،

«ممّا خطیئاتِهم اُغرِقُوا؛ آنها به خاطر گناهانشان غرق شدند» (نوح ، 25)،

«فَدَمدَم عَلیهِم رَبّهم بِذَنبِهم فَسوّاها؛ پس خدا آنها (قوم ثمود) را به خاطر گناهانشان درهم کوبید و سرزمینشان را صاف و مسطح کرد» (شمس، 14)،

«اِنّ اللّه لایُغَیّرُ ما بقَوم حتّى یُغَیّروا ما بِاَنفُسهم؛ خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملتى را تغییر نمى‏دهد، مگر آنکه آنها خود را تغییر دهند»(رعد، 11)،
«کلاّ بَلْ رانَ على قُلوبِهم ما کانوا یَکسِبون؛ چنین نیست که آنها مى‏پندارند، بلکه اعمالشان همانند زنگارى بر دل‏هایشان نشسته است» (مطففین، 14).

«و ما اَصابَکم مِن مُصیبَة فَبِما کَسبتْ اَیدیکُم و یَعفُوا عن کثیر؛ و هر گرفتارى که به شما رسد به خاطر اعمالى است که انجام داده‏اید و (خدا) بسیارى را نیز عفو مى‏کند» (شوری، 30).

جالب اینکه امام علی به نقل از پیامبر مى‏فرماید: «خیر آیة فى کتاب الله هذه الایة؛ بهترین آیه خدا در قرآن همین آیه است». سپس فرمود: «یا على! ما من خدش عود و لانکبة قدم الا بذنب» از امام صادق(ع) «اى على! هر خراشى که از چوبى به انسان مى‏رسد و هر لغزش قدمى بر اثر گناهى است که از او سرزده است» (مجمع البیان ذیل آیه کافی ج 2 ص 269).

گناه سبب سلب نعمت
امام صادق علیه السلام مى‏فرماید: پدرم همواره مى‏فرمود:«اِنّ اللّه قَضى‏ قَضاء حَتماً الاّ یُنعِمُ على العبد بِنِعمةٍ فَیَسلُبها ایّاه حتّى یُحدِث العبد ذَنباً یَستَحقّ بذلک النّقمة؛ خداوند حکم قطعى فرموده که نعمتى را که به بنده‏اش داده، از او نگیرد، مگر زمانى که بنده گناهى انجام دهد که به خاطر آن سزاوار کیفر گردد» (کافی،ج 2، ص 273).

امیر مؤمنان على علیه السلام در خطبه 178 نهج البلاغه مى فرماید: «و ایم الله ! ما کان قوم قط فى غض نعمة من عیش فزال عنهم الا بذنوب اجترحوها ، لان الله لیس بظلام للعبید؛ به خدا سوگند هیچ ملتى از آغوش ناز و نعمت زندگى گرفته نشد مگر به واسطه گناهانى که مرتکب شدند، زیرا خداوند هرگز به بندگانش ستم روا نمى دارد»، سپس افزود: «و لو ان الناس حین تنزل بهم النقم ، و تزول عنهم النعم ، فزعوا الى ربهم بصدق من نیاتهم ، و وله من قلوبهم ، لرد علیهم کل شارد و اصلح لهم کل فاسد؛ هر گاه مردم موقعى که بلاها نازل مى شود، و نعمتهاى الهى از آنها سلب مى گردد، با صدق نیت رو به درگاه خدا آورند، و با قلبهائى آکنده از عشق و محبت به خدا از او درخواست حل مشکل کنند، خداوند آنچه را از دستشان رفته به آنها باز مى گرداند و هرگونه فسادى را براى آنها اصلاح مى کند» و از این بیان رابطه گناهان با سلب نعمتها به خوبى آشکار مى شود.

