اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

دلتنـگـی

آیا تا کـنـون احساس دلتنـگـی، افسـردگـی، طـردشدگی، بی ارزشی و تنهایی را تجربه کرده اید؟ آیا با محیط و افراد پیرامون خود احساس بیگانگی می نـمایید؟ آیـا حس می کنید کسی در کنار شما نیست تا بتوانید تجربـیـات و احساسات خود را با وی درمیان بگذارید؟
هـر فـردی در طـول زندگی خود گه گاهی احساس تنهایی میکند اما تنهایی الزاما بــمفهوم تنها بودن نمیباشد شما مـمکن است در میان جمع و یا در یک میهمانی بوده و احــساس تنهایی کنید. تنهایی یک حالت ذهـنـی دردنـاک احساس عدم رابطه با دیگران است. هـنگامـی کـه تـنها میباشید احساس نیاز به تفاهم و اشتیاق برای قسمت کردن احسـاسات و افـکارتان با دیگران در شما پدیدار میگـردد. اما زمانی که به مـرحله تنهایی راه می یابید چه اتفاقی روی میدهد؟
در ذیـل به برخی از احـساساتی کـه در دوره تنــهایی با شـما هـمراه می گـردنـد اشاره میکنیم:
1- احساس اعتماد بنفس پایین.
2- احساس آنکه دیگران دائما در حال ارزیابی شما میباشند.
3- از ملاقات با افراد جدید و یا حضور در مجالس عمومی دوری میکنید.
4- نسبت به ظاهر و خصوصیات شخصیتی خود خیلی انتقاد آمیز برخورد میکنید.
5- خود و دیگران را بخاطر ضعف روابط اجتماعی خودتان ملامت می کنید.
6 این تصور غلط در شما ایجاد میگردد که هیچکس شما را دوست ندارد.
7- در بیان احساسات خود دچار مشکل می گردید.
8- از آنکه از حقوق خود دفاع کرده و بـه درخـواستهای غیر منطقی "نه" بگویید بـیـمناک می شوید.
9-نسبت به موقعیتها واکنش افراطی بروز میدهید.
10- احساس انزوا، دلتنگی و تنهایی شدید می کنید.
اکنون شما چه خواهید کرد؟ شما که نمی تـوانید تا آخر عمرتان اینگونه به زندگی ادامه دهید. آمـوختن آنکه چگونه با تنهایی در زندگی خود کنار بیاییم یکی از چالشهای بزرگ زندگی ما میباشد. راهکارهای پایین به شما کمک خواهند کرد.
1- با آن رودررو شوید: از آنکه به تـنـهایی خـود اذعـان کـنـیـد واهـمه نـداشـته باشید. حقیقت آن است که شما تا زمانی که علت امری که سبب آزار شما شده را تـشـخیص نداده باشید، قادر به تخفیف و تسکین مشکل خود نخواهید بود.
2- آن را بپذیرید: مـهم اسـت کـه پـی بـه ایـن مسئله ببرید که زمانها و موقعیتهایی در زندگی هر فرد وجود دارند که در او ایجاد احساس تنهایی می کنند چـه فــرد بخواهد چه نخواهد. میزان معینی از احساس تنهایی بخش اجتناب ناپذیری در هر زندگی میباشد. بجای آنکه از آن گریزان باشید بیاموزید چگونه با آن کنار بیایید.
3- تدبیری بیاندیشید: اغـلب پـریـشانی ها و ترسهای ناشی از تنهایی را می تـوان با شناسایی علل مشکلات و سپس تلاش برای اصلاح و بهبود شـرایـطی کـه سبب ایجاد احساس تنهایی در شما گردیده است، تقلیل داد.
4- از آن سود برید: تنهایی خود را توسط آموختـن روش کـنـار آمـدن بـا آن مبدل به یک مزیت گردانده و اتکاء به نفس خود را افزایش دهید- مهمترین سرمایه شما به عنوان یک فرد تنها- از آن به عنوان یک فرصت مناسب برای شـنـاخـت هـر چـه بـهتر خـود اســتفاده کنید. در عوض تحمل دوران وحشتـنـاک تـنـهایی با تعـمق در افکار، احساسات و ادراکات خود فرصتهایی برای رشد و پیشرفت شخصی خود پدید آورید.
5- خود را سرگرم فعالیتهای دلخواه خـود کنـیـد: در هـنـگام تنهـایـی بـرخـی افـراد آشفته وار به این طرف وآن طرف پرسه زده و بدنبال فردی میگردند که بتوانـند توجهشان را معطوف وی کنند. در عوض از این فرصت استفاده کرده و وقت خود را صرف سـرگرمیها و فعالیتهای خاص و دلخواه خود نمایید.
