اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

راههای تداوم عشق و دوستی

دوست داشتن فردی که به او اعتماد ندارید آسان است اما
زندگی کردن با او دشوار.

روابـط پایدار و بادوام تنها بر اساس اعتماد ساخته میشوند
و تـنها با وجود اطمینان است که محیط امن و آرامـی بــرای
رشـد صمیـمیـت بـه وجـود می آیـد.

اگر خواستار یک رابطه کـامـل و بـی نـقـص هستید باید اعتماد کاملی به گذشته،
حـال و آیـنـده خـود داشـتـه بـاشـید.

چنین شـرایـط بـه سادگـی بـدست نـمی آید بلکه نیازمند زمان و
هـمـچـنین تلاش شـمـاسـت. اعـتـمـاد بـه آســانی از بـیـن
می رود و شرایط به سختی به حالت اولیه خود باز میگردد.

امـا اگـر ذهـن خـود را بـر روی آن متـمرکـز کنید پاداش شما
چـیزی نیست جز یک رابطه صمیمانه که همیشه آرزوی آن
را داشتید.

وجود اعتماد و اطمینان در یک رابطه به شما اجازه می دهد تا خود واقعی تان را به دور از هرگونه ترس و دلهره ای نمایان کنید. بدون درنظر گرفتن تمام حقه هایی که در دوران ابتدایی آشنایی به منظور تاثیرگذاری در شخص مقابل انجام می دهید، وجود صمیمیت برای شناختن و شناخته شدن امری ضروری است. طرف مقابل باید با درون شما آشنا شود و باطن شما را بشناسد.
به عکس العمل های شما هنگامیکه خسته، عصبانی، ناامید و سرافراز هستید و یا حتی هنگامیکه با مادر خود تلفنی صحبت می کنید، به طور کامل واقف باشد.
او باید شما را به خاطر چیزی که هستید دوست بدارد نه به خاطر چیزی که خود در وجود شما می خواهد.
اگر او وجود حقیقی شما را دوست نداشته باشد شکی وجود ندارد که رابطه شما دیری نمی پاید.


وجود اعتماد بین طرفین باعث ایجاد یک ارتباط صادقانه میشود. اگر همیشه بخواهید واکنش های شریک زندگی تان را پیش بینی کنید و رفتار خود را بر طبق آنها تغییر دهید هیچ گاه قادر به برقراری یک ارتباط صادقانه نخواهید بود. برای داشتن ارتباطی موفق باید بر روی برخی موارد تمرکز کنید. دکتر جری فورس برگ در مقاله خود به نام "چرا نمی توانیم رابطه موفقی داشته باشیم" 5 گام موثر به سمت ارتباطی موفق را بیان می کند.

1- سوال پرسیدن: گمان نکنید که مفهوم تمام حرف های طرف مقابل خود را درک می کنید. پرسیدن چند سوال کوتاه شما را خیلی سریع به سمت حقایق راهنمایی می کند.

2- گوش دادن: برای اینکه بتوانید پیام دهنده خوبی باشید باید توانایی شنیدن حرف های دیگران را داشته باشید تا با نقطه نظرات آنها نیز آشنا شوید.

3- مشاهده کردن: کلیه اتفاقات پیرامون خود را در نظر بگیرید تا قادر به بررسی و بازبینی اطلاعات به دست آمده باشید.

4- نظرات خود را با دیگران در میان بگذارید: با مطرح کردن نظرات و عقاید خود به شخص مقابل به او اجازه می دهید تا خصوصیات اخلاقی شما را بهتر درک کند.

5- عشق معاصی بسیاری را می پوشاند: ارتباط موفق زمانی شکل می گیرد که شما افراد را بشناسید و آنها را همانگونه که هستند دوست بدارید. اما اگر تنها به فکر متقاعد کردن آنها باشید و بخواهید به آنها بقبولانید که راه و روش شما در زندگی بهترین است هیچ گاه راه به جایی نمی برید و در رابطه شما خبری از یک عشق حقیقی نخواهد بود.

هنگام بروز اختلاف و ناسازگاری آرامش خود را حفظ کنید و با قضیه منصفانه برخورد کنید. شما یک انسان هستید و می خواهید با یک موجود زنده دیگر که تنفس می کند و همچون خود شماست بحث کنید بنابراین می بایست کلیه اصول اخلاقی را رعایت کنید.

