اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

زندگی پس از طلاق

طلاق یک تغییر اساسی در زندگی است که شخص را دچار سردرگمی میکند . ناگهان خودتان به تنهایی میبایست از پس مواردی مانند پول بچه ها شغل تغییرات و موقعیتهایی که اعضای خانواده را تحت فشار قرار میدهد بر بیایید . در اینجا توصیه هایی وجود دارد که " چگونه زندگی جدید را پس از جدایی شروع کنید ؟"  اگر مشکلاتی دارید بدانید که :

    * بعد از اتمام این زندگی ، زندگی جدیدی در انتظار شماست .

در حال حاضر به سختی می توانید باور کنید زیرا روزی این زندگی چیزی بود که شما خواستار آن بودید . شما خواهان  ایجاد و  تداوم آن بودید .

    * خودتان را فریب ندهید .

از خودتان بپرسید : آیا به راستی این زندگی را می خواهید یا به علت ترس دو دستی به آن چسبیده اید ؟ اگر فکر تنها ماندن ترسناک تر از بودن در یک زندگی از هم پاشیده است خب به ترسهایتان اجازه دهید تا تصمصیم گیرنده باشند . آیا برای از دست دادن زندگی که بود یا میبایست باشد هنوز سوگواری میکنید؟

    * روزهای زندگیتان را هدر ندهید .

اندوهگین بودن هیچ محدوده زمانی ندارد اما زندگی محدود است . شما این را متوجه بشوید یا نشوید ، زمان به سرعت سپری میشود. زمانی میرسد که شما باید حقیقت را بپذیرید و بگویید : "  من باید کاری برای زندگی ام انجام دهم بچه هایم را بزرگ کنم و کاری کنم که زندگی شاد و معناداری داشته باشم و شخصی فعال در جامعه باشم ." پس از هم اکنون قدمهای استوار بردارید و به جلو حرکت کنید .                        

    * افکار مصیبت بار را از ذهن تان دور کنید .

" زندگی من تمام شده است ." " من همه چیز را از دست دادم ." " همه چیز خیلی بد است ." افکاری هستند که تاثیرات خیلی قوی بر چگونگی احساس شما دارند . متوجه باشید که واقعا اینها درست نیستند . زندگی شما تمام نشده است فقط یک شروع جدید برای شماست . تغییر پیش فرضهای منفی در ذهن تان  به تغییر احساسات شما کمک میکند .

    * زمان خود را با افسوس هدر ندهید .

شما باید به خودتان بگویید : " اتفاقی است که افتاده !" شما نمی تواتید به گذشته برگردید و کاری انجام دهید اما می توانید کارهای زیادی را هم اکنون انجام دهید .

    * برای فرزندانتان الگو باشید .

در آینده فرزندانتان چگونه والدینی خواهند بود وقتی شما در جایی نشسته و گریه میکنید ، به نقطه ای زل می زنید و افسوس گذشته را می خورید ؟ وقتی شما جدایی را پذیرفتید زمان پیشرفت در زنگی تان است .

به خاطر فرزندانتان با همسر سابق خود رابطه جدیدی را تعیین کنید .
در رابطه سابق شما همسر وی بودید اما در حاضر یک دوست معمولی هستید بخاطر بچه هایتان .

    * با کودکانتان صحبت کنید .

طلاق ممکن است زخمهای عاطفی را برای بچه هاایجاد کند . با آنها صحبت کنید . با آنها درباره اتفاقاتی که درحال وقوع است و احساساتی که آنها نسبت به وقایع کنونی دارند صحبت کنید و به آنها اطمینان دهید همه چیز بهتر خواهد شد. اگر آنها خیلی چیزها را بدانند می توانند به شما در این مراحل کمک کنند و به این ترتیب آنها هم احساس قدرت می کنند .

    * از دیگران کمک بگیرید.

