اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

بهای واقعی زندگی

فردی دچار بیماری گِل خواری بود و چون چشمش به گِل می افتاد، اراده اش سست می شد و شروع به خوردن آن می نمود. وی روزی برای خریدن قند به دکان عطاری رفت. عطار در دکان سنگِ ترازو نداشت و از گِل سرشوی برای وزن کشی استفاده می کرد.

عطار به مرد گفت: من از گِل به عنوان سنگِ ترازو استفاده می کنم. برای تو مشکلی نیست؟

مرد گفت: من قند می خواهم و برایم فرق نمی کند از چه چیزی برای وزن کشی  استفاده کنی.

در همین هنگام مرد در دل خود می گفت: چه بهتر از این! سنگ به چه دردی می خورد برای من  گِل از طلا با ارزش تر است. اگر سنگ نداری و گِل به جای آن می گذاری باعث خوشحالی من است.

عطار به جای سنگ در یک کفه ی ترازو، گِل گذاشت و برای شکستن قند به انتهای مغازه رفت. در همین اثنا، مرد گِل خوار دزدکی شروع به خوردن از گِلی که در کفه ی ترازو بود کرد. او تند تند می خورد و می ترسید مبادا عطار متوجه ماجرا شود.

عطار زیرچشمی متوجه ی گل خوردن مشتری شد ولی به روی خودش نیاورد. بلکه به بهانه پیدا کردن تیشه قند شکنی خود را معطل می کرد.

عطار در دل خود می گفت: تا می توانی از آن گل بخور. چون هر چقدر از آن می دزدی در واقع از خودت می دزدی! تو بخاطر حماقتت می ترسی که من متوجه دزدیت بشوم. در حالیکه من از این می ترسم که تو کمتر گل بخوری! تا می توانی گل بخور. تو فکر می‌کنی من احمق هستم؟ نه! این طور نیست. بلکه هنگامی که در پایان کار، مقدار قندت را دیدی، خواهی فهمید که چه کسی  احمق و چه کسی عاقل است!

این داستان یکی از حکایت های زیبای مولانا در  مثنوی معنوی است.

مولانا با ظرافتی ستودنی گل را به مال دنیا و قند را  به بهای واقعی زندگی آدمی تشبیه می کند. در نظر او آنان که به گمان زرنگ بودن، تنها در پی رنگ و لعاب دنیا هستند همانند آن شخص گِل خواری هستند که پی در پی از کفه ترازوی خود می دزدد که در عوض از وزن آنچه در مقابل دریافت می کند، کاسته می شود

فرد کارآمد

1.    برای هر یک از مکالمات تلفنی خود از قبل برنامه ریزی کنید و دستور کار داشته باشید.

2.     این که بتوانید در انجام امور پیچیده با دیگران همکاری کنید مهارتی اساسی برای پیشرفت در کار است.

3.      قبل از شروع یک کار پیچیده، همه کارها ، وظایف و فعالیت هایی را که باید انجام شوند لیست کنید.

4. برای فعالیت های خود اولویت و ممنوعیت تعیین کنید: چه فعالیت هایی را باید رها کنید تا بتوانید برای کارهایی که حقیقتاً مهم هستند جای بیشتری باز کنید؟

5.    برای اولویت بندی کارها باید نتایج هر کدام از آنها را در درازمدت در نظر گرفت.

6.     دقت و تمرکز ، رموز عملکرد عالی هستند.

7.  پاداش هایی که در زندگی می گیرید بستگی به این دارد که چه کاری می کنید ، چقدر خوب آن را انجام می دهید  و چقدر مشکل است که بتوان کسی را جایگزین شما کرد.

8.     آینده متعلق به افراد با قابلیت است.

9.     کلید آینده ، رشد مداوم شخصی و حرفه ای شماست.

۱0 .  تمام آموزش های ممکن را ببینید . یک ایده خوب کافی است تا شما را از انجام سال ها کار سخت معاف کند.

