شتابى که در سپرى شدن عمراست ، حسرتى که بسیارى از انسانها در پایان عمرشان به خاطر هدر دادن « سرمایه عمر » مىخورند ، یک بار بودن مجال زندگى و غیر قابل تکرار بودن این فرصت و مهلت زیستن، مسؤولیتى که انسان نسبت به عمر خویش و کیفّیت گذران آن دارد و... عواملى از این قبیل، یافتن پاسخ براى این سؤال را که « روش بهرهگیرى از عمر چیست؟ » جدّىتر مطرح مىسازد.
موفق ترین آدم ها هم سرانجام ، دچار حسرت و پشیمانى مىشوند که کاش بهتر از این از عمرمان استفاده کرده بودیم. اما مىتوان از میزان حسرت کاست و بار ندامت را سبک ساخت، به شرط آنکه در پى آن باشیم که بهترین شیوه زیستن و بهره گرفتن از اوقات و به بهره ورى رساندن عمر و پر بار ساختن پرونده اعمال و کارنامه زندگى را بشناسیم و به کار بندیم. گذرا به برخى از راه و روشهاى غنىتر ساختن درونمایه عمر و زیستن در این « میدان عمل » و « عرصه آزمون » اشاره مىکنیم:
1. توجه به محدود و گذرا بودن عمر: گاهى یادمان مىرود که عمر ما ، عمر نوح و خضر نیست و براى همیشه پاى بر گرده کره خاکى نخواهیم گذاشت و براى ابد ، نفس نخواهیم کشید. مثل خیلىها که با اجل طبیعى یا حوادث و سوانح ،جان مىبازند ، مانیز باید این جان عاریت را به جان آفرین تسلیم کنیم. دیر و زود دارد ، اما سوخت و سوز ندارد. پس، حال که چنین است، عمر را به غفلت نگذرانیم. شمع وجود عمر ما پیوسته در حال سوختن و کاستن است. پیش ازخاموشى، فکرى کنیم!
2. وقت ها ی کوچک را هم از دست ندهید.
در طول شبانه روز، در ایام هفته و سال، وقتهاى خورده ریز فراوانى را مفت از دست مىدهیم. براى این وقتهاى به اصطلاح « دم قیچى » فکرى کنیم و برنامهاى داشته باشیم و با دوختن این پاره وقتها به یکدیگر ، وقت و مجال خودمان را توسعه و افزایش دهیم. وقتى از یک شیر آب که هرز شده ، آب هدر مىرود ، اگر ظرفى زیر آن بگذاریم، مىبینیم که آن ظرف در مدتى کم پر شد. وقتى قطره قطره است به چشم نمىآید ، ولى وقتى جمع مىشود ، « قابل توجه » مىگردد. از اینگونه وقتهاى خورده ریز هم زیاد از دست ما مىرود. براى آنها حسابى باز کنیم!
3. کارها را در زندگى خود ، به تناسب اهمیت و ضرورت، اولویت بندى کنیم.
خود را به کارى مشغول سازیم که اولویت درجه یک دارد. اگر وقت اضافى داشتیم ، صرف کارهاى مرحله دوم و سوم از نظر اهمیّت بکنیم. تا مبادا چنان شود که:
بگذاشتهایم آنچه برداشتنى است
برداشتهایم آنچه بگذاشتنى است
حضرت علىعلیهالسلام فرموده است: هر کس به کارى که مهّم نیست مشغول شود ، کار مهم تر از دست او مىرود (مَنِ اشتغل بغیرِ المهمّ فاَتُه الاَهَمّ). مىبینیم که اهم و مهم کردن کارها و پرداختن به آنچه لازمتر و مفیدتر است، جلوى حسرت و ندامت را مىگیرد و به بهرهورى از عمر، کمک مىکند.
4. نظم در امور:
آشفتگى در هر چیز ، زیان آور است. مثل آشفتگى ذهن، آشفتگى دل و خاطر ، به هم ریختگى وسایل و ابزار ، آشفتگى حساب و کتاب و دخل و خرج و هزینه و درآمد و...بسیارى از این گونه امور.
کارهاى ما در « ظرف زمان » صورت مىگیرد. نظم دادن به کارها و برنامهها و صرف وقتها و مطالعات و نوشتنها و عبادات و خدمات و تفریحات، سبب بهره ورى بیشتر از امکانات از جمله « عمر » مىشود. تقسیم زمان بین کارها و نظم دقیق در انجام امور ، جلوى ضایعات بسیارى رامى گیرد و مایه « توسعه وقت » مىشود.
