/a>
با وجود درآمد ناچیز و برنامه کاری فشرده ای که دارید ، خیلی دشوار است که کار را کنار بگذارید و برنامـه بریزید که به مسافرت بروید . ولی بیرون رفتن ، حتی برای مدتی کوتاه هم که شده ، برای سلامتی شما بسیار مفید است واقعاً به نفعتان نیست که سفر رفتن را نادیده بگیرید .
از سفرتان بهترین استفاده را ببرید !
اگر پیشنهاد یک سفر کاری به شما شده است ، قبول کنید چون باعث می شود تجربیاتتان بیشتر شده و موقعیت شغلیتان هم بهتر گردد . به علاوه موجب می شود که محیط کارتان هم ، هر چند به طور موقت ، تغییر کند .
اگر می خواهید به سفری تفریحی بروید ، دقت کنید که چه همراهی برای خود انتخاب می کنید . اگر از نامزد غرغرو یا رفیق بی پولتان خسته شده اید ، ممکن است این سفر به تجربه ای پر استرس تبدیل شود که همه ی منفعت هایی که می تواست برایتان داشته باشد را از بین ببرد .
گاهی اوقات مجبورید به تنهایی سفر کنید . این باعث می شود که افراد جدیدی را ملاقات نموده و ارتباطات جدیدی با دیگران ایجاد کنید ، ضمن اینکه به شما این آزادی را می دهد که هر چه دوست دارید انتخاب کنید . البته نوع سفری که انتخاب می کنید خیلی مهم است . سعی کنید که کاملا مطابق میلتان باشد . اگر عاشق گردش کردن و بازدید از جا های دیدنی هستید یا از استراحت کردن تمام روز کنار دریا لذت می برید راهی شهر شوید .
از طرف دیگر ، اگر می خواهید در حال خوردن نوشیدنی کمی هم آفتاب بگیرید ، این بهترین انتخاب ممکن خواهد بود .
مسافرت ، چه کاری چه تفریحی ، می تواند فواید بسیاری هم برای جسم و هم فکر شما داشته باشد . در زیر به بعضی از فواید سفر برای سلامتی شما اشاره می کنیم .
1 - فشار و استرستان کم تر خواهد شد
سفر به شما این امکان را می دهد که کمی استراحت نموده و فشار های روحی را از خودتان دور کنید . سفر خستگی شما را از بین می برد . حتی اگر سفری کاری باشد و شما مجبور باشید که ساعت های متمادی در کنفرانس هایی شرکت کنید ، در عوض با کشور یا شهر جدیدی آشنا خواهید شد . ممکن است مسافرت اضطراب و استرس هم داشته باشد ، به خصوص اگر سفر شما همراه با گردش و بازدید از جا های دیدنی باشد و یا شما نیاز به آشنایی با زبان های مختلف داشته باشید و یا مقصدتان شهری شلوغ باشد . اما استرس سفر یک استرس مثبت است و مثل اضطراب شما از کار زیاد یا زندگی روزمره نیست . کاهش فشار و استرس روحی همیشه به سلامتی شما کمک خواهد کرد .
2 - تنوعی به زندگیتان خواهید داد
طبق جمله ای که می گوید : " هر تغییر و تنوعی به اندازه استراحت خوب است ." ، مسافرت از هر نوعی که باشد باعث می شود که شما ، هر چند به مدتی کوتاه ، از زندگی عادی خود دور شده و همین مسئله به تنهایی انرژی زیادی به شما می دهد . اینکه بخواهید برنامه روزانه خود را کمی تغییر دهید ، می تواند به عنوان نوعی درمان برای شما محسوب شود و این کار از کسل و خسته شدن فکر و جسم شما جلوگیری می کند .
