اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

امید

یکى از ساز و کارهاى حیات و زندگى امیدوارى است. از نظر جهانبینى توحیدى، امید تحفه الهى است که چرخ زندگى را به گردش در مىآورد و موتور تلاش و انگیزه را پرشتاب مى کند. اگر روزى امید از انسان گرفته شود، دوران خمودگى و ایستایى او فرا مى‏رسد. امیدوار بودن هنرى است که باید همگان آن را فرا گیرند.

حقیقت امیدوارى:
امیدوارى حالتى نفسانى است که در آن انسان به امورى که انتظارش را دارد دلبستگى پیدا می کند. امید در انتظار چیزى بودن است؛ در حالى که بیشتر وسایل و اسباب آن فراهم شده باشد. در فرهنگ فارسى، به طور معمول امید و آرزو در کنار یکدیگر به کار مى رود. در زبان عربى، به صورت جداگانه با عنوانهاى «رجا» و «اَمَل» استفاده می شود.
در هر امیدوارى، آرزو وجود دارد؛ ولى هر آرزویى امیدوارى نیست. شاید بتوان امید را در زندگى به سکان کشتى تشبیه کرد؛ همان طورى که کشتى بدون سکاندار در دریاى خروشان و پرتلاطم سرگردان خواهد بود، انسان ناامید نیز در این دنیاى پرهیاهو حیران خواهد ماند. برخی از افراد به علت شکستهایی که در گذشته خورده
اند امیدشان را از دست می دهند، به طورى که زندگى منهاى امید را  تحمل نمی کنند و - در نهایت - مرگ  را که بدترین گزینه است انتخاب می کنند. آن عده هم که زنده اند در واقع مرده متحرکى بیش نیستند.

امیدوارى، نه خیالپردازى:
انسان باید به اندازه اى براى خود امیدسازى کند که به مرز خیالپردازى نرسد. باید مرز بین امیدوارى و خوش خیالى را بخوبى دانست تا یکى از آنها در جاى دیگرى قرار نگیرد. امیدوارى مقوله اى است که با فعالیت و تلاش همراه است و از سه جزء «شناختى» و «عاطفى» و «حرکتى» تشکیل مى شود. باغبانى را در نظر بگیرید که در ذهن خود ثمرها و نتایج کارش را - که باغستانی سرسبز و آباد است - تصور مى کند و آن را مطلوب مى بیند. از این رو، نوعى دلدادگى در او پدید مى آید و آرزوى داشتن چنین باغى را مى کند و  سپس به منظور تحقق آن به فعالیت مى پردازد.
این مسئله در زمینه
های معنوى نیز صادق است. رسول اکرم (ص) مى فرماید: نادان کسى است که از هواى نفسانى خود پیروى کند و در عین حال از خداوند انتظار بهشت داشته باشد.
بارها شنیده ایم که «در ناامیدى، بسى امید است»؛ ولى نباید با این بهانه دست از کار و تلاش کشید و به یاری دیگران چشم دوخت. میوه شیرین و گواراى درخت امید آن گاه به بار مى نشیند که با تلاش و فعالیت آبیارى شده باشد. امام على(ع) مى فرماید: از کسانى مباش که بدون عمل به آخرت امیدوار است.
 بنابر این، اگر انسان انتظار و امید چیزى را دارد، باید خود را براى استقبال از آن آماده کند. کسى که ادعا مى کند انتظار چیزى دارد و اثرى در عمل او نمایان نیست در واقع به ادعاى دروغینى دست زده است.

