مردی از یکی از دره های پیرنه در فرانسه می گذشت ، که به چوپان پیری برخورد. غذایش را با او تقسیم کرد و مدت درازی درباره ی زندگی صحبت کردند . بعد صحبت به وجود خدا رسید .
مرد گفت : اگر به خدا اعتقاد داشته باشم باید قبول کنم که آزاد نیستم و مسوول هیچ کدام از اعمالم نیستم . زیرا مردم می گویند که او قادر مطلق است و اکنون و گذشته و آینده را می شناسد.
چوپان زیر آواز زد و پژواک آوازش دره را آکند . بعد ناگهان آوازش را قطع کرد و شروع کرد به ناسزا گفتن به همه چیز و همه کس . صدای فریادهای چوپان نیز در کوهها پیچید و به سوی آن دو بازگشت .
سپس چوپان گفت : زندگی همین دره است ، آن کوهها ، آگاهی پروردگارند ؛ و آوای انسان ، سرنوشت او . آزادیم آواز بخوانیم یا ناسزا بگوئیم ، اما هر کاری که می کنیم ، به درگاه او می رسد و به همان شکل به سوی ما باز می گردد
همه میگویند ازدواج مثل هندوانه است. به شرط چاقو هم درکار نیست. اما امروزه از چیزهایی نام میبرند که به دوام ازدواج کمک میکند. دوام نهاد خانواده که این روزها به خاطر توقعات زیاد ما گاهی متزلزل میشود؛ از ماست که بر ماست. حالا ما میتوانیم با نگاهی مختصر به آن چیزهایی که به خانوادهمان انسجام میدهد، شرایط بهتری را برای رسیدن به آرامش مهیا کنیم... ازدواج موفق بستگی به عوامل مختلفی دارد که خیلی از آنها را باید در دوران نامزدی ( قبل از ازدواج) ارزیابی کرد. عوامل دیگری نیز در موفقیت زندگی زناشویی موثر است که میتوان آنها را بعد از ازدواج شناخت.
در ازدواج، توانایی سازش دایمی با شرایط گوناگون که ممکن است متغیر هم باشد و از خودگذشتگی فراوان لازم است مهمترین عوامل توافق در ازدواج عبارتاند از: رشد عاطفی و فکری، تشابه علایق و طرز تفکر، تشابه مذهبی، تشابه تحصیلی و طبقاتی، تشابه طرز فکر نسبت به امور جنسی، تشابه علاقه به زندگی و سرعت عمل در کارها، رابطه با خانواده زن و شوهر.
مهمترین عامل موفقیت ازدواج
مهمترین عامل موفقیت در زندگی زناشویی، رشد عاطفی و فکری است البته درجه رشد عاطفی و فکری تنها بستگی به سن ندارد بلکه سن روانی، اجتماعی و عاطفی و سن جسمانی همه از عوامل موثر در رشد عاطفی است. رشد جسمانی نیز عامل مهمی در آمادگی و در نهایت دوام ازدواج است. مساله دیگری که از لحاظ بهداشت روانی قابل ملاحظه است اینکه آیا در ازدواج اختلاف هوش و معلومات سبب بروز اختلافات زناشویی خواهد شد یا خیر؟ شخصی که از لحاظ اجتماعی رشد کرده است، روابط اجتماعی را بهتر درک میکند. او میداند چگونه با دیگران، به خصوص خانواده و همکارانش سازش کند. او درک میکند که انتظارات اجتماع از او چیست و تا اندازه زیادی قادر است خود را با این توقعات تطبیق دهد. همچنین او آماده قبول مسوولیت است و نسبت به محدودیتهای خود آگاهی دارد.
رشد عاطفی، کی و چقدر؟
یکی از مهمترین عوامل رشد، مقدار و چگونگی رشد عاطفی است. مثلا شخص ممکن است 30 یا 40 سال عمر کرده باشد ولی از لحاظ رشد عاطفی عقب مانده محسوب شود. چنین شخصی قدرت کنترل احساسات و عواطف خود را ندارد و در نتیجه زندگی زناشویی او مختل میشود. شخصی که رشد عاطفی کرده است، در مورد همسر و فرزند و دوستان و مشکلات زندگی نظریه واقع بینانهای دارد. او دارای فلسفه زندگی معینی است که بر اساس آن میتواند از بحرانهای دایمی زندگی جلوگیری کند. او به پیشرفتهای فعلی خود متکی است و زیاد به گذشته خود، هر چند هم با شکوه بوده باشد، اتکا ندارد. در ضمن به مطالبی از قبیل امور جنسی، عشق، ازدواج و تربیت کودک نگاه روشنی دارد.
