به سوی آرامش
آیا آرزو دارید آرام و خونسرد و خوددار باشید و فرصت کافى براى آنچه دلخواه شماست در اختیار داشته باشید؟ اگرچه رسیدن به این هدف مشکل به نظر مى رسد، اما با کمى تلاش و تجدید نظر در افکار و اعمال مى توان به آن نزدیک شد.
بهتر است راهکارهاى پیشنهادى ما را رعایت کنید:
فراموش نکنید در دنیاى شلوغ و پراسترس امروز به دست آوردن تکه اى آرامش مى تواند غنیمت بزرگى باشد. آیا ذاتاً همیشه مسئول امور و عهده دار نظم و ترتیب هستید؟ افراد پرکار و فعال اغلب احساس مى کنند همه کارها باید تحت کنترل آنها باشد، خصوصاً مواقعى که هدف خاصى مدنظرشان است. بنابراین سعى کنید براى یک بار هم این عادت کنترل کردن را رها کنید و بگذارید زندگى مسیر خود را بپیماید.
فهرستى از برنامه هاى لذت بخش تهیه کنید و براى انجام آن برنامه ریزى نمایید؛ مثلاً برنامه اى براى تهیه بلیت تئاتر یا قرار ملاقات با یک دوست یا خرید کتاب مورد علاقه تان تهیه کنید. با این کارها بلافاصله احساس دلپذیرى خواهید کرد.
مسئولیت هاى متعدد را نپذیرید
ممکن است از این که همواره کارهاى بسیارى را با هم انجام مى دهید به خود ببالید، ولى قطعاً در عین کار احساس عدم تمرکز، نگرانى و خستگى مى کنید. خانم ها اکثراً از این که قادرند چندین کار را همزمان انجام دهند به خود مى بالند ولی در نهایت از این عمل آسیب مى بینند. بنابراین در عهده دارى کارها هوشیار باشید؛ یعنى کارها را یک به یک و به نوبت انجام دهید. قدر لحظه هاى عمر خود را بدانید و از انجام کارى که عهده دار هستید، لذت ببرید تا پس از این که کار را به نحو احسن انجام دادید، احساس موفقیت کنید.
به موفقیت هاى خود بها دهید
همیشه توجه داشته باشید که موفقیت، پیروزى هاى بعدى را به دنبال مى آورد و احساس خودکم بینى را از انسان دور مى کند. کافى است تنها به یک چیز که موجب بالندگى شماست یا یک زمینه که در آن موفق بوده اید فکر کنید. ارزشمند بودن خود را مورد تأیید قرار دهید.
به نیازهایتان اهمیت دهید
همیشه به فکر راضى و خوشحال کردن دیگران بودن کافى نیست، کمى هم به فکر نیازهاى معقول و مقبول خود باشید. این دلیل بر خودخواهى نیست. به نقطه نظرات دیگران گوش دهید، ولى اگر لازم مى دانید براى این که فرصت کافى براى پاسخ داشته باشید به آنها بگویید براى فکر کردن و تصمیم گرفتن در باره آن موضوع نیاز به زمان دارید. در عین حالى که انعطاف پذیر هستید نسبت به احساسات و عواطف خود نیز واقع گرا و بى رو دربایستى باشید.
کارها را یک به یک و به نوبت انجام دهید. قدر لحظه هاى عمر خود را بدانید و از انجام کارى که عهده دار هستید، لذت ببرید تا پس از این که کار را به نحو احسن انجام دادید، احساس موفقیت کنید.
از کار خود لذت ببرید
اگر همواره در حال مسامحه و طفره رفتن از انجام کارى هستید یا احساس مى کنید براى انجام کارى تحت فشار هستید، علامت این است که از کارى که انجام مى دهید لذت نمى برید. واقعیت امر این است که شما به هر حال ناچارید این کار را انجام دهید، پس روى جنبه هاى لذت بخش آن تمرکز کنید؛ مثلاً بر حس خوبى که به نظم درآوردن امور به شما مى دهد و یا مورد تقدیر و ستایش قرار گرفتن از بابت رسیدن به نتایج مطلوب تکیه کنید. این دیدگاه مثبت مى تواند تنش هاى درون شما را بزداید و به شما فرصت دهد که دریابید چه تغییرات درازمدتى را مى توانید ایجاد کنید.