اهمیت امید و آرزو در اسلام:
در اسلام، امید و آرزو جایگاه رفیعى دارد؛ تا جایى که در روایات معصومان (علیهم السلام) از امید به عنوان «رحمت الهى» یاد شده است. پیامبر (ص) مى فرماید: امید و آرزو براى امت من رحمت است؛ و اگر امید و آرزو نبود، هیچ مادرى فرزندش را شیر نمى داد و هیچ باغبانى نهالى نمى کاشت. مادر نماد عاطفه و مهربانى است. امید است که مادری را به مهربانى وا مى دارد و باران عطوفت وى را سرازیر مى کند. اگر روزى امید را از وى بگیرند، حتى حاضر نخواهد شد که نوزاد دلبندش را شیر بدهد.
در حدیثى از حضرت مسیح (ع)، مى خوانیم که در جایى نشسته بود و پیرمردى را مشاهده کرد که با کمک بیل و کلنگ به شکافتن زمین مشغول است. حضرت مسیح (ع) به پیشگاه خدا گفت: خدایا، امید و آرزو را از او بگیر.
 ناگهان پیرمرد بیل را به کنارى انداخت و روى زمین دراز کشید و خوابید. کمى بعد، حضرت مسیح (ع) گفت: بارالها، امید و آرزو را به او برگردان.
 … و مشاهده کرد که پیرمرد برخاست و دوباره مشغول فعالیت و کار شد. حضرت مسیح (ع) از او سؤال کرد که من دو حال مختلف از تو دیدم: یک بار بیل را به کنار افکندى و روى زمین خوابیدى؛ و در مرحله دوم برخاستى و مشغول به کار شدى!
 پیرمرد در جواب گفت: بار اول، فکر کردم که پیر و ناتوان شده ام؛ چرا این همه به خود زحمت دهم و تلاش کنم؟ بیل را به کنار انداختم و بر زمین خوابیدم، ولى چیزى نگذشت که این فکر به خاطرم خطور کرد که از کجا معلوم سالهای زیادى زنده نمانم؟ انسان تا زنده است، باید براى خود و خانواده اش تلاش کند؛ از این رو، برخاستم و بیل را گرفتم و مشغول کار شدم.

اقسام امید و آرزو:
به طور کلى، امید و آرزو به دو قسمت «کاذب» و «صادق» تقسیم می شود. «استاد مطهرى» مى گوید: بیشتر افرادى که از لحاظ روح و روان سالم و با نشاط اند و انحرافى پیدا نکرده اند کمتر به تخیل و به هم بافتن آرزوهاى دور و دراز و نامعقول مى پردازند. همیشه عملى فکر مى کنند و عملى آرزو مى کنند؛ یعنى آرزوهاى آنها در جهت همان مدارى است که در زندگى دارند. روى بال و پر خیال نمى نشینند و آرزوى امور ناشدنى را نمى کنند؛ ولى افراد ضعیف - که مبتلا به بیمارى روانى اند و نشاط عمل ندارند و در وجودشان همت و اراده اى وجود ندارد - بیشتر بر مرکب سریع السیر خیال سوار مى شوند و با خیالات خود را سرگرم مى کنند. پس باید دایره امیدها و آرزوهایمان را محدود کنیم و بدانیم هر چیزى شایسته امید داشتن نیست. بازیابى و تشخیص امیدهاى واهى و کاذب از امیدهاى واقعى و صادق و امیدهاى پست و بى ارزش از امیدهاى ارزشمند و متعالى و تجدید نظر در امیدها امرى ضرورى و اجتناب ناپذیر است.

آفات امید و آرزو:
ناآگاهى و بی‏اطلاعی از واقعیات و  غفلت از وظیفه اصلى و بلندپروازى و فاصله گرفتن از مبانى دینى و عوامل اجتماعى و فرهنگى حاکم بر جامعه از آفات عمده و مهم امید و آرزوست.

آرزوهاى آفت‏زده:
1. آرزوى واهى:
در این مورد، امیدواریم؛ اما امیدهاى خیالى داریم. گاهى امیدهای کاذب و واهى و غیر واقعى - که بیشتر به توهم شباهت دارد - به سراغمان می آید. امام على(ع) آرزوهاى کاذب را به سراب و آبنمایى تشبیه کرده اند که تشنه کامان را به دنبال خود مى کشاند؛ ولى هر لحظه آنها را تشنه تر مى کند. در آموزه هاى دینى، از آرزوهاى دراز به سبب آثار و پیامدهاى شوم آن به آرزوهاى غیر منطقى تعبیر کرده اند و نکوهش شده است. امیرالمؤمنین(ع) مى فرماید: از آرزوهاى دراز بپرهیزید که زیبایى نعمتهاى الهى را از نظر شما مى برد و آنها را نزد شما کوچک مى کند و به کمى شکر فرا مى خواند.