11 . حداقل یک ساعت در روز در حوزه کاری خود مطالعه کنید. این عادت به مرور ، شما را به یکی از آگاه ترین افراد در حرفه تان بدل می کند.

12 . برای برنامه ریزی کارهایتان، لیستی از فعالیت هایی که باید انجام دهید تهیه کنید . هر کاری را قبل از این که انجام دهید بنویسید.

13 . برای این که به حداکثر بهره وری دست پیدا کنید، با تکرار پی در پی این جمله به خودتان نظم و ترتیب بدهید:" خوب ، بر گردیم سر کار."

14 . طرز نشستنی را که مخصوص افرادی است که عملکرد عالی دارند تمرین کنید: پشتتان را صاف کنید و در همان حالت روی کارتان به طرف جلو متمایل شوید.

15 . از تلفن به عنوان یک وسیله کاری استفاده کنید. زود بروید سر اصل مطلب و از تعارفات کم کنید.

16 . مدام در پی یافتن راه هایی باشید که عملکرد شما را کاملاً متحول کند، به صورتی که فعالیت هایتان با اهداف بلند مدت شما هماهنگی بیشتری پیدا کند.

17 . برای این که کار بیشتری انجام دهید کمی زودتر، کار را شروع کنید ، کمی سخت تر کار کنید و کمی دیرتر دست از کار بکشید.

18 . با سریع تر کار کردن راندمان کارتان را بالا ببرید. احساس اضطرار و ضرورت انجام کار را در خود  پرورش دهید  و با آن پیش بروید.

19 . کارهایتان را دسته بندی کنید و تمام کارهای مشابه را همزمان انجام دهید.

20 . سعی کنید اشتباهات کمتری داشته باشید و از همان بار اول کار را درست انجام دهید

لذت بردن از زندگی

شادی خواستنی ترین و شیرین ترین احساس بشر است. زن و مرد ، پیر و جوان، ثروتمند و فقیر پیوسته در جستجوی شادی اند و کیفیت زندگی خود را براساس میزان شادی شان می سنجند.

از این رو انگیزه بسیاری از رفتارهای ما شاد شدن است. حتی زمانی که با بیماری و تنگدستی، عدم امنیت و بی اعتمادی، نادانی و بی عدالتی می جنگیم، می خواهیم این عوامل اندوه را از زندگی خویش برانیم تا زمینه را برای ورود شادی فراهم کنیم. با گذشت زمان ، به تجربه آموخته ایم که تا میهمان ناخوانده "غم" را از دل بیرون نکنیم، نمی توانیم پذیرای احساس دلنواز و شیرین شادی باشیم.

یاد بگیریم که برای لذت بردن از زندگی به دنبال بهانه های بزرگ نباشیم.

امروزه در نتیجه پژوهش های علوم مختلف شواهد و یافته های بسیاری در مورد شادی وجود دارد. این یافته ها نشان می دهند که احساس شادی علاوه بر آن که شیرین و دل انگیز است، وجودش سلامت و عمر انسان را افزایش می دهد و سبب برقراری پیوند محبت آمیز میان افراد ، جلوگیری از آسیب های اجتماعی، و رشد و آرامش جامعه بشری می شود.

 

 دکتر ریچارد لیارد در کتاب معروف و پژوهش خود به نام "شادی" که در سال 2004 منتشر کرده بر هفت عامل بزرگ زیر تاکید می کند:

ارتباطات خانوادگی، وضع اقتصادی، شغل، اجتماع و دوستان، وضع سلامتی، آزادی شخصی و ارزش های شخصی.

او می گوید که این عوامل به ترتیب اهمیت نوشته شده اند و نتیجه می گیرد که کیفیت روابط ما با دیگران بیش از همه چیز بر شادی مان اثر می گذارد.

این نتیجه ای است که بسیاری از ما تجربه کرده ایم. او همچنین پژوهش های دیگری را به عنوان شاهد می آورد تا تأکید کند که ثروت ، تنها وقتی سبب شادی افراد می شود که آن ها را از مرحله فقر درآورده و موجب آسانی امرار معاش شان شود. اما پس از این مرحله افزایش ثروت در بالا بردن میزان شادی نقش چشمگیری ندارد.