اگر از مردم کمک بخواهید خوشحال می شوند . این لطفی است در حقشان که به آنها اجازه می دهید کاری برایتان انجام دهند .یک گروه حمایت کننده از نزدیکترین دوستانتان داشته باشید که حمایتگرعاطفی ،راهنمای همیشگی ومشوق شما در کارهایتان باشند.بدانید شما اولین نفری نیستید که از سایرین کمک می گیرید.  

    * از امکانات و موهبت های اطراف خود استفاده کنید.

هرکاری که می توانید برای رسیدن به موفقیت انجام دهید. توانایی ها و نقاط قوت خودتان را کشف کنید و برای کمک به خود و حرکت در یک مسیر جدید و مثبت روی آنها متمرکز شوید.هرشخصی حقیقت وجودی دارد که فقط خودش میداند وباور دارد . به یاد داشنه باشید که شما نتایجی در زندگی بدست می آورید که ابتدا باور دارید و سپس شایستگی آن را.

    * برای خودتان وقت بگذارید.

خودتان را در اولویت قرار دهید ،کمی خودخواه باشید و کاری را فقط برای خودتان انجام دهید.بهترین هدیه ای که شما می توانید به فرزندانتان بدهید اینست که از خودتان خوب مراقبت کنید. یک کلاس جدید را امتحان کنید، ورزش را شروع کنید و سرگرمی های فراموش شده که سابقا انجام می دادید را دوباره شروع کنید.

    * خانه رویایی تان را بسازید.

اگر شما مجبور به تغییر منزل شدید دنیا به آخر نرسیده است. بدانید که شما و بچه هایتان  میتوانید خاطراتی را بسازید که آنجا خانه رویاهایتان شود.  

    * خود واقعی تان را بیابید.

شما ممکن است زمان طولانی نیمی از یک زوج بوده اید. اما شما هنوز صددرصد یک شخصیت واحد هسنید. آن شخص را دوباره کشف کنید.

    * آنچه را دوست دارید انجام دهید.

هرروز وقتی از خواب بر می خیزید چه چیزی شما را به هیجان می آورد.یک لیست از آنچه شما را به اهدافتان میرساند تهیه کنید.

    * روحیه شاد داشته باشید.

   در زندگی جدید کمی تفریح و شادی کنید. خاطرات زیبایی را     با فرزندانتان بسازید تا با اعتماد بنفس و حس احترام به خود بسوی آینده بروند.

    * درآینده از خود مراقبت کنید.

این مهم است که همیشه به روابط خود توجه کنید و از خود بپرسید که :"  چقدربودن در این رابطه ارزش دارد؟" اگر شما در آن رابطه کاملا خودرا فراموش می کنید پس بهای سنگینی را می پردازید

استرس و اضطراب

براساس آمارهای ارائه شده از سوی وزارت بهداشت، استرس و اضطراب از جمله بیماری‌های شایعی است که اغلب افراد جامعه با آن دست به گریبانند. به همین خاطر هم هست که سکته‌های قلبی رتبه نخست علت مرگ‌ومیرها را  به خود اختصاص داده است.درست است که دغدغه‌های زندگی امروز، مشکلات اقتصادی و سختی تامین معیشت امری اجتناب‌ناپذیر است، اما فراموش نکنیم اگر روان ما بیمار شود، برخلاف برخی بیماری‌های جسمی براحتی نمی‌توان آن را درمان کرد.

زندگی تان را به دست حوادث و جامعه ی صنعتی نسپارید بلکه آن را قدرتمند اداره کنید و نتیجه اش را ببینید .