6- دست بکار شوید: پیشقدم شوید و اولین گام را شما بـردارید.در عـوض آنکه منتظر فـردی باشید که از راه برسـد و شمـا را نـجات دهـد.در سـلام و احـوالـپرسـی بـا دیـگران پـیـشـقدم گردید. لبـخنـد بـزنیــد و سلام کنید. گذشته از آن، شـمـا بـایـد روی مهارتهای اجتماعی و میان فردی بیشتر کار کرده و بیاموزید که بیشتر از حقوق خود دفاع کنید.
7- کارهای داوطلبانه انجام دهید: کمک به دیگران اعتماد بنفس شما را افزایش داده و فرصتهای جدیدی برای شما پدید می آورد تا بتوانید با افراد جدیدی ملاقات کنید.
8- مشارکت کنید: در یـک دوره آموزشی ویژه بزرگسـالان کـه در رابـطـه بـا رشـد فـردی می باشد ثبت نام کنید. بـرای مثال در کلاسهای تقویت اعتماد بنفس ، روشهای رابطه برقرار کردن با دیگران، چگونگی دفاع از حقوق فردی و چگونه مثبت باشیم عضو گردید.
9- از عادات خوب پیروی کنید: بجای آن کـه یک گوشه بنشـیـنید و هیـچ کـاری انـجام ندهید: رژیم غذایی متعادل داشته باشید، تمرینات ورزشـی منـظـمی را انـجـام دهید و بقدر کافی بخوابید.
10- خلاق باشید: تنهایی الزاما با اندوه و بدبخـتی برابر نمیباشد. زمان تنهایی را برای خلاقتر و سازنده تر ساختن خودتان بکار بندید. کتاب بخوانید، جدول و یا معما حل کنید، به سینما بروید و یا به موسیقی گوش دهید.

اینترنت


1- اینترنت بد نیست، اگر والدین از چگونگی مصرف اطلاعات اینترنت آگاهی داشته باشند. این آگاهی روند بهره‌مندی از اینترنت را بهبود خواهد بخشید. اگر والدین با دنیاى فناورى بیشتر آشنا شوند بهتر مى‌توانند راه‌هاى تامین امنیت کودکانشان را به کار بگیرند و کودکان نیز حاضر به همکارى با والدین خود هستند.
گفته می‌شود که نوجوانان ۱۳ تا ۱۹ سال فعال‌ترین قشر در حوزه وبلاگ‌نویسى هستند و بى‌محابا تصاویر خود را همراه با اطلاعات شخصى و خانوادگى، تلفن، آدرس و غیره در سایت‌ها و وبلاگ‌ها منتشر مى‌کنند، بدون آنکه والدین آنها در جریان باشند. دانشگاه جورج تاون در ایالات متحده مرکزى تحت عنوان «مرکز رسانه هاى دیجیتالى مخصوص کودکان» دارد که این مرکز مطالعه‌اى را در مورد وبلاگ نوجوانان منتشر کرده که حاکى از وخامت اوضاع است. چون کودکان و نوجوانان به دلیل معصومیت و ساده بودنشان راحت‌تر اعتماد مى‌کنند و تمام اطلاعات شخصى و خانوادگى خود را در محیط ناامن اینترنت در اختیار همگان مى‌گذارند. دو سوم از آنها سن خود را مشخص مى‌کنند و نام حقیقى خود را مى نویسند. ۶۰ درصد از آنها حتى آدرس خود را در اختیار مى‌گذارند و شماره تماس مى‌دهند. از هر ۵ نفر یک نفر نام کامل خود را مى‌نویسد. با این وسیله دایره ارتباط خود را افزایش مى دهند.

2- به جاى آنکه اینترنت و دنیاى وبلاگ نویسى میان والدین و فرزندان فاصله بیندازد اگر درست مورد استفاده قرار بگیرد، مى‌تواند به عنوان پلى میان دو نسل عمل کند. والدین مى‌توانند از این فرصت استثنایى بهره بگیرند و با دنیاى فناورى بیشتر آشنا شوند و از همین فرصت مى‌توانند براى القاى ارزش‌ها و الگو‌ها و رفتار‌های مورد نظر خود به فرزندانشان استفاده کنند. اگر والدین با دنیاى فناورى بیشتر آشنا شوند. طبیعى است که کودکان و نوجوانان در سنین خاصى حاضر به همکارى با والدین خود نیستند و حاضر نیستند مسائل خصوصی خود را با والدین خود در میان بگذارند و آنها در جریان تمام کارها و اتفاقات روزانه بگذارند. به هر حال پدر و مادر باید دایره‌ای از حریم خصوصی و خلوت فرزندان خود را به رسمیت بشناسند و اجازه دهند تا آنها راز‌هایی نیز برای خود داشته باشند. باید پدر و مادر تحمل خود را بالا ببرند و اجازه بدهند فرزندانشان با دوستانشان نیز رازهایى داشته باشند. گاهى هم لازم مى شود والدین به طور غیرمستقیم و نامحسوس فرزندان خود را چک کنند به این می‌گویند فیلترینگ نا محسوس از سوی والدین.