ممکن است این گونه فهمیده شود که آیا اگر خداوند به‏ انسان نعمتی داد و انسان گناهی مرتکب شد، آن گناه هر چه می‏خواهد باشد، خدا آن نعمت را از انسان می‏گیرد، یا میان گناهان و نعمتهایی که سلب‏ می‏شود رابطه خاصی است یعنی هر گناهی تأثیر دارد در سلب نعمت معینی، و در سلب نعمت دیگر اثر ندارد کما اینکه هر طاعتی تأثیر دارد در جلب یک نعمت معین نه همه نعمتها. مثلا ما به طور کلی می‏دانیم که هم باید رعایت حق الله را بکنیم و هم‏ رعایت حق الناس. حق الله وظایفی است بین ما و خدا مثل نماز و روزه، حق الناس وظایف مستقیمی است که ما در برابر مردم داریم از عدالت، انصاف و غیره، تکالیفی است که نسبت به مردم داریم، حقوقی است که‏ دیگران بر عهده ما دارند.

یک وقت گناه ما این است که حق الله را ادا نمی‏کنیم، و یک وقت گناه ما این است که حق الناس را ادا نمی‏کنیم. حق‏ الله هم فرق می‏کند، یک وقت نماز نمی‏خوانیم، یک وقت روزه نمی‏گیریم، یک وقت العیاذ بالله شراب می‏خوریم، یک وقت دروغ می‏گوییم، یک وقت حج‏ خانه خدا را نمی‏رویم. همین طور است حق الناس. آیا اینها دیگر فرق‏ نمی‏کند؟ همین قدر که انسان یک گناه مرتکب شد خدا هر نعمتی را که شد از او می‏گیرد یا هر گناهی با یک نعمت خاصی ارتباط دارد؟ دومی درست است‏.

در دعای کمیل این طور می‏خوانیم: «اللهم اغفر لی‏ الذنوب التی تنزل النقم . اللهم اغفر لی الذنوب التی تغیر النعم . اللهم اغفر لی الذنوب التی تنزل البلاء . اللهم اغفر لی الذنوب التی‏تحبس الدعاء» گناهان را دسته دسته می‏کند: خدایا آن گناهانی را که‏ نقمت را بر بنده نازل می‏کند ببخش، آن گناهانی را که نعمت را می‏گیرد ببخش، گناهانی را که بلاها را نازل می‏کند بیامرز، گناهانی را که سبب‏ می‏شود دعاهای ما حبس بشود ببخش ( یعنی حال دعا از ما گرفته بشود که دعا نکنیم که این بدترینش است، یا دعا بکنیم و مستجاب نشود). معلوم می‏شود هر دسته‏ای از گناهان یک خاصیت مخصوص به خود دارد.

گناه سبب عدم استجابت دعا
امام باقر علیه السلام فرمودند: «همانا بنده از خدا حاجتى مى‏خواهد، اقتضا دارد که زود یا دیر برآورده شود، سپس آن بنده گناهى انجام مى‏دهد خداوند به فرشته مى‏فرماید: حاجت او را روا مکن و او را محروم ساز زیرا در معرض خشم من درآمد و سزاوار محرومیت شد» (کافی، ج 2، ص271) .

گناه سبب قطع روزى
امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «إنّ الرّجُل لَیَذنب الذَّنْب فَیَدرء عنه الرّزق؛ مردى گناهى انجام مى‏دهد و در نتیجه روزى از او دور مى‏شود» (کافی، ج 2، ص271).

گناه سبب محرومیت از نماز شب
ازامام صادق نقل شده است: «ان الرجل یذنب الذنب فیحرم صلوة اللیل و ان العمل السیىء اسرع فى صاحبه من السکین فى اللحم؛ گاهى انسان گناه مى کند و از اعمال نیکى همچون نماز شب باز میماند ( بدانید ) کار بد در فناى انسان از کارد در گوشت سریعتر اثر مى کند» (کافی، ج 2، ص271).

گناه سبب عدم امنیت از حوادث
امیرمؤمنان على علیه السلام فرمودند: گنهکار نباید خود را از بلاهاى شبانه و حوادث ناگهانى ایمن بداند (کافی ج2 ، ص 269) و نیز از جمله عواقب شوم دیگر گناهان عبارتند از: قطع باران، ویرانى خانه، حبس صدساله قیامت،خشم و لعن الهى، بلاهاى بى سابقه، پشیمانى، پرده درى و رسوایى، کوتاهى عمر، زلزله، فقر عمومى، اندوه، بیمارى، تسلط اشرار.

