اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

نحوه ی اندیشه و روش‏هاى مقابله با مشکلات

جهت حمایت  از وبلاگ و مشاهده خرید با تخفیف کلیک کنید

نحوه ی اندیشه و روش‏هاى مقابله با مشکلات

بدیهى است که در شرایط اقتصادى ، اجتماعى ، فرهنگى و سیاسى زندگى امروزى ، تقریباً در همه ی خانواده‏ها مسائل و مشکلاتى وجود دارد. بنابراین، در اصل وجود مشکلات و اضطراب‏ها، نمى‏توان هیچ گونه تردیدى داشت؛ اما آن چه مهم است، نحوه ی اندیشه و روش‏هاى مقابله با این مشکلات است. در این جا به ذکر شیوه‏هایى مى‏پردازیم که زوج‏هاى موفق در مقابله با مشکلات و اضطراب‏هاى زندگى از آنها استفاده مى‏کنند. این شیوه‏ها عبارتند از:


1- زوج‏هاى موفق اضطراب را بخشى طبیعى از زندگى زناشویى در نظر مى‏گیرند.

تفاوت مهم میان زوج‏هاى موفق و ناموفق آن است که زوج‏هاى موفق ، از همان بدو زندگى ، انتظار وجود اضطراب و مشکل را در زندگى دارند و سعى نمى‏کنند که آنها را انکار نمایند و حلاوت و شیرینى زندگى را در وجود این مشکلات - اعم از اقتصادى ، کارى ، عاطفى ، ارتباطى و... - مى‏دانند؛ در حالى که زوج‏هاى ناموفق ، وجود اضطراب و مشکل را در زندگى ، امرى غیر عادى و مصیبت‏زا مى‏دانند. زوج‏هاى موفق مشکل یا اضطراب را امرى موقتى مى‏دانند و تلاش مى‏کنند تا بر مهارت‏هاى خود براى مقابله با آنها بیفزایند و از این که مى‏توانند با مشکلات تازه برخورد کنند ، احساس خوبى دارند و در مقابل ، زوج‏هاى ناموفق، آنها را امرى دائمى مى‏دانند و از این که در زندگى آنها مشکل و اضطراب وجود دارد ، احساس گناه مى‏کنند و به جاى یافتن راه حل ، علت مشکل را در دیگران جست‏وجو مى‏کنند و به جاى توجه به جنبه‏هاى مثبت و توانمندى‏هاى خود به جنبه‏هاى منفى و ناتوانایى‏هاى خود توجه دارند. که این عامل ، موجب شکست‏خوردگى آنان مى‏شود.


2- زوج‏هاى موفق احساسات و نظرات خود را با هم در میان مى‏گذارند.

حرف نزدن و یا کم حرف زدن زن و شوهر با هم ، یکى از پدیده‏هاى متداولى است که خود ریشه ی بسیارى از اضطراب‏هاست. در یک مطالعه ، 22 زن و شوهر را از هم جدا کرند و از آنها خواستند که مسائل مهم ارتباطى خود را در زندگى زناشویى یادداشت کنند. نظرات مردان به شرح زیر بود:

1- زنم از من جواب‏هاى فورى مى‏خواهد؛ اما من مى‏خواهم در این باره فکر کنم.

2- زنم پیوسته مترصد مسائل پنهان است. او از افکار من برداشت سوء مى‏کند.

3- زنم هرگز از حرفى که به او مى‏زنم، راضى نمى‏شود.

4- زنم انتظار دارد که جزئیات هر موضوعى را شرح بدهم؛ خود او هم تا بخواهد حرف‏هایش را کش مى‏دهد؛ نمى‏دانم چرا به اصل مطلب نمى‏پردازد.

5- زنم اشخاص را از موضوعات جدا نمى‏کند. او معتقد است: «اگر با حرف من مخالف باشى ، یعنى با خود من مخالف هستى و مرا دوست ندارى .»

6- زنم همیشه مى‏گوید: «به من توجه کن، بگو که زن ارزشمندى هستم»؛ اعصابم را خُرد کرده است.


خانم‏ها نظرات متفاوتى داشتند. چکیده ی نظرات خانم‏ها چنین است:

1- شوهرم به حرف‏هاى من دقت نمى‏کند و بلافاصله در مقام قضاوت بر مى‏آید.

