اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

بزرگترها

ما به فرزندان خود توجه می کنیم اما گاهی این توجه کافی نیست ، گاهی حرف هایشان را نمی فهمیم و آن ها نیز به حکم کودکی نمی توانند از دغدغه هایشان که به پاکی و زیبایی خودشان است با ما صحبت کنند، شاید مشکل کار آنجاست که خودما هم کودکی مان را فراموش کرده ایم ....

1- بزرگترها وعده می دهند و بعد به طور کلی آن را به دست فراموشی می سپارند و یا ادعا می کنند که این وعده فقط برای دلگرمی ما بوده است.

2- بزرگترها دستوراتی را به کودکان می دهند که خود هرگز به ان عمل نمی کنند. مثلاً به ما می گویند دروغ نگویید، اما خودشان وقتی حوصله حرف زدن با کسی را ندارند، می گویند بگو نیستم!؟

3- بزرگترها اغلب اوقات سخنان کودکان را قطع می کنند ولی اگر ما این کار را انجام دهیم خشمگین می شوند.

4- بزرگترها هرگز اجازه نمی دهند بچه ها لباسی را که خودشان دوست دارند بپوشند ولی هرگز درباره لباسی که خودشان باید به تن کنند، نظر کودکان را نمی پرسند.

۵- بزرگترها وقتی با هم دعوا می کنند قهر می کنند و حاضر نیستند از یکدیگر معذرت خواهی کنند ولی وقتی ما با برادر یا خواهرمان دعوا می کنیم می گویند باید از یکدیگر عذرخواهی کنید.

6- بزرگترها اشتباه می کنند ولی هرگز حاضر نیستند به آن اعتراف کنند ، اما به ما می گویند وقتی اشتباه کردی اعتراف کن.

7- بزرگترها غالباً کودکان را با بی عدالتی تنبیه می کنند. یک اشتباه کوچک که از ما سر می زند در مقابل آن تنبیهی می شویم که با اشتباه مان تناسب ندارد.

8- بزرگترها غیبت می کنند ولی اگر در مورد همین افرادی که بزرگترها در موردشان قضاوت می کنند سخن بگوییم این را بی ادبی می شمارند.

9- بزرگترها در اسرار کودکان دخالت می کنند. آنها پیوسته در این فکرند که ممکن است کودکان کار بدی بکنند و هیچ فکر نمی کنند که این کار سری ممکن است عملی باشد که به خوشحالی آنها بینجامد.

10- بزرگترها ما بچه ها را با هم مقایسه می کنند، آنها غافلند که خداوند هر انسانی را با سرشتی مخصوص به خود آفریده است.

بزرگ تر ها....

کنترل خشم

کنترل خشم تکنیک مهمی برای کاهش استرس است. خشم می‌تواند به مدت طولانی به شکل قابل توجهی استرس‌ را افزایش داده و آن را طولانی‌تر کند. عصبانیت حتی می‌تواند باعث حمله قلبی شود. نحوه کنترل خشم تا حدود زیادی شبیه کنترل استرس است. در اینجا به چند نکته اشاره می‌شود که شما را در آغاز این مسیر یاری می‌دهد:

 

علل عصبانیت خود را شناسایی کنید: هنگامی که دانستید که چه چیزی شما را از کوره در می‌برد، پیشاپیش برنامه‌ای تنظیم کنید راجع به اینکه چگونه خشم خود را چنانچه در یک موقعیت مشابه قرار گرفتید، کنترل کنید. یکی از مهم‌ترین کارهایی که باید در آن مهارت پیدا کنید، این است که نشانه‌های خشم قریب الوقوع خود را شناسایی کنید. به طور مثال آیا وقتی دارید عصبانی می‌شوید دندان‌هایتان را به هم فشار می‌دهید؟ آیا شانه‌های شما جمع می‌شود؟ آیا دچار تپش قلب می‌شوید؟ آیا رنگ صورت‌تان سرخ می‌شود؟ این علایم و نشانه‌ها را مثل یک چراغ خطر به ذهن بسپارید یعنی هشداری از اینکه دارید عصبانی می‌شوید.

