طلاق خاموش ، جدایی اعلام نشده میان زن و شوهری است که زیر یک سقف زندگی می کنند ، خانوادهاند ، اما با هم اما بیگانه از هماند و حتی وجود فرزندان هم این جدایی و بیگانگی را زایل نمی کند چرا ؟ موضوع ، ساده است در شرایط بیگانگی زن و شوهر در زیر یک سقف خانه محیطی ناآرام است و در وضعیت خانه خاکستری بچه ها به علت تنش حاکم بر مناسبات خانوادگی – جدایی خاموش پدر و مادر – نه آرام هستند و نه آرامش دارند بچه های پدر و مادرانی که تن به بیگانگی در زیر یک سقف داده اند بچه های فردا نخواهند بود آنان فردایی مکدر متلاطم و دور از امید دارند .
چرا چنین می شود چرا سکوت مانند مرگ در خانواده قدم می زند آیا مردان مقصرند که با خودخواهی توجهی به نیاز ها و انتظارات مادر خانواده یعنی هسته اصلی خانواده ندارند ؟ آیا پدران اگر خودخواه می نمایند در حقیقت خسته از کار بسیار و شرایط نامساعد اجتماعی و محیط کار خود هستند ؟ آیا زنان مقصرند که تصوری غیر واقعی از جایگاه مرد دارند و بر این باورند که گره همه مشکلات زندگی باید به دست مرد خانواده گشوده شود غافل از آن که عوامل بیرونی اجتماعی در روند جایگاه پدر نقش تعیین کننده دارد ؟
آیا هر دو مقصرند زن و شوهر چون نمی دانند و یا نمی خواهند بدانند کنش متقابل آنها روندی دو جانبه است غفلت یکی مهر یکی خشم یکی بضاعت فکری و جسمی یکی بر دیگری هم تأثیر دارد . طلاق خاموش شرایط غمانگیز حاکم بر بخشی از مناسبات خانوادگی به ویژه در زوج های تحصیل کرده است آنان پس از چند سال زندگی زیر یک سقف و حتی با وجود داشتن فرزند و یا فرزندانی با هم بیگانه اند به گونه ای که حتی سکوت همدیگر را تاب نمی آورند .
اتفاقی که این روز ها در گوشه و کنار شهر رخ می دهد زنگ خطری است برای نهاد خانواده اگر چه جامعه شناسان طلاق را از عمده ترین عواملی می دانند که نهاد خانواده را برهم می زند ولی گویا این روز ها حادثه ای دیگر در حال وقوع است حادثه ای که نام آن را جدایی خاموش گذشتهاند .
طلاق خاموش همان جدایی زن و مرد است با این تفاوت که آنان در یک خانه زندگی می کنند و از یک غذا می خورند ولی هیچ گونه تعهدی نسبت به یکدیگر ندارند در این میان ممکن است فرزندانی هم در خانه باشند ولی آنان می آموزند که مشکلاتشان را جداگانه برای پدر و مادر مطرح کنند . یکی از پیچیده ترین سؤال هایی که در باره طلاق خاموش مطرح می شود این است که چرا بسیاری از افراد در آغاز زندگی تفاهم کامل دارند اما پس از چند سال در لاک خود می روند و دیگر کاری به یکدیگر ندارند و یا چه عواملی باعث می شود که کانون یک خانواده به سوی تنهایی و بیتفاوتی سوق داده شود و اثرات منفی اینگونه رفتار ها بر فرزندان چیست ؟
کارشناسان و جامعه شناسان برای چنین رفتار هایی در خانواده عوامل گوناگونی را بیان می کنند و معتقدند چند عامل مشترک با هم می توانند میان یک رابطه سالم و مثبت جدایی افکند یک مشاوره خانواده دلایل خاصی را مطرح می کند و می گوید شاید بتوان گفت اولین جدا سری ها از خود زن و شوهر شروع می شود برای روشن شدن این موضوع می توان گفت وقتی شما عاشقید همیشه به طرف مقابل انرژی می دهد و او را سرشار از احساس خوب بودن می کنید در نتیجه او هم مستعد انرژی دادن می شود طرفین آماده بخشش تسلیم گذشت و فداکاری می شوند ولی اگر پس از مدتی یکی در لاک خودخواهی و خودشیفتگی برود و مداوم از دیگری انرژی بگیرد طرف مقابل که پس از مدتی از انرژی تهی می شود دیگر تن به فداکار نمی دهد .
