اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

زود دیر می شه.

اگر برای رسیدن به خوشبختی ، منتظر آینده ای ، زود دیر می شه.

اگر برای تغییر اوضاع ، منتظر معجزه ای ، زود دیر می شه.

اگر هنوز نقشه ای واسه گنج فرداهات نداری ، زود دیر می شه.

اگر بخوای مدت زیادی در تردید بمونی ، خیلی زود دیر می شه.

اگر واسه جمع کردن شهامت برای پیگیری آرزوهات، امروز و فردا می کنی ، زود دیر می شه.

اگر برای ترک عادت های بد منتظر موقعیت مناسب تری هستی ، زود دیر می شه.

اگر برای تغییر ندادن اوضاع به اشتباهات قبلی ات استناد می کنی ، زود دیر می شه.

اگر به جای راهکار، دنبال مقصر می گردی ، زود دیر می شه.

اگر برای شاد کردن دل های دیگران ، منتظر بهانه ای ، زود دیر می شه.

اگر امروز که سلامتی ، شاکر نباشی ، زود دیر می شه.

اگر برای بهتر بودن ، منتظر زمان بهتری هستی ، زود دیر می شه.
اگر امید را از رویاهات، اراده رو از تصمیمات و هدف رو از اندیشه هات دریغ کنی ، زود دیر می شه.

اگر فکرهای بزرگ رو از ذهنت پاک کنی، زود دیر می شه.

اگر هنوز در ناکامی های دیروز سردرگمی و دنبال مقصر می گردی ، زود دیر می شه.

اگر برای دل جویی از یک دل شکسته خیلی سریع کاری نکنی ، زود دیر می شه.

اگر طعم عمیق و شیرین فرصت های بی انتهای زندگی رو تو لحظه هات نچشیده باشی ، زود دیر می شه.

اگر می تونی به دیگران کمک کنی اما کوتاهی می کنی ، زود دیر می شه.

اگر وقتی که باید به خداوند پناهنده شوی ، به گناه تسلیم بشی ، زود دیر می شه.

اگر شادی های امروز رو به بهانه ی کم ارزش و کوچک بودن ندیده بگیری و غصه هاتو زیر ذره بین ببری ، زود دیر می شه.

اگر می تونی رویاهای بزرگ انتخاب کنی ولی سرگرم رویاهای کوچیک و کم بها بشی و خودتو اندازه ی رویاهات کوچیک کنی ، زود دیر می شه.

اگر از آرزوهات فاکتور بگیری تا ساده و زود محقق بشن، زود دیر می شه.

اگر امروز کاری از دست تو برای دیگری بر می آید ، تا فرصت باقی است پیش قدم شو، چون زود دیر می شه.

اگر برای کشف فرصت های طلایی به دوردست ها خیره بشی ، زود دیر می شه.

اگر فکر می کنی معجزه ، چیزی شگفت انگیزتر از شاد بودن و شاد کردن دل های دیگران است. مراقب باش، اگر با این فکر فرصت ها را از دست بدی ، زود دیر می شه.

اگر برای بزرگ شدن ، قادر به ترک افکار کوچک دیروز نیستی ، زود دیر می شه.

اگر به جای پرسیدن چه طور می تونم وضع را بهتر کنم دایم از خودت بپرسی :چرا من؟ چرا برای من؟ ، زود دیر می شه.

اگر برای بخشیدن، قادر به ترک کینه های کهنه نباشی ، زود دیر می شه.

اگر از خوشبختی تو ذهنت فقط یک دورنما بسازی ، وقتی که خانواده ی خوب داری ، وقتی سلامتی و هزاران نعمت دیگه داری که اصلاً به نظرت مهم نمی آد، زود دیر می شه.

وقتی همیشه پشت و پناه و تکیه گاهی مثل خدا داری ، اگه اتکای تو به کسی یا چیزی غیر از خدا باشه، زود دیر می شه.