انعطاف پذیر باشید لزوم یک برنامه روزمره براى تنظیم نیازهاى زندگى بسیار خوب و معقول است ولى نباید اصرار و اجبار در رعایت آن موجب تنش و اضطراب شما شود. سختگیرى و جدى بودن زیاد سبب مى شود فرصت ها را از دست بدهید و با تأکید براى اجراى آن برنامه، انرژى خود را بیهوده تلف کنید. در مواقعى که لازم مى دانید روش و تاکتیک خود را تغییر دهید تا در کارهایتان موفق تر و در رسیدن به اهدافتان خلاق تر شوید.
بین کار و زندگى تعادل برقرار کنید
تداخل و ادغام زندگى کارى و ادارى با زندگى خصوصى باعث اختلالات فیزیکى و عاطفى است. برنامه و زمانى را براى توقف کار انتخاب کنید و به آن پایبند باشید. در خانه به کار فکر نکنید و توجه خود را به زندگى خانوادگى معطوف دارید. مواردى پیش مى آید که این کار برایتان مقدور نیست، ولى سعى کنید در بیشتر موارد این نکته را رعایت کنید.
عکس العمل هایتان را عوض کنید
ممکن است همواره در تغییر شرایط تنش آفرین موفق نباشید، لیکن با تغییر دادن دیدگاه خود نسبت به آن مى توانید احساسات خود را عوض کنید. اگر کسى دیر به سر وعده مى آید شانه هایتان را به علامت بى تفاوتى بالا نیاندازید و از وقت آزادى که به دست آورده اید لذت ببرید. اگر کسى بى ادب و پرخاشگر است این گونه تلقى کنید که او مبتلا به فشارخون بالا مى شود، نه شما!
ذهن و روح خود را شاد کنید
ذهن و روان خود را با دیدن و شنیدن کارهاى هنرى، زیبا و آراسته کنید. از نمایشگاه هاى هنرى دیدن کنید، به موسیقى گوش فرا دهید و بر زیبایى هاى یک گل تمرکز کنید. کاغذ و قلمى را بردارید و منظره زیبایى را نقاشى کنید یا در پارک قدم بزنید یا در یک کلاس هنرى ثبت نام کنید.
براى آینده برنامه ریزى کنید
حتماً براى خود برنامه هاى تفریحى تدارک ببینید؛ چرا که چشم انتظار برنامه هاى تفریحى بودن نیز آرام بخش بسیار خوبى است. فهرستى از برنامه هاى لذت بخش تهیه کنید و براى انجام آن برنامه ریزى نمایید؛ مثلاً برنامه اى براى تهیه بلیت تئاتر، یا قرار ملاقات با یک دوست، و یا خرید کتاب مورد علاقه تان تهیه کنید. با این کارها بلافاصله احساس دلپذیرى خواهید کرد
هنر شاد زیستن
شادی و خوشحالی باعث افزایش طول عمر و همچنین جلوگیری از انواع بیماریها و حتی سرطان ها می گردد. گرچه شاد بودن به مقدار زیادی به رضایت فرد از وضعیت موجود مرتبط است ولی انسانها خود می توانند با تمرین و دقت زندگی خود را شادتر کنند .
شادی موهبتی است از جانب پروردگار که به همه انسان ها هدیه داده شده. شاد بودن همیشه آسان نیست، شاد بودن می تواند یکی از بزرگترین مبارزات ما در صحنه زندگی باشد و گاه می تواند تمام پا فشاری ها، انضباط فردی و تصمیماتی را که برای خود فراهم آوردیم مخدوش کند.
برای شاد بودن باید بر افکار شاد تمرکز کرد اما ما غالبا” بر عکس عمل می کنیم. اغلب تعریف ها و تمجیدها را ناشنیده می گیریم اما حرف های ناخوشایند را مدتها در ذهن نگه می داریم، یادمان باشد که ما زیر سلطه ذهن خود هستیم.
« لازمه شاد زیستن جستجوی زیباییها و خوبیهاست»
علت غمگینی انسانها آن است که زندگی بدانگونه که او می خواسته نیست، زندگی ما با آرمانهایی جور در نمی آید و در نتیجه او را غمگین و افسرده می کند. ما می گوئیم : من وقتی خوشحال خواهم بود که …. فقط خود را فریب داده ایم.