5. حفظ روحیه و امید: انسان به امید زنده است. داشتنامید و انگیزه ، هم به انسان نیرو مىبخشد ، هم نشاط مىآورد ، هم مانع خستگى و به ستوه آمدن مىشود ، هم زندگى را بر خوردار از « خوشبینى به آینده » مىسازد ، هم ثمره کارها و تلاشها را مضاعف مىسازد. آنان که با روحیه خوب زندگى مىکنند و به یأس و بدبینى و افسردگى و دلسردى مجال ورود به صحنه زندگىشان را نمىدهند ، از زندگى خود لذّت بیشترى مىبرند و اگر جز این باشد ، زندگى را « مردن تدریجى» خواهند دید و گذرانِ عمر را یک «جان کندن دراز مدت» خواهند شمرد.
6. تجربه آموختن : روزگار و فراز و نشیبهاى زندگى، معلّم شایستهاى براى انسان است. به شرط آنکه بتواند از تجربههاى تلخ و شیرین استفاده کند. گشودن دید عبرت به روى حوادث ، بار تجربه آدمى را غنىتر مىسازد. بهرهگیرى از تجارب دیگران نیز « عمر دوباره » به شمار مىآید.
سالخوردگان مجرب و سرد و گرم روزگار چشیدگان،اغلب سعى مىکنند «حاصل عمر» خویش را در اختیار دیگران قرار دهند ، چه به صورت شفاهى و گفتارى، چه کتبى و نوشتارى.
والدین در سنینی که فرزندشان به نوجوانی می رسد با مسائل و مشکلاتی رو به رو می شوند که قبلا وجود نداشته. بنابراین باید بدانند چگونه رفتارکنند که آرامش و امنیت هر چه بیشتر برای طرفین حاصل شود .
او مرموز شده و هر ساعت به شکلی متفاوت رفتار می کند و بیشتر تمایل دارد با دوستانش باشد تا با خانواده . مدام بحث می کند و پرخاشگر شده. امکان ندارد کاری را که از او می خواهیم بلافاصله انجام دهد.
آیا این عبارت برای شما نیز آشناست؟ نوجوان داشتن اینگونه است. او دیگر همان کودکی که با لبخند هر چه می خواستید انجام می داد نیست. نوجوانی سن مرموز شدن - تغییر کردن و تردید است.
از طرف دیگر شما نیز نگران هستید که نکند او مشغول کاری شده باشد که عاقبت خوبی ندارد پس فشار خود را بر او افزایش می دید.
شادمانى به کسى هدیه نمىشود. منتظر اقبال نباشید. خود ارزیاب کارهاى خویش گردید و درس شهامت آفرینى را خوب حفظ کنید.
1.انتقاد پذیرا باشید
اگر شما فکر مىکنید به نظریات و کارهایتان هیچ انتقادى وارد نیست مطمئن باشید که به بیمارى خودپسندى دچار شدهاید. این بیمارى در زمانى کوتاه فرد را در میان انبوه آشنایان و دوستان به رنج تنهایى گرفتار مىسازد. به فرموده امامعلى(ع): دشوارترین تنهایى خودپسندى است.
این که همه ما باید بکوشیم پیوسته در انجام هر کار دقت لازم را به کار گیریم بدین معنا نیست که انتظار داشته باشیم همیشه کارهایمان بىعیب و مورد رضایت همگان باشد. چنین کسانى معمولاً از انتقاد و خردهگیرى خیلى بیشتر دلسرد و دلتنگ مىشوند.
یکى از دلایل نپذیرفتن انتقاد و دلتنگ شدن از آن، خوشگمانى نسبت به کارهاى خود است؛ حال آن که بسیار اتفاق افتاده که پس از گذشت مدتى خود با انتقادگران هم عقیده شده و به اشتباه خویش پى بردهایم. پس چه بهتر که همیشه در برابر انتقادات دیگران موضعگیرى نکنیم و به زمان فرصت دهیم تا میان ما و انتقادکنندگان قضاوت کند.
2. اراده خود را تقویت کنید
رویدادهاى روزانه تا چه میزان سبب دگرگونى احوال شما مىشود؟ از اظهار نظر دیگران درباره خود تا چه اندازه دلتنگ مىشوید؟ چرا بعضى خیلى زود به دیگران دلبسته مىشوند؟ به چه علت عدهاى زود هیجانزده و خشمگین مىشوند؟ یا مىترسند و ناامید مىگردند؟پاسخ این همه را باید از ارادهها پرسید.
اراده نیروى درونى است که مهار انگیزهها و رفتارها را بر عهده دارد. تقویت آن تنها یک راه بیش ندارد: تمرین.