3- واکنش نسنجیده چند اثر یا نتیجه مخرب دارد. اول آنکه روابط صمیمانه بین والدین و فرزندان را به قهقهرا خواهد کشید. دوم آنکه به مخفى‌کارى یا پنهان کارى دامن مى‌زند. چون اگر کودکان و نوجوانان حس کنند که حریم خصوصى‌شان مورد بى احترامى یا بى توجهى قرار گرفته است واکنش نشان مى‌دهند. موثرترین واکنش آنها مخفى کارى و قطع ارتباط سالم با والدین است.
متاسفانه بسیارى از خانواده‌ها به خصوص والدین میانسال پا به پاى فرزندانشان با نوآورى‌هاى عصر فناورى آشنا نمى‌شوند و همین فاصله میان دو نسل را عمیق‌تر مى‌کند. بسیارى از والدین هنوز با بی‌شمار کارکرد‌های اینترنت و سرویس‌های موجود در آن مانند مسنجرها (نرم افزارهاى پیام رسان آنى مثل یاهو مسنجر که در آن کاربران مى توانند در هر کجاى دنیا که هستند بلافاصله پیام خود را از قبیل متن، صوت یا تصویر به دوستشان برسانند) آشنا نشده‌اند.

4- اینترنت بد نیست، اینترنت پدیده‌ای خطرناک نیست. به شرط آن که به کودکانمان بیاموزیم اینترنت چیست. وبلاگ یکی از مظاهر اینترنت است که جای خود را بسیار سریع در بین افراد خصوصا جوانان و نو‌جوانان باز کرد.
خوب است که بگذاریم فرزند ما از همان دوران کودکی که توانایی کار با کامپیوتر را فرا گرفت، برای خود وبلاگ شخصی داشته باشد. داشتن وبلاگ برای یک کودک به نوعی استقلال فردی و اجتماعی محسوب می‌شود که باید آن را به رسمیت شناخت. کودک ما با وبلاگ نویسی یاد می‌گیرد که حرف خود را صریح و روشن بیان کند، اظهار نظر کند، نظرات خود را آزادانه ابراز کند. لازمه این امر این است که در ابتدا خودمان بیاموزیم که از اینترنت و شبکه و سرویس‌های آن چه استفاده‌ای می‌توانیم بکینم.
روی سخن من در این نوشتار با والدین اروپایی یا آمریکای نیست، ما در کشوری زندگی می‌کنیم که هنوز بسیاری از خانواده‌ها از دسترسی به کامپیوتر محرومند، بیش از نیمی والدین فرزندانی که کامپیوتر را در اختیار دارند هنوز روشن و یا خاموش کردن دستگاه را بلد نیستند، ما در کشوری هستیم که بیش از 80 درصد افرادی که پشت میز کامپیوتر خود می‌نشینند و از اینترنت استفاده می‌کنند در اتاق‌های چت و یا وب‌سایت‌ها سرگردانند، نمی‌دانند چه می‌خواهند و یا به عبارتی وب‌گردی و یا شاید هم ولگردی می‌کنند.

5- اینترنت بد نیست، چون دسترسی آزاد به اطلاعات حق ابتدایی هر شهروندی محسوب می‌شود، و تنها این ابزارها و سیستم‌های اطلاعاتی و ارتباطی هستند که می‌توانند این حق را ایفا کنند، این ابزار نوین ارتباطی حاوی مقالات علمی، اطلاعات علمی- آموزشی، لینک‌های سرگرمی، تفریحی، اطلاعات مورد نیاز برای ایفای نقش افراد در جامعه و کلی اطلاعات دیگر است که علاوه بر کارکرد‌های مرتبط خود مانند اجتماعی کردن، آموزش، اطلاع‌رسانی دارای تاثیرایت نیز هستند که مثبت و یا منفی بودنشان تا حدی زیاد در اختیار خودمان است. پس با توجه به گستره وسیع ابزار‌های نوین ارتباطی و اطلاعی نکته مهم در این میان سواد اطلاعاتی است. یعنی توانایی دریافت و پردازش و استفاده صحیح از اطلاعات و افزایش کاربرد‌های آن در زندگی و کار‌های روزمره


افراد دشوار

همه ما هر روز با افراد دشوار سر و کار داریم. گاهی اوقات کافی است در آیینه نگاه کنیم تا یکی از آنها را ببینیم. شما نمی‌توانید همیشه از افراد مسئله ساز دوری کنید. شناخت این افراد و چگونگی برخورد با آنها به شما کمک خواهد کرد تا ارتباطات بهتری داشته باشید. این مقاله روشهایی را برای شناخت و برقراری ارتباط با افراد دشوار بیان می کند.