بحثی که شما را به نتیجه مطلوب می رساند دارای چه ویژگی هایی است؟ اکثر کارشناسان معتقدند که یک دعوی مطلوب دارای مشخصات زیر می باشد:

1- به موضوع اصلی بپردازید: به میان آوردن لیستی که از خطاهای گذشته یکدیگر جمع آوری کرده اید کار درستی به حساب نمی آید. بهتر است تمام انرژی خود را بر روی حل مشکل فعلی صرف کنید.

2- کلمات توهین آمیز به کار نبرید: به خاطر داشته باشید که بحث و مشاجره صرفا به دلیل حل مشکلات است و نه به منظور آزرده ساختن یکدیگر. گمان نکنید با استفاده از کلمات طعن آمیز شخص مقابل را به سکوت وا می دارید و خود برنده میدان میشوید. اگر به شریک زندگی خود احترام نگذارید و برای احساسات او ارزش قائل نباشید او حس میکند که از جانب شما مورد تهاجم قرار گرفته بنابراین به دفاع از خود می پردازد و کار خود را بدون کوچکترین توجهی به شما دنبال می کند.

3- از تعمیم دادن و ذکر قوانین بپرهیزید: "تو همیشه" یا "تو هرگز" دعاوی هستند که باعث می شوند تا طرف مقابل به حالت تدافعی فرو رود. این گفته ها حقیقت را منعکس نمی کنند. سعی کنید تا همیشه احساسات خود را با اتکا به حقایق موجود در زندگی بیان کنید.


اعتماد چیزی نیست که به خودی خود و به طور طبیعی به وجود آید حتی اگر دو طرف یکدیگر را از صمیم قلب دوست بدارند. کسب اعتماد و اطمینان نیازمند تلاش و کوشش از جانب هر دو طرف می باشد.
اگر در روابط گذشته شک هایی داشتید که همیشه به حقیقت می پیوستند، این امر می تواند تاثیراتی منفی در رابطه فعلی شما ایجاد کند. بنا نهادن اعتماد نیازمند گذر زمان است.
باید به شریک زندگی تان نشان دهید که قابل اطمینان هستید و خود نیز به او اعتماد کنید. اگر فرد مقابل مشکلاتی در اعتماد کردن دارد محیطی را خلق کنید تا اعتماد بتواند به راحتی در آن رشد کرده و پروبال گیرد.
به حرف های او گوش دهید به عقایدش احترم بگذارید و او را آنچنان که هست قبول کنید.
گذشته تان را برایش روشن کنید و به او نشان دهید که قابل اعتماد است و شما نیز برای او فرد قابل اعتمادی خواهید بود.
اگر برای حقوق یکدیگر ارزش قائل نباشید احساس امنیت از بین می رود و این هر دوی شما هستید که در معرض آسیب و رنجش قرار می گیرید.

بگذار

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم

دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم

شوقست در جدایی و جورست در نظر

هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم

روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست

بازآ که روی در قدمانت بگستریم

ما را سریست با تو که گر خلق روزگار

دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من

از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم

ما با توایم و با تو نه‌ایم اینت بلعجب

در حلقه‌ایم با تو و چون حلقه بر دریم

نه بوی مهر می‌شنویم از تو ای عجب

نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم

از دشمنان برند شکایت به دوستان

چون دوست دشمنست شکایت کجا بریم

ما خود نمی‌رویم دوان در قفای کس

آن می‌برد که ما به کمند وی اندریم

سعدی تو کیستی که در این حلقه کمند

چندان فتاده‌اند که ما صید لاغریم

نازپروردگی

بر اساس یکی از نظرات قوی در روان شناسی، سوءمصرف مواد جلوه ای از سبک زندگی نازپروردگی است و کارکردش حفظ عزت نفس پایین است و باعث می شود افراد از مسئولیت طفره روند و دیگران و محیط بیرونی را متهم کنند و بهانه بیاورند و نیز خواهان اهدافی والا باشند بدون این که انرژی مصرف کنند.