2. آرزوى تعدیل نشده:
یکى از آفات امید و آرزو خروج از مدار اعتدال است. اگر امید و آرزو از حد اعتدال خارج شود و رنگ افراطى به خود بگیرد، مفاسد جبران ناپذیرى در پی خواهد داشت. امام على (ع) مى فرماید: از تکیه کردن بر آرزوها بپرهیزید که همانا سرمایه احمقان و مانع خیر آخرت و دنیاست.
 اگر آرزو در بعضى از آیات و روایات مذمت شده است، همین آرزوهاى دور و دراز است که پشتوانه عقلانى ندارد. امیرالمؤمنین (ع) مى فرماید: برترین بی نیازى ترک آرزوهاست.
در روایتى دیگر، آثار زیانبار آرزوهاى واهى را این گونه ترسیم فرموده اند: آرزوهاى دراز عقل انسان را مى برد؛ وعده آخرت را دروغ مى شمرد؛ انسان را به غفلت وا مى دارد؛ و سرانجام آن حسرت و ندامت است.
                   «آرزو بد نیست، طغیانش بد است»
هرگز نباید به بهانه امیدوارانه زیستن کارها را به آینده موکول کرد و اکنون را رها کرد؛ یعنى نباید «حال ممکن» را فداى آینده نیامده کرد. نگاه امیدوارانه با تلاش و فعالیت توأم است؛ در حالى که کارها را به آینده واگذار کردن رخوت و سستى در پی دارد. توجه به گذشته و آینده برای فرار از دشواریهاى زمان حال بیمارى یا مقدمه بیمارى روانى است. پیامبر (ص) خطاب به «ابوذر» مى فرماید: اى اباذر، از آن بپرهیز که خیالات و آرزوها سبب شود تا کار امروز به فردا بیفکنى؛ زیرا تو متعلق به امروز و مال امروزى، نه روزهاى نیامده. در آنجا که مى خواهى کار مفید و لازم و خداپسندى انجام دهى، تأخیر روا مدار. اى اباذر، به عمرت بیش از مالت بخل بورز.

آرزوى برتر:
اگر امید و آرزو از محدوده تنگ دنیاى مادى خارج شود و به آرمانى باقى و ثابت و همیشگى تبدیل  شود، به آرزوى برتر نزدیک شده ایم. امام على (ع) مى فرماید: هر کس که آرزو و آرمانش خداوند باشد نهایت آرزو و امید را دریافته است.
قرآن مجید آرزویى را که به ارزشهای والاى انسانى توجه داشته باشد و رنگ الهى به خود بگیرد برترین آرزوها و امیدها می داند. آنجا که مى فرماید: مال و فرزندان زینت حیات دنیاست و ارزشهای پایدار و شایسته نزد پروردگارت ثوابش بهتر و امیدبخش تر است. (کهف 46)
از روایات چنین استفاده مى شود که خداوند به مقدار این آرزوها و امیدها به افراد باایمان اجر و پاداش مى دهد. امام صادق(ع) مى فرماید: گاهى بنده مؤمن تهى دست مى گوید: خدایا، به من روزى عطا کن تا فلان کار خیر و نیک را به جا آورم.
 اگر خداوند در انسان باایمان صدق نیت ببیند، اجر و پاداشى برابر با اجر و پاداش کارهاى خیر انجام شده براى او می نویسد.

خدا حافظ ماه خوب خدا

در نهایت غم و اندوه با  ماه مبارک رمضان با آن همه فیض و برکتش وداع میکنیم،کاروان رمضان در حال گم شدن از جادهء  هستیست...

دیگر شیاطین از بند آزاد خواهند شد.دیگر قرآن خوانی و نماز و معنویت کم خواهد شد.دیگر با هر بهانه ای خیل گناهان آمرزیده نخواهد شد.دیگر یک قطره اشک جوان روزه دار نخواهد بود تا عرش الهی را به تلاطم وادارد،دیگر...

