اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

نحوه ی اندیشه و روش‏هاى مقابله با مشکلات

بدیهى است که در شرایط اقتصادى ، اجتماعى ، فرهنگى و سیاسى زندگى امروزى ، تقریباً در همه ی خانواده‏ها مسائل و مشکلاتى وجود دارد. بنابراین، در اصل وجود مشکلات و اضطراب‏ها، نمى‏توان هیچ گونه تردیدى داشت؛ اما آن چه مهم است، نحوه ی اندیشه و روش‏هاى مقابله با این مشکلات است. در این جا به ذکر شیوه‏هایى مى‏پردازیم که زوج‏هاى موفق در مقابله با مشکلات و اضطراب‏هاى زندگى از آنها استفاده مى‏کنند. این شیوه‏ها عبارتند از:


1- زوج‏هاى موفق اضطراب را بخشى طبیعى از زندگى زناشویى در نظر مى‏گیرند.

تفاوت مهم میان زوج‏هاى موفق و ناموفق آن است که زوج‏هاى موفق ، از همان بدو زندگى ، انتظار وجود اضطراب و مشکل را در زندگى دارند و سعى نمى‏کنند که آنها را انکار نمایند و حلاوت و شیرینى زندگى را در وجود این مشکلات - اعم از اقتصادى ، کارى ، عاطفى ، ارتباطى و... - مى‏دانند؛ در حالى که زوج‏هاى ناموفق ، وجود اضطراب و مشکل را در زندگى ، امرى غیر عادى و مصیبت‏زا مى‏دانند. زوج‏هاى موفق مشکل یا اضطراب را امرى موقتى مى‏دانند و تلاش مى‏کنند تا بر مهارت‏هاى خود براى مقابله با آنها بیفزایند و از این که مى‏توانند با مشکلات تازه برخورد کنند ، احساس خوبى دارند و در مقابل ، زوج‏هاى ناموفق، آنها را امرى دائمى مى‏دانند و از این که در زندگى آنها مشکل و اضطراب وجود دارد ، احساس گناه مى‏کنند و به جاى یافتن راه حل ، علت مشکل را در دیگران جست‏وجو مى‏کنند و به جاى توجه به جنبه‏هاى مثبت و توانمندى‏هاى خود به جنبه‏هاى منفى و ناتوانایى‏هاى خود توجه دارند. که این عامل ، موجب شکست‏خوردگى آنان مى‏شود.


2- زوج‏هاى موفق احساسات و نظرات خود را با هم در میان مى‏گذارند.

حرف نزدن و یا کم حرف زدن زن و شوهر با هم ، یکى از پدیده‏هاى متداولى است که خود ریشه ی بسیارى از اضطراب‏هاست. در یک مطالعه ، 22 زن و شوهر را از هم جدا کرند و از آنها خواستند که مسائل مهم ارتباطى خود را در زندگى زناشویى یادداشت کنند. نظرات مردان به شرح زیر بود:

1- زنم از من جواب‏هاى فورى مى‏خواهد؛ اما من مى‏خواهم در این باره فکر کنم.

2- زنم پیوسته مترصد مسائل پنهان است. او از افکار من برداشت سوء مى‏کند.

3- زنم هرگز از حرفى که به او مى‏زنم، راضى نمى‏شود.

4- زنم انتظار دارد که جزئیات هر موضوعى را شرح بدهم؛ خود او هم تا بخواهد حرف‏هایش را کش مى‏دهد؛ نمى‏دانم چرا به اصل مطلب نمى‏پردازد.

5- زنم اشخاص را از موضوعات جدا نمى‏کند. او معتقد است: «اگر با حرف من مخالف باشى ، یعنى با خود من مخالف هستى و مرا دوست ندارى .»

6- زنم همیشه مى‏گوید: «به من توجه کن، بگو که زن ارزشمندى هستم»؛ اعصابم را خُرد کرده است.


خانم‏ها نظرات متفاوتى داشتند. چکیده ی نظرات خانم‏ها چنین است:

1- شوهرم به حرف‏هاى من دقت نمى‏کند و بلافاصله در مقام قضاوت بر مى‏آید.

2- شوهرم براى حرف‏هاى من ارزشى قائل نیست؛ اما وقتى دیگران حرف مى‏زنند، به دقت به حرف‏هایشان گوش مى‏دهد.

3- تذکرهاى مرا به حساب غرولند مى‏گذارد.