شاد زیستن یک تصمیم است. برای شادتر بودن و بهره برداری بیشتر نباید دنیا را تغییر دهیم. باید خود را تغییر دهیم. دنیا بی عیب و نقص نیست.
برای شاد بودن دنیا را به همین صورتی که هست بپذیریم، دنیا همین که هست. ماه گرد زمین می چرخد و زمین گرد خورشید، گلهای رز شکفته می شود پرندگان آواز می خوانند و آدمها ازدواج می کنند همه اینها بخشی از برنامه بزرگ زندگی است.
۴ راهبرد برای شاد بودن :
۱- دنیا را همان طور که هست در یابیم
۲- آرامش خیال و عشق ورزیدن
۳- شغل مورد علاقه
۴- خندیدن و شوخی
خندیدن زیاد حتی فلج را هم مداوا می کند واز طریق خنده می شود وضعیت را معکوس به وجود آورد. آندروفینی که در هنگام خنده در مغز ما تخلیه می شود به ما احساس« پرواز طبیعی» می دهد و باز دهی سیستم تنفسی درست مانند زمانی می شود که به ورزش دو پرداخته ایم. بسیاری از فیلمها و کتابهای کمدی مسکن های فوق العاده هستند.
خنده درد را تسکین می دهد و ما تنها زمانی میتوانیم بخندیم که آسوده خاطر باشیم، و هر چه میزان این آسودگی بیشتر باشد، درد را کمتر احساس می کنیم. ما اغلب وقتی مریض می شویم که خود و زندگی را بیش از اندازه جدی می گیریم. آنچه برای سالم ماندن به آن نیاز داریم «خندیدن»است.
هنر شاد بودن مستلزم توانایی خندیدن به مشکلات در کوتاه ترین زمان ممکن پس از وقوع آن است. بیایید گاه و بیگاه برای خود خاطر نشان کنیم که ما انسان هستیم و مانند تمام انسانهای دیگر ممکن است کارهای احمقانه از ما سر بزند. نباید توقع بی عیب و نقص بودن و کامل بودن داشته باشیم.
در اینجا می توانیم کودکان را سرمشق خود قرار دهیم. کودک به طور طبیعی و بدون احساس خجالت تقریبا” به همه چیز می خندد. بچه ها با عطش سیری ناپذیر نشاط و شادی قدم به این جهان می گذارند.
شرم آور است که اغلب ما انسانها با رسیدن به بزرگسالی نگرشی را جایگزین می کنیم که می گوید:
«زندگی شوخی بردار نیست» بزرگسالان وقت فراوانی را صرف محدود کردن خنده های کودک می کنند و مدام به او تذکر می دهند: «سر کلاس با صدای بلند نخند»، «موقع غذا خوردن نباید بخندی» و تا اینکه قسمت اعظم این طیب خاطر خود به خودی را از کودک می گیرند.
با شاد بودن احساس بهتر و کارایی بیشتر خواهیم داشت و دیگران نیز از مصاحبت با ما احساس رضایت و خرسندی خواهند کرد.
زندگی آنقدرها هم جدی نیست، بیایید شوخی را جدی تر بگیریم.
به هر چیزی که فکر کنی به طرفش کشیده می شوی«ضمیر نا هشیار»
علت این است که این مسیر حرکت ذهن همیشه به سوی هر چیز است و نه در جهت گریز از آن ها…. بارها شده که به خود ما می گوییم: که فلان مسئله را نباید فراموش کنیم و بعدها همان را فراموش می کنیم. ذهن شما می تواند از فراموش کردن بگریزد. ذهن بر اساس تصاویر عمل می کند.
ذهن انسان شبیه به یک کوه یخ است و با آنکه آگاهی ما بیشتر از قسمت بیرونی این کوه ای همان ضمیر هشیار است، اما قسمت زیرین یعنی ضمیر ناهشیار بیشترین تاثیر را بر ما دارد. اعمال جسمانی و نگرشها و تمام مهارتهای آموخته شده به ذهن ناهشیار منتقل می شود.
ضمیر ناهشیار مجموع تمام اندیشه های هشیار ما تا به این لحظه و تمام اندیشه های دیگری است که از طریق تکرار مداوم در ذهن ناهشیار به ودیعه گذاشته ایم و اینک شاهد نتایج حاصل از آن در زندگی خود هستیم. اگر مدام به بیماری و ضعف فکر کنیم و درباره آن صحبت کنیم، ضمیر ناهشیار ما الگوهای بیماری را در خود جذب می کند و ما مستعد یک مزاج بیمار هستیم و بالعکس هم می تواند اتفاق بیفتد با فکری که می کنیم.