آثار و کیفرهاى اُخروى گناه
«و مَن جاءَ بِالسَّیّئة فَکُبّت وُجوههُم فى النّارِ هَل تُجزَون الاّ ما کُنتُم تَعمَلون» (نمل ، 90) «آنانکه اعمال بدى انجام دهند، به رو در آتش افکنده مى‏شوند، آیا جزایى جز آنچه عمل مى‏کردید خواهید داشت.»«و مَن یَعصِ اللّه و رَسُوله فَاِنّ لَه نار جَهنّم خالِدینَ فِیها اَبداً» (جن ،23) «و هر کس نافرنانى خدا و رسولش کند، آتش دوزخ از آن او است، جاودانه در آن مى‏مانند.»«یَودُّ الُمجرم لو یَفتَدى من عَذابِ یومئِذ بِبَنیه و صاحِبَته و اَخیه و فَصیلَتِه الَّتى تؤْویه و مَن فى الاَرضِ جَمیعاً ثُمّ یُنجیه کلاّ انّها لَظّى‏ نَزّاعَة لِلشَّوى» (معارج 16) «گنهکار دوست مى‏دارد که فرزندان خود را در برابر عذاب آن روز فدا کند و (نیز) همسر و برادرش را و قبیله‏اش را که همیشه از او حمایت مى‏کردند و تمام مردم روى زمین را تا مایه‏ى نجاتش شود. اما هرگز چنین نیست، شعله‏هاى سوزان آتش است که دست و پا و پوست سر را مى‏کند و مى‏برد.»«تَلفَحُ وُجوهَهم النّار و هم فیها کالِحُون» (مومنون ،104) «شعله‏هاى سوزان آتش همچون شمشیر به صورت آنها نواخته مى‏شود و آنها در دوزخ چهره‏اى درهم کشیده دارند.»

احباط و پوچ شدن اعمال نیک

یکى از پى‏آمدهاى گناه این است که موجب پوچى و بى‏خاصیت شدن کارهاى نیک مى‏شود، یعنى گنهکار اگر کار خیرى انجام دهد، بى‏نتیجه و بى‏پاداش مى‏گردد.در قرآن 16 بار سخن از «حبط عمل» به میان آمده است که از مجموع آنها چنین نتیجه مى‏گیریم گناهان بزرگى همچون: کفر، شرک، تکذیب آیات الهى و انکار معاد، ارتداد، مخالفت با پیامبران موجب حبط است.در دنیا نیز اگر کسى سنگى را از وسط جاده‏اى کنار ببرد تا رهگذرى از آن، آسیب نبیند، این کار او را نیک مى‏شمرند، ولى اگر همین شخص در چند قدمى آن سنگ، جاده‏اى را خراب کرده و مانع عبور و مرور شود، در این صورت - ارتکاب گناه بزرگ و خراب کردن جاده - انجام کار نیک - سنگ برداشتن از جاده - را خنثى مى‏نماید.بنابراین گناهان بزرگ موجب بى‏اثر شدن اعمال نیک و پوچ شدن آنها مى‏شوند، چنانکه تکبر و سرکشى ابلیس از فرمان خدا در مورد سجده کردن آدم موجب پوچى شش هزار سال عبادت او گردید. (نهج البلاغه ، خطبه 192) روى این اساس باید توجه داشت که آدم گنهکار نمى‏تواند به کارهاى نیکش دل ببندد زیرا چه بسا گناهان او ثواب کارهاى نیک او را از بین ببرند.

پیامبر صلى الله علیه وآله مى‏فرماید:هرکس در امر نماز سستى کند و آن را سبک شمرد خداوند او را به پانزده بلا گرفتار مى‏کند: کوتاهى عمر، کمى روزى، زدودن سیماى صالحان از چهره‏اش. ، عدم پاداش براى اعمالش، عدم استجابت دعا، عدم بهره‏مندى او از دعاى صالحان، مرگ ذلیلانه. ،مرگ در حال گرسنگى و تشنگى، ماموریت فرشته‏اى از طرف خدا که او را در قبرش شکنجه دهد، قبر را بر او تنگ نماید، قبرش تاریک است، ماموریت فرشته‏اى براى کشاندن او بر زمین از ناحیه صورت در منظر مردم، حسابرسى شدید قیامت، سلب نظر و توجه خدا به او، ابتلا به عذاب سخت (سفینة البحار ،ج2 ،ص 44) .