2- شوهرم براى حرف‏هاى من ارزشى قائل نیست؛ اما وقتى دیگران حرف مى‏زنند، به دقت به حرف‏هایشان گوش مى‏دهد.

3- تذکرهاى مرا به حساب غرولند مى‏گذارد.

4- همگى مسائل شوهرم ، جملگى مهمند؛ اما مسائل من جزیى و بى‏اهمیت هستند.

5- شوهرم گوش نمى‏دهد، بلکه تنها به گوش دادن تظاهر مى‏کند. وقتى مچ او را مى‏گیرم عصبانى مى‏شود.

6- من احساساتم را با او در میان مى‏گذارم اما او این کار را نمى‏کند.



مطالعه ی دقیق این شکایت‏ها، نشان مى‏دهد که زوج‏ها، باید با احساس و کلام با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. این جاست که زوج‏هاى موفق، در مقایسه با سایرین، از مهارت بیشترى برخوردارند.


3- زوج‏هاى موفق براى حل و فصل اختلاف ، مهارت‏هایى در خود ایجاد مى‏کنند و راه برخورد خلاق را مى‏آموزند.

زوج‏هایى مى‏توانند به خوبى با اضطراب‏ها و مشکلات روزانه روبه‏رو شوند که راه‏هایى عملى براى حل اختلافات خود پیدا کنند و مهارت‏هاى لازم را براى کنار آمدن با یکدیگر بیابند. حل و فصل اختلاف و کنار آمدن با یکدیگر، مفاهیمى به هم نزدیک هستند؛ اما یکى نیستند.



مهارت‏هاى حل و فصل اختلاف ، بیشتر به طرز ارتباط بستگى دارند؛ در حالى که مهارت‏هاى کنار آمدن، به خلاقیت، قوه ی ابتکار و پشتکار و استقامت وابسته‏اند. بعضى از زوج‏ها، به یک گروه از این مهارت‏ها مجهزند؛ اما فاقد مهارت‏هاى نوع دوم هستند. زوج‏هایى وجود دارند که از مهارت‏هاى فوق العاده‏اى براى حل و فصل مسائل خود برخوردار هستند. آنان مى‏توانند درباره ی هر موضوعى حرف بزنند؛ احساساتشان را با هم در میان بگذارند و درباره ی خود ، احساس خوبى پیدا کنند؛ اما زندگى خانوادگى آنها بسیار مغشوش و نابسامان است ، زیرا هرگز با اضطراب‏هایشان کارى صورت نمى‏دهند و تنها درباره ی آنها حرف مى‏زنند. در این صورت ، اضطراب ماندگار مى‏شود و ابعاد وسیع‏ترى مى‏گیرد و زن و شوهر به ناچار مترصد کمک گرفتن از دیگران مى‏شوند.



از سوى دیگر، خانواده‏هایى وجود دارند که به اضطراب‏ها توجه مى‏کنند؛ اما از کنار اختلافات بى‏توجه مى‏گذرند. ممکن است اضطراب ناشى از کمى درآمد، با آغاز به کار شوهر در یک شغل دوم، برطرف شود؛ اما ناراحتى از این کار دوم، مى‏تواند حالت انفجارآمیزى به خود بگیرد.



فلورا دیکز نویسنده و محقق امور ارتباطات مى‏گوید:

تقریباً همه ی زوج‏ها با هم نزاع مى‏کنند. بسیارى از آنها از این که موضوع را به زبان بیاورند، خجالت مى‏کشند. در واقع، ازدواجى که در آن هیچ اختلافى وجود نداشته باشد، مرده است و یا به دلیل مشکلات احساسى و عاطفى ، در شرف مرگ است. اگر کسى به زندگى خانوادگى خود علاقه‏مند باشد، به احتمال زیاد، براى رسیدن به خواسته‏هاى خود مى‏جنگد.

نزاع، مسئله نیست؛ توانایى حل و فصل دعوا یا اختلاف ، تعیین کننده ی موفقیت زن و شوهر در برخورد با اضطراب‏هاست که بر اثر اختلاف ، به خانواده راه پیدا مى‏کند. زوج‏هایى که با دو هفته سکوت اختیار کردن، با اختلاف زناشویى خود برخورد مى‏کنند، در واقع با اضطراب روبه‏رو نمى‏شوند. این روش، بر شدت تنش موجود در خانواده مى‏افزاید. زن و شوهرى که با هم برخورد جسمانى مى‏کنند و یا به هم بد و بیراه مى‏گویند، سطح اضطراب میان خود را افزایش مى‏دهند. زوج‏هایى که با اضطراب کنار مى‏آیند، کسانى هستند که اختلاف را حل و فصل مى‏کنند.

