اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

تفکر صحیح

چند نکته آموزنده  در رابطه با تفکر صحیح

۱ -آدمى نباید در مشکلات نقطه ضعف از خود نشان بدهد . مثلا وقتی آخر شب فرد به علت کسلی و خستگى ، مسواک زدن راترک کند و بگوید یک شب اشکال ندارد ، روحیه فرد این استعداد را پیدا می کند که شب هاى اینده نیز  از زیر مسواک زدن شانه خالی کند.

۲ - در هنگام شنیدن افکار مخالف با عقایدتان،اندکى تبسم کنید ،این کار باعث اعتماد به نفس ،تعالى شخصیت و مضاعف شدن روحیه در شما مى گردد .

۳ - بهتر است در مجالسی که مباحث بی اثر و واهی است سکوت توأم با تفکر سازنده داشته باشید.

۴ - بعداز تصمیم گیری نباید تعلل به خرج داد وبلادرنگ و باصلابت بایدتصمیم را عملی کرد.

۵ - همه آنچه را که می دانی و داری برای همه نگو.

۶ - در لحظه هراس و نگرانی به قدرت بی انتهای خدا فکر کن وبا یاد خدا از صمیم قلب به او توکل کن.

۷ - همیشه عقاید دیگران و نظرات آنها را به طور کامل گوش کن و بعد در صورت لزوم با تامل و باصلابت و صدایی محکم عقیده خود را بدون هیچ تردیدی باز گو کن .

۸ - برای حضور در هر محفلی ابتدا با صدای بلند و رسا سلام کن .

۹  - پیش از هر اقدامی به مسائل بعد از آن بیندیش و بسنج که آیا این عمل مناسب است وآیا با این اقدام از خط مشی اصلی خود خارج می شویم یا نه و این بسیار مهم است .

۱۰ - در برخورد های اجتماعی بدون ایجاد حالت چاپلوسی رفتاری بسیار مودبانه با دیگران داشته باشید چون به این طریق فرد مقبل نیر خود راملزم به حفظ ادب و احترام می شود

بعد از شکست بلند شویم


یک زرافه از ارتفاع بدنیا می آید!! یک نوزاد زرافه به محض وارد شدن به این دنیای خاکی از ارتفاع 3 متری به زمین می افتد. (ارتفاع شکم مادر تا زمین) و معمولاً با پشت خود فرود می آید. ولی پس از چند ثانیه برمی گردد و پاهای خود را در زیر شکم خود جمع می کند. و با تکانی مایع حاصل از زایمان را از سر و صورت خود پاک می کند، و برای اولین بار دنیا را می بیند. اما پس از آن زرافه مادر اولین درس زندگی را به بچه خود می آموزد.

او آنقدر سر خود را پایین می آورد تا نوزاد خود را ببیند. سپس لحظاتی منتظر می ماند. و بلافاصله غیر منتظره ترین کاری را که فکرش را بکنید انجام می دهد. و با لگد ضربه ای به کودک خود می زند به طوریکه بچه زرافه کمی آنطرف تر به پشت روی زمین می افتد. و این عمل تکرار می شود.

تا زمانیکه بچه زرافه نتواند بر روی دو پای خود بایستد فرآیند خشونت دوباره و دوباره تکرار می شود. هر گاه بچه زرافه احساس خستگی کند و تنبلی کند مادر دوباره با یک لگد او را وادار به تقلا می کند. تا اینکه بچه زرافه برای اولین بار سر پا بایستد. اما زرافه مادر دوباره لگدی به کودک خود می زند! اما چرا؟ برای اینکه به خاطر داشته باشد چگونه اولین بار بلند شده است در حقیقت مادر با اینکار به نوزاد می آموزد که باید سریع بلند شود تا بتواند با گله بماند و گرنه وعده غذایی برای درندگان خواهد شد.