قبل از مقابله با شخص یا وضعیتی که شما را عصبانی ساخته است راهی پیدا کنید تا کمی از انرژی احساسی و هیجانی خود را تخلیه کنید. مثلا بروید کمی قدم بزنید.

به نشانه‌های خشم‌تان پاسخ بدهید: وقتی متوجه شدید که دارید عصبانی می‌شوید، کمی تعلل کنید. مثلا تا ده بشمارید. چند تا نفس عمیق بکشید. از پنجره بیرون را تماشا کنید و هر کاری که به آن وسیله بتوان وقت را خرید تا مغز شما فرصت دریافت و رسیدگی به پیام‌های هیجانی شما را پیدا کند و شما هم بتوانید قبل از هر اقدامی بیندیشید.

 

• زمانی را به آرام‌سازی اختصاص دهید: قبل از مقابله با شخص یا وضعیتی که شما را عصبانی ساخته است راهی پیدا کنید تا کمی از انرژی احساسی و هیجانی خود را تخلیه کنید. مثلا بروید کمی قدم بزنید. خانه را تمیز کنید یا اگر پشت کامپیوتر نشسته‌اید از فشار دادن دکمه ارسال برای ارسال نامه الکترونیکی غضب‌آلود خود دست نگه دارید و کمی به آن بیندیشید.

 خشم‌تان را سرکوب نکنید:

• برای خشم خود شیر اطمینان پیدا کنید: به دنبال راه‌های ابداعی برای تخلیه انرژی حاصل از خشم و غضب بگردید. مثلا نقاشی کردن، ورزش یا نوشتن یک مطلب برای نشریه مورد علاقه‌تان.

• نصحیت‌پذیر باشید: اگر احساس می‌کنید اغلب اوقات عصبی هستید، به افرادی که نگران شما هستند مثل اعضای خانواده یا دوستان اعتماد کنید و از آنها بخواهید تا شما را در یافتن راه حلی مناسب برای برخورد با این مقوله‌ یاری کنند یا با یک روان‌شناس مشورت کنید.

اگر خشم شما ناشی از چیزی است که کسی گفته یا انجام داده، بروید و با همان شخص رو در رو صحبت کنید البته او را به رگبار اتهامات لفظی نبندید. فقط راجع به همین واقعه با او حرف بزنید و از زاویه احساس خود، به این موضوع بپردازید نه آنچه وی انجام داده است.

مرد ها

خانم ها معمولا اظهار می دارند که رفتار آقایون آنها را تا حدی گیج می کند و به درستی نمی توانند تشخیص دهند که مردها از آنها چه انتظاراتی دارند. آنها از اینکه نمی توانند مردها را راضی نگه دارند اندکی ناراحت هستند.

 

اگر یک خانم این مقاله را بخواند شاید با خود بگوید که خوب این مشکل مردهاست و خودشان هم باید به فکر پیدا کردن راه حلی برای آن باشند. بله درست است اما نباید انتظار داشت که به یک باره معجزه روی دهد و همه چیز مطابق میل آنها شود.

تعهد مثل یک خیابان یکطرفه نیست و باید از جانب هر دو طرف رعایت شود. چنین نیازی برای همیشه در وجود تمام مردها باقی خواهد ماند.

