اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

به شیوه‌ی خود زندگی کنید

زندگی را عاشقانه زندگی کن، نه هراسان.شجاعت آن نیست که فقط از آدم‌های شجاع تقلید کنی،بلکه آن است که به شیوه‌ی خود زندگی کنی .

حتی اگر بهای به شیوه‌ی خود زیستن، بسیار زیاد باشد ، باز ارزش آن را دارد زیرا در چنین شیوه‌ی زیستن است که روح به دنیا می‌آید.

هنگامی که کسی آماده است تا برای چیزی ،آرمانی , اندیشه ای بمیرد ،همین آمادگی و شور اوست که او را دوباره متولدمی‌کند.اگر در این آمادگی رنجی نهفته است،رنج تولد است. (البته در انتخاب آرامان ها باید آرمان را انتخاب کرد که آنقدر متعالی باشد که ارزش جان باختن داشته باشد.) 

 

به شیوه‌ی خویش زیستن، شجاعت می‌خواهد ، دل و جرات می‌خواهد. به شیوه‌ی خود زندگی کن؛شبیه خودت باش و بس.زندگی خود را ترسیم کن.از روی نقش کهنه‌ی دیگران نقاشی نکن.خلاق باش.

اگر هم در شیوه‌ی خود گاهی شکست بخوری،بهتر از آن است که دیگران به جای تو زندگی کنند.

 

کسی که به شیوه‌ی خود زندگی می‌کندو به دنبال آگاهی است اما هنوز راه درست را پیدا نکرده ،بالاخره دیر یا زود از خطای خویش درس خواهد گرفت.

او خطای خویش را دست مایه‌ی تجربه‌ای تازه خواهد کردو با تجربه‌های خویشتن،خواهد بالید.

تنها کسانی تجربه خواهند کرد و خواهند آموخت که آماده‌ی چشیدن طعم تلخ خطاها و اشتباهات خویش‌اند.

بهترین راه زندگی،آن نیست که به دیگران گوش بسپاری،بلکه آن است که به شیوه‌ی خود زندگی کنی و با چشمان خود ببینی!

هر کسی بذر گلی زیبا و منحصر به فرد را در دل دارد.هر کسی بذر نیلوفری خاص را در مرداب درون دارد.اما تعدادی معدود و اندک توانسته‌اند آن بذر گل زیبا و یکه را برویانند و استعداد نهفته‌ی خود را شکوفا کنند زیرا بیشتر آدم‌ها خودآگاه نیستند و چشمان خویش را برای دیدن باز نمی‌کنند.

چشم اگر بیناست. خیلی چیزها دیدنی‌ست و در ترازوی نگاه، سنجیدنی.نگاه کن و ببین که چه بسیار خرمهره‌ها که خود را گوهر عشق جا می‌زنند!

اینها اگر عشق بودند ، احساس بدبختی را می‌زدودند.این یک معیار است.اگر اینها تو را با احساس شور بختی رها می‌کنند،پس هیچ‌کدام عشق نیستند؛بنابراین، از شرشان خلاص شو.

عشق همواره احساس آرامش، روشنی و آزادی می‌آفریند. با عشق نمی‌توان احساس بدبختی کرد.این حقیقت را هرگز فراموش نکن.

اما بسیاری از آدم‌ها با نا آگاهی عمل می‌کنند:

آنها به جای رها کردن همه‌ی چیزهای دست و پاگیر،خود عشق را رها کرده‌اند.

آنها خود عشق را رها کرده‌اند اما نتوانستند حسادت ، تملک، سلطه و نفس را رها کنند. آنها نفس را نگه داشتند اما عشق را از دست دادند. آنها از دنیا گریختند. زیرا دنیا فرصتی بود برای عشق ورزیدن.به همین دلیل، تاریخ زندگی بشری، به حماقتی آمیخته است که موجب خنده‌ی آیندگان خواهد شد. فرزندان ما باور نخواهند کرد که اجدادشان چگونه واقعیت را فدای توهم کرده‌اند. به دنیا چنگ نزن؛دنیا را بردار و برو.

از رود زندگی برکه نساز .دریا را فراموش نکن. همیشه جاری باش. عشق همواره احساس آرامش، روشنی و آزادی می‌آفریند.

خود شیفته

اگر در سازمانی افراد خود شیفته وجود داشته باشند ، به دلیل حاکم بودن رابطه سلطه و آزار دیگران ، ادامه کار در این سازمان با مشکل مواجه می ‌شود .

