اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

مشکل دروغ‌گفتن

شاید برایتان باورکردنی نباشد که حرکات بدن و دست و صورت شما در انتقال مفاهیم به اندازه گفت‌وگوهای روزمره با دیگران ارتباط برقرار می‌کند. اگر تمایل دارید دراین‌باره بیشتر بدانید، بایدسعی کنید به حرکات غیرکلامی دیگران که به زبان بدن موسوم است، بیشتر دقت کنید...

آیا می‌توان با زبان بدن به چیزی تظاهر کرد؟ پاسخ عموما منفی است؛ چرا که بین هم خوانی حرکات اصلی و لغات بیان‌شده از یک سو و پیام‌های ظریف بدن از سوی دیگر تناقض به وجود می‌آید. روان انسان دارای نوعی مکانیسم اطمینان است که با دریافت پیام‌های متضاد، وخامت اوضاع را تشخیص می‌دهد اما در هر حال، مواقعی نیز وجود دارد که تفسیر اشتباه زبان بدن یک امتیاز محسوب می‌شود. مسابقه انتخاب ملکه زیبایی را در نظر بگیرید. داوطلبان چنین مسابقاتی، با دقت حرکات خاصی را می‌آموزند تا بتوانند امتیاز بیشتری کسب کنند اما حتی حرفه‌ای‌ترین آنان نیز فقط برای مدت کوتاهی می‌توانند ادا و اطوار تصنعی خود را حفظ کنند. بالاخره بدن پیام‌هایی را ارسال می‌کند که با رفتارهای آگاهانه ارتباطی ندارد.

مشکل دروغ‌گفتن این است که ناخودآگاه ما مستقل از کلمات و مقصودمان عمل می‌کند و به کمک  زبان بدن ما را لو می‌دهد.

  نقاب پشت چهره، بیش از هر قسمت دیگر بدن برای پوشاندن دروغ مورد استفاده قرار می‌گیرد. ما لبخند می‌زنیم، سر تکان می‌دهیم و پلک می‌زنیم تا طرف مقابل را به اشتباه بیندازیم اما متاسفانه پیام‌های بدن حقیقت را آشکار می‌کنند. حرکات چهره و زبان بدن، با هم مطابقت ندارند. مطالعه روی پیام‌های چهره، دانش خاص خود را دارد که نمی‌توان در این مقاله به‌طور کامل به آن پرداخت. همچنین نمی‌توان زبان بدن را برای مدت طولانی تحریف کرد اما می‌توان و باید پیام‌های مثبت را برای ارتباط با دیگران یاد گرفت و تمرین کرد و حرکت‌هایی که معانی منفی را تداعی می‌کنند، ترک کرد. چنین کاری می‌تواند موجب آسان شدن ارتباطتان با انسان‌های دیگر شود و شما را به انسانی دوست داشتنی بدل سازد.

دروغگوهای حرفه‌ای

مشکل دروغ‌گفتن این است که ناخودآگاه ما مستقل از کلمات و مقصودمان عمل می‌کند و به کمک زبان بدن، ما را لو می‌دهد. به همین دلیل کسانی که کمتر دروغ می‌گویند، در هنگام دروغ به سادگی هیجان‌زده می‌شوند، حتی وقتی بتوانند دیگران را اقناع کنند. آنها به محض اینکه شروع به دروغگویی می‌کنند، بدنشان پیام‌های متضادی را ارسال می‌کند و این موضوع سبب می‌شود که احساس کنیم آنها حقیقت را نمی‌گویند. انرژی متشنجی که ناخودآگاه انسان در زمان دروغ گفتن آزاد می‌سازد، در حرکتی متضاد با گفته‌های شخص نمود می‌یابد. کسانی که به خاطر شغل خود مجبور به دروغگویی‌های مکرر هستند، حرکات بدن را چنان با مهارت به کار می‌برند که دیگر دروغ آنها را نمی‌توان دید یا تشخیص آن بسیار دشوار می‌شود و بیشتر مردم فریب آنان را می‌خورند. این «دروغگویان حرفه‌ای» برای بهبود حرکات بدن خود دو روش دارند: یکی اینکه حرکاتی را انجام دهند که دروغ‌شان را راست جلوه دهد و این فقط وقتی موفقیت‌آمیز است که مدت طولانی، عملا تمرین دروغگویی کرده باشند. دوم اینکه یاد بگیرند که حرکات خود را به حداقل ممکن برسانند، طوری که در هنگام دروغگویی نه پیام مثبت بفرستند و نه پیام منفی، که این هم البته بسیار مشکل است.