همچنین پیامبراکرم صلى الله علیه وآله می فرماید:زنا کردن داراى شش اثر است که سه اثرش در دنیا است و سه اثرش در آخرت مى‏باشد،اثر دنیوى آن عبارتست از: رسوایى، کوتاهى عمر و قطع روزى.و اما اثر اخروى آن عبارتست از: سختى حساب، خشم خدا و جاودانگى در آتش دوزخ و همچنین اعمال نیک او بدون پاداش است و دعایش به استجابت نمى‏رسد و بهره‏اى از دعاى صالحان نمى‏برد. (عقاب الاعمال صدوق) .

با توجه به آیات قرآن مشخص می شود که در حقیقت دعوت پیامبران براى دو هدف بوده ، یکى آمرزش گناهان و به تعبیر دیگر پاکسازى روح و جسم و محیط زندگى بشر ، و دیگر ادامه حیات تا زمان مقرر که این دو در واقع علت و معلول یکدیگرند ، چه اینکه جامعه اى مى تواند به حیات خود ادامه دهد که از گناه و ظلم پاک باشد . در طول تاریخ جوامع بسیارى بوده اند که بر اثر ظلم و ستم و هوسبازى و انواع گناهان به اصطلاح جوانمرگ شدند ، و به تعبیر قرآن به اجل مسمى نرسیدند .در حدیث جامع و جالبى نیز از امام صادق (علیه السلام) مى خوانیم «من یموت بالذنوب اکثر مما یموت بالاجال ، و من یعیش بالاحسان اکثر ممن یعیش بالاعمال» آنها که با گناه میمیرند بیش از آنها هستند که با اجل طبیعى از دنیا مى روند و آنها که با نیکى زنده میمانند ( و طول عمر مى یابند ) بیش از آنها هستند که به عمر معمولى باقى میمانند ..

شرایط اصرار بر گناه :

1-     هر وقت حساسیت شخص نسبت به آ ن گناه از بین رفته باشد.

2-     از شرائط دیگر اصرار شخص بر گناه اینست که ولی گناه را کوچک بشمارد.

3-     کسی که گناهی را با تجری مرتکب می شود.

روایت : در آخر زمان اگر گناه 100 قسمت باشد ، 99 تای آنها مربوط به گناهان زبان است.

روایت بعدی - حضرت رسول فرمودند :

همه مردم اهل گناهند ، بهترین گناهکاران ، بسیار توبه کنندگان (توابین).


آلودگی به گناه و بی باکی در معاصی و ارتکاب محرمات شرع انور و شکستن حرمت مقام ربوبی الهی بسیار زشت و بدبختی آور است. انجام عمل خلاف شرع موجب تباهی انسان و باعث فنا و هلاکت او است. امام باقر(ع) فرمود: ما من نکبة تصیب العبد الا بذنب؛ هیچ نکبتی دامن گیر شخص نیم شود مگر به واسطه گناهی که مرتکب شده است.

امام علی(ع) می فرماید: خداوند آسایش و زندگی راحت هیچ مردمی را نمیگیرد مگر به علت گناهانی که مرتکب شده اند، خداوند هرگز به بندگان خود ستم نمیکند.

گناه صرف نظر از خطراتی که برای جهات فردی و اجتماعی دارد اصولاً بزرگترین عامل انحطاط و سقوط انسانیت است، انسان گناه کار هرگز از مزایای افتخارآمیز بشریت و تکامل انسانی برخوردار نیست، پلیدی گناه حجاب نورانیت دل و صفای باطن است، گناه کار قبل از این که به جامعه یا به شخص خود ضربهای وارد کند شخصیت خود را ساقط مینماید و انسانیت خود را می کشد.





مثلاً محمد بن مسلم در روایتی در اصول کافی از حضرت صادق(ع) نقل میکند: هر گناهی که خداوند آتش را جزا و سزای آن قرار داده کبیره است؛ و روایات به این مضمون فراوان وارد شده است.

