اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اگر عمر دوباره داشتم

«اگر عمر دوباره داشتم، مى کوشیدم اشتباهات بیشترى مرتکب شوم. همه چیز را آسان مى گرفتم. از آنچه در عمر اولم بودم ابله تر مى شدم. فقط شمارى اندک از رویدادهاى جهان را جدى مى گرفتم. اهمیت کمترى به بهداشت مى دادم. به مسافرت بیشتر مى رفتم. از کوه هاى بیشترى بالا مى رفتم و در رودخانه هاى بیشترى شنا مى کردم. مشکلات واقعى بیشترى مى داشتم و مشکلات واهى کمترى. آخر، ببینید، من از آن آدم هایى بوده ام که بسیار مُحتاطانه و خیلى عاقلانه زندگى کرده ام، ساعت به ساعت، روز به روز. اوه، البته من هم لحظاتِ سرخوشى داشته ام. اما اگر عمر دوباره داشتم از این لحظاتِ خوشى بیشتر مى داشتم. من هرگز جایى بدون یک دَماسنج، یک شیشه داروى قرقره، یک پالتوى بارانى و یک چتر نجات نمى روم. اگر عمر دوباره داشتم، سبک تر سفر مى کردم.
اگر عمر دوباره داشتم، وقتِ بهار زودتر پا برهنه راه مى رفتم و وقتِ خزان دیرتر به این لذت خاتمه مى دادم. دیرتر به رخت خواب مى رفتم و مى خوابیدم. بیشتر عاشق مى شدم. به ماهیگیرى بیشتر مى رفتم. در روزگارى که تقریباً همگان وقت و عمرشان را وقفِ بررسى وخامت اوضاع مى کنند، من بر پا مى شدم و به ستایش سهل و آسان تر گرفتن اوضاع مى پرداختم. زیرا من با ویل دورانت موافقم که مى گوید: «شادى از خرد عاقل تر است»..

غصه‏

افسردگی، یک بیماری روانی ناشی از اختلالات مغزی و سیستم عصبی نیست، افسردگی، یک انحراف عاطفی است. به عبارت دیگر، افکار منحرف و فریب‏آلود، مجموعه‏ای از احساسات: غم و اندوه، عدم اعتماد به نفس، بی‏تفاوتی و بی‏حوصلگی، خستگی و ضعف، ناامیدی و... را تحت عنوان افسردگی به دنبال می‏کشند و قربانی خود را به طرف خودکشی سوق می‏دهند



افکار غیرمنطقی، غیرواقعی و فریب‏آلود، میکروب و علت افسردگی هستند و چنانچه این افکار، تصحیح و اصلاح شوند، افسردگی نیز درمان خواهد شد

غم و اندوه ، یک عکس‏العمل سالم و طبیعی در مقابل ضایعات، حوادث، ناامیدی‏ها و تغییرات بد زندگی است که ما اغلب، آن را سرکوب می‏کنیم. ما برای حوادث اسفناک زندگی، برای بیماری‏ها یا برای هر سختی و مشقتی که در زندگی با آن رو به رو می‏شویم دچار غم و اندوه می‏گردیم. ممکن است برای کاری که زمانی بر اثر ناپختگی و جوانی انجام داده‏ایم اکنون غصه‏دار شویم. متأسفانه بسیاری از ما نمی‏دانیم حالت صحیح و سالم غصه خوردن چگونه است و چه‏طور باید با آن برخورد کرد و چه‏طور آن را ارضا کرد ، و از دل بیرون راند؟ ما به خود ، اجازه گریه کردن نمی‏دهیم و غم و غصّه ی خود را انکار می‏کنیم. ما می‏ترسیم اشکمان جاری شود و دردها را بیرون بریزیم. در نتیجه، این عواطف را در سینه حفظ کرده ، هیچ وقت از آنها فارغ نمی‏شویم. آنها با فشاری که روی فکر و قلب ما وارد می‏سازند، رفتار و اعمال روزمره ی ما را از مسیر طبیعی منحرف می‏سازند، به‏گونه‏ای که به عوارضی چون «افسردگی» دچار می‏شویم. روان‏شناسان معتقدند که راه سالم برخورد با غم و اندوه، این است که: «هیچ وقت، فرصت گریه کردن را از دست ندهید»