تأکیدهاى پیشوایان معصوم مبنى بر «ترک پیروى از هواى نفس»، ریشه در همین امر دارد که پیروى از تمایلات به طرز شگفتآورى سبب سستى اراده مىشود. امام على(ع) در همین باره فرموده است: برترین مردم کسى است که از پیروى نفس سر بتابد.1 نیز فرموده است: آن که به تمایلات پیروز شود نجات یافته است.2
شیوه تمرین تقویت اراده بسیار ساده است. تنها لازم است بپذیرید که پس از مدتى تمرین به طور معجزهآسا از اراده پولادین برخوردار خواهید شد. بدین منظور مدتى از روشهاى زیر استفاده کنید:
1)در هنگام خشم از تصمیمگیرى و سخن گفتن بپرهیزید و تا حدّ امکان آرام و بىتفاوت باشید. زمانى که به بدگویى و غیبت دیگران بسیار حریص شدید از این کار به شدّت بپرهیزید. از یاد نبرید که خشم و هیجان از بزرگترین عوامل مصرف کننده نیروى عصبى شماست.
2)سعى کنید بیشتر اوقات سکوت خود را حفظ کنید. چون از خبرى آگاه شدید با شتابزدگى آن را به دوستان اطلاع ندهید و کمى صبر کنید و بعد در صورت لزوم به آرامى به آنها اطلاع دهید.
3)هیچگاه نسنجیده لب به سخن نگشایید. زمانى که چیزى مىشنوید با عجله درباره آن اظهار عقیده نکنید. اگر کسى با یاوهگویى در صدد آزردهسازى شما برآمد معمولاً مؤثرترین ابزار براى تلف کردن نیروى عصبى او، سکوت و آرامش است.
4)خستگى و کمخوابى به طور مرموز سبب تضعیف اراده است. فرد خسته زودتر رنجیده و شتابزده مىشود و تصمیمات نابجا مىگیرد. کم خوابى نیز عامل خستگى است، که باید از آن پرهیز کرد.
3. قربانى تعارف نشوید
هیچ گاه گفتار آسمانى را از یاد نبرید که، فرد کمرو، روزىاش ناچیز است. «روزى» تنها مبلغ پولى که ما در اندوخته داریم، نیست. زمانى که شما با شهامت نتوانید از عوامل زیانآور پیرامون خود پیشگیرى کنید و در مقابل خواهش نارواى دوستان پاسخ منفى دهید، کمروزى خواهید بود. بسیارى از ما بخشى از سرمایههاى مادى و معنوى خود را به سبب کمرویى و تعارفات پوچ، قربانى مىکنیم. گفتگوهاى بىنتیجه و هدر دهنده عمر، تماسهاى تلفنى بىفایده، همنشینى اجبارى با اشخاص، برآوردن توقعات بیجاى افراد به علت شرم حضور، همه عواملى است که ما را قربانى مىکند.
زمانى که شما خود را پایبند اصول اخلاقى، وقتشناس و هدفمند نشان دهید اطرافیان همان گونه که مىخواهید با شما رفتار مىکنند و عزّت نفس و عقاید شما را بازیچه قرار نمىدهند.
4. با برنامهریزى به شادکامى دست یابید
کسانى که براى هر موقعیت، برنامهاى مخصوص طرحریزى مىکنند زودتر به شادکامى دست مىیابند. پیش از آن که در اجراى طرح و برنامهاى دچار ناکامى شوید، طرحى جایگزین آن در نظر گیرید، تا مبادا در اثر شکست، بىهماهنگى شما را دلسرد و ناتوان کند. در خاطر داشته باشید که ناکامى و شکست بسیار مرموزانه حس ارزشمندى شما را خدشه دار مىکند و به ناامیدى وا مىدارد. بدین منظور باید پیوسته براى همه برنامههایتان، طرح و برنامه جایگزین داشته باشید، تا احساس شکست و رنجش به سویتان هجوم نیاورد و نیرویتان را بىسبب تضعیف نکند.
5. از احساس فرودستى فرار کنید
پیوسته کسانى پیرامون ما یافت مىشوند که از اظهار تواضعهاى بىموردشان پشیمان و رنجیده خاطرند. از یاد نبرید که تواضع به معناى اظهار فرودستى و ناتوانى نیست. تواضع میوه شناخت و شعور و بالندگى است، نه بازتاب ناتوانى.
تواضع نیز نباید پیوسته یکجانبه مراعات شود. زیرا در آن صورت ابزار سلطه جویان خواهد شد.
شاد باشید و از این شادی لذت ببرید