انسان هر آنچه را که در ذهن داشته باشد به سوی خود جذب می کند. ناپلئون هیل در کتاب برجسته و موفق خود به نام «فکر کنید و ثروتمند شوید» می نویسد: مغزها از طریق شایعترین اندیشه هایمان خاصیت آهنربایی پیدا می کند و این آهنرباها به گونه ای که برای بشر ناشناخته است افراد، نیروها و موقعیت هایی را که با ماهیت این افکار غالب همخوانی دارند، به سوی ما جذب می کنند.
اگر مصمم به شاد زیستن هستید باید مواظب حرفهای خود باشید:
۱- باید درباره خود به طور مثبت صحبت کنید.
۲- از بی اعتبار ساختن خود بپرهیزیم.
با ناله و گریه و گلایه از خود، دوستان، شغل، خانواده و دیگران نمی توانیم احساس خوبی درباره خود داشته باشیم.
توصیه به کسی که می خواهد کسالت را کنار بگذارد و شاد باشد این است که«فقط وقتی دهانش را برای حرف زدن باز کند که حرفی مثبت و سازنده برای گفتن داشته باشد.»
شکر گزاری: ما باید همیشه به خاطر همه چیزهایی که در دنیا داریم شکر گزار باشیم. نه فقط از دیدگاه روحانی، بلکه از نظر علمی نیز باید شکر گزار نعمتهای خود باشیم و این کار یک الزام است.
اگر دچار سر درد شدیم یادمان باشد که بقیه اعضای ما سالم هستند و شکر گزار آنچه که داریم باشیم نه بیشتر به سر درد و نقصمان بیندیشیم. وقتی سپاسگزار نعمتهای خود هستیم، مرکز توجه خود را بر خواسته های مطلوب خود قرار می دهیم.
تلاش:
از حیوانات نیز می توان درس گرفت، برای شاد زیستن به تلاش نیاز است. وقتی غفلت می کنیم پیشرفتی در امور حاصل نمی شود و این چیزی است که هر ناخدایی در مورد کشتی خود، هر ورزشکاری در مورد بدن خود، هر دانشجویی در مورد ذهن خود می داند.
اشتباه اغلب مردم این است که اغلب برای رسیدن به اهداف نهایی کار می کنند و نه برای لذت از کار کردن و به همین خاطر وقتی که به اهداف مورد نظر خود نمی رسند دچار یاس و افسردگی می شوند.
برای اینکه همیشه شاد باشیم اول خود و بعد دیگران را دوست داشته باشیم و برای خودمان ارزش قائل شویم،
همه ما در زندگی با ناملایماتی روبرو هستیم پس بهتر است این ناملایمات را بعنوان بخشی از فرآیند زندگی بپذیریم، هر چه باشد زندگی تنوع هم می خواهد به امید آن روز که تمامی انسانها بتوانند شاد باشند و شادی را به یکدیگر هدیه دهند.
- محیط خوابتان را برای بیدار شدن مساعد کنید: جایی که در آن می خوابید و صبح قرار است در آن بیدار شوید خودش می تواند یک عامل برای سحر خیزی باشد هر چند این عامل در افراد مختلف متغیر است اما مثلا داشتن یک اتاق خواب منظم و مرتب و تمیز می تواند بسیار در سحرخیز بودن شما موثر باشد و نظم این اتاق سبب شود که شما احساس کنید سر زمانی که با خود قرار گذاشته اید باید از خواب بیدار شوید.
۲- به اندازه کافی بخوابید: این یکی از عوامل اصلی است که سبب می شود افراد با زود از خواب بیدار شدن مشکل داشته باشند، در اصل داشتن خواب کافی زود بیدار شدن از خواب را چندین بار آسان تر میکند.
این بدان معنی است که بایستی کمی با خودتان برای رفتن به موقع به رختخواب جدال کنید و سعی کنید بر نگرانی از دست دادن ساعات انتهایی شب و بعضا نیمه شب پایان دهید و البته جای نگرانی هم نیست می توانید این ساعات را با سحر خیزی در فردا صبح به دست بیاورید.