یک تمرین ساده

برای یکی از آشنایان‌تان که از نزدیک با شما آشناست، به عمد داستان دروغی سر هم کنید و در همین حین حرکات بدن‌تان را به حداقل برسانید. حتی اگر حرکات بدن‌تان را تحت کنترل خود درآورده باشید، باز هم حرکات ظریف بسیاری به طور ناخودآگاه انجام می‌شود. مثلا تکان دادن ماهیچه‌های چهره، باز یا بسته شدن مردمک چشم، نشستن عرق بر پیشانی، سرخ شدن و بر هم زدن سریع پلک. همه اینها دروغ شما را لو می‌دهند. محققان در آزمایش‌های خود از دوربین‌هایی با سرعت فیلم‌برداری متفاوت استفاده می‌کنند تا حرکات کوچکی را که فقط کسری از ثانیه طول می‌کشد، ضبط کنند. فقط مصاحبه‌کنندگان حرفه‌ای، فروشندگان و افرادی با حس‌ گیرایی قوی می‌توانند در حین گفتگو متوجه چنین پیام‌هایی شوند. با بیان این مطلب روشن می‌شود که تنها زمانی می‌توان با موفقیت دروغ گفت که بدن دیده نشود و درست به همین دلیل است که در هنگام بازجویی متهمان را روی صندلی تک و در زیر نور می‌نشانند. دروغ گفتن از پشت تلفن، ساده‌ترین راه است!

حتی اگر حرکات بدن‌تان را تحت کنترل خود درآورده باشید، باز هم حرکات ظریف بسیاری به طور ناخودآگاه انجام می‌شود.

چگونه می‌توان زبان بدن را آموخت؟

اگر هر روز حداقل یک ربع ادا و اطوار دیگران را زیر نظر بگیرید، از حرکات خود نیز آگاه می‌شوید. بهترین محل برای چنین تمریناتی، جایی است که آدم‌ها در کنار هم جمع می‌شوند و با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند؛ مثلا در فرودگاه می‌توان حالات مختلف افراد را بررسی کرد: تب سفر، هیجان، شادی، غم، بی‌صبری و حالت‌های دیگر. مهمانی‌ها نیز موقعیت‌های فوق‌العاده‌ای برای این بررسی‌ها محسوب می‌شوند. اگر یاد بگیرید زبان بدن را تفسیر کنید، می‌توانید به مهمانی بروید و تمام شب در گوشه‌ای مثل مجسمه بنشینید و ساعت‌های هیجان‌انگیزی را با ملاحظه پیام‌های مختلف بدن دیگران سپری کنید. تلویزیون نیز موقعیت‌هایی را ایجاد می‌کند که بتوانید ارتباطات غیرکلامی را بررسی کنید. صدای تلویزیون را قطع کنید و سعی کنید از طریق تصاویر موضوع را حدس بزنید. وقتی هر پنج دقیقه یک بار صدای تلویزیون را برای مدت کوتاهی بلند کنید، خواهید فهمید که آیا حدستان در مورد قسمت تصویری درست بوده یا خیر. بعد از مدت کوتاهی می‌توانید تمام برنامه را بدون صدا دنبال کرده و بفهمید چه اتفاقی می‌افتد، درست مثل افراد ناشنوا.

فراموش نکنید که هیچ عاملی در زندگی مثل صداقت نمی تواند زمینه موفقیت شما را فراهم نماید البته صداقت همراه با دانایی و درایت.