خود شیفتگی یک ویژگی فطری ـ شخصیتی و بنیادی انسان است که بسته به نوع زمینه‌ های ژنتیک افراد ، تربیت خانوادگی ، شرایط رشد و شرایط اجتماعی و محیطی ، ممکن است تشدید شده و یا شدت یابد ، به نحوی که بر سایر ویژگی ‌های شخصیتی غالب شود . بدون تردید طیف ویژگی مقابل خود شیفتگی اعتماد به نفس بهنجار ، فروتنی ، افتادگی و سلامت نفس قرار دارد که این ویژگی ‌ها در همه انسان ‌ها به طور زمینه‌ ای یا سرشتی وجود دارد ...

آنچه مورد بحث ماست ، خود شیفتگی نا به‌ هنجار ، بیمار گونه و غیر طبیعی است . خود شیفتگی دارای ویژگی‌ های بسیاری است که به تعدادی از آنها اشاره می‌ کنیم . احساس بزرگ‌ منشی ، هوش و شخصیت برتر ، سرشناس و بی ‌همتا بودن ، احساس مهم بودن و ویژگی ‌های مشابه که این احساسات را در تفکرات مستمر فرد و در رفتار ها و کار های روزانه او نمایان می ‌کند . همچنین اشتغالات فکری مستمر به این ‌گونه تفکرات و باور مستمر در چنین ویژگی ‌هایی ، غوطه ‌ور شدن دایم در تخیلات ، آرزو ها و امید هایی که مبتنی بر چنین تفکرات و چنین دنیایی است که توسط این نوع خود شیفتگی ترسیم شده است . این افراد در پی تعریف و تمجید شنیدن از دیگران در جهت تایید ویژگی‌ های بالا هستند و انتظار تایید و به‌به شنیدن از دیگران را دارند . آنها با کسب لذت بیش از اندازه از تعریف آرامش می ‌گیرند و بر عکس ممکن است دچار به هم‌ ریختگی و ناآرامی ‌ها از نقد ها ، کم توجهی دیگران ، اخم و طرد شدن توسط دیگران و نشان دادن واکنشی هیجانی ، خشم‌ گینانه و گاه درمانده نسبت به انتقاد دیگران شوند .

بدون تردید این ویژگی انتظار همراهی بی ‌قید و شرط دیگران را در فرد ایجاد می‌ کند که هر کوتاهی در این همراهی واکنشی سخت به همراه دارد . بهره ‌کشی در روابط بین فردی در جهت تایید منافع فردی و ایده‌آل‌ های فرد ، در حالی که به روشنی موجب نفی منافع نزدیکان عزیزان و دیگران شود ، از دیگر مشخصه‌ های افراد خود شیفته است که موجب نوعی بهره ‌کشی غیرعادلانه از روابط بین فردی می‌ شود . فقدان همدردی با دیگران ، ادراک دیگران و عدم فهم احساسات و نیاز های دیگران از دیگر ویژگی‌ های اوست . این در حالی است که اگر در چهره و رفتار مواردی از ابراز عواطف ، دلسوزی و تعریف و تمجید دیگران داشته باشند ، بیشتر در جهت منافع خود و یا ارضای خود خود شیفته است .

و در آخر فرد خود شیفته در شخصیت و چهره اجتماعی خود رفتار ها و روابطی متکبرانه ، خود خواهانه و مغرور دارد که به همراه آن احساسی از مهم بودن و باهوش بودن و سرشناس بودن قرار دارد . در مجموع به دلیل این دو ویژگی « تکبر و غرور » و « شخصیت والا » ارتباط با دیگران به طور پراکنده همراه با تمسخر ، نفی شخصیت دیگران و نادیده گرفتن منافع و ویژگی‌ های دیگران است .

پیامد های خود شیفتگی

ویژگی خود شیفتگی دارای پیامدهایی برای فرد و جامعه است که از آن جمله :

مشکل در روابط شخصی ، خانوادگی ، شغلی و بین فردی و همچنین مشکل در سازمان‌ های اداری ، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی که در نهایت موجب بی‌ثباتی در عملکرد های فردی و اجتماعی فرد خواهد شد .

تنش ‌هایی در روابط بین فردی ایجاد می ‌کند که با مختل کردن روابط مورد انتظار موجب تهاجم و خشم بین دو طرف و یا قطع روابط می‌ گردد .

در بسیاری از موارد که فرد خود شیفته با استفاده از هوش و توانایی‌ های خود اوضاع را به نفع خود آرام می‌ کند ، رابطه مستمری از سلطه ، بهره ‌کشی ، دگر آزاری و رفتار های ناعادلانه در روابط فردی ، سازمانی شغلی و یا اجتماعی ایجاد می‌ کند .