استمناء باعث ضعف قوای شهوانی، ترسو شدن و سستی انسان میگردد و شجاعت و درستی را از انسان سلب میکند و اولین تأثیر آن بر چشم و گوش است و باعث ضعف این دو قوه میگردد. کمخونی، رنگپریدگی، کم شدن حافظه، لاغری، بیاشتهایی، بدخلقی، سرگیجه و دهها آفت دیگر از عوارض این عمل ناروا است.

این عمل بر سلسله اعصاب تأثیر عمیقی به جا میگذارد و زمینه ضعف شدید آن را فراهم میسازد. اگر فردی به این عمل معتاد شد، ارادهاش را از دست میدهد و بعد از آگاه شدن از زیانهای این عمل، آن قدر اراده ندارد تا آن را ترک کند.

راههای زیر برای جلوگیری از این عمل زشت مناسب است:

1- اقدام به ازدواج اگر از لحاظ سنی و شغلی و شرایط مورد نیاز، زمینه ازدواج فراهم باشد.

2- فراهم نیاوردن زمینههای تحریک مثل خواندن مجلات و کتابهای نامناسب و دیدن فیلمهای تحریککننده وحضور در مجالسی که باعث تحریکات جنسی میشوند و گفتگو درباره امور جنسی و یا شنیدن این امور.

3- ورزش به طور منظم، خصوصاً کوهنوردی.

4- کنترل نگاه نسبت به نامحرم و پرهیز از گفتگوی غیرضروری با آنها.

5- پرهیز از خوردن غذاهای تحریککننده و غذاهایی که بیش از حد مورد نیاز بدن تولید انرژی میکنند.

6- دوری از تنهایی و خلوت و زیاد نماندن در حمام و دوری کردن از دوستان منحرف و فاسدی که انسان را در معرض تحریکات قرار میدهد.

7- رو آوردن به عبادت و خواندن قرآن کریم ودعا و مناجات با خداوند متعال.

8- مطالعه مضرات و زیانهای این عمل زشت و رجوع به کتابهایی که در این مورد نوشته شده (مثل گناهان کبیره، شهید دستغیب شیرازی).


کسی که عاشق فضایل انسانی و آزاد مردی است باید از پلیدی گناه مبری و منزه باشد. علی(ع) می فرماید: کسی که به کرامت نفس و شرافت آدمی علاقه دارد حتماً باید از گناه بپرهیزد. و در حدیث دیگر فرمود: آزاد مرد کسی است که تمایلات غیر مشروع خود را ترک کند. و در جای دیگر فرمود: ما زنی غیور قطّ؛ غیرتمند و جوان مرد هرگز زنا نمیکند.


قرآن کریم در مورد زنا می فرماید:

ولا تقربوا الزّنا انّه کان فاحشة و ساء سبیلاً؛ نزدیک زنا نشوید که کار بسیار زشت و بد راهی است.


زنا از گناهان کبیره است و آثار و عواقب بسیار خطرناک دنیوی و اخروی به دنبال دارد.

امام صادق(ع) می فرماید: زنا شش اثر دارد: سه اثر در دنیا، سه اثر در آخرت. اما آثار دنیویه زنا: آبرو را می برد، رزق را کم می کند، مرگ را نزدیک می کند، و آثار اخرویه آن: غضب پروردگار، سختی حساب و دخول در آتش و جاودان ماندن در آن.

در جای دیگر حضرت از رسول خدا(ص) حدیث کرده که فرمودند: کسی که با زن مسلمان یا زن یهودی، یا نصرانی یا مجوسی، آزاد یا کنیز زنا کند، پس توبه نکند، و با اصرار به این گناه از دنیا برود خداوند در قبرش سیصد درب عذاب را باز می فرماید که از هر در مارها و عقربها و افعی هایی از آتش بیرون می ایند و این آدم تا روز قیامت می سوزد، و چون از قبرش بیرون شود از بوی گندش مردم اذیّت می شوند، و به این بوی گند شناخته می شود، و دانسته می شود که زناکار است. تا این که امر می شود او را به آتش برند.