با مشکلات شغل همسرمان چطور می توانیم کنار بیاییم؟

 من و شما بخواهیم و نخواهیم، بسیاری از ما و همسرانمان باید سرکار برویم؛ کاری که گاهی اوقات ممکن است خیلی دوستش نداشته باشیم. گاهی اوقات هم پیش می آید که شغل همسرمان مورد علاقه ی ما نیست.  معمولا زمانی که شغل ما مشکلات یا سختی هایی دارد، کمتر متوجه آن می شویم اما وقتی شغل همسرمان دشواری یا مشکلاتی دارد، بیشتر به چشممان می آید و البته کمتر هم می توانیم با آن کنار بیاییم.اما باید به روشی با آن کنار بیاییم

و با پذیرش شرایط موجود به آرامش خودمان و همسرمان کمک کنیم.

کار نه زندگی

 چند سال قبل شاید آرزوی خیلی از افراد داشتن شغل کارمندی آرامی بو د که صبح سر ساعت سر کار بروند و عصر هم سر ساعت راهی خانه شوند. هر چند به دلیل محدودیت های درآمدی، این نوع مشاغل کمتر از قبل طرفدار دارند اما باز هم داشتن برنامه شغلی مشخص و مرتب یکی از فاکتورهای مهم در انتخاب شغل برای بسیاری از افراد است؛ مثلا بعضی از مشاغل آزاد را در نظر بگیرید؛ مغازه ای که صبح ساعت 9 تا 11 شب باز است و آقای خانه خسته و کوفته ساعت 12 شب به خانه می رسد؛ در این شرایط از طرفی خستگی فردی که چنین شغلی دارد و از طرف دیگر خستگی کسی که به انتظار او در خانه نشسته است، می تواند باعث فرسودگی و ایجاد مشکل در روابط این دو شود. از طرفی بسیاری از مغازه دارها مجبورند روزهای تعطیل را هم سرکار بروند که همین می تواند مشکل را دو چندان کند. البته این مشکل تنها به مشاغلی مثل مغازه داری خلاصه نمی شود، بلکه کارهای دیگری هم می توانند چنین دردسرهایی را به دنبال داشته باشد؛ مثل رانندگان تاکسی. البته گاهی اوقات هم افراد مجبورند برای تامین نیازهای مالی زندگی شان در چند جا کار کنند. این بار اضافه کاری علاوه بر فرسودگی جسمی، فرسودگی روانی زیادی هم به دنبال می آورد.

اگر شغل همسرتان اجازه می دهد که در محل کار به او سر بزنید یا زمانی را پیش او باشید، می تواند باعث شود هم با مشکلات شغلی او بیشتر آشنا شوید و هم موضوعات بیشتری برای صحبت کردن و گپ زدن داشته باشید.

 در شغل های آزاد میزان ساعتی که فرد کار می کند، با میزان درآمد او رابطه مستقیمی دارد. واقعیت این است که گاهی اوقات باید بنشینید و دو دو تا چها تا بکنید و ببینید بالاخره شما پول بیشتر می خواهید یا می خواهید لذت بیشتری از زندگی تان ببرید. همین تصمیم گیری اساسی است که تعیین می کند چطور باید برنامه ریزی کنید. داشتن قوانین مشخص کاری – حتی زمانی که کارتان ویژگی «آزاد» دارد – به شما برای برنامه ریزی بهتر کمک می کند.

کارمند شبانه روزی

سنگینی کارها از سویی و استفاده بیشتر از رایانه و اینترنت برای کار، باعث شده تا تعداد بیشتری از افراد کار را با خودشان به خانه ببرند و شیفت دوم کار را در خانه داشته باشند. گاهی اوقات این آوردن کار به خانه در بعضی روزهای خاص اتفاق می افتد؛ مثل روزهای پایانی سال یا پایان سال تحصیلی. کنار آمدن با این موضوع در این شرایط معمولا راحت تر است اما امان از آن وقتی که این مساله تبدیل به عادتی هر روزه شود! نرسیدن به مسائل خانواده از یک طرف و تشدید مشغولیت های ذهنی می تواند باعث فاصله افتادن بین همسران شود؛ موضوعی که تحمل آن واقعا دشوار است.