انجام رفتار های انتقام‌ جویانه و مقابله ای و خشن در مورد دوستان ، نزدیکان ، همکاران و دیگران که در منافعی نزدیک قرار دارند ، به فراوانی در پیامد های خود شیفتگی دیده می‌ شود .

برتری دادن به تصمیم ‌گیری ‌های احساسی ، هیجانی ، ذهنی و ایده‌آل‌ گرایانه در روابط بین فردی به جای استفاده از روش‌ های مبتنی بر حل مساله ، مبتنی بر مشاوره و یا استفاده از روش ‌های عقلانی .

جمع‌بندی

بنابراین فرد خود شیفته به دلیل عدم تعادل در ویژگی شخصیتی با پیامد های رفتاری گوناگونی که ایجاد می‌ کند ، مشکلات فراوانی برای فرد ، دیگران و جامعه ایجاد نموده و آنچنان تنش و درگیری ایجاد می ‌نماید که ادامه رابطه با مشکل مواجه می‌ شود .

حال اگر در سازمانی افراد خودشیفته وجود داشته باشند ، به دلیل حاکم بودن رابطه سلطه و آزار دیگران و همچنین به دلیل آنکه تصمیم‌گیری ‌ها در چنین سازمانی مبتنی بر هیجان بوده و نه مبتنی بر حل مساله ، در نتیجه ادامه کار در این سازمان با مشکل مواجه شده و قطعا پا برجا نمی ‌ماند .

فاصله ها

تا حالا ‌هیچ فکرکرده اید که ما آدم ها چرا اینقدر از هم دیگر دور شده ایم و چه عواملی باعث این فاصله ها شده است ؟ آیا تا بحال فکرکرده اید که اگر روزی واقعاً تنهای تنها شوید چه وضعیتی خواهید داشت .براستی علت این همه دوری وفاصله چیست ؟ خانواده اولین و تنها واسطه ارتباط جوانان با اجتماع است. درخانواده کودک ارزش ها وضد ارزش ها،اصول وقواعد اخلاق را‌می آموزد، چه از لحاظ عاطفی،شناختی و... بچه ها وابستگی خاصی به خانواده دارند و برای آنهاخانواده ‌مهمترین نقش را در زمینه ی تأمین نیازهای روانی دارد. درزمانهای گذشته بیشتر نیاز انسان درمحیط خانواده تأمین می شد. ولی به تدریج با شهرنشین شدن انسانها تأمین همه نیازها ازتوانایی خانواده خارج شده و خانواده ها تأمین این نیازها را به گروههایی به نام مؤسسه واگذارکرده اند. امروزه هرمؤسسه می کوشد تا بخشی ازنیازهای فردی و اجتماعی مردم را تأمین کند. خیلی از ما به نوعی دچارروزمرگی شده ایم و یک سیکل بسته را هر روز تکرارمی کنیم. اعضای خانواده هم خیلی کم همدیگر را می بینند چه برسد به اینکه سریک سفره بنشینند و با هم غذا بخورند. تعداد کسانی که می دانند اسم همسایه هایشان چیست انگشت شمارند وآنهایی که با همسایه هایشان رفت و آمد می کنند، نایاب! رفت وآمدهای فامیلی هم به تماسهای تلفنی تبدیل شده اند ! هرچیزی که قبلاًدسته جمعی بودنش باعث شادی و ایجاد صمیمیت می شد حالا دیگر انفرادی برگزار می شود! حتی کم رنگ شدن صمیمیت ها می تواند علت های بسیاری داشته باشد، علتهایی که شاید به این سادگیها به ذهنتان نرسد.

صمیمیت درگذشته ازجنس دیگری بود؛ یک جنس منحصربه فرد؛ جنسی که حتی وقتی به آن فکر می کنیم، یک حس شعف و نشاط خاص به سراغمان می آید.

صمیمیت به معنی علاقه‌ای واقعی و به دوراز هر نوع آلایش‌است . یکی ازمصداق های صمیمیت دور هم جمع شدن‌ و گپ زدن های دوستانه یا خانوادگی است. درگذشته تدارک یک مهمانی و دور هم جمع شدن ها، هزینه زیادی نداشت، اما اکنون تقریباً دوره برگزاری مهمانی های دوره ای به سر رسیده است و شاید چون یکدیگر را خیلی کم می بینیم، با هم صمیمی هم نیستیم.