3 - از هوای آزاد بهره خواهید برد
در طی سفر شما بیشتر بیرون از ساختمان و در هوای آزاد خواهید بود تا اینکه طبق معمول داخل چهاردیواری اتاقتان در اداره حبس شوید . اینطوری می توانید بیشتر از هوای تازه و سالم لذت ببرید . اگر برای گردش به کوهستان یا برای استراحت به کنار دریا بروید ، نسبت به روز های عادی عمیق تر تنفس خواهید کرد و اکسیژن بیشتری به بدنتان وارد خواهد شد . همچنین می توانید از آفتاب گرفتن هم استفاده ی زیادی ببرید ، به شرط اینکه احتیاط های لازم برای جلوگیری از آفتاب سوختگی را فراموش نکنید .
4 - فعالیت جسمی بیشتری خواهید داشت
سفر با یکسری فعالیت بدنی اضافی همراه خواهد بود . ممکن است شما در برنامه سفرتان شنا در دریا یا گردش و بازدید از مکان های دیدنی یا والیبال ساحلی را گنجانده باشید ، ولی حتی اگر هم بخواهید تمام روز را به استراحت بپردازید باز هم از ماندن در خانه بهتر است و بیشتر پیاده روی خواهید کرد و در کل نسبت به برنامه عادی همیشگیتان فعالیت جسمی بسیار بیشتری خواهید داشت .
5 - از غذا خوردن لذت خواهید برد
حتی اگر به سفری دریایی بروید یا پیوسته در استراحتگاهی اقامت کنید ، خیلی کم تر از زمانی که در منزل خود هستید از غذا های آماده استفاده خواهید کرد . غذا خوردن در رستوران قطعاً خیلی بهتر از غذا هایی است که به سرعت آماده می شوند و با مایکروفر پخته می شوند . احتمالاً در طی سفر غذا های فرنگی را در خارج از کشور امتحان خواهید کرد . دیگر نگران وعده های غذایی و میزان کالری مصرفیتان نیستید و به راحتی از مزه کردن غذا های خوشمزه مختلف لذت خواهید برد .
6 - رفتارهایتان را اصلاح خواهید کرد
برنامه ریزی هم قسمتی از تفریحاتتان است . زمانی که سفری در پیش دارید ، یکنواختی و کار سخت از ساعت 9 تا 5 و همیشه منتظر وقت استراحت بودن به نظر قابل تحمل تر می شود و باعث می گردد که بهتر با مشکلات کاری کنار بیایید . سفر کردن دید و احساس تازه ای نسبت به فرهنگ ها و آداب و رسوم مختلف به شما داده و به شما کمک می کند که از زندگی بیشتر لذت ببرید . بنا به مقصدی که انتخاب می کنید ، سفر حتی باعث می شود دید تازه ای نسبت به شهر خودتان هم پیدا کنید .
7 - اشخاص مختلفی را ملاقات خواهید کرد
سفر کمک می کند تا افراد مختلفی را از سرتاسر جهان ملاقات کنید . اجتماعی بودن و معاشرت کردن نوعی درمان به حساب می آید و همچنین باعث می شود که با فرهنگ ها و آداب و رسوم مختلف آشنا شوید .
8 - خاطره ای به یاد ماندنی خواهید داشت
اگر تواناییش را دارید که به هر کجا که دوست دارید سفر نمایید ، این کار را بکنید چون ممکن است بعد ها پشیمان شوید . پس اگر همیشه آرزو داشتید که به استرالیا سفر کنید ، الان وقتش است .
9 - با همسرتان ارتباط جدیدی برقرار خواهید کرد
سفر به شما این امکان را هم می دهد که بدون فکر کردن به وظایف و مسئولیت های خانه زمان بیشتری را با همسرتان بگذرانید و کمی به گذشته برگردید . مطمئناً گذراندن اوقاتی خوش کنار همسرتان در سفر خیلی بهتر از دعوا کردن سر نوبت شستشوی ظروف است .
چمدان هایتان را ببندید !
سفر کردن یکی از فعالیت هایی است که نباید نادیده گرفته شود . اگر زیاد به مسافرت می روید ، سعی کنید بیشتر روی فواید آن مطالعه کنید چون اینگونه از سفرتان بیشتر لذت خواهید برد .
