اگر می توانستم یک بار دیگر به دنیا بیایم کمتر حرف می زدم و بیشتر گوش می کردم
دوستانم را برای صرف غذا به خانه دعوت می کردم حتی اگر فرش خانه ام کثیف و لکه دار بود و یا کاناپه ام ساییده و فرسوده شده
در سالن پذیرایی ام ذرت بو داده می جویدم و اگر کسی می خواست که آتش شومینه را روشن کند نگران کثیفی خانه ام نمی شدم
پای صحبتهای پدر بزرگم می نشستم تا خاطرات جوانی اش را برایم تعریف کند و در یک شب زیبای تابستانی پنجره های اتاق را نمی بستم تا آرایش موهایم به هم نخورد ، شمع هایی که به شکل گل رز هستند و مدتها بر روی میز جا خوش کرده اند را روشن می کردم و به نور زیبای آنها خیره می شدم
با فرزندانم بر روی چمن می نشستم بدون آنکه نگران لکه های سبزی شوم که بر روی لباسم نقش می بندند
با تماشای تلویزیون کمتر اشک می ریختم و قهقهه خنده سر می دادم و با دیدن زندگی بیشتر می خندیدم
هر وقت که احساس کسالت می کردم در رختخواب می ماندم و از اینکه آن روز را کار نکردم فکر نمی کردم که دنیا به آخر رسیده است
هرگز چیزی را نمی خریدم فقط به این خاطر که به آن احتیاج دارم و یا اینکه ضمانت آن بیشتر است . به جای آنکه بی صبرانه در انتظار پایان نه ماه بارداری بمانم هر لحظه از این دوران را می بلعیدم چرا که شانس این را داشته ام که بهترین موجود جهان را در وجودم پرورش دهم و معجزه خداوند را به نمایش بگذارم
وقتی که فرزندانم با شور و حرارت مرا در آغوش می کشیدند هرگز به آنها نمی گفتم : بسه دیگه حالا برو پیش از غذا خوردن دستهایت را بشور ، بلکه به آنها می گفتم دوستتان دارم
اما اگر شانس یک زندگی دوباره به من داده می شد هر دقیقه آن را متوقف می کردم ، آن را به دقت می دیدم ، به آن حیات می دادم و هرگز آن را پس نمی دادم
به فرد عصبانی بگویید که به طور کامل ، حق با اوست:
حرف های او را تأیید کنید. این کار سبب می شود دست از عصبانیت بردارد. با او هم عقیده شوید و بدانید که به این ترتیب، کوتاه می آید. بنابراین، به جای این که با او بحث کنید ، مشتاقانه به حرف هایش گوش دهید چرا که بزرگ ترین مشکل او، نیاز به حس همدلی و درک شدن از سوی دیگران است.سر فرصت وقت برای قانع کردن او وجود دارد.
او را وادارید که سخنان آتشین خود را بدون مخالفت بر زبان آورد:
هنگامی که عصبانیت خود را خالی کرد ، به او یادآور شوید که قبولش دارید و متوجه گرفتاری اش هستید ، ولی از او خواهش کنید در صورت امکان، یک بار دیگر، مشکلش را بر زبان آورد تا شما، آن را اندکی بهتر دریابید. لحظه ای که او شروع به بازگویی مسأله اش می کند ، آرام آرام از خشمش کاسته می شود .
جر و بحث، هرگز منطقی نیست زیرا شما را حتی در عین پیروزی، مغلوب جلوه می دهد ، به جای بگو مگو از کلمه هایی استفاده کنید که به غرور طرف مقابل آسیب نرسانده و جذاب و گیرا باشد.
جر و بحث های کلامی را به راحتی پایان دهید:
به جای این که با جر و بحث در مورد امور جزئی، شانس کامیابی خود را از دست بدهید، بر خشم خود غلبه کنید. جر و بحث، هرگز منطقی نیست زیرا شما را حتی در عین پیروزی، مغلوب جلوه می دهد ، به جای بگو مگو از کلمه هایی استفاده کنید که به غرور طرف مقابل آسیب نرسانده و جذاب و گیرا باشد.
هرگز تحت تأثیر احساسات قرار نگیرید:
در عین این که دارای احساسات هستید ، از فشارهای احساسی دوری جویید. در این صورت است که هیچ گاه به جر و بحث های بیهوده، گرفتار نمی شوید. در ضمن، برای شعله ور کردن خشم دیگران، سوخت فراهم نسازید!!
چنان چه نسبت به شما بی حرمتی شده است ، آن را نادیده انگارید:
توهین دیگران را با تبسمی، بی اثر سازید. وقتی شما جر و بحث راه نیندازید ، آنان ساکت می شوند.
