اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

تدبیر

زن و شوهر هایی که با هم مساله دارند ،کم نیستند.اگر شما هم جزء آن دسته اید یکی از بهترین کارهایی که می توانید بکنید این است که با یکی از دوستان نزدیک و صمیمی خود صحبت کنید و به جای گله و شکایت راه حلی پیدا کنید. داستان زیر را بخوانید و از آن برای رفع مشکل همسرتان استفاده کنید.

 

"در روزگاران گذشته تاجری زندگی می کرد. یکی از روزها متوجه شد که زیر فرش اتاق پذیرایی، نقطه ای ورم کرده و بالا آمده است. به فکر فرو رفت، بعد ناگهان روی برآمدگی پرید. برآمدگی در لحظه ای ناپدید شد، اما در همین هنگام نقطه دیگری از فرش بالا آمد. مرد دوباره به روی آن پرید، برآمدگی مجددا از میان رفت و بلافاصله نقطه دیگری از فرش بالا آمد. این عمل چند بار تکرار شد. تاجر یقین کرد که چیزی زیر فرش است.

تصمیم گرفت که فرش را لوله کند و از زمین بردارد و چون این کار را کرد مار خشمگینی از زیر آن بیرون آمد."

 

ممکن است رفتار شوهرتان شما را گیج کند و از کار او سر در نیاورید ، ممکن است از راه حل های عادی استفاده کنید، غرولند کنید ، عصبانی شوید ، نق بزنید ، فریاد بکشید ، اما با این اقدامات از شوهر خود یک مار می سازید. ممکن است با هر اقدام شما موقتاً ناراحتی از بین برود اما دیری نمی پاید که مساله دوباره و این بار به شکل دیگری بروز می کند. این راه درست برای برخورد با شوهرتان نیست.

 

شما و او هستید که مساله را ایجاد کرده اید و تنها شما می توانید این مساله را حل کنید.

 

ممکن است دیگران را سرزنش کنید ، ممکن است گناه را به گردن مادر او بیندازید که او را بد تربیت کرده است. واقعیت این است که گناهی به گردن دیگران نیست. شما و او هستید که مساله را ایجاد کرده اید و تنها شما می توانید این مساله را حل کنید.

 

زنی بی تدبیر نباشید

آیا شوهری دارید که اعصابش به هم ریخته؟ آیا شوهرتان حسود است؟ آیا استرس زده و زیرفشار است؟

در این صورت کاری بکنید. تسلیم نشوید. شصت درصد تقصیر به گردن شماست.

بعضی از شوهرها به این نتیجه می رسند که زندگی در حق آن ها بی انصافی کرده است. نگرانند .خودشان را تحت فشار احساس می کنند ، هراسان و عصبی هستند. می ترسند که بیمار شوند. می ترسند کسی بر ضد آن ها تبعیض قائل شود. مطمئن هستند که همه بر ضد آن ها فعالیت می کنند. به همه و از جمله به شما ظنین می شوند.

می پرسید چه کاری از شما ساخته است؟ خیلی از کارها. از اشخاص کارشناس و کاردان کمک بگیرید.

اگر شوهر شما در چنین شرایطی قرار دارد ، بدون تردید بیشتر و بهتر از هر کس ، شما هستید که می توانید با او حرف بزنید.

هر آیینه با مشکلی رو به رو شدید به آن فکر کنید. کتاب و مجله بخوانید و مطمئن باشید که موفقیت سرانجام از آن شما خواهد شد. این را هم بدانید که تنومندترین درخت ها اگر با یک صد ضربه تبر به زمین سقوط کند ، بدان معنا نیست که نود و نه ضربه قبلی بیهوده بوده و کاری صورت نداده است.

در پس هر موفقیت به ظاهر یک شبه ، بیست سال تلاش و زحمت وجود داشته است. با این حساب ممکن است برای رسیدن به موفقیت قطعی بیش از چند ساعت، چند روز، چند هفته یا چند ماه فاصله نداشته باشید.

نماز

ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر   

سوره مبارکه عنکبوت آیه 45

 

انحرافات جنسی از دردناک ترین مشکلات بشر در آستانه قرن بیست و یکم است. بررسی های کینزی در سال 1948 نشان داد که از هر 100 مرد آمریکایی 4 مرد منحصراً همجنس خواه هستند، یعنی کوچکترین تمایلی به جنس مخالف ندارند!؟ این در حالیست که تعداد زیادی از این 100 نفر، همجنس را بر غیر همجنس ترجیح می دهند یا تفاوتی بین همجنس و غیر همجنس برایشان مطرح نیست و یا با این که به غیر همجنس متمایلند، به طور اتفاقی یا بیش از اتفاق همجنس بازی نیز می کنند. بدین ترتیب این آمار نشان می دهد، بیش از 3/1مردان آمریکایی بعد از سال های بلوغ خود همجنس بازی کرده اند و حداقل نصف این آمار در مورد زنان آمریکایی نیز صادق است 

تازه این آمار مربوط به زمانی است که تفسیر غلط از نظریات فروید و انحراف از آن، گسترش چندانی پیدا نکرده بود. بدیهی است پس از گذشت چند دهه باید هم، همجنس بازها به جایی رسیده باشند که در پارلمان آمریکا برای خود نماینده داشته باشند و کمیسیون تشکیل دهند.

جالب اینجاست که برخی منابع علمی روانپزشکی، حتی این تمایل را در برخی کاملاً بهنجار و طبیعی با شخصیت پایدار و عاری از هر گونه نشان روانی و با انطباق خوب از نظر اجتماعی توصیف کرده اند! 