انشاالله دیگر گناهی نمانده تا نیامرزیده باقی باشد،انشاالله ببرکت نجواهای رمضانی نشاط و عطر معنویت تا یکسال دیگر در روح و جانها باقی خواهد بود.انشاالله همهء کثافات نفسانی حسابی سابیده شده و از بین رفته اند.انشاالله...

بامید دیدار رمضان تاسالی دیگر،خدایا ببرکت این ماه اگر تا این لحظه مار ا نیامرزیدی همین الان ببخشای،همهء ما را به نماز و اخلاق نیکو و درستکاری و صداقت و توکل و اخلاص رهنمون کن،کثافتهای روحی و جسمی را از ما دور کن و همهء ما را با معرفت خودت عجین کن تا همه خدائی و الهی بشیم.یا حق

بخشی از دعای دواع رمضان:خدایا! با این‌ ماه‌ و کرامت‌ بزرگ‌ که‌ کسی‌ از مقدار آن‌ آگاه‌ نیست‌ ما را بزرگ‌ داشتی‌ ولی‌ ما آن‌ را تباه‌ کردیم‌. و همانطور که‌ بهتر از همه‌ می‌دانی‌ بر خود ستم‌ کردیم‌. شبها و روزهای‌ این‌ ماه‌ گذشت‌. اکنون‌ عنایتی‌ از عنایات‌ تو نصیبم‌ گشته‌، از خواب‌ غفلت‌ بیدار شده‌ و مصیبت‌ و جنایت‌ بزرگ‌ خود را فهمیدم‌. در حالی‌ که‌ اکنون‌ به‌ هلاکت‌ نزدیک‌ شده‌ام‌، در پیشگاه‌ تو به‌ بدکاری‌ و تباه‌ کردن‌ این‌ کرامت‌ بزرگ‌ و قرار دادن‌ خود در هلاکت‌ جاوید و افسوس‌ بزرگ‌، معترف‌ هستم‌. اکنون‌ چه‌ کسی‌ مرا از عذابت‌ نجات‌ می‌دهد! و چه‌ کسی‌ مرا از آثار اعمال‌ بدم‌ که‌ در دل‌ قرار دارد رها خواهد نمود! با این‌ بدحالی‌ و در میان‌ هلاکت‌ خود با یادآوری‌ تو فهمیدم‌ که‌ مرا به‌ حال‌ خود و غفلتم‌ رها نکرده‌ و در توبه‌ را بر من‌ نبسته‌ای‌. بنابراین‌ از رحمتت‌ نومید نمی‌گردم‌. زیرا غیر از کافران‌ کسی‌ از بخشش‌ تو نومید نمی‌گردد. و از رحمتت‌ مایوس‌ نمی‌گردم‌ زیرا بجز زیانکاران‌ کسی‌ از رحمت‌ تو مایوس‌ نمی‌شود.
پس‌ با رحمتی‌ که‌ بندگان‌ هلاک‌ شده‌ ات‌ را با آن‌ نجات‌ داده‌، با قبولی‌ که‌ با آن‌ ساحران‌ فرعون‌ را پذیرفته‌ و با اجابتی‌ که‌ فرعون‌ و بدترین‌ دشمنانت‌، شیطان‌( که‌ مهلت‌ خواست‌ و به‌ او دادی‌ ) را اجابت‌ کردی‌ مرا نیز نجات‌ ده‌، با قبول‌ خود مرا بپذیر و دعایم‌ را در این‌ شب‌ اجابت‌ کن‌ و آنگاه‌ گناهانم‌ را به‌ چند برابر اعمال‌ خیر مبدل‌ گردان‌، نامم‌ را در این‌ ماه‌ مبارک‌ از دفتر سیه‌روزان‌ جهنم‌ پاک‌، و در دفتر رستگاران‌ در بهترین‌ جای‌ بهشت‌ ثبت‌ بفرما، و مرا به‌ دوستان‌ قدیمی‌ و برگزیدگان‌ نزدیک‌ خود ملحق‌ فرما، بحق‌ محمد و آل‌ پاک‌ اوکه  درود بر تمامی‌ آنان‌ باد.
خدایا! گناهان‌ و کمی‌ حیایم‌ رویم‌ را نزد تو سیاه‌ کرده‌ است‌. پس‌ با روی‌ نورانی‌ آل‌ محمد( س) به‌ سویت‌ روی‌ آوردم‌ تا مرا قبول‌ نمایی‌ و پناهم‌ دهی‌. خدایا! این‌ ماه‌ سرای‌ میهمانی‌ تو است‌ و دوست‌ نداری‌ که‌ میهماندار از میهمان‌ خود پذیرایی‌ نکند، گرچه‌ میهمان‌ از کسانی‌ باشد که‌ پذیرایی‌ نکردن‌ از او، او را نابود نکرده‌ و میهماندار از کسانی‌ باشد که‌ احسان‌، دارایی‌ او را کم‌ می‌کند. و اگر تو مرا از پذیرایی‌ خود محروم‌ نمایی‌ در پناه‌ تو گرسنه‌ مانده‌ و به‌ هلاکت‌ می‌رسم‌، ای‌ کسی‌ که‌ احسانش‌ دارایی‌ او را افزایش‌ می‌دهد