بینش خداباورانه و توحیدی می‏گوید که اگر تنها شَوم، باز هم خدا هست. او جانشین همه نداشتن‏هاست. شخص خداباور می‏گوید: من دوستی شنوا، بینا، دانا و مهربان دارم که «بر هر چیز تواناست و آن دوست و یاور خوب، برای ما کافی است



شناخت‏درمانی می‏گوید: «با پیش آمدن حادثه‏ای ناگوار، آن را تعمیم ندهید و همیشه منتظر حادثه بدی نباشید. دلیلی ندارد که اتفاق گذشته، باز تکرار شود». اما بینش توحیدی می‏گوید:

«خداباوری ، حصار امنی است که هر که در پناه آن قرار گیرد، هیچ گزندی را توانای غلبه بر او نیست»



شناخت درمانی می‏گوید: «کامل‏گرایی و همه چیز را در حد بهترین خواستن، مایه رنج است». و بینش توحیدی می‏گوید: «هر پدیده و شی‏ء در جهان، نابودشدنی است مگر آن که رو به‏سوی او دارد. هیچ‏کس و هیچ‏چیز جز او بهترین نیست و او تنها ربّ اعلی و سزاوار دوست داشتن و پرستیدن است»



شناخت درمانی ممکن است نگرانی ما را از پاره‏ای مسائل برطرف کند، ولی نمی‏تواند اضطراب و افسردگی را ریشه‏کن کند. تنها خدا، صاحب و ناخدای این کشتی توفان‏زده است که می‏تواند انسان، این مسافر بی‏قرار را ـ که گرفتار کشمکش‏های درونی و بیرونی است ـ ، آرام کند. تنها برداشتن بینش‏های غلط (نفی خدایان دروغین)، موجب رستگاری نیست، بلکه باید بینش خداباورانه به دنبال آن، مطرح و جایگزین شود ، یعنی ارزش‏های فطری و خدایی، جانشین الهه‏ها و ارزش‏های دروغین شود.

 

آنچه امروزه با عنوان برنامه‏ریزی عصبی ـ کلامی تحت عنوان اداره مغز مطرح می‏شود، در اسلام، با فلسفه و مفهومی بسیار عمیق‏تر، عنوان شده است.

اسلام می‏خواهد ما اداره‏کننده ی احساسات، عواطف، افکار و تمایلات خود باشیم، نه آنها مدیر ما.



کلیه مذاهب می‏خواهند که ما انسان‏هایی شاد و سرشار از نشاط باشیم و یکدیگر را دوست بداریم. به هنگام خطاکاری، ایمان و اعتقادمان به ما می‏گوید ، چون انسانیم مرتکب اشتباه می‏شویم. ما باید خود و حتی کسانی را که علیه ما کارشکنی می‏کنند ، ببخشیم.در انجیل آمده: «همسایه‏تان را چون خود دوست بدارید». این عبارت در آنِ واحد به دو نکته اشاره می‏کند: دیگران را دوست بدارید : اما خودتان را نیز دوست بدارید به تعبیری « نه دیگران را سرزنش کنید و نه خود را».

تمام مذاهب به این حقیقت پی برده‏اند که آدمی، موجودی ضعیف است و با وجود تلاش‏های فراوان، باز هم گاهی مرتکب گناه می‏شود. البته ممکن است بتواند رفتارهای اعتراض برانگیزش را به مقدار قابل توجهی کاهش دهد ، اما هرگز قادر نیست آن را کاملاً متوقّف کند. وقتی خداوند ، رفتار نادرست را بر ما می‏بخشد، آیا ما نباید با خویشتن مهربان و سخی باشیم؟

شما با پیروی از تعلیمات مذهبی خود هیچ گاه دچار افسردگی ناشی از خود ملامتگری نخواهید شد. این، الگوی کاملی از همسویی مذهب و روان‏شناسی است، زمانی که در کنار یکدیگر قرار می‏گیرند.