در مواقعی که موضوع تشدید می شود، شاید مجبور باشید قوانین خانه را با کمک همسرتان کمی تا قسمتی روشن کنید. این وضعیت دقیقا مصداق جنگ اول به از صلح آخر است. گاهی اوقات افراد ترجیح می دهند کج دار و مریز با موضوع کنار بیایند تا زمانی که دیگر طاقتشان طاق می شود اما این رویه در عین حال که باعث می شود تغییر برنامه بعدا سخت تر شود، فشار زیادی را هم به شما وارد می کند.

 اگر در خانه می خواهید بخشی از کارتان را انجام دهید، بهتر است مکان خاصی را برای انجام کارهایتان مشخص کنید. انجام کار در آشپزخانه، هال و پذیرایی در عین حال که باعث می شود کارتان بیشتر طول بکشد، نظم خانه تان را هم بیشتر به هم خواهد زد و نارضایتی بیشتری را هم به دنبال خواهد داشت.

خلاف جریان آب

تفاوت در ساعات خواب و بیداری یا تفاوت در روزهای تعطیل به خاطر تغییر شیفت، مشکلات زیادی را برای خانواده ها می تواند ایجاد کند. پزشکان، پرستاران و کادر درمانی از افرادی هستند که بیشتر با این مشکلات دست و پنجه نرم می کنند. برای بسیاری از افراد که از بیرون به زندگی این افراد نگاه می کنند، شاید وجود این تفاوت چندان به چشم نیاید یا تصور کنند که این تنها یک تفاوت ساده در برنامه ریزی است اما تصور کنید وقتی مجبور می شوید مهمانی هایتان را لغو کنید ، در ساعاتی که سریال های خوب تلویزیون پخش می شوند آرام و ساکت بنشینید . تلویزیون را روشن نکنید، وقتی همه در حال مهمانی و دید و بازدید یا مسافرت هستند، در خانه به انتظار همسرتان بنشینید و نتوانید همراه اقوام یا دوستان برنامه ای ترتیب دهید، چه فشاری به شما می آید.

شاید خیلی کار راحتی نباشد و اصلا گاهی اوقات انجام پذیر نباشد اما سعی کنید تا حد امکان برنامه هایتان را با برنامه همسرتان تنظیم کنید. اینکار شانس اینکه زمان های مشترک بیشتری را بتوانید در کنار هم باشید، افزایش می دهد. اگر زمان مشترک مفید با همسرتان هر روز هم نباشد، ایرادی ندارد اما سعی کنید که حتما در طول یک هفته 2 یا 3 برنامه مشترک داشته باشید.

احتمالا برنامه های کاری شما با وجود تمام بی نظمی هایش، دارای نظم  ترتیب خاصی است. اگر این برنامه هر ماه مشخص می شود، بهتر است خانواده و به ویژه همسرتان را از وضعیت برنامه خود در کوتاه ترین زمان ممکن مطلع کنید.

نصب برنامه روی در یخچال و اطلاع داشتن همه از برنامه می تواند هم به برنامه ریزی بهتر خانواده کمک کند و هم از ایجاد مشکل جلوگیری کند.

کار با سفر اضافه

از قدیم این نوع شغل ها وجود داشتند؛ دریانوردان قدیمی ای که مجبور بودند چند ماهی را روی دریا بگذرانند و تنها چند روزی کنار خانواده باشند. حالا در این روزها چنین مشاغلی انواع و اقسام مختلفی پیدا کرده اند؛ از رانندگان جاده ای بگیرید تا مهندس هایی که در پروژه هایی دور از شهرها کار می کنند. زمانی که بچه ها کوچکند معمولا مادری که تنهاست، دردسرهای زیادی دارد به ویژه اگر خودش هم شاغل باشد. اول از همه، درست است که وضعیت خانه شما خاص است اما باز هم این دلیل نمی شود که وظایف خانه تقسیم نشود و تمام کارها به عهده یک فرد باشد. سعی کنید بخشی از کارها را حتما تقسیم کنید بد نیست که در این مورد خیلی شفاف با همسرتان صحبت کنید.