4- همگى مسائل شوهرم ، جملگى مهمند؛ اما مسائل من جزیى و بى‏اهمیت هستند.

5- شوهرم گوش نمى‏دهد، بلکه تنها به گوش دادن تظاهر مى‏کند. وقتى مچ او را مى‏گیرم عصبانى مى‏شود.

6- من احساساتم را با او در میان مى‏گذارم اما او این کار را نمى‏کند.



مطالعه ی دقیق این شکایت‏ها، نشان مى‏دهد که زوج‏ها، باید با احساس و کلام با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. این جاست که زوج‏هاى موفق، در مقایسه با سایرین، از مهارت بیشترى برخوردارند.


3- زوج‏هاى موفق براى حل و فصل اختلاف ، مهارت‏هایى در خود ایجاد مى‏کنند و راه برخورد خلاق را مى‏آموزند.

زوج‏هایى مى‏توانند به خوبى با اضطراب‏ها و مشکلات روزانه روبه‏رو شوند که راه‏هایى عملى براى حل اختلافات خود پیدا کنند و مهارت‏هاى لازم را براى کنار آمدن با یکدیگر بیابند. حل و فصل اختلاف و کنار آمدن با یکدیگر، مفاهیمى به هم نزدیک هستند؛ اما یکى نیستند.



مهارت‏هاى حل و فصل اختلاف ، بیشتر به طرز ارتباط بستگى دارند؛ در حالى که مهارت‏هاى کنار آمدن، به خلاقیت، قوه ی ابتکار و پشتکار و استقامت وابسته‏اند. بعضى از زوج‏ها، به یک گروه از این مهارت‏ها مجهزند؛ اما فاقد مهارت‏هاى نوع دوم هستند. زوج‏هایى وجود دارند که از مهارت‏هاى فوق العاده‏اى براى حل و فصل مسائل خود برخوردار هستند. آنان مى‏توانند درباره ی هر موضوعى حرف بزنند؛ احساساتشان را با هم در میان بگذارند و درباره ی خود ، احساس خوبى پیدا کنند؛ اما زندگى خانوادگى آنها بسیار مغشوش و نابسامان است ، زیرا هرگز با اضطراب‏هایشان کارى صورت نمى‏دهند و تنها درباره ی آنها حرف مى‏زنند. در این صورت ، اضطراب ماندگار مى‏شود و ابعاد وسیع‏ترى مى‏گیرد و زن و شوهر به ناچار مترصد کمک گرفتن از دیگران مى‏شوند.



از سوى دیگر، خانواده‏هایى وجود دارند که به اضطراب‏ها توجه مى‏کنند؛ اما از کنار اختلافات بى‏توجه مى‏گذرند. ممکن است اضطراب ناشى از کمى درآمد، با آغاز به کار شوهر در یک شغل دوم، برطرف شود؛ اما ناراحتى از این کار دوم، مى‏تواند حالت انفجارآمیزى به خود بگیرد.



فلورا دیکز نویسنده و محقق امور ارتباطات مى‏گوید:

تقریباً همه ی زوج‏ها با هم نزاع مى‏کنند. بسیارى از آنها از این که موضوع را به زبان بیاورند، خجالت مى‏کشند. در واقع، ازدواجى که در آن هیچ اختلافى وجود نداشته باشد، مرده است و یا به دلیل مشکلات احساسى و عاطفى ، در شرف مرگ است. اگر کسى به زندگى خانوادگى خود علاقه‏مند باشد، به احتمال زیاد، براى رسیدن به خواسته‏هاى خود مى‏جنگد.

نزاع، مسئله نیست؛ توانایى حل و فصل دعوا یا اختلاف ، تعیین کننده ی موفقیت زن و شوهر در برخورد با اضطراب‏هاست که بر اثر اختلاف ، به خانواده راه پیدا مى‏کند. زوج‏هایى که با دو هفته سکوت اختیار کردن، با اختلاف زناشویى خود برخورد مى‏کنند، در واقع با اضطراب روبه‏رو نمى‏شوند. این روش، بر شدت تنش موجود در خانواده مى‏افزاید. زن و شوهرى که با هم برخورد جسمانى مى‏کنند و یا به هم بد و بیراه مى‏گویند، سطح اضطراب میان خود را افزایش مى‏دهند. زوج‏هایى که با اضطراب کنار مى‏آیند، کسانى هستند که اختلاف را حل و فصل مى‏کنند.

