اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

عقاب باش

عقاب وقتی می‌خواهد به ارتفاع بالاتری صعود کند، در لبه‌ی یک صخره، به انتظار یک اتفاق می‌نشیند!

 می‌دانید اتفاق چیست؟ گردبادی که از رو‌به‌رو بیاید!

عقاب به محض این‌که ‌آمدن گردباد را حس‌کرد، بال‌های خود را می‌گشاید و اجازه می‌دهد ‌باد، او را با خود بلند کند.

به محض این‌که طوفان قصد سرنگونی عقاب را کرد، این پرنده‌ی بلند‌پرواز، سر خود را به‌سوی آسمان بلند می‌کند و عمود بر طوفان می‌ایستد و مانند گلوله‌ی توپی، به سمت بالا پرتاب ‌می‌شود. او آن‌قدر با کمک باد مخالف، اوج ‌می‌گیرد تا به ارتفاع موردنظر برسد و آن‌گاه با چرخش خود به‌سوی قله‌ی موردنظر، در بالاترین نقطه‌ی کوهستان، مأوا می‌گزیند.

خوب به شیوه‌ی عقاب برای بالارفتن دقت کنید. او منتظر حادثه می‌ماند، حادثه‌ای که برای مرغ‌های زمینی، یک مصیبت و بلاست. او منتظر طوفان می‌نشیند تا از انرژی پنهان در گردباد، به نفع خود استفاده کند.

وقتی طوفان از راه می‌رسد، عقاب به‌جای زانوی غم بغل‌گرفتن و در کنج سنگ‌ها پناه‌گرفتن، جشن می‌گیرد و خود را به بالاترین نقطه‌ی وزش باد می‌رساند و از آن‌جا، سنگین‌ترین ضربه‌های گردباد را به نفع خود به‌کار می‌گیرد؛ عقاب از نیروی مهاجم، به نفع خویش استفاده می‌کند.

او نه‌تنها از نیروی مخالف نمی‌هراسد، بلکه منتظر آن نیز می‌نشیند‌ چراکه می‌داند این انرژی پنهان در نیروی مخالف است که می‌تواند او را به فضای بالاتر پرتاب کند.

انرژی اوج، به رایگان به کسی داده نمی‌شود. به‌طور اساسی در قانون بقای طبیعت، تقلای بقای نیروهای منفی، ایجاب می‌کند که تعداد نیروهای مخالف در زندگی، همیشه بیش‌تر از جریان موافق شما باشد.

پس اگر قرار است نیروی کمکی برای صعود شما حاصل گردد، قاعدتاً باید این نیرو از سوی مخالفان شما تأمین شود‌ بنابراین وقتی اتفاقی خلاف میل شما رخ‌می‌دهد، به‌جای عقب‌نشینی و سرخوردگی و واگذار کردن میدان، بی‌درنگ عقاب‌گونه جشن بگیرید و این رخداد ناخوشایند را به فال نیک گرفته و سعی‌کنید ‌در لابه‌لای این حادثه‌ی به‌ظاهر نامطلوب، خواسته و طلب موردنظر خود را پیدا کنید و با استفاده از نیروی مخالف، خود را به خواسته‌ی خویش نزدیک سازید.

نیرویی که قرار است باعث صعود شما در زندگی شود، توسط همان کسانی فراهم می‌شود که درحال حاضر، مخالف جدی شما هستند و قصد نابودی‌تان ‌را دارند.

این شما هستید که باید منتظر فرصت باشید و با تأمل و آمادگی و صبر و تدبیر به‌موقع، از این نیرو برای بالا‌رفتن و اوج‌گرفتن استفا‌ده کنید.

پس هرگز از وجود سختی و زحمت و نیروی مخالف در زندگی و کار و تحصیل و... خود گله‌مند نباشید. این‌ها مخازن انرژی پرواز شما هستند و اگر نباشند، شاید هرگز صعودی در زندگی‌تان حاصل نگردد.

به‌جای دست روی دست گذاشتن و از وجود مشکل‌ها و مخالفت‌ها گله‌‌کردن، کمی چشم دل خود را باز کنید و به حکمت پنهان در مصیبت‌ها و سختی‌های زندگی بیندیشید.

خالق هستی با هیچ موجودی حتی بدترین مخلوقات عالم هم دشمنی ندارد و اگر اتفاقی رخ‌می‌دهد که به‌ظاهر، آزاردهنده و ناخوشایند است، شک نکنید که او در هر‌چه رقم می‌زند، خیر و برکت و سعادت پنهان است. این ما هستیم که باید شجاعت رویارویی با جریان‌های مخالف را داشته باشیم و در وقت مناسب، بال‌های خود را بگشاییم و چرخش صعود خود به سمت بالا را تجربه کنیم.