امیرمؤمنان(ع) می فرماید: در روز قیامت به امر خدا بوی گندی وزیده می شود که تمام اهل محشر ناراحت می شوند تا این که نفس کشیدن بر آنها مشکل می گردد، پس منادی ندا می کند آیا می دانید این بوی گند چیست؟ گویند نمیدانیم و سخت ناراحتمان کرده، پس گفته می شود: این بوی عورت زناکاران است که بدون توبه از دنیا رفتهاند پس آنها را لغنت کنید که خدا آنها را لعنت کرده پس کسی نمیماند در محشر مگر این که آنها را نفرین می کند و می گوید خدایا زناکاران را لعنت فرما.

حضرت رسول(ص) فرمود: کسی که با زن شوهر دار زنا کند پس در جهنم از عورت هر دو چرک خارج می شود، به مقدار پانصد سال راه و اهل جهنم از بوی گند آن دو در اذیت خواهند بود و عذابشان از همه شدیدتر است.

لواط نیز مانند زنا از گناهان کبیره است و حرمت و عقوبتش از زنا شدیدتر است. رسول خدا(ص) فرمود: کسی که با پسری جمع شود روز قیامت جنب وارد محشر می شود و آب دنیا او را پاک نمیکند و خشم خدا بر او است و او را لعنت فرموده، دوزخ را برایش آماده می فرماید و بدجایگاهی است. هرگاه کسی لواط کند عرش خدا به لرزه در آید و خداوند او را لعنت و غضب فرموده و جهنم را برایش آماده می کند و ملوط (مفعول) را در کنار جهنم نگه می دارند تا خلایق از حساب فارغ شوند، پس او را در جهنم می اندازند و در طبقات دوزخ همیشه معذب خواهد بود

در زمان عمر غلامی که مولای خودش را کشته بود پس از اقرار، عمر امر به کشتنش نمود، حضرت امیرالمؤمنین(ع) از غلام پرسید چرا مولای خود را کشتی؟ عرض کرد به زور با من لواط کرد پس او را کشتم. حضرت از اولیای مقتول پرسید آیا او را دفن کردهاید؟ گفتند: آری هم اکنون از دفنش می آئیم پس به عمر فرمود غلام را تا سه روز نگهدار. پس از سه روز از اولیای مقتول حاضر شوند. پس از سه روز حضرت به اتفاق عمر و اولیای مقتول بر سر قبرش آمدند از اولیایش سؤال کرد این قبر میت شما است؟ گفتند: آری. فرمود: قبر را بشکافید تا بلحد برسد، چون بلحد رسیدند و آن را برداشتند، جنازه را ندیدند، حضرت تکبیر گفت و فرمود: به خدا قسم دروغ نگفتم. شنیدم از رسول خدا(ص) فرمود: هر کس از امت من عمل قوم لوط را مرتکب شود و بدون توبه از دنیا برود پس در قبرش بیش از سه روز نمیماند تا این که زمین او را فرو می برد و به جایی که قوم لوط هستند و هلاک گردیدهاند ملحق می نماید. پس در زمره ایشان محشور می شود.

بنابراین زنا و لواط و بی عفتی و بی بندوباری جنسی فاسد کننده دنیا و آخرت است و کسی که خدای نکرده مرتکب چنین اعمال شنیع شده واجب و لازم است فوراً نادم شده و توبه کرده و به سوی خداوند باز گردد تا خود را از منجلاب بدبختی نجات دهد. رسول اکرم(ص) فرمود: هر مرضی دارویی دارد و داروی گناهان استغفار و طلب عفو از پیشگاه ذات پاک الهی است. توبه که به معنی پشیمانی واقعی از معصیت است موجب بخشش گناه شده و صفحه قلب را از آلودگی پاک و تیرگی را مبدّل به روشنایی می سازد.

گناه هر چه باشد قابل توبه است و توبه از آن در درگاه الهی پذیرفته می شود به شرط آن که توبه حقیقی باشد یعنی انسان از عمق دل توبه کرده باشد. مکتب تربیتی اسلام تمام آلودگان به گناه را دعوت می کند که برای اصلاح خویش و جبران گذشته از در توبه که درب رحمت الهی است وارد شوند و سعادت خود را باز یابند.