از دیگر عوامل جدایی عاطفی میان زن و مرد عدم مسؤولیت پذیری است بدین معنا که زن و شوهر هر کدام در حیطه وظایف خود مسؤولیتی دارند و وقتی به مسؤولیت های محوله تن در ندهند . یقیناً پس از کشمش ها و رودرروی هم ایستادن ها به سکوتی کشنده می رسند غیر از این وقتی زن و شوهر از هم رنجش پیدا می کنند و درصدد رفع آن بر نمی آیند باید انتظار داشته باشند که به زودی رابطه ناخوشایندی پیدا کنند . شاید از همان اول اشتباه کردم تردید در ازدواج توجه به مادیات و اصرار اطرافیان مرا به سوی ازدواج سوق داد و از همان ابتدا نتوانستم رابطه عاطفی عمیقی با همسرم ایجاد کنم و همین باعث شد همیشه زندگی پرتنشی داشته باشیم و حالا بعد از 12 سال زندگی نسبت به هم بی تفاوت هستیم و هر کدام برای خودمان زندگی می کنیم ولی در یک خانه ، ازدواج غلط ازدواجی است که زندگی را به سوی طلاق سوق می دهد و با درنهایت اگر به طلاق منتهی نشود به جدایی خاموش می رسد . بالا ترین دلیل ازدواج انگیزه است بدین معنا که اگر زن و مرد تمایلات خود را در نظر نگیرند و تن به ازدواج دهند . سرانجام جز سردی و بی تفاوتی نخواهند دید ازدواج هایی که انگیزه آنان سالم نیست عبارتند از :
1 - گریز از تنهایی بدین معنی که زن یا مرد فقط برای رفع تنهایی تن به ازدواج می دهند .
2 - حرف مردم دیگران از آنان می پرسند چرا ازدواج نمی کنید .
3 - ازدواج هایی که برای مادیات و نیاز مالی صورت می گیرد .
4 - ازدواج هایی که برای چشم و همچشمی با فامیل و دوستان صورت گرفته است .
5 - ازدواجهایی که برا غریزه مادیات یا به جای ماندن نسل صورت می گیرد .
6 - ازدواج های تحمیلی که زیر نفوذ پدر و مادر صورت می گیرد و در آن خواستن نقشی ندارد .
ازدواجی موفق است که زن و مرد به روان شناسی شخصیتی خود آگاه باشند ویژگی های همسر خود را بدانند و بپذیرند و در آخر این که با شناخت و آگاهی ازدواج کنند .
نقش مهم اقتصاد
اقتصاد در خانواده ها دو نقش متفاوت را بازی می کند نقش متفاوت از آن نظر که گروهی به علت مسایل مادی تن به ازدواج می دهند و گروه دیگر به علت شرایط اقتصادی نامناسب میانشان فاصله ایجاد می شود جامعه شناسان معتقدند گروهی که برای مسایل مادی تن به ازدواج می دهند کسانی هستند که با انگیزه های ناسالم ازدواج می کنند زیرا رفاه و آسایش برای آنان حکم همه چیز را دارد ازدواج بر پایه پول هر چند می توان آنان را به خواسته های مادی شان برساند ولی پس از مدتی که خواسته ها در چشمان عادی شد دیگر نمی توان انتظار تحمل و صبر را از آنان داشت ، همیشه خواهان همسری پولدار بودم و آخر سر هم با یکی از همین افراد ازدواج کردم ولی پیشبینی نکرده بودم یک آدم پولدار می تواند این قدر خسیس باشد که تعداد تخممرغ های توی یخچال را هم بداند بین ما هیچ چیز وجود ندارد .
