اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

مادری

آیا پیش آمده است که از انجام  کاری که مطمئن بودید همسرتان را خوشحال می کند نتیجه عکس گرفته باشید؟ آیا هنگامی که او به هر گونه لطف شما به طرزی منفی پاسخ می گوید ، یکه می خورید؟

بسیاری از زنان در نحوه ارتباط خود با همسرانشان مرتکب اشتباهاتی می شوند که رابطه آنان را دچار اختلال می کند. یکی از اشتباهاتی که در این مقاله به آن می پر دازیم این است که :خیلی از خانم ها در حق همسرشان مادری کرده و با آنان مانند بچه رفتار می کنند.

به این جملات توجه کنید: «مواظب باش کیف پولت را فراموش نکنی»، «قبض برق را پرداختی؟»، «می دانی ماشین بنزین ندارد؟»، «چند بار باید گفت این حوله های خیس را روی زمین نینداز» و «اگر با این لباس نازک بیرون بروی حتما سرما می خوری».

یکی از معمول ترین و مخرب ترین عادات ارتباطی زنان با مردان مادری کردن برای آنان است. ما به گونه ای با آنان رفتار می کنیم که گویی کودکی بیش نیستند و این طور فرض می کنیم که ناتوانند و نمی توانند از خودشان مراقبت کنند و نیاز دارند ما زندگی شان را بگردانیم.

البته این پیش فرض های ما گاهی اوقات حقیقت دارند ، اما موضوعی که در اینجا اهمیت دارد این است: هنگامی که با یک مرد مانند پسربچه کوچکی رفتار می کنید او نیز شما را مایوس نکرده و مانند بچه ای کوچک رفتار خواهد کرد.

 

چگونه زن ها در حق مردها مادری می کنند؟

1- در حق آنها زیاد از حد مقید شدن و انجام دادن کارهایی که باید خودشان انجام دهند. به دنبال کلیدش می گردیم ، لباس هایش را پشت سرش جمع می کنیم، لباس و موهایش را مرتب می کنیم و مانند آن.

 

2- راه انداختن بازی های کلامی برای بیرون کشیدن اطلاعات از آنان. به او می گوییم گرسنه ای؟ دوست داری کم آش برایت درست کنم؟ برایت ماهی درست کنم؟ دسر چطور؟

 

3- ما معمولاً فرض می کنیم مردها کم حافظه و فراموشکارند و اطلاعاتی را که باید به خاطر داشته باشند به آنها گوشزد می کنیم: یادت باشد وقتی رسیدی زنگ بزنی، یادت نره بچه را از مهد بیاوری و وقت دکتر یادت نرود.

 

4- آنها را نکوهش می کنیم، گویی بچه اند. چطور می توانی با ژاکت بیرون بروی؟ نمی بینی هوا سرد است؟ چند بار بگویم قبل از این که بخوابیم چراغ ها را خاموش کن.

 

5- به عهده گرفتن کارهایی که فکر می کنید نمی توانند به درستی انجام دهند: بار آخر که او را فرستادم برای بچه ها لباس بخرد فاجعه بود. بچه ها هرگز نتوانستند آن لباس ها را برای مدرسه بپوشند.

 

6- اصلاح اشتباهات و امر و نهی کردن به آنها: این طور که این کلمه را به کار بردی اشتباه بود ، یا فکر می کنم اگر از این خیابان برویم به ترافیک بر نمی خوریم، اگر به جای تو بودم الان سمت چپ رانندگی می کردم، چرا به مادرت زنگ نمی زنی بگویی بچه ها مریضند و این هفته نمی توانیم به آنها سر بزنیم.

ما به این دلیل در حق مردان زندگی مان مادری می کنیم که آنها را به خود وابسته سازیم. وقتی تلاش می کنیم کلیه نیازهای شوهر خود را برآورده سازیم او را شدیدا به خود وابسته می کنیم. مردان نیز عادت دارند که در حقشان مادری شود، مردها در کودکی همواره شاهد بوده اند که مادرشان از آنها مراقبت کرده است، بنابراین برایشان عادی است به همسر خود اجازه دهند این نقش را ادامه دهد.