امام زین العابدین(ع) در مناجات زیبای خود می فرماید: معبود من تو کسی هستی که به روی بندگانت دری به سوی عفو گشودهای و نامش را توبه نهادهای و فرمودهای باز گردید به سوی خدا و توبه کنید، توبه خالص حال که این در رحمت باز است عذر کسانی که از آن غافل شوند و توبه نکنند چیست؟.

توبه هرگاه واقعی باشد و از اعماق جان برخیزد و انسان از کرده خویش پشیمان شود مقبول در گاه خدا می شود و آثار و برکات توبه نمایان می گردد. توبه کار واقعی خود را از مجالس گناه دور می دارد و از عواملی که گناه را وسوسه و تداعی می کند برحذر می باشد و خود را در پیشگاه خدا شرمنده می بیند و همواره در صدد کسب رضای او می باشد. خداوند نه تنها توبه را می پذیرد بلکه توبه کار واقعی را دوست دارد. لذا شما مسلماً توبه کنید و مصمّم باشید که دیگر از این کارها نکنید چون عواقب بیسار خطرناک و نابود کننده دارد و مطمئن باشید که ان شاءاللَّه خدای مهربان توبه شما را خواهد پذیرفت. ضمناً برای نامزد خود هم باید عقد شرعی خوانده شود و قبل از عقد حتی یک کلمه هم با او حرفهای محرک نزنید چون حراماست و تا عقد خوانده نشود مثل سایر زنان بر شما نامحرم است. خداوندا همه ما را بیامرز