دانشمندان به این نقطه رسیدهاند که «اگر عشق و احساسات قابل اتکا نیستند پس چه چیز قابل اتکا است؟» یعنی چه چیزهایی باید وجود داشته باشد تا عشق افراد پایدار بماند. ابتدا نظریهای شکل گرفت که اگر برخی شباهتهای اولیه بین افراد وجود داشته باشد صمیمیت و رفاقت بیشتری بین آنان به وجود میآید که میتواند ازدواج موفق را تضمین کند اما تجربه نشان داد که در مواردی اتفاق میافتد که انتخاب اولیه اشتباه نبوده است. یعنی افراد در ابتدای ازدواج، شباهتهایی به هم داشتهاند اما پس از ازدواج تغییر کردهاند. پس خیلی وقتها مشکل اینجاست که آدمها تغییر میکنند اما با هم تغییر نمیکنند: پس چه چیز میتواند صمیمیت و رفاقت درازمدت بین زوجها را تضمین کند؟»
هوش عاطفیات را به کار بینداز!
هوش عاطفی نوعی از هوش است که به ما کمک میکند به احساساتمان آگاه باشیم. بتوانیم عواطفمان را خوب بیان کنیم. آنها را خوب کنترل و هدایت کنیم. ظرفیتهای خودمان را بشناسیم و در مجموع یک حس مثبت کلی نسبت به خودمان داشته باشیم. از طرف دیگر بتوانیم عواطف فرد مقابلمان را درک کنیم و نسبت به آن واکنش اجتماعی یا بینفردی مناسب داشته باشیم. هوش عاطفی به ما کمک میکند که وقتی دچار تعارض در احساساتمان میشویم، فرو نریزیم و بتوانیم به عنوان مسالهای معمولی حلش کنیم.
مشکل مالی
اگر یکی از طرفین ازدواج، خود را در مسایل مادی غرق کند، قادر نخواهد بود به جنبههای دیگر ازدواج نیز توجه داشته باشد. این رفتار مسامحهکارانه باعث خواهد شد که طرف دیگر احساس کند مورد بیتفاوتی و بیتوجهی همسر خود قرار گرفته است که ویرانگر خواهد بود.
ازدواجهای مصلحتی
محیط و شرایط پیرامون ازدواج نیز گاهی ممکن است باعث دوام یا شکست ازدواج شود. ازدواجهای مصلحتی، ازدواج سالمی نیست. وقتی تصمیم ازدواج بر مبنای چیزی جز عشق واقعی باشد، حالت معامله به خود میگیرد. یکی از نمونههای این نوع ازدواج، ازدواجهایی است که طرفین به خاطر فشاری که از طرف خانواده یا دوستان و اطرافیان متحمل میشوند، تن به آن میدهند یا برخی دیگر که به خاطر صاحب فرزند شدن ازدواج میکنند. هیچ یک از این دلایل نمیتواند دلیل سالم و صحیح برای ازدواج باشد و احتمال جدایی و اختلاف بیشتر خواهد شد. یکی دیگر از این عوامل محیطی ازدواج کردن در سنین پایین است البته سن ازدواج به خود فرد و آمادگیهای او بستگی دارد اما اکثریت اعتقاد دارند که ازدواج در نوجوانی صحیح نیست.
یک پسر جوان برای شروع ازدواج باید علاوه بر داشتن شغل خوب و درآمد کافی سند ششدانگ منزل مسکونی هم به نامش خورد. و خودرویی شیک زیرپایش بوده باشد! و دختر خانم هم باید حداقل 5 برابر قیمت تمام دارایی های شوهر مهریه داشته باشد و آنچنان جهیزیه ای با خود به خانه بخت بیاورد که با دارایی های شوهر برابر می کند!
انتظارات و توقعات فوق چندان با اغراق همراه نیست .حال اگر کسی ندارد ، تکلیفش جداست اما سطح فرهنگی جامعه ما چنین انتظاری از دختر و پسر جوان دارد که ریشه بسیاری از مشکلات قبل، هنگام و پس از ازدواج محسوب می شود.
لحظه ای دیگر مطالب فوق را مرور کنیم و از خود بپرسیم اگر چنین امکاناتی برای زوج های جوان فراهم شود آیا خواسته های مادی آنها تمام خواهد شد ! عروس چنین خانواده ای می تواند نرفتن به حداقل سه سفر خارجی را ملاک بی محبتی شوهرش تلقی کند و آغاز اختلافی باشد که در نهایت می تواند به طلاق و جدایی ختم شود. و در مقابل هم بی احترامی فرضی خانواده عروس می تواند مستمسکی برای لجبازی و کینه جویی دامادی شود که آن نیز پایان تلخی کمتر از جدایی ندارد!