مقدمه
اداره موقعیتهای دشوار، بخشی از زندگی روزانه ماست. همه ما هرروز با افراد دشوار سر و کار داریم و این افراد را می شناسیم. شاید هیچ چیز به اندازه برخورد با این افراد، خسته کننده و ملال آور نباشد. این افراد انرژی ما را تحلیل می برند، احساساتمان را تحریک می کنند، حوصله همه را سر می برند و ما را در حالتی نامطلوب قرار می‌دهند. این رفتارها در محل کار براحتی می توانند یک محیط شاد را نابود کنند، کارایی را کاهش دهند و روحیه افراد را پایین آورند. هر یک از ما نیز به نوعی در درون خود شخصیت دشواری را پنهان کرده ایم. گاهی اوقات کافی است در آیینه نگاه کنیم تا آن را بهتر ببینیم. برخی از ما می‌توانیم این شخصیت را بخوبی مخفی کنیم اما گاهی در موقعیتهای رقابتی و شرایط حاد( مثل رانندگی در ترافیک، انجام یک بازی رقابتی و ...) آن را نشان می‌دهیم.
متاسفانه جامعه به ما یاد داده است که بهترین روش رفتار با افراد مسئله سازی که ما را آزار می دهند، نادیده گرفتن آنهاست. به همین علت از کودکی آموخته ایم با چنین افرادی معاشرت نکنیم. اما نادیده گرفتن این موقعیتها به ضرر ماست چرا که نحوه برخورد ما با شخصیت دشوار درونی و دیگر افراد بدقلق هنری است که هر فردی از آن اطلاعی ندارد. برخورد مناسب با این افراد باعث می شود از فشارهای عصبی ناشی از رفتارهای ناشایست دیگران بکاهیم و کار خود را موثرتر و سودمندتر انجام دهیم.
افراد دشوار( افراد بدقلق یا افراد مسئله ساز) در هر شکل و لباسی ظاهر می شوند، ولی خصوصیات مشترک همه آنها این است که رفتار و برخورد آنها همیشه برای یک نفر ایجاد مشکل می کند. هنگام برخورد با افراد دشوار باید علائمی را که از خود بروز می دهند بشناسیم و ماهیت آن را تشخیص دهیم. به این ترتیب می توانیم اثر نامطلوب رفتار آنها را به کمترین حد برسانیم. این یک واقعیت مسلم است که هنگامی می توانیم در دیگران نفوذ کنیم که آنها را همانطور که هستند ببینیم نه آنگونه که آنها می خواهند یا خودمان میل داریم.
ما باید حضور افراد دشوار را در زندگی‌مان بپذیریم. الهام گرفتن از تعالیم دینی و آموزه های مذهبی در این مورد به ما کمک می کند. تمامی انبیا الهی و افراد صالح در جریان انجام رسالت خود همواره با چنین افرادی برخورد داشته اند. رفتار دوستانه و به دور از خشونت آنها، الگوی مناسبی برای برخورد ما با افراد دشوار است. یادگیری کنترل احساسات و واکنشهای شخصی نیز هنگام برخورد با افراد دشوار اهمیت بسیاری دارد. باید از خود بپرسیم چرا این افراد برای ما مسئله ساز هستند و سعی کنیم نگرش منفی نسبت به این اشخاص را در خود از بین ببریم، زیرا گاهی اوقات علت رفتارهای دشوار دیگران، رفتارهای غیر اصولی خود ماست. وقتی با یک فرد دشوار برخورد می کنیم باید به این موضوع توجه کنیم که چه چیز باعث می شود یک نفر چنین گفتار و رفتاری داشته باشد، در این صورت در موقعیتی قرار می گیریم که نه تنها می توانیم شرایط دشوار را کنترل کنیم، بلکه طرف مقابل را نیز یاری می دهیم مشکل خود را حل کند.