۳- کارهای روز بعدتان را در شب قبلش مشخص کنید: نوشتن و یادداشت کردن کارهای مهمی که قرار است صبح بعد از بیدار شدن از خواب انجام دهید می تواند اراده شما را در سحرخیزی و شروع بی درنگ روزمرگی تان محکم تر کند. هر چه اراده قوی تری داشته باشید راحت تر می توانید سحر خیز شوید.
۴- در رختخواب مطالعه نکنید: گذارندان چندین دقیقه در رختخواب و سعی در آرام کردن فکرتان و بدنتان بدن شما را متوجه میسازد که زمان خواب فرا رسیده است، با تمرین در این زمینه می توانید کم کم با ورود به رختخواب در کمتر از ۱۰ دقیقه به خواب بروید که البته هدف اصلی هم همین است پرداختن به کارهای جنبی مثل کتاب خواندن و غیره بیشتر باعث به هم ریختگی فکر و طولانی شدن زمان فرو رفتن به خواب خواهند شد.
۵- بلافاصله قبل از خواب چیزی نخورید: اگر در فاصله ی زمانی کمتر از دو ساعت به خوابیدن چیزی بخورید و بعد به رختخواب بروید بدن شما درگیر هضم غذا خواهد بود و این امر می تواند در خواب شما اختلال ایجاد کند و یا اصلا زمان به خواب رفتنتان را طولانی کند.
۶- استرس را در خودتان از بین ببرید: استرس یکی از مواردی هست که همیشه سبب کم خوابی می شود، می توان استرس را با تمرینات ویژه ی یوگا یا سعی بر کنترل نحوه ی تنفس و سایر موارد قبل از رفتن به رختخواب کاهش داد.
۷- به خودتان جایزه بدهید: همیشه قرار نیست با این تفکر از خواب بیدار شوید که مثلا کلی کار دارید، می توانید برای خودتان در صورتی که زود از خواب بیدار شوید مواردی را به عنوان جایزه تعیین کنید، مثلا دیدن یک برنامه ی تلویزیونی صبحگاهی مورد علاقه، خوردن صبحانه یی خاص یا خوردن یک بستنی در شروع صبح یا هر چیز دیگری که می تواند برای بیدار شدن و ترک سریع رختخواب در صبح زود به شما انگیزه بدهد.
۸- نرمش های صبحگاهی: قدری نرمش و یا ورزش خاص در شروع صبح میتواند بسیار مفید باشد، سبب گردش بهتر خون در بدن شود شما را در شروع صبح شاداب تر نماید و در نهایت روزتان را به بهترین شکل ممکن شروع کنید.
۹- در رختخواب به خودتان برای بیدار شدن دروغ نگوئید: همیشه سعی کنید بلافاصله بعد از بیدار شدن رختخواب خودتان را ترک کنید، اینکه مثلا ۱۰ یا ۲۰ دقیقه ی دیگر از جایم بلند خواهم شد در حالی که بیدار شده اید اصلا به شما کمکی نخواهد کرد و هر چه بیشتر در زمانی که بیدار شده اید در رختخواب بمانید بدنتان تمایلش برای بازگشت به خواب عمیق بیشتر می شود.
۱۰- با پنجره های باز بخوابید: هوای تازه برای همه ی ما خوب است و سبب می شود تا خواب عمیق تر و آرام تری داشته باشیم.
۱۱- سعی کنید با طلوع خورشید بیدار شوید: بیدار شدن با طلوع خورشید از نظر روانشناسی باعث می شود در شروع روز بسیار سر حال تر باشید و بدنتان نیز کم کم برای بیدار شدن در این زمان خاص تبدیل به ساعت می شود.
۱۲- بر تمرین دادن بدن اصرار داشته باشید: سعی کنید همیشه راس یک ساعت خاص از خواب بیدار شوید بیدار شدن از خواب در یک ساعت خاص می تواند سبب ایجاد عادت برای بیداری در آن ساعت در بدن شود و فراموش نکنید سحرخیزی تنها یک عادت است.
۱۳- از خانه بیرون بزنید: خروج از خانه در صبح زود پیاده روی و یا دویدن در اینگونه ساعتها بسیار لذت بخش است خصوصا که شنیدن صداهای صبحگاهی و نور خورشید در این ساعتها بدن را شاداب تر میکند و در عین حال تجربه ی این شرایط می تواند انگیزه یی باشد برای سحرخیزی در روزهای بعدی.