ای دوست

در راه خدا خم شو تا قد راست کنی؛
کوچک باش تا بزرگت کنند و خالی باش تا برای پر شدن جایی داشته باشی.
به خرابیت آگاه شو تا مرمت پذیری و بی چیز باش تا به دست آوری.
خدمت کن تا ریاست کنی و منعطف باش تا نشکنی

به یاد داشته باش اگر با آن یگانه پیوند بخوری مردمان در کمال اطمینان به نزدت خواهند شتافت.

گرچه وصالش نه به کوشش دهند
آنقــــــدر ای دل که تـــوانی بکوش

بدبینی، آفت دوست داشتن

آنچه که زندگی انسان را از سایر حیوانات متمایز  می کند و به آن رونق و حرکت و تکامل می بخشد، روحیه  همکاری گروهی است و این در صورتی امکان پذیر است که اعتماد و خوش بینی بر همگان حاکم باشد و افراد به دور از  هرگونه سو»ظن  و بدگمانی باشند ، چراکه سوءظن اساس اعتماد متقابل را درهم  می کوبد ، پیوندهای تعاون را از میان  برداشته و روحیه اجتماعی بودن را تضعیف می کند.  

در جمعی که دیدگاه های منفی و گمانه زنی های بی دلیل در مورد دیگران امری رایج و عادی  در اذهان  عموم افراد باشد، دوستی و الفت از میان آنها رخت برمی بندد و حجم غیبت به سبب بدگمانی افزایش می یابد.

در زندگی فردی نیز اگر انسان با افکار منفی یعنی احساس ناتوانی و خودکم بینی همراه باشد در حقیقت سیستم   دفاعی خود را علیه خویش فعال نموده و زمینه ساز شکست درونی خویشتن می شود ،  بعبارت دیگر همه ما اگر بطور مداوم اندیشه ها و افکار منفی را در سر بپرورانیم  و از کاه، کوهی بسازیم و تمام رفتارهای دیگران را حمل بر دشمنی و تحقیر نماییم،  به تدریج این افکار منفی بر ما مسلط می شود و ناخود آگاه بخش عظیمی از  توانایی های  بالقوه و بالفعل خود را هدر می دهیم و در نتیجه بی حوصله، افسرده، عصبی و ناتوان  می شویم، همه چیز و همه کس در نگاه ما منفی، غم انگیز و ناامیدکننده خواهد بود و از  آنچه داریم هیچ لذتی نمی بریم و احساس  خوبی هم نداریم.

 

بنابراین، بدبینی سرچشمه  همه ناراحتی های روحی و روانی و موجب اضطراب و نگرانی  است و شخص بدبین، بیشتر از دیگران غمگین، خود خور و ناراحت است و بعلت گمان های بدی که درباره اشخاص و پدیده ها دارد، بسیار در رنج و عذاب درونی است.  

بدبینی بزرگترین مانع همکاری های اجتماعی، اتحاد و پیوستگی دل هاست و سبب گوشه گیری، تکروی و  خودخواهی انسان ها می شود.

در نتیجه از همنشینی با دوستان و رفت وآمدهای مفید اجتناب می ورزد و به تنهایی و عزلت بیشتر تمایل دارد و  از شادی و نشاط روحی  بی بهره است و شاید کار به جایی برسد که از همه  کس و همه  چیز هراس پیدا می کند و هر تحرکی را از سوی هر کس به ضرر خود می بیند و چنین تصور می کند که همگان کمر به نابودی و حذف او بسته اند. 

انسان بدگمان در اثر دوری از معاشرت های سودمند و فاصله گرفتن از دیگران، از تکامل و رشد فکری باز می ماند و همیشه تنهاست و از  تنهایی رنج می برد و از کمترین صفای روحی برخوردار نیست.  آنکه زندگی اش همراه با سوءظن است همیشه در دل به بدگویی و غیبت دیگران مشغول و از این جهت است که برخی از علمای اخلاق از سوء ظن بعنوان «غیبت قلبی و باطنی» نام برده اند. 

 

 همچنین در جمعی که دیدگاه های منفی و گمانه زنی های بی دلیل در مورد دیگران امری رایج و عادی  در اذهان  عموم افراد باشد، دوستی و الفت از میان آنها رخت برمی بندد و حجم غیبت به سبب بدگمانی افزایش می یابد. بدگمانی و سوءظن نوعی ستمگری در حق دیگران است و  باعث افزایش ترس میان آحاد جامعه می شود زیرا مردم  پیوسته در هراس  می باشند که مبادا بی  دلیل در معرض اتهام قرار بگیرند و آبروی شان به مخاطره بیفتد. پس بدبینی بزرگترین مانع همکاری های اجتماعی، اتحاد و پیوستگی دل هاست و سبب گوشه گیری، تکروی و  خودخواهی انسان ها می شود وچه بسا افراد ارزنده ای که می توانستند منشا کارهای  مهم و ارزشمند باشند، اما براثر بدگمانی  خود یا بدگمانی دیگران نسبت به آنها از  پیشرفت و ترقی بازمانده اند.