با این اوصاف اگر همجنس بازی و لواط انحراف جنسی نیست، می توان حدس زد که انحرافات جنسی در قاموس غرب دیگر چه واویلایی است؟!

بچه بازی، نمایش اعضای جنسی، سادیسم و مازوخیسم جنسی، مبدل پوشی، خود ارضایی، نظر بازی، حیوان دوستی، مرده دوستی و نمونه های بسیار متعدد دیگری که قداست قلم مانع از توصیف آنهاست، همگی نمونه هایی از مهار گسیختگی و سقوط فاجعه آمیز غرب در قهقرای فساد جنسی و فحشاء به شمار می آیند.

بدین ترتیب انحرافات جنسی صرف نظر از مشکلات اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و .. که ایجاد می کنند، تنها در بعد پزشکی و آن هم جدای از نتایجی که در بروز بیماری های جسمی ماند بیماریهای مقاربتی بر جای می گذارند، به خودی خود، از بزرگ ترین مشکلات پزشکی بشر امروز به حساب می آیند.

این در حالیست که در جوامع اسلامی، قرن هاست که نماز فعالانه و مقتدرانه بسان یک منجی قابل اطمینان، دامان مدد جویندگان از خویش را از هر گونه فحشاء و انحراف جنسی پاک و مصون داشته است.

آیین اسلام با ترغیب های متعدد به امر ازدواج و به خصوص با وضع قانون ازدواج موقت(که با وجود آنکه از موارد اساسی اختلاف شیعه و سنی است، در کشور شیعه مذهب ما نیز بسان ممالک اهل سنت به فراموشی محض سپرده شده است) از هر جهت انسان را برای ارضای غریزه نیرومند جنسی، از طریق مشروع راهنمایی می کند. آیات متعدد سوره های نور، احزاب، بقره، نساء و .. بهترین گواه این موضوع است.

اما علاوه بر تحریک همه جانبه اسلام برای ازدواج و حتی سهل نمودن آن مثلاً با وضع قانون متعه یا ازدواج موقت(برای ریشه کن کردن موانع اقتصادی ازدواج) و علاوه بر مجازات های سختی که برای منحرفین جنسی در نظر گرفته شده است، سایر قانون های اسلامی به گونه ای ارائه شده اند که چنانچه حتی شخص به دلایلی از ازدواج باز ماند، هرگز به فساد و انحراف آلوده نشود و در رأس این قانون ها، فریضه نورانی "نماز" است.

نمازگزار با امداد از "نماز" توانایی کنترل غرایز خود را افزونی می بخشد و آتش سوزاننده و پر لهیب فحشاء را که چه بسا ممکن است به انحراف جنسی بیانجامد  به آب عفاف، سرچشمه گرفته از "نماز" خاموش می کند.

دوست یا دشمن

ناگهان به خود می آییم و از خود می پرسیم چه کنیم؟

می بینیم نمی توانیم مثل هر روز بخوابیم و بیدار شویم، غذا بخوریم، سر کار برویم و برگردیم و به کارهای منزل رسیدگی کنیم.به میهمانی دعوت می شویم ، اما نمی رویم، خبر خوبی می شنویم اما خوشحال نمی شویم، غذای خوبی می خوریم اما لذت نمی بریم، از نعمت های فراوانی که داریم ذوق زده نمی شویم. از خودمی پرسیم چرا؟ گویی هماهنگی ما با هستی به هم خورده است اما چه چیزی این هماهنگی را بر هم زده است؟ برای لحظه ای می ایستیم، چشم های مان را باز و گوش هایمان را تیز می کنیم، فکر می کنیم به دنبال راهنما یا نشانه ها می گردیم. این جاست که به اتفاقات اطراف مان، آدم های اطراف مان ، حرف ها و حرکات آن ها با دقت بیشتری می نگریم. آن ها معلمان ما هستند. این جاست که به خود می گوییم: باید چه درسی از این اتفاق، از این غم، از این سختی و از این بحران بگیرم؟ باید چه درسی از این رفتار، این حرف و این انسان بگیرم؟

 

هیچ انسانی دوست یا دشمن تو نیست بلکه معلم توست.

 

گاهی احساس می کنیم هوای دل مان ابری است و سرما، سکوت، برف و یخبندان نمی گذارد لحظه ای به زندگی دلگرم شویم.

در این لحظات اگر مرتباً با خود بگوییم؟ خداوند بهترین ها را برای من می خواهد و بهترین ها را می جویم، تلاش ما به ثمر می نشیند و هنگامی که دوباره به دنبال خود هماهنگ شویم و شور و اشتیاق در لحظات ما جوانه زند، در می یابیم که زمستانی چنین سرد و لخت و سهمگین چشمه ها را پرآب ، رودخانه ها را جاری و پرجوش و خروش و زمین زندگی را سرسبز و خرم می کند. وقتی به اتفاقات بد و خوب زندگی به چشم نشانه بنگریم، وقتی به پیام غم، پیام بی حوصلگی و پیام لذت بردن از زندگی بیندیشیم و در آن ها خیر و نیکی بجوییم، حضورشان را نشانه توجه پروردگار هستی به رفتارمان می بینیم و به خود می بالیم و در پاسخ چه کنم های خود می گوییم:

 

خوب بیندیش، حکمت نهفته در اطرافت را بجوی و کاری انجام بده.