4- زوج‏هاى موفق از سازمان‏ها و اشخاص دیگر نیز کمک مى‏گیرند.

خانواده‏هاى موفق و ناموفق در رفع اضطراب، درباره ی کمک گرفتن از نظام‏هاى بیرون از جمع خانواده، نظریات بسیار متفاوتى دارند. از نظر خانواده‏هاى موفق در کنار آمدن با اضطراب، اقوام، دوستان، گروه‏ها و جامعه، حامیان ارزشمند ی هستند و حال آن که خانواده‏هاى مضطرب و مشکل‏دار، دخالت این افراد را به حساب ناتوانى خود مى‏گذارند. به ما از دیرباز گفته‏اند که یک خانواده ی خوب، خانواده‏اى است که مى‏تواند مسائل خود را حل و فصل کند و اگر جز در مواقع اضطرارى ، از کسى کمک بگیرد ، نشانه ی آن است که به اندازه ی سایر خانواده‏ها خوب و موفق نیست.



به روشنى مى‏توان گفت که خانواده‏هاى موفق، در برخورد با اضطراب، از نظام‏هاى حمایتى، بیشترین بهره را مى‏برند. آنان، وقتى به مراقبتى براى فرزندشان احتیاج پیدا مى‏کنند و یا وقتى یکى از افراد خانواده ی آنها بیمار مى‏شود و یا مسئله‏اى بروز مى‏کند، کسانى را دارند که از آنها کمک بگیرند و آن اشخاص نیز به سهم خود ، در وقت نیاز، تقاضاى مساعدت مى‏کنند.



در جامعه ی پرتحرک ، پیچیده و صنعتى امروز، بعید است که اقوام درجه ی اول و دوستان قدیم، در نزدیکى ما زندگى کنند و ممکن است با ما صدها کیلومتر فاصله داشته باشند و حتى اگر در شرایط اضطرارى از کمک آنان بهره‏مند شویم ، براى برخورد با اضطراب‏ها و مشکلات روزانه ، از دست آنها براى ما کارى ساخته نیست. گروه‏هایى حمایت‏کننده، براى خانم‏هاى خانه‏دار افسرده، براى والدینى با فرزندان کم سال، براى خانواده‏هایى که نوجوان‏هاى معتاد دارند، براى والدینى که نمى‏توانند فرزندانشان را کنترل کنند و براى خانواده‏هاى کم درآمد، بسیار مفید و ارزشمند هستند. اینها خانواده‏هاى ارزشمندى هستند که از کمک‏هاى طبیعى در نزدیکى خود محرومند.