گروه دوم افرادی هستند که شرایط سخت اقتصادی را پیش رو دارند در این صورت زن به علت نداشتن شغل و یا حرفهای به مرد وابسته است چنین زنی به علت نداشتن استقلال مالی مجبور می شود برای ادامه زندگی شرایط سخت مالی و حتی نامطلوب خانوادگی را نیز تحمل کند و از سوی دیگر وقتی خواسته ها و نیاز هایش را بدون پاسخ می بیند تصور می کند در حق او اجحاف شده است مرد نیز به علت شرایط سنگین مالی تصور می کند بار سنگینی را به تنهایی بر دوش می کشد و زن یا خانواده اش نمی توانند او را درک کنند و به همین علت ناسازگاری ها شروع می شود .
دو تا بچه داریم یکی از آنها مریض است همه اش دوا و دکتر زنم هم نمی خواهد درک کند با این شغل کارمندی توان بیشتر از این را ندارم عصر ها غیر از مسافر کشی راننده آژانس هستم ولی هیچ کدام از توقعات همسرم را نمی توانم اجابت کنم اوایل دعوا و جر و بحث داشتیم ولی حالا سکوتی مرگبار بین ماست .
هر چند این روز ها ، آمار طلاق بالا رفته است و طبق آخرین آمار ارائه شده ازدواج دائم یک درصد و طلاق 17 % افزایش داشته است ، اما طلاق همچنان در عرف و جامعه پذیرفته نشده باقی مانده است . در این میان زن که خود را در برابر پرسش ها و چرا های زیاد میبیند و یا به علت وابستگی مالی و یا شرایط جامعه و فردی ، ترجیح می دهد به زندگی ادامه دهد ، اما در برخی موارد جدایی برخی از این خانواده ها نه تنها به نفع خود و فرزندانشان است بلکه بسیاری از مشکلاتشان را نیز رفع می کند آسیب شناسان اجتماعی ، 4 عامل عمده را علت های اتفاق نیفتادن جدایی در این خانواده ها میدانند دلایل جدا نشدن زن و شوهر بسیار زیاد است که به چند مورد آن اشاره می کنیم :
1 - طلاق در جوامع سنتی مذموم است بنابر این اکثر خانواده ها تلاش می کنند این اتفاق نیفتدد ولی چون در فرآیند توسعه ، معمولاً سنت ها شکسته می شوند بنابراین هر چه جوامع به طرف پیشرفت برود ، قبح طلاق هم از میان می رود .
2 - زن و مرد نیاز به پشتوانه عاطفی دارند به خصوص زنان از این نظر تمایل بیشتری دارند که حامی و پشتیبان عاطفی داشته باشند و چون زن برخلاف مرد انتخاب شونده است درون خود این ترس را دارد که مبادا پس از طلاق تنها بماند ،
3 - سومین عامل که متأسفانه به ضرر زنان تمام می شود این است که زنان پس از جدایی از سوی جامعه و برخی افراد مورد بی حرمتی قرار می گیرند و همین عوامل است که زن برای ترس از روبهرو شدن با چنین حوادثی سعی می کند . به زندگی ادامه دهد و جدا نشود .
4 - و دلیل آخر نیز اهمیت دادن به حرفها و سخنان اطرافیان است زن و مرد هرچه شناختشان نسبت به هم بیشتر باشد به نسخه هایی که دیگران می پیچند ، کمتر اهمیت می دهند .
غیر از این هستند خانواده هایی که از مهمترین عوامل جدا نشدنشان وجود فرزندان است چنین والدینی از اثرات منفی این شیوه زندگی بر فرزندانشان غافلند زیرا تغییر رفتار فرزندان در شکل های متفاوتی بروز پیدا می کند از اولین نشانه های منفی در فرزندان طلاق خاموش ، بی نشاطی ، افسردگی و بی حرکتی است افت تحصیلی و بی علاقگی به درس خواندن نیز از عوامل سکوت طولانی میان پدر و مادر است ، زیرا چنین فرزندانی به بی آیندگی و ترس از فردا کشیده می شوند باجگیری و رشوهخواری فرزندانی که پدر و مادرشان در سکوت رفتاری و گفتاری به سر میبرند زیاد است زیرا آنان می آموزند با این شیوه و یا ریاکاری کار خود را پیش برند .
چنین والدینی نمی توانند تربیت یکسان ، منظم و دقیقی روی فرزندان داشته باشند و همین نا هماهنگی باعث کمبود مهر و محبت فرزندان و در نهایت لغزش آنان می شود آسیبشناسان اجتماعی ، سردرگمی فرزندان را از عمدهترین مسایل می دانند بدین صورت که فرزند می ماند حق را به پدر بدهد یا مادر ؟
تفاوت فرهنگی
شاید مهم ترین اختلاف ها به تفاوت فرهنگی ، بازگردد در باره ازدواج ها به تفاوت های اقتصادی وظیفه ای اشاره شد اما توجه به مسایل فرهنگی از مهمترین این ویژگی هاست . زیرا فرهنگ می توانند نقش تعیین کنندهای در شکل گیری شخصیت هرفرد ایفا کند و دلیل تفاوت فرهنگی غیر از این که کودک در چه خانواده ای رشد کرده است در شهر بزرگ شده است یا روستا و … . می تواند در فعالیت های اجتماعی او نیز دخیل باشد و اگر مسایل ریزتری مانند اعتقادات مذهبی ، ایدئولوژیکی و سلیقه ای را هم در آن دخیل بدانیم ، این تفاوت ها بسیار جلوه گر می شوند و این مسأله تا آنجا مهم است که اختلافات فرهنگی دو خانواده و تضاد هایی که بعد در اثر معاشرت به وجود می آید می تواند به این فاصله و جدایی ها دامن بزند .
چاره راه
دوست داشتن و عشق آموختی است و هر عشق احتیاج به مراقبت و توجه دارد بنابراین می توان به صراحت عنوان کرد قدم اول در بهبود وضعیت موجود اصلاح خویش است ، بدین صورت که اول خود را به درستی بشناسد و بر رفع نقاط ضعفش سعی کند هرچند این کار احتیاج به شجاعت فراوان دارد قدم دوم شناخت روحیات و حالات طرف مقابل ( همسر ) است بدین معنی که ما با چه کسی زندگی می کنیم و او چه خصوصیاتی دارد و چه نیاز هایی از سوی همسرش برآورده می شود .
طرفین هیچ گاه نباید تصور کنند قربانی شده اند زیرا بیشتر انسان ها فکر می کنند دیگران نمی گذارند ، آنها خوشبخت باشند و هیچ تغییری را نمی پذیرند و در عوض مدام به سرزنش طرف مقابل خود می پردازند و می گویند اگر تو خوب بودی ما خوشبخت می شدیم ، در آخر باید گفت زن و مرد برای پایان دادن به جدایی خاموش باید اعمال و رفتاری را که در گذشته داشتهاند فراموش کنند و راه جدیدی را پیش گیرند و با اندیشیدن به نیاز های عاطفی و جسمی یکدیگر زندگی ، شور نشاط را بازیابند
هر که هستید و هر کجا زندگی میکنید آرامش را به زندگی خود دعوت کنید و آن را در ذهن خود جایگزین سازید. اگر کلام و رفتار شما قرین آرامش باشد، بدون شک این ویژگی به دنیای اطراف شما نیز سرایت خواهد کرد.