مرد خانه

1- یک خانم با ازدواج دنبال یک تکیه گاه محکم و قابل اعتماد می گردد. این خصوصیت به شرایط اجتماعی و گذشته و حال و آینده و حتی تحصیلات و اشتغال آنهاربطی ندارد، بلکه این خصلتی است که خداوند در وجود همه ی خانم ها در همه ی زمانها قرار داده. یک خانم اگر مطمئن باشد شوهرش مراقب همه چیز هست، در کارها ی مردانه مداخله نمی کند و امور لازم را به شوهرش می سپارد و وظایف خویش را انجام داده و از زندگی لذت می برد. بنابراین با توجه به اموری که نشان دهنده ی آینده نگری و دور اندیشی شماست مثل بیمه و بازنشستگی، پس انداز و سرمایه گذاری های مطمئن، خیال او را بابت آینده مطمئن کنید و همیشه برای روز مبادا مقداری پس انداز داشته باشید.

ثابت کنید حواستان به همه ی جوانب مهم زندگی هست و چنان درایت و لیاقتی دارید که همسرتان می تواند به شما اعتماد کند.

2- خانم ها خواهان مرد ی قوی و توانا هستند. در گذشته شغل بیشتر مردها همراه با فعالیت بدنی بود. به همین دلیل قوی و چالاک بودند ولی بیشتر شغلهای امروز در شهرها پشت میز نشینی و یا فروشندگی است و رفت و آمد با اتومبیل هم مزید بر علت است. بنابراین با ورزش و پیاده روی، همیشه قدرت بدنی و سلامتتان را حفظ کنید .سعی کنید همیشه فرز و چالاک باشید.

3- تا آنجا که می توانید از دیگران پول قرض نگیرید و احیانا اگر مجبور به اینکار شدید ، سعی کنید به سراغ خانواده ی همسرتان نروید (البته کم نیستند پدر ومادر هایی که به داماد به چشم پسر خودشان نگاه می کنند ) اما ما در اینجا راجع

به کل جامعه و خانواده هایی با فرهنگ های متفاوت بحث می کنیم .

حضرت علی(ع) در این مورد فرموده اند: «عزت و آقایی انسان به بی نیازی او از دیگران است».

4- یک نکته ی بسیار بسیار مهم این است که سعی کنید کاری انجام ندهید که مورد سرزنش و انتقاد همسرتان قرار بگیرید. با هر بار اشتباه و ندانم کاری که مورد انتقاد و توبیخ همسرتان قرار بگیرید یک درجه از شأن شما کاسته می شود. در نکته های بعدی بعضی مواردی که شما را در نظر همسرتان مستحق سرزنش می کند ،بیان خواهد شد.

5- در هزینه های زندگی معتدل و میانه رو باشید. اگر مدتی درامدتان زیاد شد ،ولخرجی واسراف نکنید .در این صورت اگر بعداً به خاطر کاهش درآمد (و یا اختصاص بخشی از درآمدتان به کارهای مهم تر) نتوانید مثل گذشته بریز و بپاش کنید، همسرتان متوجه کاهش درآمدتان شده و در جستجوی علت آن بر می آید و ممکن است نگران شود.

پولتان را با حساب و کتاب و اولویت بندی مخارج زندگی، هزینه کنید تا حتی الامکان گرفتار بی پولی نشوید و روز مبادا مستأصل نمایند چون در این صورت متهم به بی فکری و عدم آینده نگری می شوید.

ممکن است به خاطر ریخت و پاشهای زیاد، مورد تشویق و تمجید قرار بگیرید و همسرتان شما را فردی دست و دلباز بداند و معرفی کند. ولی این تعریف و تمجید به مشکلات روزهای بی پولی نمی ارزد.

6- مرد با معرفت، خودش را به رنج و زحمت می اندازد تا خانواده اش در آسایش و راحتی به سر ببرند. هیچوقت با خودخواهی، فقط به فکر آسایش و استراحت خودتان نباشید و نسبت به آرامش خیال خانواده تان احساس مسئولیت کنید. هرچه یک مرد زحمت و تلاش بیشتری برای خانواده اش متحمل شود ، ارج و قرب بیشتری پیدا می کند. ولی برای اینکه همسرتان قدر زحمات شما را بداند، گاهی اوقات سختی های کارتان را برایش توضیح بدهید. ولی یادتان باشد تأمین هزینه های زندگی و ایجاد آسایش و رفاه برای خانواده، وظیفه ی شماست. بنابراین هیچوقت منت سر همسرتان نگذارید، بلکه او را متوجه کنید که به خاطر آسایش و راحتی او خیلی تلاش می کنید