دولت عشق

 به من بگویید درباره خودتان و همسایه هاتان چه نظری دارید تا دقیقا به شما بگویم که تندرستی تان در چه حال است و وضع مالی و هماهنگی زندگیتان چگونه است. اگر به انسانها عشق نمی ورزید و اعتماد ندارید به خدا نیز نمی توانید عشق بورزید یا اعتماد کنید. اندیشه عشق و نفرت به طور همزمان نمی تواند در ذهنتان وجود داشته باشد. پس هرگاه به یکی از انها سرگرم باشید قطعا دیگری غایب است. به دیگران اعتماد کنید و اقتدار ناشی از ان عمل را صرف توکل به خدا کنید. این کار سرشار از جادوست معجزه ها و شگفتیها می آفریند. محبت و اعتماد نیروهایی پویا و زنده اند


اگر از نظر مالی خدا و کارهای مربوط به او را درجه اول اهمیت قرار دهید راه قطعی عظیمترین ثروت و دولت را برگزیده اید. راهی مطمئن که ردخور ندارد. منتها باید عشریه های خود را به طور منظم و پیوسته و مدام بپردازید.وانگهی یک دهم از در امدها و سایر داراییهای خود را صرفا بزای انجام وظیفه و رفع مسوولیت نپردازید حتما سنجیده و خود اگاهانه در ان عشق و محبت فراوان بگذارید بخشش باید سرشار از لطف و مهربانی باشد. اگر نه ان گونه که باید و شاید اثر نمی کند و ثمرات نیکو به بار نمی اورد.(واژه عشریه یعنی یک دهم)

قسمت کردن آنچه دارید با دیگران آغاز افزایش مالی است.

عشق در باطن شماست: شما می توانید از دولت عشق بهره مند شوید . زیرا همه محبت و غشقی را که برای شفا و سلامت و توانگری و ثروت و شادمانی و سعادت نیاز دارید در باطن خود شماست .عشق الهی یکی از قوای ذهنی و معنوی خودتان است.


مجبورید ثروتمند باشید زیرا حق ندارید فقیر باشید زندگی کردن و ثروتمند نبودن حتما بد اقبالی است و بد بختی مضاف آنکه به همان اندازه که می توانید فقیر باشید می توانید ثروتمند گردید. این وظیفه بی چون و چرای ماست که از راههای شرافتمندانه ثروتمند شویم و البته راه شرافتمندانه تنها راهی است که به سرعت ما را به سوی ثروت می کشاند


آدمی با اندیشه هایش کلید اوضاع و شرایط را می چرخاند و همه عوامل تحول و تجدید حیات برای اینکه آنچه را اراده می کند از خویشتن بسازد پیشاپیش درون خود اوست.