 

تغذیه صحیح رمز سلامت جسم و روح

امروزه به دلیل مشغله های مختلفی که بشر برای خود ایجاد کرده است و به هزار ویک بهانه ، غذاهای آماده و نیمه آماده جای خود را به غذاهای تازه ای داده است که سرشار از خواص مختلف برای بدن می باشد. تغذیه در احساس شادابی و یا افسردگی نقش موثری دارد. همکاران ما در بخش سلامت و تغذیه ی تبیان مقالات مفیدی راجع به این موضوع تهیه کرده اندکه در اینجا چند نمونه ی آن را می آوریم :

شما می توانید با مطالعه ی این گونه مقالات برنامه ی غذایی مفید وسالمی را برای خود تهیه کرده و استفاده کنید.و یادتان باشد : روح سالم در بدن سالم

 

لذت های ساده = لذت های بزرگ

گاهی اوقات ما آدم ها برای لذت بردن و شاد بودن به دنبال بهانه می گردیم ،آن هم بهانه های بزرگ. صبح در کمال سلامت از خواب بلند می شویم،بدون آنکه به زندگی سلامی دوباره داشته باشیم ، از دیدن خورشید لذت ببریم ، با خالقمان مناجات کرده و برای روزمان بهترین ها را دعا کنیم ، با عجله و ناراحتی به سراغ کار روزانه می رویم . کارهای تکراری که اگر خودمان نخواهیم و به دنبال تنوع در آن نباشم ،مثل یک دور باطل گرفتارمان می کند و باعث دلسردی و خستگی مان می شود.

لذت نگاه به چهره ی زیبای فرزندتان ، بوسیدن پدر و مادر مهربانتان،صحبتی عاشقانه با همسرتان و دیدن نعمت های بیشماری که در اطرافتان است ،بهترین راه برای رضایت از زندگی است.

 

افکار منفی ،بیرون!

افکار منفی را از ذهن خود دور کنید. حتی سعی کنید به مشکلات و پیشامدهای ناگوار زندگی‌تان نیز با دیدی مثبت نگاه کنید و آنها را زمینه‌ای برای پیشرفت و پیروزی های بعدی بدانید.زندگی با خوبی ها و بدی هایش معنی می شود. اگر اجازه دهید ذهنتان مورد حمله ی افکار منفی باشد از پا در می آیید.و تبدیل به انسانی افسرده و غرغرو می شوید.هرگاهمتوجه شدید که دوباره افکار منفی به سراغتان آمده است ، آگاهانه آن ها را بیرون کرده و با خود تکرار کنید :

دنیا پر است از فکرهای قشنگ.

 

کپسول شادی به میزان نیاز

برای خود لحظاتی را ایجاد کنید که در آن شاد می شوید.منتظر نباشید ،احساس شادی به در خانه تان بیاید و شما را صدا بزند. شما به سراغش بروید. اگر از دیدن فیلم خوب لذت می برید ،اگر به کوهنوردی علاقه دارید ،اگر موفقیت علمی شادتان می کند ،امروز وفردا نکنید. در برنامه ی هفتگی خود ،رفتن به سینما یا در تعطیلات آخر هفته ،کوهنوردی با دوستان را بگنجانید.

 

آسان بگیری،آسان می شود

مسائل کوچک را بیش از اندازه برای خود بزرگ نکنید. هرچه مشکلات و مصائب را بزرگ‌تر ببینید، به همان نسبت روی آن حساس‌تر شده و هضم و حل آنها برای شما مشکل‌تر خواهد بود. اگر بتوانید مسائل کوچک زندگی را آسان بگیرید ،در حل مسائل پیچیده موفق می‌شوید. در این کار آرامش نهفته است. امتحان کنید.

یک راه کاربردی این است که هرگاه مثلا از پشت ترافیک ماندن عصبانی شدید روبه خیابان کرده و با خود تکرار کنید ،انرژی ام را برای مسائل مهم تر نیاز داردم ،نمی توانم برای تو عصبلنی شوم.

نهایت دارایی ، داشتن آرامش باطنی و بردباری است نه رفاه مادی. حسرت داشته‌های دیگران را نخورید و قدر داشته‌های خود را بدانید.