از فرصت هایی که برای مسافرت برایتان پیش می آید نهایت استفاده را برده و از تاثیری که بر جسم و روحتان دارد استقبال کنید . سفر می تواند خیلی برای سلامتیتان مفید باشد ، پس چمدان هایتان را ببندید و راهی شوید . سفر خوش
روزه پیشواز ماه رجب را از دست دادی؟ نماز اول ماه را چطور؟ میدانستی که برای روزه اول ماه رجب چه ثوابها که ننوشته اند؟! همه اینها را از دست دادی؟ کنج دلت بغض کردهای که کدام گناه و غفلت سبب شد تا اینگونه درهای رحمت ماه رجب را پشت سر بگذاری... اما میدانی و باور داری که نومیدی را سحرگاه امید، در انتظار است.
امشب را دریاب؟ حتی اگر نخستین پنجشنبه ماه رجب را میهمان سفره افطار نیستی اما باز هم رحمت خداوند که هر روز زندگی و حیات را رنگ میبخشد، در گوشههای نورانی کتاب مفاتیح و ادعیه رجبیه جاری میشود و به امشب می رسد.
ابرهای سپید آسمان امشب، بستری میشوند برای آرزوهای رجبیون در شبی که لیلهالرغائب میخوانندش.
افسانههای دیو و پری را به یاد داری که اگر یکی از موجودات مربوط به دنیای دیگر را آزاد میکردی سه آرزویت برآورده میشد. اما امشب لازم نیست که دست به دامان جن و دیو و پری شوی تا آرزویی به انجام رسد. کافی است که قطب نمای اسلام را در کف بنهی و بر سجاده اخلاص بنشینی. گوش دل بسپاری به روایتی از رسول پاک و اطهر و آداب ادب به پیشگاه پروردگار عالم به جای آوری.
چون شب نخستین جمعه ماه رجب، پرده از چهره افلاک انداخت، بین نماز مغرب و عشاء دوازده رکعت نماز میگذاری هر دو رکعت به یک سلام و در هر رکعت از آن یک مرتبه حمد و سه مرتبه انا انزلناه و دوازده مرتبه قل هو الله احد میخوانی.
چون فارغ شدی از نماز هفتاد مرتبه میگوئی اللهم صل علی محمد النبی الامی وعلی آله.
پس به سجده میروی و هفتاد مرتبه میگوئی سبوح قدوس رب الملائکه والروح.
پس سر از سجده برمی داری و هفتاد مرتبه میگوئی رب اغفر وارحم وتجاوز عما تعلم انک انت العلی الاعظم.
پس باز به سجده میروی و هفتاد مرتبه میگوئی سبوح قدوس رب الملائکه والروح.
پس حاجات خود را میطلبی که انشاءالله برآورده خواهد شد.
و دل خوش میداری به این کلام حضرت رسول صلی الله علیه وآله که سید در اقبال و علامه در اجازه بنی زهره نقل کردهاند از جمله فضیلت او آنکه گناهان بسیار به سبب او آمرزیده شود و آنکه هر که این نماز را بگذارد چون شب اول قبر او شود حق تعالی بفرستد ثواب این نماز را به سوی او به نیکوتر صورتی با روی گشاده و درخشان و زبان فصیح.
پس با وی گوید:ای حبیب من! بشارت باد تو را که نجات یافتی از هر شدت و سختی... گوید: تو کیستی بخدا سوگند که من روئی بهتر از روی تو ندیدم و کلامی شیرین تر از کلام تو نشنیدهام و بویی بهتر از بوی تو نبوییدم... گوید : من ثواب آن نمازم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی.
آمدم امشب به نزد تو تا حق تو را ادا کنم و مونس تنهائی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود من سایه بر سر تو خواهم افکند.
شبی در راه است. شبی عجیب ، شبی به یاد ماندنی. شبی تکرار ناشدنی.