به خاطر داشته باشید برای رسیدن به این وضعیت ، لازم است برخی قابلیتهای ویژه را در خود پرورش دهید و شرایط خاصی را در زندگی خویش ایجاد نمائید.
رعایت نکات زیر مقدماتی است که به شما کمک میکند در این مسیر گام بردارید:
بدین معنا که به هر مسئلهای دائماً گره نخورید. وقتی همیشه و همه جا در فکر مسائل خود هستید و به مرور آنها میپردازید، در واقع همیشه بار اضافهای را با خود حمل میکنید که این خود سبب ایجاد اضطراب و استرس در شما میگردد. بیاموزید که با یک ذهن رها و آزاد زندگی کنید. این امر به شما کمک میکند که با هر محرک کوچک و یا مانع جزئی آشفته نشوید.
اگر به خود و خدای خود ایمان داشته باشید، به راحتی از عهده مشکلات زندگی برخواهید آمد . و ثابت قدم و مطمئن در راه رسیدن به اهداف خود گام خواهید برداشت.
اگر دیدگاه مثبت اندیشی نداشته باشید، همهچیز میتواند بیفایده و بیثمر باشد. داشتن نگرش مثبت و امید، بهترین سلاح در مقابل ترس و اضطراب است.
توانائیهای خود را در موقعیتهای خاص بشناسید و نسبت به عدم توانائیها و ضعفهای خود واقع بین باشید. هر چقدر نگرش شما نسبت به مسائل زندگی منطقیتر باشد، به آرامش بیشتری دست خواهید یافت.
شما میتوانید از دوستان، هم اتاقیها و هم کلاسیهای خود شروع کنید. یاد بگیرید که آنها را بدون قید و شرط دوست بدارید، در مقابل ضعفهای آنها صبور باشید و خطاها و اهمال کاریهایشان را ببخشید. هر چقدر نسبت به دیگران بخشش بیشتری داشته باشید، احساس شادی و خرسندی بیشتری را تجربه خواهید کرد.
دست بخشش داشته باشید. ولی انتظار بازگشت نداشته باشید. دیگران را به شیوههای خودشان خوشحال کنید. به افراد بیپناه، یتیم و فقیر کمک کنید. برای آنهایی که خواهان یاری شما هستند پشت و پناه باشید و بدون آنکه منّتی بر آنها نهید ، تکیهگاهشان باشید. هر چقدر بیشتر ببخشایید، از الزامات و قید و بندها بیشتر رها خواهید شد.
در افکار و عقاید خویش نسبت به شخص خود، بازنگری کنید. بیاموزید در مقابل خویشتن صبور باشید و ارزشها و استعدادها و مهارتهای خود را ارج نهید. خود را بدون هیچی قید و شرطی دوست بدارید. هر گونه ترس و تردید غیرمنطقی که در مورد خود دارید کنار بگذارید. اگر دیدگاه مثبت و سالمی را در مورد خود داشته باشید یاد خواهید گرفت که خود را بدون قید و شرط قبول داشته باشید
۱ – افرادی که بیشترین وقت خود را صرف زندگی دیگران می کنند ( مشاوره ، راهنمایی و … ) ، از رسیدن به زندگی خود باز می مانند .
۲ – کسانی که می گویند " من نباید این راز را فاش کنم اما فقط به تو می گویم " دقیقا راز شما را نیز به همین صورت برای دیگران بازگو می نمایند .
۳ – گفتن حقیقت مهم است ؛ این مهم نیست که ما راست می گوییم و دیگران اشتباه می کنند .
۴ – هیچ هدفی بدون طی کردن مسیر و راه آن دست یافتنی نیست .
۵ – کسانی که سر خود را مانند کبک در برف فرو می برند در واقع لگد دیگران را به جان می خرند .
۶ – آنچه که در ظاهر هر شخص می بینیم ، به ندرت دقیقا همان چیزی است که آن شخص واقعا هست .