انواع اشخاص مسئله ساز و روش برخورد با آنها
شما همیشه نمی توانید از افراد مسئله ساز دوری کنید. شناسایی انواع رفتارهای مسئله ساز به شما کمک می کند تا به نحو مطلوب موقعیتهای دشوار را بخصوص در سازمان اداره کنید. طبقه بندیهای مختلفی از انواع رفتارهای دشوار در مقالات و نوشته های گوناگون انجام شده است. در این مقاله سعی شده است تا با بهره گیری از منابع مختلف، انواع عمده افراد دشوار وبدقلق و روش برخورد با آنها مورد بررسی قرار گیرد. به طور کلی می توان انواع اصلی افراد دشوار را به صورت زیر طبقه بندی کرد:
1- زورگو و متخاصم
این شخصیت عصبانی و متخاصم است و عصبانیت خود را با اعمال زور نشان می دهد. خصومت، کینه توزی، استفاده از کلمات نیشدار، امتناع از کارهای گروهی وخودپسندی و تکبر از جمله ویژگیهای این افراد است. آنها دلشان می خواهد همیشه غالب و مسلط باشند و سعی می کنند با توسل به هر شیوه و روشی به خواسته های خود برسند.
راه حل: درمقابل آنها بایستید، اما سعی نکنید با آنها بجنگید. هرگز رفتار آنها را تحمل نکنید بلکه در مقابل آنها قاطع، محکم، جسور و با اعتماد به نفس باشید.
2- همیشه شاکی
از نظر این افراد تنها چیزی که زندگی به آنها عطا کرده، بدشانسی است. آنها به جای پیدا کردن راه حل برای مسائل و مشکلات، عادت کرده اند که شکایت کنند و بهانه بگیرند. نگرشهای این افراد مسموم و متاسفانه بیماری آنها واگیر است.این افراد بندرت سعی می کنند شرایط ناخواسته را تغییر دهند، در عوض دائم دقیقا مثل بچه ای که به او اجازه کاری داده نمی شود رفتار می کنند. اجازه ندادن باعث منفی بافی او می شود. جمله معروف آنها این است: « هیچ کس مرا دوست ندارد».
راه حل: به این افراد نشان دهید که مسائل آنها را می بینید و می شنوید، زیرا آنها به محیط حمایتی و تشویق احتیاج دارند. همچنین باید سطح فشار و استرس را برای این افراد پایین آورد. علاوه بر این به آنها اجازه شکایت کردن ندهید، مگر زمانی که راه حلی برای مشکل پیش آمده داشته باشند.
3- وسواسی و کمال گرا
این افراد دلشان می خواهد کارها به بهترین نحو ممکن انجام گیرد. چنین افرادی درعین حال که ممکن است خسته‌کننده و ملال آور به نظر رسند، اما دارای مهارتهای تجزیه و تحلیلی اند که مستلزم توجه زیاد به جزئیات است. استانداردهای عملکرد این افراد در سطح بسیار بالایی قرار دارد. در برخی مواقع کار خوبی که توسط دیگران مورد تمجید واقع می شود از نظر این افراد قابل قبول نیست. جمله معروف آنها این است:« این کار می توانست بهتر انجام شود».
راه حل: در صورتی که در برخورد با این افراد، واقعیتها و منطق را ارائه دهید، می توانید بهترین بهره را از آنها ببرید. در عین حال حرفهای این افراد را درباره بهتر انجام شدن کارها جدی نگیرید. آنها معمولا نقاط ضعف خودشان را بیان می کنند نه نقاط ضعف شما را. سعی کنید با این افراد به گونه ای کار کنید تا بتوانند انتظارات واقعی برای خود و دیگران داشته باشند و مطابق انتظارات واقعی عمل کنند.
4- افراد یخی
این افراد برای تغییر آمادگی ندارند وهر تغییری – هر چند کوچک – می تواند آنها را نگران و آشفته سازد و آغازی برای رفتار منفی در آنها باشد. جمله معروف آنها این است:« راه قدیمی بهتر است».
راه حل: در مقابل این افراد صبور باشید، زیرا ممکن است در مسیر انجام تغییرات مانع تراشی کنند. این افراد را در تغییر درگیر کنید یا از تغییرات تدریجی برای ایجاد فرصت مناسب برای آنها استفاده کنید.
5- افراد بسته
راههای برقراری ارتباط با این افراد مسدود است. این افراد بسیار تودار و دیرجوش هستند و تنهایی و خلوت را به بودن در میان جمع ترجیح می دهند. آنها هرگز درباره تفکرات و احساسات خود صحبت نمی کنند و به همین دلیل ارتباطات محدودی دارند. « حوصله ندارم» یا « فعلا وقت ندارم» از جملاتی است که آنها برای فرار از جمع از آن استفاده می کنند.
راه حل: برای برقراری ارتباط با این افراد باید حوصله کنید. ممکن است مدتی طول بکشد تا این گونه افراد احساس راحتی بکنند و با شما راحت تر و بهتر برخورد کنند. هنگام صحبت با این افراد از سوالات باز استفاده کنید و آنها را به شرکت در بحثها تشویق کنید.