حال را دریاب

گذشته و آنچه را برای شما پیش آمده، فراموش کنید. فقط درس‌هایی را که از آن گرفته‌اید، به خاطر بسپارید و از آنها برای پیروزی و موفقیت‌های آینده‌تان بهره بگیرید. در گذشته زندگی کردن شما را از «حال» و توجه به آینده باز می‌دارد. زمانی که نیاز به شادی دارید، اکنون است. نگذارید مشکلات و اندوه‌های گذشته چتر خویش را بر حال و آینده شما بیفکند و آنها را تحت‌الشعاع خود قرار دهد.از طرفی بیش از اندازه نگران آینده و مسائل آن نباشید. برایش برنامه ریزی کنید اما به استقبال مشکلات قبل از وقوع آن نروید.

 

 مقایسه، ممنوع!

به داشته هایتان فکر کنید وبه قول معروف نیمه ی پر لیوان را ببینید. در زندگی همه ی افراد نداشته هایی است که آرزوی آن را دارند و ممکن است از نظر شما پنهان باشد. پس حسرت زندگی دیگران را نخورید و مدام در حال مقایسه ی زندگی خود و سایرین نباشید. اگر موفق شوید به داشته هایتان قانع باشید اما تلاش را متوقف نکنید به اکسیر آرامش و موفقیت دست یافته اید.

 

زندگی هدیه ایست که هر کدام از ما فقط یک بار ،تکرار می کنم، فقط یکبار آن را دریافت می کنیم . فرصتی بی جبران است که اگر از دست برود پشیمان خواهید شد. پس تا فرصت باقی است ، زندگی کنید و از آن لذت ببرید ،نوش جان

نردبان موفقیت

هیچ‌کدام از ما انسان‌های معمولی،  کامل نیستیم. هر یک از ما ممکن است در یک یا چند زمینه خاص، برتری‌هایی بر دیگران داشته باشیم اما در زمینه‌های دیگر ممکن است از دیگران عقب‌تر باشیم. برای خیلی‌ از ما حداقل در دوره‌ای از زندگی، این سوال و دغدغه پیش آمده که آیا کسی یا کسانی هستند که با نگاه کردن به آنها و اقتباس از تفکر و رفتارشان بتوانیم مسیر زندگی و پیشرفت‌مان را مشخص‌تر کنیم و با خیال راحت‌تر و بهتر آن را بپیماییم؟ «الگو» به فردی گفته می‌شود که به دلیل برتری ویژه‌اش در برخی خصوصیات و توانمندی‌ها، در جایگاهی بالاتر از عموم جامعه قرار می‌گیرد و موفقیتی که او در تقویت این توانمندی‌ها کسب کرده به عنوان هدفی برای سایر افراد جامعه قرار می گیرد تا در راه رسیدن به آن تلاش نمایند. هیچ لزومی ندارد دنبال افرادی باشیم که همه صفات مثبت را داشته باشند . برای الگوگیری باید ابعادی از زندگی را که برایمان مهم است، مشخص کنیم و بین یک تا 10 به خودمان در این ابعاد امتیاز بدهیم. اگر وضع‌مان در آن زمینه خوب بود، امتیاز بالاتر (نزدیک به 10) و اگر بد بود، امتیاز پایین‌تر (نزدیک‌تر به 1) بدهیم. در هر بعدی که امتیازمان کم بود، حتما باید به دنبال الگو باشیم. این ابعاد می‌تواند شامل موارد زیر باشد: بعد علمی، بعد اعتقادی، بعد اجتماعی و روابط خانوادگی، بعد شغلی و رضایت از کار، بعد اقتصادی و رفاه در زندگی، بعد سلامت جسم، روان و روح.

چه بهتر که دنبال الگو یا الگوهایی باشیم که در چند بعد از ابعادی که مدنظرمان است، موفق باشند اما اگر چنین فردی به راحتی پیدا نمی‌شود، هیچ ایرادی ندارد که مثلا در بعد علمی، یک فرد یا چند فرد برایمان الگو باشند و در بعد سلامت فرد دیگر و در بعد اعتقادی و مذهبی، شخص دیگر.