4- زوج‏هاى موفق از سازمان‏ها و اشخاص دیگر نیز کمک مى‏گیرند.

خانواده‏هاى موفق و ناموفق در رفع اضطراب، درباره ی کمک گرفتن از نظام‏هاى بیرون از جمع خانواده، نظریات بسیار متفاوتى دارند. از نظر خانواده‏هاى موفق در کنار آمدن با اضطراب، اقوام، دوستان، گروه‏ها و جامعه، حامیان ارزشمند ی هستند و حال آن که خانواده‏هاى مضطرب و مشکل‏دار، دخالت این افراد را به حساب ناتوانى خود مى‏گذارند. به ما از دیرباز گفته‏اند که یک خانواده ی خوب، خانواده‏اى است که مى‏تواند مسائل خود را حل و فصل کند و اگر جز در مواقع اضطرارى ، از کسى کمک بگیرد ، نشانه ی آن است که به اندازه ی سایر خانواده‏ها خوب و موفق نیست.



به روشنى مى‏توان گفت که خانواده‏هاى موفق، در برخورد با اضطراب، از نظام‏هاى حمایتى، بیشترین بهره را مى‏برند. آنان، وقتى به مراقبتى براى فرزندشان احتیاج پیدا مى‏کنند و یا وقتى یکى از افراد خانواده ی آنها بیمار مى‏شود و یا مسئله‏اى بروز مى‏کند، کسانى را دارند که از آنها کمک بگیرند و آن اشخاص نیز به سهم خود ، در وقت نیاز، تقاضاى مساعدت مى‏کنند.



در جامعه ی پرتحرک ، پیچیده و صنعتى امروز، بعید است که اقوام درجه ی اول و دوستان قدیم، در نزدیکى ما زندگى کنند و ممکن است با ما صدها کیلومتر فاصله داشته باشند و حتى اگر در شرایط اضطرارى از کمک آنان بهره‏مند شویم ، براى برخورد با اضطراب‏ها و مشکلات روزانه ، از دست آنها براى ما کارى ساخته نیست. گروه‏هایى حمایت‏کننده، براى خانم‏هاى خانه‏دار افسرده، براى والدینى با فرزندان کم سال، براى خانواده‏هایى که نوجوان‏هاى معتاد دارند، براى والدینى که نمى‏توانند فرزندانشان را کنترل کنند و براى خانواده‏هاى کم درآمد، بسیار مفید و ارزشمند هستند. اینها خانواده‏هاى ارزشمندى هستند که از کمک‏هاى طبیعى در نزدیکى خود محرومند.

اختلاف و کشمکش

ارتباطات بین فردی

همه ی ما با اختلاف و کشمکش با افراد، آشنا هستیم و حتماً مواقعی وجود داشته که دیگران به شدت ما را عصبانی و آزرده کرده‌اند. چنین شرایطی در اثر تعارضات بین فردی ایجاد می‌شود که می‌توان گفت هنگامی به وجود می‌آیند که اعمال یک فرد با فرد دیگر مغایرت پیدا می‌کند.

اختلاف در روابط بین فردی اجتناب‌ناپذیر است و همین‌طور که دو نفر بیشتر به یکدیگر وابسته می‌شوند، احتمال وقوع کمشکش میان آنها بیشتر می‌شود.

هر چه رابطه صمیمانه‌تر باشد، انتظار وقوع اختلاف و درگیری در آن بیشتر خواهد بود.

اختلافات معمولا میان دوستان، همسایگان، همکاران، والدین و فرزندان و... روی می‌دهد، اما بیشتر تحقیقات در زمینه ی اختلاف میان زن و شوهر انجام شده است، شاید به این علت که زندگی آنها چنان با هم پیوند می‌خورد که موقعیت‌های بسیار زیادی برای بروز ناسازگاری به‌وجود می‌آید. کمشکش‌ها به دلایل مختلفی اتفاق می‌افتند. همسران ممکن است بر سر هر چیزی جر و بحث کنند. اختلاف بر سر پول، حسادت یا انجام کارهای روزمره‌ ی خانه، همگی می‌توانند رابطه ی میان زن و شوهر را تیره و تار کنند. بنابراین شناخت عوامل اصلی اختلاف و نحوه ی صحیح کنار آمدن با آن از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.