۱۴- به بدن خود گوش دهید: بدن شما خیلی خوب می تواند احتیاجاتش را به شما اطلاع دهد، اگر هنگامی که صبح از خواب بیدار می شوید هنوز احساس خستگی میکنید سعی کنید شبها زودتر به رختخواب بروید بدن شما کم کم یک الگوی معین برای خوابیدن و بیدار شدن پیدا میکند و کاملا بر آن منطبق خواهد بود.
۱۵- زنگ ساعت خود را تغییر دهید: اجازه ندهید هر روز با یک زنگ خاص و همیشگی بیدار شوید، علاوه بر اینکه این روند برای خودتان خوشایند نخواهد بود بعد از مدتی زنگ ساعتتان دیگر شما را نمی تواند بیدار کند.
۱۶- برای فردا صبح آماده باشید: سعی کنید چیزهایی که برای فردا صبح احتیاج دارید را شب قبل آماده کنید، مثلا کیف وسائل تان، لباس هایتان و یا وسیله ی خاصی که باید همراه داشته باشید و …. در این شرایط دیگر نیازی ندارید در رختخواب به این موارد و آماده سازیشان فکر کنید.
۱۷- با رادیو بیدار شوید: استفاده از رادیو به جای زنگ ساعت علاوه بر تنوع می تواند در بسیاری از افراد سبب ایجاد انگیزه در ترک رختخواب شود.
۱۸- از ساعات اضافی صبح بهره ببرید: هدف از صبح زود بیدار شدن چیست؟ وقتی هر صبح زود از خواب بلند شوید مسلما در شروع بسیاری از روزهایتان یکی دو ساعت وقت آزاد و اضافی خواهید داشت که مغزتان در آن هنگام از صبح شاداب ترین ساعات و آماده ترین ساعتش را میگذارند می توانید از این ساعات استفاده ی بسیار مفیدی بکنید و بهتر است برای این ساعات برنامه ی خاصی داشته باشید در غیر اینصورت کم کم در سحرخیزی بی انگیزه می شوید.
۱۹- قرارهای مهم خود را در صبح بگذارید: داشتن قرارهای ملاقات مهم در صبح می تواند انگیزه ی کافی به هر فردی برای بیدار شدن در صبح زود را بدهد.
۲۰- برای خودتان یک شریک مشابه پیدا کنید: راستش در برخی موارد بد نیست برای سحر خیز شدن با یکی مثل خودتان که دوست دارد سحرخیز باشد ولی فکر میکند نمی تواند همراه شوید در این شرایط اگر هر دو واقعا برای بیدار شدن در صبح زود تصمیم گرفته باشید می توانید دراستواری بر این تصمیم در یکدیگر موثر باشید.
۲۱- به دیگران راجع به سحر خیزی خود بگوئید: بگذارید همه ی اطرافیانتان بداند که شما صبح زود از خواب بیدار می شوید، اینکه وانمود کنید هنوز مثل گذشته هستید باعث می شوید مثل گذشته شوید!!!
۲۲- خواب های روزانه را ترک کنید: این یک حقیقت مسلم است کسانی که در روز خواب حتی کوتاهی هم دارند برای خواب شب مشکل دارند، سعی کنید اگر به این نوع از خواب عادت دارید آن را به مرور ترک کنید چون اختلال در خواب شب یکی از علل اصلی عدم بیدار شدن در ساعت دلخواه صبح است.
۲۳- عملکرد خود را دنبال کنید: بد نیست عملکرد خود را در زمینه ی سحرخیزی با سایتی مثل Joe’s Goals دنبال کنید و تجزیه تحلیلش کنید تا ببینید آیا واقعا دارید به هدف خود یعنی سحرخیزی نزدیک می شوید یا دور.
با چندین روز تمرین و سعی به راحتی می توان عادت سحرخیزی را ایجاد کرد فقط کافی است این امر را به صورت یک عادت دائم در بدن ایجاد کرد یا این تمرینات و داشتن اراده در روزهای آتی زمان خواب و بیدار شدنتان دیگر دست شما نخواهد بود و بدنتان به خوبی در این موارد برای شما تصمیم میگیرد