الگوی خوب یعنی که؟

آنچه یک الگو را تبدیل به یک الگوی مناسب و مفید می‌سازد شامل این موارد است:

• فرد «الگو» معمولا خودش یک عضو از جامعه خودمان است. (البته این قضیه، قانون متقن نیست.)

• فرد «الگو» از مسیرهای رایج و مرسوم توانسته است موفقیت خود را کسب کند، نه از روش‌های نامتعارف و غیرعادی.

• یک فرد الگو، در زوایای مثبت زندگی‌ توانسته است به موفقیت دست یابد. مهم آن است که الگوهایی که از آنها یاد می‌کنیم، دارای صفات مثبت در موفقیت‌های زندگی باشند.

• یک فرد الگو، فردی است که در رفتار و گفتار روزمره‌اش به راحتی می‌توان زوایای امید را مشاهده کرد؛ حتی اگر در شرایطی آنها را ببینیم که در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات روزمره هستند.

• این گونه افراد، معمولا با کمک و همراهی دیگران و با حضور مثبت در کارهای گروهی و پرورش توانایی‌های خود در زمینه کار تیمی و فعالیت کردن با دیگران، توانسته‌اند گام‌های مثبت بردارند.

• یک فرد الگو، ابایی ندارد که موفقیت‌های خود را در اختیار دیگران بگذارد و راه رسیدن به آن را به دیگران بیاموزد.

چگونه یک الگوی مناسب انتخاب کنیم؟

چند نکته مهم و کاربردی در انتخاب الگو نهفته است که خصوصا برای الگوپذیری کودکان و نوجوانان ارزش زیادی پیدا می‌کند:

• الگوها باید افرادی از بطن جامعه و ترجیحا نزدیک به فرهنگ، آداب و عوامل اجتماعی خودمان باشند تا ارزش الگوپذیری از او پر رنگ تر‌شود.

• باید به خودمان و دیگران بیاموزیم که اگر فردی را در یک زمینه به عنوان الگو انتخاب کردیم و آن وقت دیدیم که در زمینه‌های دیگر دچار نقص و ناتوانی است، این دلیل بر کم‌ارزش بودن جنبه‌های مثبت مورد نظرمان نیست.

• الگوی انتخاب‌شده باید تا حد امکان در دسترس باشد تا بتوان هر از چند گاهی چهره او را (ترجیحا به صورت حضوری) دید و یا با او به صحبت نشست و یا درباره او صحبت کرد و یا مطلبی راجع به او مطالعه کرد.

• تا حد امکان باید به صورت شفاف مشخص کرد که الگویی که برای خود انتخاب کرده‌ایم، چه هدف‌هایی را برای خود مشخص کرده، چگونه این اهداف را به واقعیت تبدیل کرده، چگونه تلاش کرده و چه‌طور مشکلات را شناسایی کرده، چه نقاط ضعفی را در خود برطرف کرده، از چه کسانی و چه چیزهایی کمک گرفته است.

• در مرحله بعدی باید به صورت دقیق و شفاف مشخص کرد که در این زمینه‌هایی که اطلاعاتش را از فرد به دست آوردیم، خودمان چه تفاوتی با او داریم. آن وقت هدف‌گذاری باید با توجه به قابلیت‌ها، امکانات و شرایط خودمان انجام شود.

• بهتر است آنچه را که از الگویمان می‌آموزیم، یادداشت کنیم. نوشتن این موارد، هم کمکی است به شفاف‌تر شدن موضوع برای خودمان، هم برایمان مشخص می‌کند که کجا را درست رفته‌ایم و کجا را اشتباه و ضمنا ذخیره‌ای می‌شود.

 • هر از چند گاهی باید الگوهایی را که برای خودمان انتخاب کرده‌ایم، مجددا بررسی کنیم.

 با الگوی انتخاب شده نباید به شکل مقایسه منفی برخورد کرد، یعنی اینکه باید نقاط مثبت و دستاوردهای او را شناخت و با هدف‌گذاری صحیح به سمت آن حرکت کرد. حرکت کردن در این مسیر هم خودش نوعی موفقیت است.