چرا اختلاف ایجاد می‌شود؟

برخی روان‌شناسان عوامل اصلی ایجاد درگیری بین افراد را به سه گروه تقسیم می‌کنند:

1- اختلاف بر سر رفتارهای خاص: «تو هیچ وقت پاهایت‌ را نمی‌شویی؛ روز تولدم برایم چیزی نخریدی، باز هم دیر کردی».

2- اختلاف بر سر اصول و نقش‌ها: «باید در این مورد از من حمایت کنی.»

3- اختلاف بر سر خلق و خوی شخصی: «تو تنبل و بی‌ملاحظه‌‌ای»، و «تو آدم ولخرجی هستی».



زوج‌های خوشبخت چه کار می‌کنند؟

زوج‌‌های خوشبخت یک تفاوت اساسی با بقیه دارند: آنها رفتار همسرشان را مثبت تلقی می‌کنند! طرز تلقی ما از رفتار آزاردهنده ی طرف مقابل- یا حتی رفتار مثبت او- تاثیر بسیاری بر چگونگی حل و فصل اختلافات دارد.

مثلا تصور کنید آقای خانه فراموش می‌کند در راه بازگشت به خانه نان بخرد؛ اگر این زوج جزء گروه «زوج‌های خوشبخت» باشند، همسر او این اتفاق را کم اهمیت تلقی می‌کند که به علت شرایط خاصی روی داده است، مثلا او با خود می‌گوید که حتما ذهن همسرش به چیز دیگری مشغول بوده و فراموش کرده نان بخرد. اما در مورد زوجی دیگر ممکن است این مساله به این سادگی بر طرف نشود. یعنی خانم خانه این کار همسرش را به عنوان جنبه ی منفی، بسیار جدی‌تری از شخصیت او تلقی کند؛ مثلا این‌که او شخصی بی‌وجدان، خودخواه ، بی‌ملاحظه و تنبل است. به همین صورت رفتارهای مثبت مثل هدیه دادن نیز ممکن است به شکلی منفی تعبیر شوند (حتماً از من چیزی می‌‌خواهد!) و یا با دید مثبتی نگریسته شوند (او خیلی با احساس است). تعدادی از محققان، نوع برداشت زوج‌های راضی و ناراضی از رفتار همسران‌شان را مورد بررسی قرار دادند. آن‌ها به این نتیجه رسیدند که تفاوت شگرفی در نحوه ی توصیف انگیزه‌های رفتار طرف مقابل در این دو گروه وجود دارد. در واقع زوج‌های ناراضی معمولا دیدی کاملا منفی نسبت به رفتار همسرشان دارند، حتی وقتی رفتار او طوری است که معمولا آن را می‌پسندند (مثلا وقتی از آنها تعریف می‌کنند)، و تعجبی هم ندارد که این نوع نگرش باعث وخامت اوضاع ونارضایتی هر چه بیشتر در آنها می‌شود. در مقابل، زوج‌های راضی دید مثبتی نسبت به رفتار همسر خود دارند، حتی وقتی به طور معمول چنین رفتاری را نمی‌پسندند، و این مساله باعث بهبود رابطه و رضایت هر چه بیشتر آنها می‌شود.



زوج‌های ناراضی هر رفتار ناپسند همسرشان را:

از خصوصیات شخصیتی او می‌دانند (درونی).

طولانی مدت می‌دانند (پایدار).

رفتاری می‌دانند که در زمینه‌های دیگر رابطه نیز وجود خواهد داشت (کلی).

و رفتار پسندیده همسرشان از دید آنها:

وابسته به شرایط است (بیرونی).

جزء رفتار معمول و همیشگی او نیست (ناپاپدار).

فقط در همان مورد خاص وجود دارد (جزیی).



این در حالی است که زوج‌‌های راضی واکنشی کاملا بر عکس نشان می‌دهند؛ یعنی زوج‌های راضی هر رفتار ناپسند همسرشان را:

وابسته به شرایط می‌دانند (بیرونی).

جزء رفتار معمول و همیشگی او نمی‌دانند (ناپاپدار).

رفتاری می‌دانند که در زمینه‌های دیگر رابطه وجود نخواهد داشت (جزئی).

و رفتار پسندیده ی همسران از دید آنها:

از خصوصیات شخصیتی اوست (درونی).

تکرار‌پذیر است (پایدار)

و احتمال دارد در دیگر موارد نیز روی دهد (کلی).