اعلامیه ی جهانی حقوق بشر

جهت حمایت  از وبلاگ و مشاهده خرید با تخفیف کلیک کنید

اعلامیه ی جهانی حقوق بشر

از آنجا که شناسایی حیثیت ذاتی کلیه اعضای خانواده بشری و حقوق یکسان و انتقال ناپذیر آنان اساس آزادی و عدالت و صلح را در جهان تشکیل می دهد ، از آنجا که عدم شناسایی وتحقیر حقوق بشر منتهی به اعمال وحشیانه ای گردیده است که روح بشریت را به عصیان واداشته و ظهور دنیایی که در آن افراد بشر در بیان عقیده آزاد و از ترس و فقر فارغ باشند به عنوان بالاترین آمال بشر اعلام شده است ، از آنجا که اساساً حقوق انسانی را باید با اجرای قانون حمایت کرد تا بشر به عنوان آخرین علاج به قیام بر ضد ظلم و فشار مجبور نگردد ، از آنجا که اساساً لازم است توسعه روابط دوستانه بین الملل را مورد تشویق قرار داد ، از آنجا که مردم ملل متحد ایمان خود را به حقوق اساسی بشر و مقام و ارزش فرد انسانی و تساوی حقوق مرد و زن مجدداً در منشور اعلام کرده اند و تصمیم راسخ گرفته اند که به پیشرفت اجتماعی کمک کنند و در محیطی آزادتر وضع زندگی بهتری به وجود آورند ، از آنجاکه دولتهای عضو متعهد شده اند که احترام جهانی و رعایت واقعی حقوق بشر و آزادی های اساسی را با همکاری سازمان ملل متحد تامین کنند ، از آنجا که حسن تفاهم مشترک نسبت به این حقوق و آزادیها برای اجرای کامل این تعهد کمال اهمیت را دارد ، مجمع عمومی این اعلامیه جهانی حقوق بشر را آرمان مشترکی برای تمام مردم و کلیه ملل اعلام می کند تا جمیع افراد و کلیه ارکان اجتماع این اعلامیه را دائماً مد نظر داشته باشند و مجاهدت کنند که بوسیله تعلیم و تربیت احترام این حقوق و آزادی ها توسعه یابد و با تدابیر تدریجی ملی و بین المللی ، شناسایی و اجرای واقعی و حیاتی آنها ، چه در میان خود ملل عضو و چه در بین مردم کشورهایی که در قلمرو آنها می باشند ، تامین گردد .

ماده اول : تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید با یکدیگر با روح برادری رفتار کنند .

ماده دوم :

1) هر کس میتواند بدون هیچ تمایز - خصوصاً از حیث رنگ ، جنس ، نژاد ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده ی دیگر و همچنین ملیت و وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر موقعیت دیگر ، از تمام حقوق و کلیه ی آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است بهره مند گردد .

2) به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی که شخص به آن تعلق دارد . خواه این کشور مستقل ، تحت قیومیت یا خود مختار بوده و یا حاکمیت آن به شکلی محدود شده باشد .

مجمع عمومی این اعلامیه جهانی حقوق بشر را آرمان مشترکی برای تمام مردم و کلیه ملل اعلام می کند تا جمیع افراد و کلیه ارکان اجتماع این اعلامیه را دائماً مد نظر داشته باشند

ماده سوم :  هر کس حق زندگی ، آزادی و امنیت شخصی دارد .

ماده چهارم :  احدی را نمی توان در بردگی نگاه داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع است .

ماده پنجم :  احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه یا خلاف انسانیت و شئون انسانی یا موهن باشد .

ماده ششم :  هر کس حق دارد که شخصیت حقوقی او در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون شناخته شود .

ماده هفتم : همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و بالسویه از حمایت قانون برخوردار شوند . همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد و هر تحریکی که برای اعمال چنین تبعیضی انجام شود از حمایت قانون برخوردار شوند .

ماده هشتم : در برابر اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار دهد و آن حقوق به وسیله ی قانون اساسی و یا قانون دیگری برای او شناخته شده باشد ، هر کس حق رجوع موثر به محاکم ملی صالحه را دارد .

ماده نهم : احدی را نمی توان خودسرانه توقیف ، حبس یا تبعید نمود .

ماده دهم : هر کس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش بوسیله ی دادگاه مستقل و بی طرف ، منصفانه و علناً رسیدگی شود و چنین دادگاهی درباره ی حقوق و الزامات او و یا هر اتهام جزائی که به او وارد شده باشد تصمیم بگیرد .

ماده یازدهم :

1) هر کس که به بزهکاری متهم شده باشد بی گناه محسوب خواهد شد تا وقتی که در جریان یک دعوای عمومی که کلیه تضمین های لازم جهت دفاع او تامین شده باشد ، تقصیر او قانوناً محرز گردد .

2) هیچ کس برای انجام یا عدم انجام عملی که در موقع ارتکاب ، آن عمل به موجب حقوق ملی یا بین المللی جرم شناخته نمی شده است محکوم نخواهد شد . به همین طریق هیچ مجازاتی شدید تر از آنچه که در موقع ارتکاب جرم بدان تعلق میگرفت در باره ی احدی اجرا نخواهد شد .

ماده دوازدهم : احدی در زندگی خصوصی ، امور خانوادگی ، اقامتگاه یا مکاتبات خود ، نباید مورد مداخله های خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد حمله قرار گیرد . هر کس حق دارد در مقابل اینگونه مداخلات و حملات مورد حمایت قانون قرار گیرد .

تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید با یکدیگر با روح برادری رفتار کنند

ماده سیزدهم :

1) هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب کند .

2) هر کس حق دارد هر کشوری از جمله کشور خود را ترک کند یا به آن بازگردد .

ماده چهاردهم :

1) هرکس حق دارد در مقابل شکنجه ، آزار و تعقیب پناهگاهی جستجو کند و در کشورهای دیگر پناه گزیند .

2) در مواردی که تعقیب واقعاً مبتنی به جرم عمومی و غیر سیاسی یا رفتارهایی مغایر با اصول و مقاصد ملل متحد باشد نمیتوان از این حق استفاده کرد .

ماده پانزدهم :

1) هر کس حق دارد که دارای تابعیت باشد .

2) احدی را نمی توان خودسرانه از تابعیت خود یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد .

ماده شانزدهم :

1) هر زن و مرد بالغی حق دارند بدون هیچگونه محدودیت از نظر نژاد ، ملیت ، تابعیت یا مذهب با یکدیگر زناشویی کنند و تشکیل خانواده دهند . در تمام مدت زناشویی و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در کلیه امور مربوط به ازدواج دارای حقوق مساوی می باشند .

2) ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن و مرد واقع شود .

ماده هفدهم :

1) هر کس منفرداً یا بطور دسته جمعی حق مالکیت دارد .

2) احدی را نمی توان خودسرانه از حق مالکیت محروم نمود .

ماده هیجدهم : هر کس حق دارد که از آزادی فکر ، وجدان و مذهب بهره مند شود . این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و نیز متضمن آزادی اظهار عقیده و ایمان میباشد و همچنین شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هر کس میتواند از این حقوق منفرداً یا اجتماعاً و به طور خصوصی یا عمومی برخوردار شود.

ماده نوزدهم : هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آنست که از داشت عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد .

ماده بیستم :

1) هر کس حق دارد آزادانه مجامع و جمعیتهای مسالمت آمیز تشکیل دهد .

2) هیچکس را نمیتوان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد .

هر کس حق زندگی ، آزادی و امنیت شخصی دارد

ماده بیست و یکم :

1) هر کس حق دارد در اداره ی امور عمومی کشور خود ، خواه مستقیماً و خواه از طریق نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشند شرکت جوید .

2) هر کس حق دارد با تساوی شرایط به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید .

3) اساس و منشاء قدرت حکومت اراده ی مردم است . این اراده باید به وسیله ی انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و بطور ادواری صورت پذیرد . انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا طریقه ای نظیر آن انجام گیرد که آزادی رای را تضمین نماید .

ماده بیست و دوم : هر کس به عنوان عضو اجتماع حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است بوسیله ی مساعی ملی و همکاری بین المللی حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه ی مقام و نمو آزادانه ی شخصیت اوست با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور بدست آورد .

ماده بیست وسوم :

1) هر کس حق دارد کار کند ، کار خود را آزادانه انتخاب نماید ، شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خود خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد .

2) همه حق دارند بدون هیچ تبعیضی در مقابل کار مساوی اجرت مساوی دریافت کنند .

3) هر کس که کار می کند به مزد منصفانه و رضایت بخشی ذیحق میشود که زندگی او و خانواده اش را موافق شئون انسانی تامین کند و آنرا در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت اجتماعی تکمیل نماید .

4) هر کس حق دارد برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد یا در اتحادیه ها شرکت کند .

ماده بیست و چهارم : هر کس حق استراحت و فراغت و تفریح دارد و به خصوص به محدودیت معقول ساعات کار و مرخصی های ادواری با اخذ حقوق ذیحق میباشد .

ماده بیست و پنجم :

1) هر کس حق دارد که سطح زندگانی او ، سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از حیث خوراک و مسکن و مراقبتهای پزشکی و خدمات لازم اجتماعی تامین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضاء ، بیوگی ، پیری یا تمام موارد دیگری که به عللی خارج از اراده ی انسان وسایل امرار معاش از دست رفته باشد ، از شرایط آبرومندانه ی زندگی برخوردار شود .

2) مادران و کودکان حق دارند از کمک و مراقبت مخصوصی بهره مند شوند . کودکان چه بر اثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنیا آمده باشند ، حق دارند که همه از یکنوع حمایت اجتماعی برخوردار شوند .

هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماعی و بین المللی ، حقوق و آزادی هایی را که در این اعلامیه ذکر گردیده است تامین کند و آنها را به مورد اجرا گذارد

ماده بیست وششم :

1) هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود . آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید رایگان باشد . آموزش ابتدایی اجباری است . آموزش حرفه ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل به روی همه باز باشد تا همه بنا به استعداد خود بتوانند از آن بهره گیرند .

2) آموزش و پرورش باید طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر فرد را به حد کمال رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادی های بشر را تقویت کند . آموزش و پرورش باید حس تفاهم ، گذشت و احترام به عقیده ی مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیتهای نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه ی فعالیتهای ملل متحد را در راه حفظ صلح تسهیل نماید .

3) پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند .

ماده بیست و هفتم :

1) هر کس حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع شرکت کند ، از فنون و هنر ها بهره گیرد و در پیشرفت علمی و فوائد آن سهیم باشد .

2) هر کس حق دارد از حمایت منافع مادی و معنوی آثار علمی ، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود .

ماده بیست وهشتم : هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماعی و بین المللی ، حقوق و آزادی هایی را که در این اعلامیه ذکر گردیده است تامین کند و آنها را به مورد اجرا گذارد .

ماده بیست و نهم :

1) هر کس در مقابل آن جامعه ای وظیفه دارد که رشد آزاد و کامل شخصیت او را میسر کند .

2) هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی های خود فقط تابع محدودیت هایی است که به وسیله قانون و منحصراً به منظور تامین ، شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران و برای رعایت صحیح مقتضیات اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی در شرایط یک جامعه ی دمکراتیک وضع گردیده است .

ماده سی ام : هیچ یک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولت ، جمعیت یا فردی باشد که به موجب آن بتوانند هر یک از حقوق و آزادیهای مندرج در این اعلامیه را از بین ببرند یا در راه آن فعالیتی نمایند

جهت حمایت  از وبلاگ و مشاهده خرید با تخفیف کلیک کنید

منشور کورش

جهت حمایت  از وبلاگ و مشاهده خرید با تخفیف کلیک کنید

منشور کورش 

کورش، پادشاه بزرگ هخامنشی که به بیان برخی مفسرین از جمله علامه طباطبایی به احتمال زیاد همان ذوالقرنین –پادشاه ستوده شده در قرآن- است، منشوری مکتوب از خود به یادگار گذاشته که هنوز نیز موجود است و به عنوان اولین منشور حقوق بشر جهان شناخته شده می شود. این منشور را با هم می خوانیم:

اینک که به یاری مزدا ، تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام می کنم :

که تا روزی که من زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد

دین و آیین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من ، دین و آئین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند .

من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد،

هر گز سلطنت خود را بر هیچ ملت تحمیل نخواهم کرد

 و هر ملت آزاد است ، که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید

و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند، من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد .

من تا روزی که پادشاه ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ،

کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد ، من حق وی را از ظالم خواهم گرفت

و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد .

 از مزدا خواهانم ، که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند

من تا روزی که پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر

بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال ، تصرف نماید.

من تا روزی که زنده هستم ، نخواهم گذاشت که شخصی ، دیگری را به بیگاری بگیرد

و بدون پرداخت مزد ، وی را بکار وادارد .

من امروز اعلام می کنم ، که هر کس آزاد است ، که هر دینی را که میل دارد ، بپرسد

و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند ، مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غضب ننماید ،

و هر شغلی را که میل دارد ، پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است ، به مصرف برساند ،

مشروط به اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند .

من اعلام می کنم ، که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده ، مجازات کرد ، مجازات برادر گناهکار و برعکس به کلی ممنوع است

و اگر یک فرد از خانواده یا طایفه ای مرتکب تقصیر میشود ، فقط مقصر باید مجازات گردد ، نه دیگران

من تا روزی که به یاری مزدا ، سلطنت می کنم ، نخواهم گذاشت که مردان و زنان را بعنوان غلام و کنیز بفروشند

و حکام و زیر دستان من ، مکلف هستند ، که در حوزه حکومت و ماموریت خود ، مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد .

و از مزدا خواهانم ، که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند .