اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

الهی نامه

J الهی عقل ما جهانی را کفایت است. ما را به عقل دیگران چه حاجت است؟

J الهی دروغ‌های ما راست و دوغ‌های ما ماست گردان.

J الهی زیبایی‌های من به وصف در نگنجد، پیش جمال من یوزارسیف چه سنجد؟

J الهی زبانی که ما را نستاید، اگر لالمونی بگیرد، شاید.

J الهی راه راست را به سمت ما کج بفرما.

J الهی آنکه مرا ندید، چه دید؟ و او را چه توان گفت جز ندید بدید؟

J الهی چون می‌دانی که حق با من است، چه حاجتم به گفتن است؟

J الهی صندوق رأی بهانه است، غرض دست غیب است که در میانه است.

J الهی هرچند به بی لیاقتی فاشیم، چنان کن که به‌هر قیمتی خشنود باشیم.

J الهی دیگران کاشتند و ما خوردیم. ما چه داریم دیگران بخورند؟

J الهی ترمز من خراب است، به هرکجا که بکوبم، عین ثواب است.

J الهی مگوی که برای دیگران چه کرده‌ای؟ بپرس که دیگران برای من چه کرده‌اند؟

J الهی هر که مرا شناخت، لُنگ خود بینداخت.

J الهی عاقبت محمود گردان/ دعای من اجابت زود گردان.

خوش‌باور

باور کنـید زود سر کار می‌روند

از بس که با غرور کلنجار می‌روند

این ملتی که گوش به هر قول می‌کند

صد امتیاز می‌دهد و فول می‌کند

خوش‌باور است و بابت آن چوب می‌خورد

بد انتخاب می‌کند و خوب می‌خورد

تاریخ او به قدمت تاریخ می‌رسد

وز هر طرف به گُرده او سیخ می‌رسد

تن می‌دهد به منطق هر کس سوار شد

هر کس رسید از قِـبَلش نو نوار شد

یعنی که خوش‌رکاب‌تر از ما کسی نبود

با چشم باز، خواب‌تر از ما کسی نبود

این مُلک را فدای دلش کرده بارها

عبرت، گرفتنی است. ولش کرده بارها

مغرور پهلوان سلحشور می‌شود

پشتش به‌خاک می‌رسد و بور می‌شود

...

شد مؤمنانه حصّه خمس و زکات‌مان

صرف به‌دار کردن عین القضات‌مان

اندیشه را به فاجعه تبدیل می‌کنیم

وز کُشتگان هر آینه تجلیل می‌کنیم

...

همخانه‌ها گرسنه بمیرند، بی خیال

باید که روزه نیز بگیرند، بی خیال!

همسایه واجب است مراعات کردنش

نان از دهن گرفتن و خیرات کردنش

از این قبیل ملت ما حال می‌دهد

وین قصه را هزار پر و بال می‌دهد

از این قبیل می‌گذرد مدتی مدید

این گونه‌اند ملت ما، ملتفت شدید؟

منشور مدیریت

اخیراً در حفریات باستان شناسی در منطقه بین النهرین که مهد تمدن مشرق زمین به حساب می‫آید، منشوری از گل پخته پیدا شده است که توصیه‫هایی است خطاب به کارگزاران و مدیران ارشد تمدن مذکور. از آنجا که آشنایی با عقاید و افکار گذشتگان، به اعتقاد عده‫ای چراغ راه آینده است، بعضی از نکات این منشور را یادآور می‫شویم.

1) نام نیک رفتگان را همواره ضایع کنید.

2) مردم ولی نعمت شما هستند، اما... (مابقی آن خوانده نمی‫شود)

3) پیوندهای قومی در رأس همه امور قرار دارد.

4) زیردست احمق ضامن بقای مدیریت است.

5) ملاک خوب و بد کارها تویی، نه دیگران.

6) مردم شما را انتخاب کرده‫اند که بجای آنها تصمیم بگیرید.

7) چه کسی گفته تو همه چیز را بهتر از همه کس نمی‫دانی؟

8) هر که با تو نیست، خائن است.

9) دزدها را می‫توان بخشید، مخالفان را نه.

10) حفظ مسئولیت، بزرگترین مسئولیت است.

11) منصوبان خودت را غرقه کن، تا خودت در امان باشی.

12) بیشتر حرف بزن، کمتر فکر کن.

13) نه مسئولیت خراب شدن کارها با توست، نه وظیفه درست کردن آنها.