این حقیقت در دنیای واقعی هم نمود پیدا می کند. اروین استون درباره افرادی که در زمینه های مختلف موفق و سرشناس بوده اند تحقیقات جامعی کرده است. و زندگینامه افرادی مانند میکلانژ، ون کوک، فروید و داروین را نگاشته و نقد کرده است. او سعی کرده بین این افراد رابطه ای پیدا کند. او می گوید: «من در مورد افرادی مطلب نوشتم که در سر رویایی داشتند و آن را انجام دادند و به حقیقت رساندند. آنها تو سری خوردند، شکست خوردند، سرزنش شدند و برای سالها به جایی نرسیدند، اما بعد از هر زمین خوردنی بلند شدند و ادامه دادند. شما نمی توانید چنین افرادی را تخریب کنید یا آنها را به هم بریزید. دیگر آنکه این افراد کمترین چیز را برای خود می خواستند.»

 

یک زرافه از ارتفاع بدنیا می آید!! یک نوزاد زرافه به محض وارد شدن به این دنیای خاکی از ارتفاع 3 متری به زمین می افتد. (ارتفاع شکم مادر تا زمین) و معمولاً با پشت خود فرود می آید. ولی پس از چند ثانیه برمی گردد و پاهای خود را در زیر شکم خود جمع می کند. و با تکانی مایع حاصل از زایمان را از سر و صورت خود پاک می کند، و برای اولین بار دنیا را می بیند. اما پس از آن زرافه مادر اولین درس زندگی را به بچه خود می آموزد.

او آنقدر سر خود را پایین می آورد تا نوزاد خود را ببیند. سپس لحظاتی منتظر می ماند. و بلافاصله غیر منتظره ترین کاری را که فکرش را بکنید انجام می دهد. و با لگد ضربه ای به کودک خود می زند به طوریکه بچه زرافه کمی آنطرف تر به پشت روی زمین می افتد. و این عمل تکرار می شود.

تا زمانیکه بچه زرافه نتواند بر روی دو پای خود بایستد فرآیند خشونت دوباره و دوباره تکرار می شود. هر گاه بچه زرافه احساس خستگی کند و تنبلی کند مادر دوباره با یک لگد او را وادار به تقلا می کند. تا اینکه بچه زرافه برای اولین بار سر پا بایستد. اما زرافه مادر دوباره لگدی به کودک خود می زند! اما چرا؟ برای اینکه به خاطر داشته باشد چگونه اولین بار بلند شده است در حقیقت مادر با اینکار به نوزاد می آموزد که باید سریع بلند شود تا بتواند با گله بماند و گرنه وعده غذایی برای درندگان خواهد شد.

این حقیقت در دنیای واقعی هم نمود پیدا می کند. اروین استون درباره افرادی که در زمینه های مختلف موفق و سرشناس بوده اند تحقیقات جامعی کرده است. و زندگینامه افرادی مانند میکلانژ، ون کوک، فروید و داروین را نگاشته و نقد کرده است. او سعی کرده بین این افراد رابطه ای پیدا کند. او می گوید: «من در مورد افرادی مطلب نوشتم که در سر رویایی داشتند و آن را انجام دادند و به حقیقت رساندند. آنها تو سری خوردند، شکست خوردند، سرزنش شدند و برای سالها به جایی نرسیدند، اما بعد از هر زمین خوردنی بلند شدند و ادامه دادند. شما نمی توانید چنین افرادی را تخریب کنید یا آنها را به هم بریزید. دیگر آنکه این افراد کمترین چیز را برای خود می خواستند.»

آدم بداند ماندگار نیست

1-     در مسأله خودسازی هیچ چیز به اندازه این که آدم بداند ماندگار نیست اهمیت ندارد.

2-     هیچ چیز به اندازه  مسأله مرگ قادر به کنترل نفس انسانی نیست.

 

نهج البلاغه خطبه 114

بندگان خدا شما را وصیت می کنم به تقواوترس ازخدا که توشه راه است و در معاد شما را پناهگاه.

پناه گاه ما در روز قیامت:

1- تقوا                2- ترس از خدا

تقوا را به شکل های مختلفی تعبیر کرده اند.

1-     تقوا یعنی خدا ترسی.(که اگر به این صورت، خام گفته شود یک جنایت است)

2-     پارسایی: شاید از مفهوم پارسایی کسی خیلی در ذهن نداشته باشد.