با یک مثال این مساله روشن‌تر می‌شود: فرض می‌کنیم خانم خانه ظرف‌ها را نشسته است. این رفتار ناپسند از دید یک زوج ناراضی به این صورت توصیف می‌شود: او به من توجه ندارد (درونی)، در این مدت این سومین بار است که کارش را انجام نمی‌دهد (پایدار)، وظایف دیگرش را هم درست انجام نمی‌دهد (کلی).



اما یک زوج راضی می‌گوید: حتما مشغله‌اش زیاد است (بیرونی). بیشتر وقت‌ها کارش را سرموقع انجام می‌دهد (ناپایدار)، وظایف دیگرش را هم خوب انجام می‌دهد (جزیی).



در مورد رفتار مثبت و پسندیده نیز قضیه به همین صورت است. تصور کنید آقای خانه یک جعبه شکلات برای همسرش خریده است ،زوج ناراضی می‌گوید: حتماً مادرش به او گفته بخرد (بیرونی)، این اولین و آخرین بارش خواهد بود (ناپایدار)، می‌خواسته چاپلوسی بکند تا بتواند با دوستانش تا دیروقت بیرون بماند (جزیی)، اما نظر زوج راضی این‌گونه نیست: خیلی سخاوتمند است (درونی)، همیشه هدیه‌های غیرمنتظره به من می‌دهد (پایدار)، مثل دفعه پیش که یک شام رمانتیک تدارک دیده بود (کلی).



نتیجه این است که این نوع نگرش‌ها باعث بهبود و ارتقای کیفیت هر چه بیشتر رابطه زوج‌های راضی، و تخریب رابطه و ایجاد درگیری بیشتر در زوج‌های ناراضی می‌شود.



این بررسی نشان می‌دهد که هنگام حل اختلافات، نه تنها باید نحوه نگرش خود به شرایط موجود و رفتار طرف مقابل را اصلاح کنیم، بلکه باید بدانیم آیا این نوع نگرش در حال تخریب رابطه است و یا به بهبود آن می‌انجامد. با شناخت نحوه برداشت خود و اصلاح آن در واقع می‌توانیم به بهبود رابطه، صمیمیت و رضایت هر چه بیشتر خود کمک کنیم.



اختلاف مثبت

افراد معمولا وجود اختلافات را جنبه‌ای منفی از روابط بین همسران می‌دانند، اما باید دانست که اختلافات می‌توانند نقش مثبت و سازنده‌ای داشته باشند، در صورتی که فرصت شفاف‌سازی تفاوت‌ها و گفت‌وگو در مورد نقش‌های هر یک از طرفین در یک رابطه را فراهم آورند. زوج‌هایی که در همان سال‌های اول و مراحل ابتدایی رابطه، این مسایل جدال‌انگیز را حل و فصل کرده و پشت سر می‌گذارند، در مراحل بعدی کمتر دچار مشکلات و درگیری‌های جدی خواهند شد. پس اگر صحبت در مورد اختلافات و اقدام برای حل و فصل‌ آنها هر چه زودتر انجام شود، احتمال این‌که «کار به جاهای باریک بکشد» کمتر می‌شود. تنها کاری که باید کرد این است که از وجود اختلافات و بیان آنها نهراسیم، آنها را بپذیریم و بعد راه‌حلی برای کنار آمدن با آنها پیدا کنیم. به‌ طوری که «نه سیخ بسوزد و نه کباب»

آب حیات

آب حیات منست خاک سر کوی دوست

گر دو جهان خرمیست ما و غم روی دوست

ولوله در شهر نیست جز شکن زلف یار

فتنه در آفاق نیست جز خم ابروی دوست

داروی مشتاق چیست زهر ز دست نگار

مرهم عشاق چیست زخم ز بازوی دوست

دوست به هندوی خود گر بپذیرد مرا

گوش من و تا به حشر حلقه هندوی دوست

گر متفرق شود خاک من اندر جهان

باد نیارد ربود گرد من از کوی دوست

گر شب هجران مرا تاختن آرد اجل

روز قیامت زنم خیمه به پهلوی دوست

هر غزلم نامه‌ایست صورت حالی در او

نامه نوشتن چه سود چون نرسد سوی دوست

لاف مزن سعدیا شعر تو خود سحرگیر

سحر نخواهد خرید غمزه جادوی دوست