6- کم حرف و منفعل
این افراد زیاد سخن نمی گویند. حتی اگر اصرار کنید، فریاد بکشید یا از آنها خواهش کنید، جوابی بیشتر از آری یا خیر نخواهید شنید. این افراد حتی زمانی که باید از حقوق خود دفاع کنند، ساکت می‌مانند. در نتیجه غالباً مورد ظلم قرار می گیرند. فرد منفعل همیشه احساس ناامنی می کند واعتماد به نفس بسیار پایینی دارد. آنها غالباً از شرکت در تصمیم گیریها امتناع می کنند و یا نظری ارائه نمی دهند.
راه حل: این افراد شدیداً به اعتماد به نفس و حمایت احتیاج دارند و باید بطور مستقیم از آنها انجام اموری را که می توانند انجام دهند خواسته شود. تشویق نیز در ایجاد اعتماد به نفس آنها بسیار موثر است.
7- افرادی که می گویند: «کار من نیست»
این افراد دائم از زیر بار قبول مسئولیتهای بیشتر شانه خالی کرده و منفی بودن خود را با رد کردن انجام کارهایی که باید برعهده بگیرند، ظاهر می کنند.
معمولاً دوستان و همکاران این افراد باید کارهای مربوط به آنها را انجام دهند و این در حالی است که این افراد انجام آن کارها را جزء وظایف آنها می دانند نه وظایف خودشان_ جمله معروف آنها این است: «‌این کار جز وظایف و شرح شغلی که من باید انجام دهم نیست».
راه حل: سعی کنید شرح شغل این افراد را واضح و روشن در اختیار آنها قرار دهید، تا جایی برای توجیهات آنها باقی نماند. بازرسی و کنترل غیر محسوس نیز در برخی مواقع می تواند کارساز باشد.
8- شایعه پراکن ها
این افراد از شایعه بعنوان سلاح قوی جهت کنترل روی دیگران و محیط استفاده می کنند. آنها با پخش شایعه و درگیر کردن دیگران در مسائل مربوط به آن لذت می برند و احساس مهم بودن می کنند. جمله معروف آنها این است: « اجازه بده من بگویم چه اتفاقی دارد می افتد».
راه حل: بهترین راه جلوگیری از شایعه سازی در سازمان، دادن اطلاعات و حقایق لازم و کافی به افراد است. وقتی افراد سازمان از کلیه اطلاعات مربوط به مسائل سازمان آگاهی داشته باشند، به شایعه و افراد شایعه پراکن توجهی نمی کنند. در نتیجه انگیزه ای برای این افراد بمنظور ایجاد شایعه و پخش آن باقی نمی ماند. 9- افراد منفی گرا
این افراد نگرش بدی نسبت به دنیا دارند. آنها فکر می کنند که دنیا بر سرشان خراب شده است. آنها از شیوه انجام امور ناراضی هستنــد و مهم نیست شماچقدر تلاش کنید تا کاری برایشان انجام دهید. در واقع این افراد همیشه نیمه خالی لیوان را می‌بینند و برای انجـــام یک کار بیشتر بر عواقب منفی آن تأکید دارند تا نتایج مثبت. این افراد اعضای خوبی برای کارهای گــــروهی نیستند. جمله معروف آنها این است:« من می دانـم این کار شدنی نیست».
راه حل: تغییر نگرش افراد منفی گرا کار آسانی نیست. اما شما باید آنها را مجبور به تطبیق با عادتهای مثبت کنید تا از عادتهای منفی دور شوند. ایجاد تفکرات مثبت و نشان دادن نتایج خوب کارهایی که او امیدی به انجام آنها نداشته است، می تواند به این اشخاص کمک کند.
10- افراد غیر متعهد
این افراد آن‌قدر برای انجام کاری بهانه می آورند تا شخص دیگری آن را انجام دهد و یا آن‌قدر در انجام تصمیمی تعلل می کنند که ارزش آن از بین می رود. آنها کار خود را بطور جدی انجام نمی دهند، زیرا کار برای آنها اولویت ندارد. انجام امور شخصی و پرداختن به مسائل غیر کاری برای آنها مهمتر از انجام کارهای سازمانی است. جمله معروف آنها این است: « او می تواند منتظر شود».
راه حل: دلیل اصلی تأخیر و تعلل آنها را سوال کنید. این افراد معمولاً احتیاج به اهداف و استانداردهای واضح و انتظارات رسمی دارند و اینها باید به او ابلاغ شود. همچنین آنها به یک سیستم نظارتی بسته نیازمندند تا نتوانند براحتی از زیر کار شانه خالی کنند.
11- افراد همیشه منتقد
این افراد همیشه با کلمات نیشدار و انتقادات بی‌مورد خود، دیگران را آزار می‌دهند.آنها درباره هر ایده ای، انتقادات خاص خود را دارند؛ چه آن ایده، خوب باشد یا بد_ هدف این افراد مخالفت با تمام چیزهایی است که گفته می‌شود. آنها هر جا می روند مشکلات را پیدا می کنند. جمله معروف این افراد این است:«ایده بدی است».