مادری کردن برای همسرتان در درازمدت اثرات مخربی بر روابط شما خواهد داشت:

1- همسرتان به مرور زمان خسته شده و اگر امر و نهی شما زیاد شود ،ممکن است در نظر او یک زن غر غرو و پر توقع شناخته شوید.

2- با همسرتان طوری رفتار می کنید که گویی او بی لیاقت است، و لذا او نیز احساس بی لیاقتی کرده و در نتیجه اعتماد به نفس اش پایین خواهد آمد. وقتی یک مرد احساس خوبی نسبت به خودش ندارد شما را نیز کمتر دوست خواهد داشت.

چگونه از مادری کردن در حق مردان دست برداریم.

1- از انجام کارهایی که همسرتان می تواند خودش انجام دهد پرهیز کنید. وقتی می پرسد کلیدهایم کجاست به او بگویید نمی دانم و اجازه دهید خودش دنبال آنها بگردد. البته نه این که بگویید خودت پیدایش کن، من که مادر تو نیستم، حتی توصیه نمی کنم که در حق همسرتان مهربان و حمایت گر نباشید، بلکه هدف این است که کمتر مانند یک مادر با او رفتار کنید.

2- با او مانند شخصی لایق، دانا و توانا رفتار کنید. به جای او فکر نکنید و تقویمش نباشید. برای مثال اگر همسرتان وقت دندانپزشکی دارد به او یادآوری نکنید. به این ترتیب همسرتان به طرزی طبیعی می آموزد که چگونه برنامه هایش را به خاطر بسپارد.

3- مسوولیت هایی را که دوست دارید به عهده بگیرد به او واگذار کنید و چنانچه اشتباهاتی مرتکب می شود مسوولیت ها را از او سلب نکنید به او اجازه دهید اشتباه کند و عواقب آن را نیز بپذیرد، زیرا تنها از این راه می تواند بیاموزد کارها را به درستی انجام دهد.

4- از رفتارهای مادرانه خود لیستی تهیه کنید، چند هفته مراقب اعمال و رفتارتان باشید. اولین قدم در تغییر رفتارهای خود آگاه شدن از آنها است.

عصبانیت

وقتی کسی کاری انجام می دهد که منجر به عصبانیت شما می شود ، سعی کنید برای یک لحظه خودتان را به جای او بگذارید و جریان را از دید او ببینید. معمولاً وقتی کسی حتی به صورت ...


1- فریب نخورید.

گاهی مواقع روش طرف مقابل شما این است که شما را وارد بازی خود کرده و به عصبانیت بکشاند، بیش از آن که وارد این بازی شوید بدانید که: اگر فریب بخورید بازنده خواهید بود و شخص مورد نظر به دلیل سهل انگاری شما پیروز می شود زیرا قربانی او اکنون به راحتی آماج حملات پرخاش جویانه اوست. حتی اگر بتوانید فوراً پاسخ او را بدهید ، او به نبرد خود ادامه می دهد. آگاهانه بحث کنید تا ناخواسته وارد بازی او نشوید. احساساتی عمل نکنید تا بدین طریق او را وادار کنید آن گونه که شما دوست دارید ، عمل کند.

آگاهانه بحث کنید تا ناخواسته وارد بازی او نشوید. احساساتی عمل نکنید تا بدین طریق او را وادار کنید آن گونه که شما دوست دارید ، عمل کند.

2- از گفتن کمله " تو" اجتناب کنید.

افرادی وقتی از دست یکدیگر عصبانی می شوند، به راحتی یکدیگر را "تو" خطاب می کنند. حملاتی که با "تو" شروع می شوند معمولا محکوم کننده هستند. "تو... هستی" ، "تو... کردی" ، "تو ... را گفتی" ، ... این ها سیگنال هایی هستند که طرف مقابل را متهم کرده و او را وادار به دفاع از خود می کنند، در نتیجه او موضع گیری کرده و مشت خود را برای دعوا گره می کند. به جای گفتن "تو" جملات را به سمت خودتان منعکس کنید، مثلا از کلمات "من" یا "ما" استفاده نمایید.