معلوم نیست تا سال دیگر به کجا خواهی رسید و سیب تقدیر چگونه چرخ میخورد و پیش پای تو میافتد! امشب را دریاب و به یاد آنانی باش که شاید نخستین شب جمعه ماه رجب را از دست دادند و در حسرت آن، چشم به امسال داشتند.
رجب سال ۱۴۳۰قمری آمد و به وعده خود عمل کرد اما در این دیار و آن کاشانه برخی چشم انتظاران را ندید. برای آنانی دعا کنید که میخواستند سر بر خاک بسایند و امشب را سبوح قدوس بر لب جاری کنند اما ... زبانشان بسته است و دست هاشان نیز.
آرزوهایت را ردیف کن. دردمندان حاجتمندان دیگر را نیز فراموش نکن و قبل از هر چیز، ظهور نور و سر آمدن انتظار را بطلب.
التماس دعا
درباره ی اعتماد به نفس و اهمّیت آن در زندگى فردى و اجتماعى ، بسیار خوانده و بسیار شنیده ایم . اعتماد به نفس در هر کس ، تصویرى است از همه زندگى گذشته او .
اعتماد به نفس ، چیزى نیست جز مجموعه شکست ها و موفّقیت هاى فرد و ارزیابى آنها . در نتیجه ، اعتماد به نفس در هر کس ، تصویرى است که او از خود دارد ، تصویرى که در یک شب حاصل نشده است و لذا در یک شب نیز نمى توان آن را دگرگون کرد.
اوّلین شرط افزایش اعتماد به نفس ، آن است که دقیقاً با خودتان روبه روى شوید و ببنید که خودتان را چگونه ارزیابى مى کنید ، چه نمره اى به خودتان مى دهید و کدام جنبه ویژگى خود را بیشتر یا کمتر مى پسندید . بدون چنین ارزیابى اى از خود و مواجهه با خویشتن ، هر کوششى نافرجام خواهد ماند.
دومین نکته آن است که اعتماد به نفس یا تصویرى که از خودتان دارید ، محصول سالیان گذشته زندگى شماست و به تدریج ، به چنین صورتى درآمده است . تغییر و اصلاح آن نیز نیازمند زمان و کوشش است . این سخن ، به معناى ناامید ساختن افراد نیست ، بلکه بدین معناست که شناخت واقعیت ، در این جا بسیار ضرورى است . مهم آن است که واقعیّت را آن گونه که هست ، بشناسیم و سپس در پىِ اصلاح آن برآییم . سفرهاى طولانى نیز با گام هاى نخستین آغاز مى شوند.
سومین نکته آن است که هر حرکت ما و هر روز که از زندگى ما مى گذرد ، مى تواند گامى به سوى کسب اعتماد به نفس کامل باشد . فراموش نکنید که هنوز شخصیّت آرمانى و فردایى شما آفریده نشده است ، چرا که هنوز فردا در راه است . لذا همساز با زمان و زندگى مى توانیم الگوهاى شخصیّتى خود را دگرگون کنیم و اعتماد به نفس مطلوب خود را کسب کنیم.
حال با توجّه به این چند نکته ، به توصیه هایى اشاره می کنیم که مى تواند به شما کمک کند تا اعتماد به نفس خود را افزایش دهید و تصویر مطلوب خود را بیافرینید
آینده چیزى نیست جز اندیشه هاى شما و کوشش براى آفریدن آنها و جامه ی عمل پوشاندن به آنها .
1 . گذشته را بپذیرید ، آینده را دگرگون کنید
گذشته را به هیچ وجه نمى توان تغییر داد ، امّا آینده هنوز آفریده نشده است . در حقیقتْ آینده چیزى نیست جز اندیشه هاى شما و کوشش براى آفریدن آنها و جامه ی عمل پوشاندن به آنها .
نخستین گام در جهت کسب اعتماد به نفس ، پذیرش همین واقعیّت ساده است .