۷ – جرات و شهامت این نیست که روبروی شیر بایستیم بلکه این است که بفهمیم چطور می توان از شر او جان سالم بدر برد .
۸ – ما از همان اول پدر و مادر زاده نشده ایم ، بلکه باید بیاموزیم که چطور می توان پدر و مادر بود .
۹ – کلماتی که بر زبان جاری می گردند ، قدرت خود را از ما گرفته اند – از خود هیچ قدرتی ندارند .
۱۰ – افراد خردمند در سکوت به سر می برند تا بیش از هر چیز صدای تمنای خود را بشنوند .
۱۱ – فرشته ها به زمین نمی آیند تا ببینند ما چه می کنیم بلکه می آیند تا به ما بگویند چه کار بهتر است انجام دهیم .
۱۲ – هیچ چیز مانند ارتباط و وابستگی با دیگران ، با تمام وجود ، به درد انسان نمی خورد .
۱۳ – در واقع ما هیچچ چیز را کنترل نمی کنیم مگر رفتار و کردار و تصمیمات خودمان .
۱۴ – هیچ کس نمی تواند ما را شاد کند جز خودمان . ( اگر بخواهیم )
۱۵ – این یک اشتباه بزرگ است اگر از تجربیات خود درس نگیریم .
۱۶ – من هیچ چیز نمی دانم ، به من بیاموزید ؛ من هیچ چیز نمی شنوم ، به من بگویید ؛ من هیچ چیز نخواهم دید ، به من نشان دهید – ما با هم پیروزیم .
۱۷ – پشیمانی از آن دسته چیز هایی است که ما به اشتباه آن را انتخاب می کنیم .
۱۸ – آنچه در قلب خود می پرورانیم ، همان است که در زندگی آن دنیا در دستان خود داریم .
۱۹ – تنها به این دلیل که بذری را که کاشته ایم نمی بینیم ، نمی توانیم بگوییم چیزی از اینجا بیرون نمی آید .
۲۰ – جنسیت واقعی وجود ندارد . هر کسی قسمتی از روحیات جنس مخالف را در خود دارد .
۲۱ – تجربیات شما ، تجربیات شما هستند ؛ شخصیت شما نیستند .
۲۲ – فرض کردن ها از تنبلی ما در جستجوی حقیقت سرچشمه می گیرند .
۲۳ – هیچ کس به طور کامل بی طرف نیست .
۲۴ – خانوادۀ ما تنها جایی نیست که ما در ان متولد شده ایم ؛ گاهی یک دست باز و رویی گشاده نیز ما را متولد می کند .
۲۵ – شما همیشه راه درست را نمی پیمایید .
۲۶ – فروتنی و تواضع ، در واقع توانایی پذیرفتن خطا ست .
۲۷ – توانایی یک مرد آن چیزی نیست که در جیبش دارد ، بلکه آن است که بر دوشش دارد .
۲۸ – اگر شما یک قدم مثبت بردارید ، کائنات ۱۰۰ قدم به سمت شما می آیند .
۲۹ – اگر می خواهید بدی ها سر تان نیاید ، نخواهید سر دیگران آید .
۳۰ – اگر می خواهید با حقیقت سر و کار نداشته باشید ، همیشه در خیالات خود گم هستید .
۳۱ – فخر فروشی لباسی است که فقط تن احمقان می شود .
۳۲ – کسی که از همه بیشتر می داند ، معمولا همان کسی است که کمتر حرف می زند .
۳۳ – هر کسی سزاوار ارزشمند شدن و معشوق دیگران بودن است .
۳۴ – هیچ کس جواب نهایی را به شما نخواهد داد ، مگر خودتان .
۳۵ – شما تنها با ابزاری که دارید می توانید عمل کنید ، پس به دنبال ابزار جدید وقت خود را تلف نکنید .
۳۶ – اگر خطا های خود را خطا در نظر نگیریم ، آنگاه با هر خطا راهی اشتباه را کشف کرده ایم .