 

3- با طرف مقابل همدردی کنید.

وقتی کسی کاری انجام می دهد که منجر به عصبانیت شما می شود ، سعی کنید برای یک لحظه خودتان را به جای او بگذارید و جریان را از دید او ببینید. معمولاً وقتی کسی حتی به صورت غیرعمدی در حق ما اشتباهی مرتکب می شود ، ما آن را به خودمان می گیریم. زمانی به عنوان کارمند در یک شرکت استخدام شدم. به دلیل اشتباهات معمولی که مرتکب می شدم، رییس اداره مرتباً با من درگیر می شد. به هر حال باید اشتباه می کردم و درس می گرفتم. در یکی از بدترین مجادله های رییس با من، او جلوی همکاران بر سر من فریاد کشید. من به راحتی از او پرسیدم که آیا او هم در سال های ابتدایی آغاز به کار خود اشتباه کرده و چگونه مانع تکرار مجدد آن ها شده؟ این حرف من سریعاً لحن او را تغییر داد زیر تا آن لحظه او مرا از دید فردی با بیست سال تجربه کاری می دید. من کاری کردم که او این موقعیت را از دید من ببیند و به این طریق، دیدگاه او را نسبت به این موضوع تغییر دادم. بنابراین ابتدا سعی کنید با طرف مقابل همدردی کنید و ببینید آیا منصفانه قضاوت کرده اید یا نه. این کار را با دقت انجام دهید و سپس به موضوع فیصله دهید.

قاطعیت به این معنی است که هر دو طرف با رعایت ادب به یک نتیجه مشترک برسند ، طوری که هیچ کدام احساس نکنند که به زور جلوی عصبانیت خود را گرفته اند.

4- به جای پرخاشگری قاطع باشید.

البته خود قاطعیت نیز می تواند موجب نزاع بین افراد شود. قاطعیت به این معنی است که هر دو طرف با رعایت ادب به یک نتیجه مشترک برسند ، طوری که هیچ کدام احساس نکنند که به زور جلوی عصبانیت خود را گرفته اند. این کار با این که منجر به خاتمه دعوا می شود اما مشکل اصلی را حل نمی کند زیر هر چقدر هم خونسرد باشید احساسات بد شما نسبت به طرف مقابل هنوز از بین نرفته است. وقتی کسی به تندی از من انتقاد می کند ، مرا مورد سرزنش قرار داده یا از اخلاق من سواستفاده می کند، ... بهترین کار این است که به او بگویم حرف هایش چه احساسی در من به وجود می آورد. فلسفه این کار این است که او دیگر برای شلیک کردن به من هدف و بهانه ای ندارد. او از آزردگی من آگاه شده و معمولاً احساس تاسف یا گناه می کند. پس به طرف مقابل تان بگویید: "حرف شما باعث شد..." یا با حالتی معصومانه بپرسید: "چرا با این حرف مرا آزار دادی؟" اگر در مقابل حملات آن ها مقاومت نمی کنید و در عوض به آن ها آموزش می دهید ، نشانه تسلیم شدن یا عقب نشینی شما نیست بلکه نشانه شخصیت مستحکم شما و تلاش شما برای راهنمایی کردن دیگران است

کوتاه ترین داستان جهان

کفش نوزاد،

فروشی،

هرگز پوشیده نشده.

 

 

این داستان که کوتاه ترین داستان جهان از نظر کارشناسان ادبیات است فقط ۶ کلمه دارد و آن را ارنست همینگوی برای شرکت در یک مسابقه داستان نویسی کوتاه ارائه کرده بود و بابت آن ۷۰۰ دلار نیز جایزه گرفت و بعد ها نیز در مورد آن مقالات بسیاری نوشته شد