از آن جا که گذشته ، گذشته است و آن را به هیچ روى نمى توان دگرگون ساخت ، لذا نباید چندان دل مشغولِ آن بود . البته مقصود ، درس نگرفتن از خطاها و شکست هاى گذشته نیست (چرا که این کار ، خود، قدم بلندى است براى رشد خویشتن)، بلکه مقصودْ آن است که در بندِ گذشته نباشیم و آن قدر خطاهاى گذشته خود را بزرگ نکنیم که ما را از دیدن آینده باز دارد .
به جاى این نگاه گذشته نگر ، مى توان عاقلانه به گذشته نگاه کرد و پس از ارزیابى آن ، بر آینده متمرکز بود و وقت خویش را صرف چیزى کرد که توان آفریدن و دگرگون ساختن آن را داریم .
ما غالباً وقت و اندیشه خود را صرف گذشته مى کنیم و در همان فضا زندگى مى کنیم و در نتیجه ، آینده خویش را نیز براساس همان گذشته اى که از آن گریزان هستیم ، مى آفرینیم ، در صورتى که باید این نگرش را تغییر داد و با نگاهى تازه به خود و تجربیات گذشته ی خویش و قابلیت هاى خود نگریست .
این کار در آغاز، دشوار مى نماید امّا با کمى تمرین مى آموزیم که صادقانه با خطاهاى خود رو به رو شویم و حتى اگر لازم شد ، فیلسوفانه بر خویشتن بخندیم ، بى آن که خود را تحقیر کرده باشیم.
2 . محدودیت هاى خود را بشناسید
لازم نیست که هر یک از ما در همه ی زمینه ها سرآمد دیگران و به اصطلاح ، در همه ی عرصه ها نفر اوّل باشد . این کمال طلبى افراطى و این گونه انتظار داشتن از خویشتن ، ریشه در نشناختن خود دارد و آن روى سکّه بى اعتمادى است.
کسى که خود را در آینه واقعیّت دیده است ، توانایى هاى خود را در کنار ضعف هاى خود ، پذیرفته است و به همین دلیل ، اعتماد به نفس پیشرفته اى دارد .
براى مثال ، چنین کسى ممکن است خود را در ریاضیات فوق العاده ، در ادبیات متوسط و در ورزش ضعیف بداند . او با دانستن این سه واقعیّت ، دیگر نه خود را مى فریبد و نه به خود لطمه مى زند ، مى داند که در کجا سرمایه گذارى کند و در چه مسائلى جولان دهد.
پذیرش محدودیت هاى خویش ، روى دیگر سکّه شناخت و پذیرش توانایى و قابلیت هاى خویش است.
امّا اگر شخصى بى آن که ارزیابى درستى از خود داشته باشد ، بخواهد در همه ی عرصه ها نفر اوّل باشد ، بى شک در همه ی عرصه ها عقب خواهد افتاد .
یکى از کسانى که نخستْ تصوّر غلطى از خود داشت و مى خواست در همه حال نفر اوّل باشد ، امّا بعدها توانست بر این خصلت کمال طلبىِ افراطى خود پیروز شود ، مى گوید :
من دلْ مشغول کیفیت زندگى ام هستم . مى خواهم سخت کار کنم ، امّا نمى خواهم که در هر زمینه اى چنان سخت کار کنم که هیچ کارى خوب از آب در نیاید و من دچار احساس شکست خوردگى شوم.
بنابراین ، پذیرش محدودیت هاى خویش ، روى دیگر سکّه شناخت و پذیرش توانایى و قابلیت هاى خویش است.
با ضعف هاى خویش نیز چون قاضىِ عادلْ رفتار کنید ، یا به تعبیر بهتر ، همچون پزشکى باشید که مى خواهد بیمارى را درمان کند .
لازم نیست که به خاطر وجود ضعفى در خود ، از خودتان متنفّر باشید و به سبب آن ضعف ، خود را تحقیر کنید . کافى است بخواهید که آن ضعف نباشد و درمان گردد . لذا همچون ناظر بى طرفى ضعف هاى خود را به همان اندازه که اهمّیت دارند ، ببینید و به تدریج آنها را برطرف سازید.