گناه نکردن

عامل اصلی بدبختی آدمی گناه است و اگر انسان بخواهد از گناه دوری کند و از این سمّ مهلک نجات یابد، رعایت نکات زیر ضروری است:
أ‌) تصمیم جدی و قاطع بر گناه نکردن؛ تا انسان عزم راسخ بر ترک گناه نداشته باشد، چندان توفیقی در عدم ارتکاب گناه به دست نمی آورد.
ب‌) توجه کامل به این که خداوند در همه حالات آگاه و ناظر بر اعمال ما است و حتی بر خطورات قلبی ما (در دل می گذرد) احاطه دارد و از آن ها هم با خبر است. اگر انسان چنین یقینی داشته باشد، خجالت می کشد گناه کند و از دستورهای خالقش سرپیچی نماید. برای این که انسان به چنین توجهی موفق شود، همیشه به یاد خدا بودن بسیار سودمند است. این که گفته می شود انسان باید همیشه به یاد خدا باشد، بدین خاطر است که با یاد خدا انسان از مهلکات دور می شود و به عوامل سعادت نزدیک می گردد. علی(ع) فرمود: «خدا را در همه جا یاد کنید، زیرا در همه جا با شما است».  حضرت در حدیث دیگر فرمود: «ذکر دو گونه است: یاد خدا به هنگام مصیبت و بهتر از آن یاد خدا در رویارویی با حرام است که این یاد خدا مانع از ارتکاب حرام می شود». قرآن فرمود: «آیا (او که اهل گناه و شرک است) ندانست که خدا می بیند».
ج) تفکر در عواقب زیان بار گناه. اگر انسان توجه کامل داشته باشد که معصیت افزون بر آثار سوء دنیوی، چه عذاب های غیر قابل تحمل اُخروی به دنبال دارد، مطمئناً از گناه دوری می جوید.
قرآن می فرماید: « هر کس به خدای خود با حالت گناه وارد شود، جزای او جهنمی است که در آن جا نه می میرد و نه زنده می ماند». در آیة دیگر فرمود: «(در روز قیامت) گناهکار دوست دارد که فرزندان، زن، برادر، همة خویشان و همة اهل زمین را فدا می کرد تا از عذاب نجات می یافت، (ولی) چنین نیست، (بلکه) آن آتش شعله کش است و ...». در جای دیگر فرمود: «در روز قیامت کافر گوید: ای کاش خاک بودم».
د) مقایسه بین بهشت و جهنم. اگر انسان یک مطالعه اجمالی در آیات و روایات اهل بیت(ع) در مورد نعمت های بهشتی و عذاب های جهنمی داشته باشد، مطمئناً به بهشت شوق پیدا می کند و از جهنم می ترسد در نتیجه مرتکب گناه نمی شود. در این زمینه مطالعه جلد شش کتاب پیام قرآن اثر آیت الله مکارم شیرازی بسیار مفید است. قرآن در مقایسه بین ثواب و عذاب اخروی می فرماید: «وصف بهشتی که به پرهیزکاران وعده داده شده (چنین است) که در آن، جوی هایی از آب گوارا، و جوی هایی از شیری که مزه اش تغییر ناپذیر است، و جوی هایی از شراب لذت بخش برای آشامندگان، و جوی هایی از عسل پاکیزه (وجود دارد) و برای شان در آن جا همه گونه میوه هست، نیز آمرزشی از جانب پروردگارشان. (آیا چنین کسی) همانند کسی است که جاودانه در آتش است و به آنان آبی جوشان نوشانده می شود که دل و روده های شان را پاره پاره می کند؟!».
امیرمؤمنان(ع) فرمود: «مغبون کسی است که بهشت عالی را به گناه پست بفروشد».
هـ) باور کردن این که شیطان و نفس امّاره، دشمن انسانند؛ وقتی انسان یقین پیدا کرد که اینان دشمن اویند، به حرف آنان گوش نداده و گناه نمی کند. قرآن می فرماید: «ای بنی آدم، آیا با شما پیمان نبسته بودم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شما است؟!».
در آیة دیگر فرمود: «نفس امّاره بسیار وادار کننده به بدی است».
و) عمر انسان زودگذر است و در آینده بسیار نزدیک به نتایج اعمالش خواهد رسید؛ اگر انسان به این مسئله عنایت داشته باشد و فکر نکند که فعلاً خبری از سرای آخرت نیست، در عدم ارتکاب گناه مؤثر است، چرا که خیلی از افراد به خیال این که عواقب وخیم معصیت دیر به سراغ انسان می آید، مرتکب معصیت می گردند. قرآن فرموده: «آن ها (کافران) آن (روز عذاب را) دور می بینند، و ما آن را نزدیک می بینیم».
ز) زیاد سبحان الله گفتن، که باعث می شود شیطان از انسان دور شود.
وقتی شیطان از انسان دور شود، دیگر گناه نمی کند. امام صادق(ع) فرمود: «شیطان گفته است: پنج کس مرا بیچاره ساخته و راه به آن ها ندارم و بقیه مردم در اختیار منند:
1ـ کسی که با نیّت صادق به خدا چنگ بزند و در تمام کارها به او توکّل کند.
2ـ کسی که در شبانه روز زیاد تسبیح گوید.
3ـ کسی که هر چه برای خود می پسندد، برای برادر مؤمن خود نیز بپسندد.
4ـ کسی در وقت رویارویی با مصیبت ناله و فریاد نزند.
5ـ کسی که به آن چه خدا قسمتش کرده است راضی باشد».
در پایان حدیثی را که امام حسین(ع) دربارة رهایی از معصیت فرموده می آوریم:
مردی به خدمت حضرت حسین(ع) رسیده و عرض کرد: من مردی گناهکارم و صبر بر معصیت (استقامت در برابر آن) ندارم، مرا موعظه فرما. حضرت فرمود: «پنج عمل انجام ده، آن گاه هر گونه که خواستی گناه کن: 1ـ روزی خدا را نخور و هر چه می خواهی گناه کن.
2ـ از ولایت خدا بیرون رو و هر چه خواستی گناه کن.
3ـ در جایی گناه کن که خدا تو را نبیند.
4ـ به هنگام مرگ نگذار حضرت عزرائیل جانت را بگیرد و هر چه خواستی گناه کن.
5ـ وقتی مالک دوزخ تو را به آتش می اندازد، داخل آتش نرو، آن وقت هر گناهی خواستی انجام ده».
در این حدیث حضرت می خواهد بگوید: تو که بر هیچ یک از این پنج چیز قادر نیستی، پس چگونه گناه انجام می دهی و خود را بدبخت می کنی؟!