راه حل: در مذاکره و گفتگو با افراد انتقاد کننده بر اطلاعات تمرکز کنید. از آنها درباره علت انتقاد و مخالفتشان سوال کنید و همیشه آنها را برای اطلاعات بیشتر تحت فشار قرار دهید. هرگز رفتارهای نامناسب چنین افرادی را تأیید نکنید.
12- افراد خودخواه
افراد خودخواه، همیشه می خواهند راه خود را ادامه دهند و فکر می کنند همه چیز را می دانند. در واقع این افراد می خواهند نداشتن امنیت خود را به گونه ای پنهان کنند.
راه حل: با این افراد تنها بر اساس حقایق و واقعیتها رفتار کنید. قبل از ملاقات با آنها تمام اطلاعات مورد نیاز را بدست آورید و خود را برای پاسخ به سوالات آنها آماده کنید. به یاد داشته باشید برخورد تهاجم آمیز یا تسلیم در برابر آنها کارساز نخواهد بود.
13- افراد فداکار( قربانی)
این افراد قلب خونین سازمان هستند. آنها زود سرکار می آیند و دیر می روند و یار و پشتیبان همکاران و دوستانشان هستند. ازآنها هرکاری که بخواهید انجام می‌دهند، زیرا این افراد معمولاً به دلیل مسائل شخصی ترجیح می دهند بیشتر اوقات زندگی خود را در محیط سازمان بگذرانند. در صورتی که از خدمات آنها قدردانی نکنید، منفی گری آنها آغاز می شود. جمله معروف افراد فداکار این است:« من زندگی ام را وقف این شرکت کردم، ولی برای هیچ کس مهم نیست».
راه حل: به حرفهای این افراد گوش دهید و به آنها نشان دهید که وجودشان تا چه اندازه برای سازمان اهمیت دارد. از تلاشها و همکاری آنها صمیمانه قدردانی کنید و این کار را در حضور دیگر کارکنان انجام دهید.
14- افراد خود سرزنش کن
این افراد همواره کمبودهایی را در عملکرد کاری و رفتاری خود می یابند و دائم خود را ملامت می کنند. آنها از هیچ
یک از جنبه های زندگی شخصی و کاری خود راضی نیستند. جمله معروف آنها: « من توبیخ خواهم شد. من می توانستم این کار را بهتر انجام دهم».
راه حل: اعتماد به نفس آنها را بالا ببرید و از کارهای مثبت و خوب آنها قدردانی کنید. به آنها نشان دهید آن‌طور که خودشان فکر می کنند بی دست و پا و کار خراب کن نیستند.
15- افراد پرحرف
این افراد به قدری حرف می زنند که اجازه صحــــبت به افراد دیگر نمی دهند. جالب اینجاست کـه بیشتر حرفهای آنها اصلاً ربطی به موضوع مورد بحث ندارد و صرفاً از دست دادن وقت و زمان مفید است.
راه حل: برخورد با این افراد این است که به آنها تنها چند دقیقه فرصت صحبت کردن داده شود. در صورتی که باز هم به حرف زدن ادامه دادند، به هیچ وجه رفتار آنها را تحمل نکنید. به آنها بگویید، باید بروید و فرصتی برای گوش دادن به حرفهای آنها ندارید.
16- افراد نامنظم
این افراد در انجام وظایف و شرکت در جلسات، نظم و ترتیب را رعایت نمی کنند ونوعی آشفتگی در رفتار و کردار آنها دیده می شود. آنها دائم به دنبال وسائل خود می‌گردند و همیشه در جلسات تأخیر دارند.
راه حل: برای برخورد با این افراد نظم و انضباط را عامل مهمی در ارزیابی عملکردشان اعلام کنید و آنها را به مرتب بودن تشویق کنید.
17- افراد بی مسئولیت
این افراد تحمل قبول مسئولیت یا توبیخ بابت اشتباه را ندارند. آنها از زیر بار مسائل شانه خالی می کنند و انگشت اتهام خود را همیشه به سمت دیگران نشانه می روند. جمله معروف آنها این است: « من این کار را نکردم، فلانی آن کار را انجام داد».
راه حل: با آنها قاطع برخورد کنید و بطور مستقیم اشتباهشان را با دلیل برایشان توضیح دهید تا نتوانند اشتباه را به دیگری منتقل کنند.
18- افراد پوست تخم مرغی
این افراد بسیار حساس هستند و بی‌اهمیت ترین مسائل آنها را ناراحت می‌کند. روحیه حساس آنها باعث می شود دیگران در برخورد با آنها بسیار محتاط باشند و از برقراری ارتباط با آنها احساس راحتی نکنند.