داراترین مردم کسانی هستند که چشمه های شادی ارزان دارند.

نصایح خردمندان جامعه ما و نوشته ها و گفته های تجربی بسیاری، حاکی از آن است که همه می توانند با توجه کردن و عمل نمودن به هر یک از موارد زیر شادی خود را افزایش دهند:

- سالم ماندن و از سلامتی خود مواظبت کردن.

- امنیت داشتن در خانه، محل زندگی، محل کار و جامعه.

- معنی دار کردن زندگی با داشتن آرزو و دنبال کردن هدفی ارزشمند و دست یافتنی.

- سرگرم بودن به شغلی که نه تنها با آن امرار معاش کنند بلکه از انجامش نیز لذت برند.

- توجه محبت آمیز به دیگران داشتن و مورد توجه و علاقه آن ها قرار گرفتن.

- مفید واقع شدن و کمک به دیگران، بودا می گوید: "شادی وقتی می آید که شما با کلمات و کارهای تان برای خود و دیگران مفید واقع شوید."

- داشتن تفکر و و نگرش مثبت.

- پذیرفتن خویش و به خود اعتماد داشتن.

- ارتباط سازنده داشتن و وقت گذارندن با افراد خانواده و دوستان خوب.

- بر شمردن نعمت های خود و سپاسگزار بودن.

- استفاده کردن و لذت بردن از موجودی خویش.

- مقایسه نکردن خود و دارایی های خویش با دیگران.

- آرام ماندن در رویارویی با غیر منتظره ها.

- عملی کردن هدف و خواسته های معقول خود.

- تعادل داشتن در کار، تفریح و...

- اعتماد داشتن و احترام گذاشتن به مردم.

- شوخ بودن و به زندگی خندیدن.

- بخشیدن خود و دیگران.

- اعتقاد داشتن.

- آزادی داشتن.

- با جرات بودن.

- کار گروهی کردن.

هنگامی که به دیگران مهربانی می کنیم، به زندگی آن ها نور و صفا می دهیم و آگاهیم که بخشندگان نور، خود در تاریکی نمی مانند.

هر کس با توجه به ارزش های شخصی خویش می تواند موارد یاد شده را به ترتیب اهمیت نوشته و عوامل شادی بخش ویژه خود را به آن ها بیفزاید و به کار گیرد.

 

برای بسیاری از افراد دنبال کردن یک کار هنری می تواند شادی پیوسته ای ایجاد کند. برخلاف بعضی از چیزها که یک باره به دست می آیند و پس از مدتی وجودشان عادی شده و از شادی بخشی آن ها کاسته می گردد، کار هنری شادی پایداری را سبب می شود. زیرا مهارت در هنر به تدریج به دست می آید و هنرجو با دستیابی به هر سطح مهارتی برتر، شادی تازه ای به خود هدیه می دهد.

با گزینش و اراده می توان از چیزهای ساده تر نیز شادمان شد.

بسیارند افرادی که از گفت و گو با عزیزان، بازی و خنده کودکان، و پیاده روی با دوستان لذت می برند. فراوانند آن ها که از تماشای پدیده های طبیعی چون درخشش خورشید ، گل و سبزه، برف و باران، کوه  و دشت، آب و آبشار و ماه و مهتاب به وجد آمده و آن ها را سرچشمه های شادی خود قرار می دهند.

زیبا و طبیعی است که ما هم در هر مکان و زمان، سببی برای شادی پیدا کنیم.

زیبنده و سازنده است که همیشه به یاد آوریم که مردم دیگر نیز چون ما خواهان شادی اند.

امید بخش و برانگیزنده است که می دانیم می توانیم با یک نگاه ، سخن، یا کردار محبت آمیز بر شادی آن ها بیفزاییم. هنگامی که به دیگران مهربانی می کنیم، به زندگی آن ها نور و صفا می دهیم و آگاهیم که بخشندگان نور، خود در تاریکی نمی مانند.