 شما این مدت دور از شهر و خانه تان بوده اید، کلی کار عقب افتاده دارید، دلتان برای خانواده تان تنگ شده و از طرفی دوستان و اقوامتان را هم ندیده اید. یکی از اشتباهاتی که افرادی مثل شما می کنند این است که تاریخ آمدن خودشان را از چند روز قبل به همه اعلام می کنند و برنامه های زیادی مثل مهمانی یا قرار ملاقات با دوستان یا فامیل و اقوامشان می گذارند. بد نیست قبل از برنامه ریزی برای روزهای محدود حضورتان، با همسرتان هم صحبتی داشته باشید. در عین حال، یادتان باشد زمان بندی تان به صورتی باشد که حداقل 2 برابر زمانی که برای دیدار با دوستان و اقوام در نظر می گیرید، برای خانواده و به ویژه همسرتان در نظر بگیرید.

مخالف با برنامه ریزی

تصمیم می گیرید که مسافرت بروید ، برنامه ریزی می کنید و همه چیز را مهیا می کنید اما بعد ناگهان همه چیز به هم می خورد. این داستان برای تعدادی از خانواده ها بسیار آشناست. در شغل هایی که برنامه های غیرقابل پیش بینی یا آماده باش های ناگهانی دارند یا با فراخوان های بدون هماهنگی قبلی همراهند، زندگی افراد شاغل و خانواده آنها در ابعاد مختلفی تحت تاثیر قرار می گیرد. پلیس، نیروهای مسلح، هلال احمر و کادر پزشکی و درمانی معمولا چنین وضعیتی را به کرات تجربه می کنند. اول از همه لازم است که کمی واقع بین باشید. وقتی برنامه ریزی سفت و سختی انجام می دهید و اصرار زیادی بر انجام آن دارید ، اگر به هم بخورد ، به شما بیشتر سخت می گذرد ، تا زمانی که همیشه چند درصدی را برای به هم خوردن برنامه در نظر گرفته باشید. وقتی هم برنامه از قبل تعیین شده تان به هم می خورد، عوض حرص خوردن و عصبانی شدن به فکر برنامه ریزی دوباره با همسرتان باشید.

وقتی برنامه خانواده به هم می خورد، سعی کنید در اسرع وقت برای جبران برنامه قدمی بردارید. گاهی اوقات افراد از اینکه مجبورند غر زدن نزدیکان یا بدخلقی آنها را تحمل کنند، کلافه می شوند. یک راه خوب برای اینکه دوره این ناراحتی در نزدیکان شما کم شود ، این است که با آنها همدلی کرده و به آنها حق بدهید.

 درست است که این شما نبودید که برنامه را به هم زدید اما به هر حال شغل شما باعث این مساله شده است؛ پس مسؤولیت آن هم بر عهده شماست. وقتی برنامه خانواده به هم می خورد، سعی کنید در اسرع وقت برای جبران برنامه قدمی بردارید. گاهی اوقات افراد از اینکه مجبورند غر زدن نزدیکان یا بدخلقی آنها را تحمل کنند، کلافه می شوند. یک راه خوب برای اینکه دوره این ناراحتی در نزدیکان شما کم شود ، این است که با آنها همدلی کرده و به آنها حق بدهید. معمولاً زمانی که افراد احساس کنند طرف مقابل آنها برای احساسات آنها ارزش قائل است، زودتر آرام می شوند

اجابت دعا

 ارکان دعا : 1-اعتقاد و توجه به ربوبیت ‏خدا 2- احساس نیاز 3- اعتقاد به اجابت الهى.

 

اصل اجابت

بر اساس وعده الهى هرگاه از بنده‏اى دعا به وقوع بپیوندد اصل اجابت هم از طرف خداوند اجتناب ‏ناپذیر است.