تاریخ برای سالیان دراز جایگاه و عملکرد مردها را در جامعه معین کرده و شما به راحتی نمیتوانید در عرض چند سال آنرا تغییر دهید. آقایان کم کم متوجه می شوند که جایگاه آنها چنان که در گذشته بوده، نیست. دیگرآن ها تنها نان آور خانه نیستند و شاید چنین تغییر شگرفی مستلزم سپری شدن مدت زمان بسیار زیادی باشد . این روزها مردها می دانند که اگر بخواهند برای خود همسری پیدا کنند باید سخت تر از گذشته کار کنند و خانم ها سنگ های بیشتری در جلو پایشان می اندازند. (البته ما این موضوع را تائید نمی کنیم)

خوب، حالا مردها واقعا به دنبال چه چیز هستند؟

* اول از همه مردها به دنبال کسی هستند که تشنه عشق و محبت کردن باشد. شاید این حرف بسیاری از خانم ها را غافلگیر کند اما مردها دوست دارند مورد دوست داشتن قرار بگیرند و خودشان نیز کسی را دوست بدارند. مشکل اینجاست که خانم ها برخورد بی احساس و سردی با آنها دارند. پیدا کردن خانمی که قابل دوست داشتن باشد کمی مشکل است و مردها از اینکه بفهمند دختر رویاهایشان را پیدا کرده اند خوشحال می شوند.

 مردها به دنبال خانم هایی هستند که بتوانند به آنها اعتماد کنند. کسی که آنها را به خاطر خودشان بخواهد، کسی که بتوانند به او ایمان داشته باشند. شاید برایتان عجیب باشد اما برخی از خانم ها قابل اعتماد نبوده و بسیار بی وفا هستند. همین امر باعث می شود که مردها محتاط تر عمل کنند. آقایان به شدت از بی وفایی و بد قولی بیزار هستند و به دنبال کسی می گردند که بتوانند از صمیم قلب به او اعتماد کنند.

* مردها به دنبال خانم هایی با روحیه زنانه و مهربان می گردند زیرا چنین خصوصیاتی باعث می شود که یک زن بتواند مادر بهتری برای بچه هایش و همسر با محبت تری برای آنها باشد. و خود بتوانند اقتدار خود را بیشتر حفظ کنند. البته این امر بدان خاطر است که دوست دارند فرزندانشان در آغوش مادر مهربان و دلسوزی پرورش پیدا کنند.

* مردها به دنبال خانم های خوش مشرب هستند که بتوانند در کنار او به آرامشی که آرزوی آن را دارند دست پیدا کنند.

* مردها به دنبال زن هایی هستند که حس و ظرافت زنانه خود را حفظ کرده باشند. البته منظور ما آن دسته از خانم هایی نیست که دائما به دنبال مد می روند و .... بعضی از خانم ها هستند که در زمان عصبانیت هر چه که دلشان می خواهد بار طرف مقابل می کنند که این کار به هیچ وجه به مزاج آقایان سازگار نیست.

مردها خانم هایی را می پسندند که اهل بحث و گفتگو باشند و قادر باشند که مشکلاتشان را از راه های منطقی حل کنند.

* مردها کسی را می خواهند که حامی و پشتیبانشان باشد. خیلی از خانم ها منتظر هستند که اشتباه کوچکی از آقا سر بزند که آنها را به باد انتقاد بگیرند و در مسائل خصوصی و حتی شغلی شان دخالت کنند. آقایان به ارتباط خود به عنوان یک سیستم محافظ نگاه می کنند زمانیکه خانم نتواند یک چنین حسی را در آنها به وجود آورد و از این گذشته تا آنجا که می تواند از آنها انتقاد هم بکند، چیزی نمی گذرد که آقا از او جدا می شود.

* مردها به دنبال همسری می گردند که به آنها متعهد باشد.  مردها همسری را دوست دارند که بتوانند به او اعتماد کنند و مشکلات و ناراحتی هایشان را با او در میان بگذارند. تعهد مثل یک خیابان یکطرفه نیست و باید از جانب هر دو طرف رعایت شود. چنین نیازی برای همیشه در وجود تمام مردها باقی خواهد ماند.

در حالیکه خانم ها در نقشهای اجتماعی خود بسیار موفق هستند خوب است که هیچ گاه از یاد نبریم که جایگاه اصلی آنها به خانه و خانواده شان تعلق دارد.