3-     زیباترین تعبیردر ترجمه تقوا را شاعر عرب گفته:

گناهان کوچک و بزرگ را کنار بگذارید این می شود تقوا.

         

       امام علی:

          خداوند غضب خود را بین گناهان تقسیم کرده.

از همه گناهان پرهیز کنید.چون ممکن است همان گناهی که ما روی آن حسابی نمی بریم، بیشترین غضب را نزد خداوند داشته باشد.

ما باید گناه را جرقه بدانیم، روح واعمال صالح را بنزین بدانیم.

هر چه بنزین بیشتر باشد فرقی به حال جرقه نمی کند، با همان جرقه اول همه اعمال صالح را به بادخواهد داد.

بعضی از گناهان اینجور هستند، ما نمی دانیم که کدام گناه است که قرار است این بلا را سر ما بیاورد-یا تا به حال آورده.

پس شایسته است از همه گناهان پرهیز کنیم.

 

خطبه متقین:

در خطبه متقین یکی از ویژگیهای متقین این است که امیر المؤمنین می فرماید:

گوششان وقف دانش سودمند است.  وقـــــــف

یعنی از گوششان بجز دانش سودمن استفاده نمی کنند.

مثال: وقتی می گویند این قرآن وقف این مسجد است دیگر کسی کاری به آن در بیرون از مسجد ندارد.

 

هر وقت دیدیم در زندگی وقت اضافی داریم بدانیم ایمانمان ضعیف است.

نمی شود انسان مؤمن بود، متقین بود و وقت اضافی داشته باشد.

 

ببینیم امیر المؤمنین اوقات بیکاری خود را چوگونه می گذراند:

وقتی وقت اضافه داشت در خیابان قدم می زد تا اگر کسی کاری دارد برایش انجام دهد.

 

ویژگی دوستان خدا:

پرهیز از نافرمانی خدا  دوستان او را از در افتادن در حرامها نگاه داشت.

و دل آنها را با ترس خدا(ترس از خدا درپست بعدی مطرح می شود) همراه داشته چندان که شبها  بیدارشان می دارد، وروز های گرم را با تشنگی بر آنان به سر می کند(روزه) ، آسایش آن دنیا را با رنج این دنیا بدست آورده اند و سیاهی آنجا را با تشنگی اینجا به دست آورده اند.

 

اجل را نزدیک دیده اند!! (اجل را نزدیک دیده اند در پست بعدی معنی می شود)و در عمل، نه حرکت کردند، بلکه پیش دستی کردند.آرزو به گور خواندند و مرگ را دیدند وبدان نگریستند و آنگاه ، دنیا خانه نیست شدن است و رنج بردن و دگرگونی پذیرفتن نشان نابود شدنی که روزگار کمان خود را به زه کرده ، تیرش به خطا نرود، زخمش به نشود، بر زنده تیر مرگ ببارد و تندرست را به بیماری از پا در آورد و نجات یافته را در ناتوانی و واماندگی وا دارد.خورنده ای که روی سیری نبیند(مرگ) و نوشنده ای که تشنگی اش فرو ننشیند.

و نشان رنج این دنیا اینکه آدمی فراهم می کند آنچه نمی کند.

می سازد آنچه در آن نمی نشیند، پس بسوی خدا می رود.

- نه مالی برداشته نه خانه ای با خود داشته.

مثال: فردی سالها زحمت می کشد تا خانه ای تمیز، بزرگ و زیبا فراهم کند، سه روز داخل خانه نیست و می گویند انالله و انا الیه راجعون .

ونشان دگرگونی آن اینکه کسی را که به او رحمت آرند بینی که روزی حسرت وی خورند.

مثال: کسی که مردم به او صدقه می دهند و او بعد از چند سال شد کسی که به مردم وام می دهد.

وحسرت خورده رابینی که بر او رحمت برند.

مثال: پادشاهی را که بدبخت شده افتاده یه گوشه.

واین نیز جز به خاطر نعمتی که وحی بربسته یا نعمتی که فرو آمده و وا گسسته