موضوعى که برخى نسبت ‏به آن دچار اشتباه شده‏اند، قیاس اجابت انسانها با اجابت‏ خداست زیرا معمولا هرگاه انسانى از انسان دیگرى خواسته‏اى داشته باشد - اگر در توانش باشد - همان چیزى را که او درخواست کرده است‏ بدون تاخیر و فوت وقت - بدون اینکه در این زمینه به مصالح مختلف احاطه داشته یا آن را در نظر بگیرد - عملى مى‏کند. و همین محدودیت اندیشه بشرى ذهن او را عادت داده است که اجابت الهى را نیز در همین دائره ارزیابى کند و خارج از آن را بى‏توجهى خداوند نسبت‏ به خود دانسته و اجابت نداند. و گاهى نیز تا آنجا در این اشتباه پیش مى‏رود که در وعده الهى به تردید افتاده و در فهم آن دچار اشکال مى‏شود.

در صورتى که موضوع اجابت در مورد خدا با آنچه بین بندگان او مطرح است، تفاوت بسیار دارد. او براى استجابت دعاى بنده خود، با احاطه‏اى که به تمامى مصالح و مفاسد امور دارد با توجه به رحمت عام و نیز لطف ویژه‏اش نسبت ‏به سائلان، آن ‏چه به صلاح آنان بداند عملى مى‏کند.

شخص «دعاکننده‏» نباید در کار دعا تنها به برآمدن حاجت‏ خود قناعت ورزد تا اگر محقق نشد دست از طلب بردارد بلکه باید با نظرى بلند و در افقى بسیار وسیعتر و فراتر از برخى خواسته‏هاى محدود بدین عمل دست ‏یازد

به عنوان مثال مریضى را در نظر بگیرید که به شدت تشنه است و پى در پى به آه و ناله و اصرار تقاضاى آب مى‏کند، در همین حال اگر یکى از بستگان او که از وضع او بى‏خبر است‏ با او ملاقات کند بدیهى است اولین کارى که براى او انجام خواهد داد سیراب کردن اوست در حالى که ممکن است ‏با همین آب دادن، حیات او را نیز در معرض خطر قرار دهد. در صورتى که اگر دکتر معالج او در این وضع او را ببیند با احاطه‏اى که به مرض و نوع آن دارد و آب را براى چنین مریضى خطرناک مى‏داند، تن به این خواسته نخواهد داد و یا حداقل آن را براى مدت معینى به تاخیر خواهد انداخت. و اگر ممکن باشد از راه دیگرى براى تخفیف تشنگى او اقدام خواهد کرد.

این بى‏توجهى به تقاضاى مریض نیست ‏بلکه خود عین اجابت ‏با در نظر گرفتن مصلحت اوست. خداوند متعال نیز، هرگاه دعایى - با توجه به ارکان آن - از بنده‏اش ابراز شود، قطعا بدان پاسخ خواهد داد، ولى اینکه شخص «دعاکننده‏» اجابت دعاى خود را در به اجرا درآوردن مو به موى خواسته خود از سوى خدا بداند اندیشه‏اى غلط، انتظارى بیجا و از باب قیاس خالق به خلق است.

 

انواع اجابت

اجابت الهى با توجه به مجموعه مصالح و مفاسد تحقق مى‏پذیرد و بدیهى است چنین کارى صورتهاى مختلف دارد که در هر خواسته‏اى با توجه به اوضاع و مناسبات خاص آن، به صورت ویژه‏اى جلوه مى‏کند که به برخى از آنها مى‏پردازیم.

البته آنچه اینجا بدان مى‏پردازیم به غیر از نوع روشن و رایج آن است که برآمدن حاجت دائمى به همان صورت مطلوب اوست.

 

جلب رحمت

از نتایج‏ بسیار مهم دعا جلب توجه و عنایت ویژه الهى است که سراسر زندگى و لحظه لحظه عمر دعاکننده را فرا مى‏گیرد.