به عبارتی:

عزت نفس + سبک زندگی + شخصیت + جهت گیری به سوی هدف + خانواده + محیط اجتماعی = رفتار



مبنای اولیه ی این فرض آن است که افراد معتادی که هم اکنون ما آنان را می شناسیم و در گوشه و کنار خیابان بی پناه و سرگردان برخی از آنان را در حالی که به دنبال تکه نانی می گردند و تشنه ی توجه فردی از روی ترحم هستند، روزی نازپرورده مادر بوده اند و مادر به واسطه ی یک رابطه ی ناخوشایند و تیره با همسر خود، ترجیح داده است حمایتی توأم با مبالغه از فرزند خود داشته باشد، غافل از این که چنین پندار ناآگاهانه که « حال که من و همسرم زبان هم دیگه را نمی فهمیم، پس خودم را وقف بچه کنم و نگذارم آب تو دل بچه تکان بخورد »، نتیجه ای را به بار خواهد آورد که هرگز تصور آن را نمی کردیم، یعنی « اعتیاد در کودک نازپرورده ».



شاید روزی که مادر تمام توجه خود را معطوف فرزند کرده و کودک در نازپرودگی کامل به سر می برد، کمتر کسی به آینده ی کودک همراه با آه و افسوس نگاه کند، بلکه خیلی از افراد نیزاین عبارت را می شنوند که « خوش به حال فلان بچه که هر چی اراده می کند، برایش فراهم است » . اما به چه قیمتی؟



زمانی که می شنویم احتمالا معتاد امروز، نتیجه ی خیانت نا آگاهانه ی مادر در نادیده گرفتن کودک خود به عنوان یک انسانی که مثل هر آدم دیگری بایستی تمرین استقلال و نیز خویشتن داری و حتی محرومیت در بعضی مواقع را داشته باشد و نیز پدری که به دلیل بن بست در زندگی زناشویی و یا علائق خارج از خانواده و روابط خارج از حریم زناشویی غافل از نیازهای عاطفی و امنیتی کودک خود شده است، چه قضاوتی می نماییم؟



همه ی ما دروس دوره ی ابتدایی را به یاد داریم که در تکریم مادر چه سروده هایی را به ما یاد می داد. مادر اسطوره ی صبر و تحمل، نماد محبت بی رنگ وریا، و دامن پاکی که آرامش و عاطفه را به یاد می آورد، حال به عنوان کانون شکل گیری یک بیماری سخت به نام اعتیاد می شود. عجب تضادی!!



حالا تکلیف چیست؟ به کودک محبت بکنیم یا نه؟ اصلا چه نوع رابطه ای منجر به اعتیاد در آینده می شود؟ این سئوالات و سئوالات بسیاری از این دست، مطرح می شود که بایستی پاسخ داده شود.

پژوهش ها بیانگر آن است که رابطه ی توأم با چسبندگی و زندگی انگل وار کودک و مادر و نیز در حاشیه قرار گرفتن پدر می تواند با برخی آسیب های روانی در آینده رابط داشته باشد.

یعنی:

1) بین مادر و کودک رابطه ی چسبندگی ــ انگلی شکل گرفته و کودک به استقلال از مادر امیدی ندارد.

2) پدر دارای موقعیتی توأم با فاصله، حاشیه ای و بی اعتبار است.



جالب است که به واکنش مادرانی توجه کنید که دارای فرزندان معتاد هستند و برای درمان فرزند خویش ، به درمانگر مراجعه می کنند. این مادران در عذاب بوده و عباراتی از این دست را استفاده می کنند که « حاضرم جانم را قربانی بچه ام کنم تا او سلامتی اش را دوباره به دست بیاورد » .



خلاصه کلام با مادران این که:

• اگر در تربیت فرزند خودتان پدر غایب است و یا به ندرت حضور دارد.

• اگر زن و شوهر رابطه ای سرد و غیر قابل اعتماد دارند.

• اگر مثل چسب به فرزند خود چسبیده و در بی اعتنایی به کانون خانواده و گرمی آن به سر می برید.

کمی به فکر آینده و نتیجه ای که از آن حاصل خواهد شد، فکر کنید. وظیفه مادر و پدر در برابر کودکان چیست؟