به توجیه اشتباه دیگری که سبب اختلاف می شود توجه کنید. عروس خانم به آقا داماد می گوید به هر اندازه ای که دوستم داری باید برای عروسی من تالار مجلل اجاره کنی !! در این شرایط سخت داماد بخت برگشته اگر بگوید دوستت دارم که باید زیر بار سنگین تهیه تالار مجلل هم برود و اگر غیر از این باشد که ...
واقعا اگر جوانان ما در ابتدا با چنین امکاناتی زندگی جدید خود را آغاز کنند دیگر خواسته های جدید مادی نخواهند داشت زندگی آرام خود را ادامه خواهند داد آیا چنین جوانی با چنین امکاناتی به دنبال کار و تلاش خستگی ناپذیر خواهد رفت ؟
واقعا هدف ازدواج چیست ؟ آیا داشتن خانه ، ماشین و شغل هدف اصلی زندگی است اگر هدف زندگی به داشتن خانه و غذا و خودرو است که این نیازها هم در خانه پدری برای دختران و پسران جوان فراهم بود در حالیکه به تعبیر اسلام در ازدواج شخصیت انسان کامل می شود و زوج ها پوشاننده و برطرف کننده معایب همدیگر خواهند شد و با ازدواج است که به تکامل می رسند.
به تعبیر اسلام در ازدواج شخصیت انسان کامل می شود و زوج ها پوشاننده و برطرف کننده معایب همدیگر خواهند شد و با ازدواج است که به تکامل می رسند.
انسان مجرد حتی اگر به سن چهل و پنجاه سالگی هم برسد باز ناقص است زیرا انسان ذاتا اجتماعی خلق شده و خلقت او نیز به همراه زوج بوده است . در چنین شرایطی است که جوانان تازه ازدواج کرده در قالب هویت جدیدی ظاهر می شوند که کار و تلاش فراوان و اصلاح فکر و روان ، یکی از نشانه های آن است که به همراه خود می تواند جامعه را هم به پیش ببرد.
شاید یکی از هدف های اصلی ازدواج علاوه بر تکامل فرد ، تکامل و پیشرفت مادی و معنوی جامعه هم بوده باشد ـ که یقینا هم هست . در حالیکه در جامعه ما ازدواج به اشتباه در بسیاری موارد موضوعی فردی تلقی می شود اما مسایل فردی جزیی از کل ازدواج است که علاوه بر ادامه حیات جسمانی ادامه حیات مادی و معنوی بشر را هم با خود دارد.
/a>ازدواج یک نیاز فطری و ضرورت حیات اجتماعی است ازدواج یک امر پسندیده است که مطابق با طبیعت فطرت شرع ، حافظ بقای نسل بشر است که هر چه زودتر و بهنگام بایستی به آن پرداخت . نظام خلقت الهی بر زوجیت همه پدیده ها و ازدواج بهنگام همه پسرها و دخترها استوار است. ازدواج محبوب ترین بنای گستره هستی در پیشگاه خالق زوج آفرین است. لذا هرگونه تعویق عمدی در زوجیت جوانان عواقب جدی خود را در بردارد.
متاسفانه علت های مختلفی در این تاخیر مطرح است . یکی از این علل ها و نگرانی ها مباحث اقتصادی و کمبودهای مادی است در صورتی که بیش از آنکه مباحث اقتصادی در این تاخیر نقش داشته باشند باورهای غلط فرهنگی است . امام صادق علیه السلام می فرماید : هرکس به خاطر نگرانی هزینه های زندگی مشترک ازدواج نکند نسبت به خداوند رازق بدگمان گشته است چرا که خداوند منان می فرمایند ازدواج کنید اگر فقیر و تهیدست باشید پروردگار متعال از عنایت خود بی نیازتان گرداند.
قداست ازدواج و تحکیم بنیان خانواده در جامعه دینی و اسلامی همیشه مورد توجه بوده است و همه ارکان جامعه اسلامی بایستی بکوشند برای بهره مندی جامعه از خانواده سالم و متعالی آن گونه که شایسته است به آن بپردازند.
هم اکنون خودخواهی ها بجای خداخواهی ، تجمل گرایی به جای زندگی آسان ،ساده و صمیمی .فرزندسالاری بجای حق سالاری و شایسته سالاری و فاصله افتادن بین اعضای خانواده با استفاده غیرصحیح و بدون آموزش از کامپیوتر تلویزیون ماهواره و... نداشتن مسکن و شغل مناسب و رسوخ فرهنگ های غربی در بین خانواده ها و برخی روابط خارج از چارچوب خانواده در بین دختران و پسران و... طی سالهای اخیر از عواملی است که در کاهش ازدواج و حتی افزایش آمار طلاق ها در بین خانواده ها نقش اساسی داشته است .
بهترین جا برای شروع تغییر در این نگرش ها ،خانواده است که می تواند در ساختن فرهنگ جدید موثر باشد.