۳۷ – این انسان ها هستند که به زندگی معنا می دهند و نه اشیاء .
۳۸ – همیشه سوالاتی هستند که جواب شان ناپیدا ست و بزودی جوابشان پیدا خواهد شد .
۳۹ – در حال حاضر نه آینده وجود دارد و نه گذشته ، زندگی جاریست .
۴۰ – اگر بخواهید ، اسکلت همیشه در کنج کمد منتظر شماست تا شما را بخورد .
۴۱ – وقتی صحبت می کنیم ، صدای هیچ کس را نمی شنویم .
۴۲ – والدین نباید کوچکتر ها را در برابر تصمیمات زندگی مسئول بدانند .
۴۳ – اینکه پدران ما چه کاره بوده اند مهم نیست ، مهم این است که ما چه خواهیم کرد و چه خواهیم شد .
۴۴ – اگر فکر می کنید که باید همین الآن بگویید ، پس بگویید و اگر می دانید که باید کاری را الآن انجام دهید ، پس انجام دهید .
۴۵ – هر تغییری نیاز به حرکت دارد .
۴۶ – کمک دیگران به معنای انجام تمام و کمال کار ما نیست .
۴۷ – اینطور نیست که هر کسی شما را دوست بدارد ولی شما می توانید هر کسی را دوست داشته باشید .
۴۸ – اگر کاری را همیشه برای کسی انجام دادید ، او هرگز آن کار را یاد نخواهد گرفت .
۴۹ – هیچ چیز بیشتر از خنده مسری و واگیردار نیست .
۵۰ – بهترین هدیه ای که می توان به دیگران داد ، وقت و صبر خودمان است .
۵۱ - زیبایی محض با چشم قابل مشاهده نیست ، بلکه با فکر و دل دیده می شود .
۵۲ – هر کسی بذر کمال را در وجودش دارا می باشد ، اما کمتر کسی می تواند آنرا پرورش دهد .
۵۳ – تنها راه پایان دادن به مشاجره ها ، پیدا کردن یک راه حل است .
۵۴ – هر عملی که انجام می دهیم و هر حرفی که می گوییم به ما باز می گردد اما نه به گونه ای که انتظارش را داشتیم .
۵۵ – اگر یک پله از نردبان شکست ، با کمی زحمت پا را باید بالاتر گذاشت .
۵۶ – هرگز کلمات نا گفته را در اتاق در بسته محبوس نکنید .
۵۷ – هر کس بیش از آنچه خود را می شناسد است .
۵۸ – از هر چه بترسیم اسیرش می شویم .
۵۹ – نیازمند ترین انسان ها حریص ترین آنها ست .
۶۰ – آن چنان خیال کنید که گویا تا ابد زنده اید و انچنان عمل کنید که گویا امروز می میرید .
۶۱ – بخندید همچنان که نفس می کشید و دوست داشته باشید همچن انکه زندگی می کنید .
۶۲ – هیچ کس نمی تواند باز گردد و شروعی جدید را رقم بزند اما هر کسی می تواند شروع کند و پایانی خوش را بسازد .
۶۳ – مهمترین چیزها در زندگی چیزی نیستند که قابل لمس باشند .
۶۴ – زیبا ترین عکس ها در اتاق های تاریک ظاهر می شوند ؛ پس هر موقع در قسمتی تاریک از زندگی قرار گرفتی بدان که طبیعت می خواهد تصویری زیبا از تو بسازد .
۶۵ – برف سنگینی بارید ؛ درختی شکست ، درختی زیبا تر شد .
۶۶ – زندگی مانند بازی حکم است ، مهم نیست که دست خوبی نداشته باشیم ، مهم این است که یار خوبی داشته باشیم .
۶۷ – از کوتهی ماست که دیوار بلند است .
۶۸ – از شیشۀ جلو به زندگی نگاه کنید نه از آینۀ رو به عقب .
۶۹ – به خاطر ترساندن موش خانه ات را آتش نزن .
۷۰ – هنر زندگی کردن ، هنر نقاشی کردن بدون پاک کردن است .
۷۱ – بهترین لذت زندگی انجام دادن عملی است که دیگران می گویند نمی توانیم .
۷۲ – هر روز از زندگی معجزه است . من روزم را هدر نمی دهم . من قدر معجزات را می دانم .
۷۳ – آرام بنشین . تقلا نکن . بهار می آید و سبزه ها رشد می کنند .
۷۴ – اینکه چه می اندیشیم ، چه می دانیم و به چه اعتقاد داریم مهم نیست . مهم این است که چه می کنیم .
۷۵ – از زندگی هر انچه لیاقتش را داریم به ما می رسد نه آنچه آرزویش را داریم .
۷۶ – از آنجا که زندگی آینۀ وجود ماست ، فقط با تغییر ما تغییر می کند .
۷۷ – ساعتی که خراب است ، در هر روز دوبار زمان را درست نشان می دهد .
۷۸ – هر گاه در زندگی خانه ای از یخ ساختی ، بر آب شدنش گریه نکن .
۷۹ – برای انسان های بزرگ چون بر این باورند که : یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت .
۸۰ – آرزو هایت را یک جا یادداشت کن و یکی یکی از خدا و کائنات بخواه . خدا و کائنات یادشان نمی رود اما تو یادت خواهد رفت آنچه را که امروز داری ، آرزوی دیروزت بوده است .
۸۱ – برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در انتهای کمال . بنگر که چون برگی زردی یا سیبی سرخ ؟
۸۲ – اگر نتوانستی کسی را ببخشی از بزرگی گناه او نیست ، از کوچکی دل توست .
۸۳ – به کسی که در جستجوی حقیقت است ایمان آور و به کسی که حق را یافته است شک کن .
۸۴ – ما آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه به هر قیمتی زندگی کنیم .
۸۵ – هر کس چرای زندگی را یافت با هر چگونه ای خواهد ساخت .
۸۶ – سخن نیک را از گویندۀ آن بگیرید هر چند خود بدان عمل نکند .
۸۷ – ناتوان ترین مردم کسی است که نتواند دوستی پیدا کند و ناتوان تر از او کسی است که دوستان خود را از دست بدهد .
۸۸ – چون عقل کامل گردد ، سخن گفتن کمتر شود .
۸۹ – صبحگاهان به جستجوی روزی درآیید که برکت و موفقیت در صبح زود نهفته است .
۹۰ – به بار نشستن هر کار نیازمند ۱۰۰۰ روز صبر است .
۹۱ – راز موفقیت در این است که با طبیعت و کائنات هماهنگ باشیم و در مسیر موج های زندگی لذت ببریم .
۹۲ – موفقیت یک مسیر است و نه هدف .
۹۳ – موفقیت بیشترین و بهترین استفاده از آن چیزی است که هم اکنون داریم .
۹۴ – شکست موفقیت است ، اگر از آن درس بگیریم .
۹۵ – موفقیت این نیست که هرگز اشتباه نکنیم بلکه این است که یک اشتباه را دوبار مرتکب نشویم .
۹۶ – موفقیت دستیابی به آن چیزی است که می خواهیم و شادمانی خواستن آن چیزی است که بدست می آوریم .
۹۷ – موفقیت توانایی پرش از شکستی بر شکستی دیگر است بدون اینکه خسته شویم .
۹۸ – من می دانم که تمام هستی برای من خلق شده . پس نگران نیستم و تمام هستی را یار و یاور خود می بینم .
۹۹ – بازی زندگی بازی بومرنگ هاست . مراقب بومرنگ خود باشیم که به کدام طرف پرتاب می شود .
۱۰۰ – تفکر مثبت اساس هر موفقیت است .