اگر خدا رو فراموش کردی و فکر می کنی خدا فراموشت کرده، زود دیر می شه.

اگر به شرایط نامساعد ، بهایی بیشتر از امید و اراده ات بدی ، زود دیر می شه.

اگر قبل از تلاش کردن، با خودت بگی از دست من که کاری بر نمی آد، زود دیر می شه.

الان وقتشه، همین حالا که هنوز دیر نشده، زود باش کاری کن. یادت باشه خیلی زود دیر میشهi

طاقت نماند ما را

مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا

گر تو شکیب داری طاقت نماند ما را

باری به چشم احسان در حال ما نظر کن

کز خوان پادشاهان راحت بود گدا را

سلطان که خشم گیرد بر بندگان حضرت

حکمش رسد ولیکن حدی بود جفا را

من بی تو زندگانی خود را نمی‌پسندم

کاسایشی نباشد بی دوستان بقا را

چون تشنه جان سپردم آن گه چه سود دارد

آب از دو چشم دادن بر خاک من گیا را

حال نیازمندی در وصف می‌نیاید

آن گه که بازگردی گوییم ماجرا را

بازآ و جان شیرین از من ستان به خدمت

دیگر چه برگ باشد درویش بی‌نوا را

یا رب تو آشنا را مهلت ده و سلامت

چندان که بازبیند دیدار آشنا را

نه ملک پادشا را در چشم خوبرویان

وقعیست ای برادر نه زهد پارسا را

ای کاش برفتادی برقع ز روی لیلی

تا مدعی نماندی مجنون مبتلا را

سعدی قلم به سختی رفتست و نیکبختی

پس هر چه پیشت آید گردن بنه قضا را

بُعد چهارم

اصطلاح (بُعد چهارم) در دو علم از علوم بشری به کار می رود، علم فیزیک و علم روان شناسى، که در هر کدام از معنا و مفهوم خاصی برخوردار است:


معنای بُعد چهارم در علم فیزیک، این است که فضا و ماده، علاوه بر سه بُعدِ طول و عرض و ارتفاع؛ دارای بُعد دیگری است به نام (زمان) که در اصطلاح به آن (بُعد چهارم) گفته می شود

ب) بُعد چهارم در روان شناسی:
امروزه بُعدهای مختلفی در روان شناسی به عنوان ابعاد فطری و تمایلات عالی شناخته شده که عبارت است از:

بُعد اوّل: زیبا گرایی

انسان فطرتاً زیبا گراست نسبت به جمال و زیبایی علاقه نشان می دهد و عواطفش در برابر شی ء زیبا تحریک می گردد. این حس مخصوص انسان است و در حیوانات وجود ندارد. آدمی بر خلاف حیوان دوست دارد شهرش، خانه اش، خطش، لباسش و سایر متعلقاتش زیبا باشد. البته ممکن است عواملی از قبیل محیط، تربیت، وراثت و سایر چیزها مفهوم زیبایی را نزد افراد مختلف سازد، امّا از جهت واقعی اگر انسان چیزی را زیبا دانست به او تمایل پیدا می کند. وجود هنرهایی مانند خط، نقاشى، مجسه سازى، ادبیات، نتیجه تجلّی حس زیباگرایی است.

بُعد دوم: علم گرایی

دومین بُعد از ابعاد فطری انسان، حس کاوش و حقیقت جویی است. انسان می خواهد بداند و از این دانستن لذت می برد. شناخت و معرفت هستی بالذات برایش مطلوب است. اوفطرتاً دوست دارد اشیا را بشناسد، رموزش را دریابد، به درون اتم و به پهنه گسترده کهکشان ها راه پیدا کند و به اسرار نظام هستی پی ببرد. این خواسته و احتیاج از همان اوایل کودکی از سؤال هایی که کودک درباره اشیا می کند، از تحقیقاتی که بشر در طول تاریخ کرده و از پیشرفت علوم و فلسفه به خوبی نمایان است. علاقه به درک حقیقت و شناخت اشیا و حقایق عالم به اندازه ای با وجود آدمی عجین گشته که تحمل شداید و ناملایمات برایش آسان نموده و او را بی باک ساخته است.