بر طبق آیات قرآن کریم، خداوند بزرگ رساندن رحمت را به بندگان، بر خود مقرر فرموده و مقصود از آفرینش آنان را نیز همین امر، اعلام کرده است ولى بهره‏مندى از آن را به تقاضا و درخواست ‏آنها از خود منوط دانسته ‏است.

شخص «دعاکننده‏» نباید در کار دعا تنها به برآمدن حاجت‏ خود قناعت ورزد تا اگر محقق نشد دست از طلب بردارد بلکه باید با نظرى بلند و در افقى بسیار وسیعتر و فراتر از برخى خواسته‏هاى محدود بدین عمل دست ‏یازد.

سایه رحمت الهى بر سر آن بنده‏اى باد که حاجت‏ خویش را از خدا بخواهد و در آن اصرار بورزد خواه آن خواسته‏اش محقق شود و خواه عملى نگردد

البته خواسته‏هاى کوچک را هم باید از خدا خواست. بلکه بنا به روایتى از امام صادق علیه‌السلام تمامى امور از کوچک و بزرگ را باید از او طلب کرد زیرا همان کسى که صاحب اختیار کارهاى بزرگ است، سررشته کارهاى کوچک را نیز در دست‏خود دارد.

ولى سخن این است که همواره باید امور محدود و جزیى را در پرتو عنایت کلى الهى خواست و به وسیله دعا عنایت و توجه عام و رضایت‏خداوند را به سوى خود جلب کرد.

قرآن مجید از قول حضرت ابراهیم علیه‌السلام خطاب به مشرکان عصر خود اینچنین مى‏فرماید: «واعتز لکم و ما تدعون من دون الله و ادعو ربى عسى الا اکون بدعاء ربى شقیا» من از شما و آنچه مى‏پرستید کناره مى‏گیرم و پروردگار خود را مى‏خوانم بدین امید که به وسیله این کار - رحمت‏ خدا را در همه حال به سوى خود جلب کنم و در پیشگاه او - محروم و مطرود نباشم.

امام صادق علیه‌السلام از نبى اکرم صلی‌الله‌علیه ‌و‌آله نقل مى‏کند که آن حضرت فرمودند: «رحم الله عبدا طلب من الله عز و جل حاجة فالح فى الدعاء استجیب له ام لم یستجیب [له]، و تلا هذه الآیة...» سایه رحمت الهى بر سر آن بنده‏اى باد که حاجت‏ خویش را از خدا بخواهد و در آن اصرار بورزد خواه آن خواسته‏اش محقق شود و خواه عملى نگردد. آنگاه حضرت همین آیه را به عنوان شاهد کلام خود ذکر فرمود.

باز در حدیث دیگرى حضرت صادق علیه‌السلام فرمودند: «ان الله عز و جل یقول: من شغل بذکرى عن مسالتى اعطیته افضل ما اعطى من سالنى». خداى متعال مى‏فرماید: کسى که به یاد من مشغول شود و از عرض حاجت‏خود باز ماند - با جلب رحمت‏خود به سوى او - بهترین عطایاى خویش را که به‏سائلان مى‏دهم بدو نیز خواهم ‏بخشید.

و نیز همان حضرت فرمودند: «هیچ بنده‏اى دست ‏خود را به سوى خدا نگشود مگر اینکه خداوند بزرگ از این که آن دست را خالى برگرداند حیا مى‏کند و از رحمت ‏خود آنچه بخواهد بدو عنایت مى‏کند. پس هرگاه کسى از شما دست‏به دعا برداشت آن را بر سر و صورت خود بکشاند.»

 

بنابراین بهترین و سودمندترین پاسخ الهى به بنده نیایشگر خود سرازیر کردن رحمت ‏بى‏پایان خویش به سوى اوست و از باب اینکه: «چون که صد آمد نود هم پیش ماست‏» در پرتو آن تمامى مشکلات مادى و معنوى رو به سامان خواهد گذاشت و هیچ دعایى از مؤمن، خالى از این بهره گرانسنگ نخواهد بود، چه دعاگر حاجت مورد نظر خود را نیز بگیرد یا به مصالحى بدان دست نیابد.