یکی دیگر از عوامل دوری خانواده ها کم شدن اعتماد افراد نسبت به یکدیگر است. چون افراد فکر می کنند، نمی توانند یکدیگر را بشناسند و ممکن است اگر با کسی صمیمی شوند، مورد سوءاستفاده قرارگیرند، بنابراین ترس ازاین قضیه باعث می شود ازهم فاصله بگیرند.

یکی دیگر از این عوامل، تغییر سبک معماری گذشته با سبک معماری جدید است .اگر به خاطر داشته باشید ، درزمانی نه چندان دور سبک معماری منازل با سبک معماری امروزی خیلی تفاوت داشت. درآن زمان معماری خانه ها به صورت سنتی بود (اتاق هایی درامتداد هم دراطراف حیاطی که دروسط آن حوضی قرارداشت)، درحالی که درحال حاضر دیگر از آن معماری خبری نیست و به معماری مدرن تغییر یافته است .سبک معماری سنتی خود به طور غیرمستقیم حس گروهی انسانها را افزایش می داد، چون کارهایشان را در حضور یکدیگر و با هم انجام می دادند، حس همدلی و صمیمیت نیز در بین آنها افزایش می یافت. حتی متاسفانه در حال حاضر گسترش وسایل تفریحی انفرادی همچون انواع بازی های رایانه ای، دسترسی به اینترنت و چت، انواع شبکه های تلویزیونی و ماهواره ای و … باعث شده است افراد ترجیح دهند اوقات فراغتشان را به تنهایی بگذرانند. همین قضیه خود تا حدی باعث دور شدن افراد ازهم می شود. بررسی ها نشان داده است، کودکانی که ارتباط قوی با مادربزرگ و پدربزرگ خود دارند پیشرفت تحصیلی بهتری دارند و در میان جمع بزرگ ترها نیز راحت حرفشان را می زنند.

ما در شرایط فعلی در جامعه با آدم هایی روبرو می شویم که برایشان مهم است که ماشین لوکس و فلان گوشی موبایل را داشته باشند اما برایشان اصلاً مهم نیست که چه دوستی داشته باشند. این یک فاجعه است! انسان هایی که نه به دیدن تئاتر می روند، نه با رمان آشنا هستند، نه با نویسندگی و هنر. جامعه فقط آنها را با پول آشنا کرده است. و این موضوع آنها را نسبت به دیگران سردتر و بی تمایل تر می نماید.

باید انسان هایی توسعه یافته تربیت کنیم.  یعنی انسانی که علاوه بر خودش به دیگران نیز فکر کند. انسانی که معتقد است پیشرفت فردی عالی است و پیشرفت جمعی متعالی است.

چه باید کرد؟

۱- همه باید سعی کنند از هر فرصتی برای ایجاد شادی و صمیمیت بیشتر با اعضای خانواده استفاده کنند. مثلاً همه با هم غذا بخورند، همه با هم به مهمانی بروند، حتی دسته‌جمعی عصرانه ساده‌ای را به همراه چای در حیاط خانه صرف کنند و گپ بزنند.

۲- باید انسان هایی توسعه یافته تربیت کنیم.  یعنی انسانی که علاوه بر خودش به دیگران نیز فکر کند. انسانی که معتقد است پیشرفت فردی عالی است و پیشرفت جمعی متعالی است. یکی از مهمترین نکاتی که باید در بحث تربیت انسان توسعه یافته در نظر داشته باشیم، ایجاد مکان های فرهنگی جمعی است؛ مثل ورزشگاه ها، فرهنگسراها، سالن های تئاتر که از این طریق انسان ها را به توسعه یافتگی جمعی تشویق کنیم و همینطور صمیمیت ها و دوستی ها را با این گردهمایی ها و شادی های جمعی افزایش دهیم.

3 -  صله ی رحم موضوع مهم دیگری است که به تدریج با گسترش آپارتمان نشینی، کمرنگ شدن فرهنگهای سنتی نظیر مهمان نوازی و جایگزین شدن فرهنگ غربی سودمحوری و فردگرایی و کمرنگ شدن انگیزه های دینی کاهش یافته است. بنابراین با گسترش این ارزش ها می توانیم الگو های موثری برای نسل های پس از این باشیم.

4- شاید بد نباشد متوجه این موضوع باشیم که ابزارهای مدرن ارتباطی نه تنها انسانها را به هم نزدیک نکرده اند، بلکه برعکس باعث فاصله گرفتن و دور شدن مردمان از یکدیگر و انزوای هرچه بیشتر آنها شده است.پس اجازه ندهیم که این تکنیک های اطلاع رسانی جایگزین شنیدن صدا و دیدن روی عزیزانمان باشد.