عمده ترین مظاهر تجلّی حس حقیقت جویی و علم گرایی (علم و فلسفه) است، زیرا دانشمندان طبیعی و فیلسوفان همه به دنبال شناخت حقایق هستند، منتها دانشمند طبیعی شناخت طبیعت را آرزو می کند و فیلسوف با دیدی وسیع تر شناخت تمام هستی را مطلوب خود قرار می دهد.

بُعد سوم: خیرگرایی

انسان به حکم نفس ملهمه اى که دارد؛ ضمن این که خیر و شر را می شناسد فطرتاً گرایش به خیر دارد و از شر و ناپاکی متنفر و گریزان است. آدمی انسانیت خویش را در گرو پیمودن راه خیر و صلاح می داند و هنگامی که به شر نزدیک می شود احساس حقارت و از خود بیگانگی می کند.

انسان خیرگراست و اگر احیاناً در مسیر شر قرار گیرد یا به سبب اشتباه در تشخیص خیر و شر است یا به علت معذوری است که برایش پیش آمده یا برای از دست دادن بصیرت لازم است. امّا اگر در واقع و نفس الامر تشخیص خیر بودن کاری را داد، فطرتش به آن متمایل می شود و آن را به عنوان یک مطلوب ارزشی دنبال می کند.

بُعد چهارم: خداگرایی

یکی از ابعاد فطری انسان حس خداگرایی است که به آن بُعد چهارم گفته می شود، بُعد چهارم همان است که در علوم مختلف (روان شناسى، روان کاوى، فلسفه و...) ذیل تعبیرهای گوناگونی از قبیل فطرت مذهبى، حس نورانى، بُعد معنوى، حس مذهبى، کیفیت قدسى، شعور مذهبى، احساس عرفانى، غریزه معنوى، کیفیت قدسی مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.

فطرت خداگرایى، یعنی انسان در عمق روح خویش، رابطه ای حضوری با خالق و مبدأ هستی دارد. حس خداگرایی یعنی این که آدمی به گونه ای آفریده شده است که طالب خداست و حالت خداجویی و محبت الهی و خدا پرستی به صورت یک غریزه در وجودش نهاده شده است. این حالت، همان چیزی است که عرفا آن را نیروی (عشق فطرى) می نامند و معتقدند برای تقرّب به خدا باید این حس را تقویت کرد و موانع آن را از بین برد. فلسفه عبادت و دعوت به تفکر و اجتناب از رذایل در اسلام، تقویت این غریزه اصیل است.

پس بُعد چهارم صرفاً بدین معنا نیست که انسان، علم اجمالی یا گرایش اجمالی به خدا دارد، بلکه بدین معناست که در فطرت آدمی نیرویی نهفته است به نام نیروی عشق و محبت که اگر این نیرو تقویت شود، انسان را مانند مرکبی تند رو به سوی خدا و کمالات معنوی سوق می دهد

.بُعد چهارم از دیدگاه قرآن در واقع بُعد محبت است، محبت به خدا و عشق به ذات حق و مبدأ کمال

یعنی در واقع اهل ایمان کسانی هستند که موانع و حجاب ها را کنار زده اند و محبت خدا را در دل خود احساس نموده اند.

عشق ورزی به سر منشأ هستى، چنان وجودشان را فراگرفته که جز به او نمی اندیشند و برای او به هدایت دیگر انسان ها می پردازند.

از دیده عاشقان، نهان کی بودی. فرزانه من، جدا ز جان کی بودی. طوفان غمت ریشه هستی بر کند. یارا تو بریده از روان کی بودی
در هیچ دلی نیست به جز تو هوسی. ما را نبود به غیر تو داد رسی. کس نیست که عشق تو ندارد در دل. باشد که به فریاد دل ما برسی.