راه حل: بازخورد، به این افراد باید سریع و مستقیم نباشد، بلکه به آرامی و با توجه به شخصیت آنها باشد. در برقراری ارتباط با آنها شخصیت حساسشان را در نظر بگیرید.
19- افراد ریزنگر
این افراد همواره می گویند:« من احتیاج به چک کردن مجدد کار دارم، شاید چیزی از زیر دستم رد شده باشد.» آنها به جزئی‌ترین و ریزترین موارد یک مسئله توجه می کنند و گاهی به خاطر یک مسئله کوچک اوقات دیگران را تلخ می کنند.
راه حل: آنها را عادت دهید در کنار توجه به جزئیات به مسائل کلی و اصلی توجه کنند. آنها باید یاد بگیرند کلیات و جزئیات را با هم در نظر بگیرند و به دلیل مسائل جزئی کل پروژه را به تأخیر و خطر نیاندازند.
20- افراد خیلی خوب
این افراد به نظر می رسد که با شما موافق هستند، اما چنانچه کاری را که آنها از شما خواسته اند انجام ندهید، مسئله ساز می شوند.
راه حل: این افراد به تأیید بسیار نیاز دارند. به آنها نشان دهید، دوستشان دارید و برایشان ارزش قائلید.
نکاتی در برخورد با افراد دشوار
همه افراد در برخی شرایط غیر قابل پیش بینی و تحریک پذیر می شوند. در برخورد با افراد مسئله ساز موارد زیر را همواره به خاطر داشته باشید:
- تفاوتهای افراد را بیشتر و بیشتر بشناسید. تفاوتها همواره منجر به اصطکاک می شود. اگر تفاوت میان انسانها را یک موهبت- نه یک مسئله- بدانید، می توانید به خوبی موقعیتهای دشوار را اداره کنید.
- مطمئن باشید که همه افراد سازش و هماهنگی را دوست دارند. این اندیشه که دیگران به دنبال تحقیر و صدمه زدن به ما هستند، درست نیست. مطمئن باشید همه توافق و یکدلی را دوست دارند. با اعتقاد به این مسئله شما فرصت پیدا می کنید، درهای گفتگو را برای رسیدن به توافقات دوجانبه باز کنید.
- باور کنید که می توانید در کنار افراد مسئله ساز بدون تنش و اصطکاک کار کنید. شما ممکن است که با افراد دشوار دوست و صمیمی نباشید، اما می توانید با آنها رفتار مسالمت آمیز داشته باشید. سعی کنید به خواسته های هم احترام بگذارید.
- در تله افراد دشوار گرفتار نشوید. وقتی دیگران به گونه ای رفتار می کنند که شما عصبانی و خشمگین می شوید، در واقع شما را در تله خود گرفتار کرده اند. ما اغلب در تله رفتارها، گفتارها، لبخندها و نگاههای افراد گرفتار می شویم. نباید اجازه دهیم رفتارهای افراد مسئله ساز، ما را در کنترل رفتارمان دچار مشکل سازد و آنها را بر ما مسلط گرداند.
- گوش کنید؛ گوش کنید؛ گوش کنید_ وقتی دیگران بدانند شما حرفهای آنها را می شنوید و به مسائلشان اهمیت می دهید، کمتر رفتارهای دشوار را از خود بروز می‌دهند.
- برای ایجاد رابطه بهتر افراد را با نام صدا بزنید(نام هر فرد گرمترین آهنگی است که او می شنود و دوست دارد بشنود).
- افراد را سرزنش نکنید. سرزنش افراد، آنها را برای بروز رفتارهای مسئله ساز مستعد می سازد.
- مراقب بلندی و لحن صدا و زبان بدن خود باشید. استفاده از زبان بدن به شما کمک می کند ارتباط بهتری را با دیگران برقرار سازید. با برقراری ارتباطات عمیق و اصولی، فرصت کمتری برای نشان دادن تعارضات و رفتارهای دشوار ایجاد می‌شود.
- از به کار بردن کلمات زیر پرهیز کنید: باید، ولی، من می خواهم...، متاسفم، نمی‌توانی و......
- اگر طالب صداقت هستید با دیگران نیز صادقانه برخورد کنید و به تعهدات خود عمل کنید.
- استفاده از کلمات جادویی را بیاموزید. در دامنه لغات ما، کلمات زیادی وجود دارند که اثرات فوق العاده ای بر جای می گذارند. این کلمات را بیابید و از آنها استفاده کنید.
- فنون مذاکره را یاد بگیرید چرا که موفقیت در زندگی امروز در گرو ارتباطات خوب است و مذاکره در این راه به شما کمک می‌کند