اظهار نظرهایی را که مانند شمشیر به دیگران ، جراحت وارد می کنند ، از یاد ببرید:
همه ی واژه های طعنه آلود ، انتقادی و دلسرد کننده را از فرهنگ واژه ای تان بزدایید ، مهربان، دلسوز و همدل باشید. به فرد خشمگین، اجازه دهید فکر کند که حق با اوست تا برنده ی این نزاع لفظی شود.
به سادگی ، انتقاد پذیر باشید:
او را به خاطر ابراز نظر هوشمندانه اش بستایید و بگویید که به طور کامل، درست می گوید.
به جای حاضر جوابی های انتقام جویانه، با تمجید، او را شگفت زده کنید.
در حضور فرد غضبناک، به نرمی سخن بگویید:
هر چه با او آهسته تر حرف بزنید به طوری که به سختی کلام شما را بشنود ، سریع تر می توانید جلوی خشمش را بگیرید و به ناچار مجبور خواهد شد آهنگ صدایش را پایین آورد .
چهره ی خویشتن را با تبسم، مزین کنید و گرم و محکم با او دست بدهید:
برای لبخند، تنها 12 عضله ی شما به کار می افتد ولی برای اخم کردن 46 عضله به زحمت می افتد. بنابر این، از اخم کردن بپرهیزید و انرژی کمتری هدر بدهید.
فرد عصبانی فقط زبانی را در می یابد که با ایده هایش سازگار باشد و تنها چیزی را می پذیرید که آن را بفهمد، از این رو، به زبان او حرف بزنید.
در همه حال ، آرام نمایان شوید:
هیچ گاه صدای تان را بالا نبرید. دیگران هم در برابر آرامش شما می کوشند هم چون شما آرام باشند و آن گاه عصبانیت از بین می رود.
در لحن صدای تان، خوش بینی و خشنودی را حفظ کنید.
واژه خیانت واژه ای کاملا آشناست و آن را بارها شنیده اید ، بارها شنیده اید که مردی به زنش خیانت کرد و دور از چشم او با زنی دیگر ارتباط برقرار کرده است. و بارها نیز با خود گفته اید چرا این گونه شده ؟ مگر زن او چه چیزی کم داشت؟ او که از هر نظر زنی کامل و نمونه بود چرا شوهرش قدر او را ندانست؟ و انواع این پرسش ها که تا به حال نتوانسته اید برای آن پاسخی پیدا کنید. حتی شاید هم نگران این مساله شده اید که نکند خدای ناکرده شوهر شما، برادر شما و حتی خود شما (البته اگر خواننده این مطب یک آقا باشد) چنین راهی را انتخاب کند.
از نظر آنان عوامل بسیاری در بروز خیانت در یک خانواده دخالت دارد ولی موارد فوق به عنوان عوامل کلی نقش موثری در رویگردانی مردان از خانواده دارد.
به گفته این کارشناسان، مردان معمولا به دو دلیل تنوع طلبی و مسائل جنسی دست به این کار می زنند. لذا چنانچه همسر وی شناخت کاملی نسبت به نیازهای او داشته باشد و به آن نیازها نیز توجه کند در آن صورت این اتفاقات به ندرت پیش خواهد آمد.
آنچه که مسلم است خیانت مردان به زنان یکی از راه های قطع ارتباط میان همسران است و زمانی که مردی مرتکب خیانت می شود دیگر همسر وی به او اطمینان ندارد و به دست آوردن مجدد این اطمینان کار بسیار دشواری است و چه بسا حتی دیگر این اطمینان به وجود نخواهد آمد.
یکی از دلایل ایجاد ارتباط با شخص دیگری از سوی مرد عدم ارضای نیازهای روحی و عاطفی در خانواده است چرا که زن از ابتدا در خانواده آموزش محبت را ندیده است و نمی داند که چگونه باید به همسر خود محبت کند لذا ریشه اغلب مشکلات خانواده ها در نبود محبت، نبود رفتارهای عاشقانه و همچنین مشکلات اقتصادی است.
به طور کلی دلایل بروز خیانت در مردان را در عوامل مختلفی باید جستجو کرد ، دلایلی چون کم شدن عشق و علاقه میان زوجین، بسیاری از مردان پس از مدتی زندگی زناشویی عشق و علاقه خود را به همسرشان از دست می دهند و از آنجایی که به دلیل داشتن فرزند نمی توانند تصمیم به جدایی بگیرند راه دومی که همان انتخاب فردی دیگر است را در پیش می گیرند. از سوی دیگر اغلب مردانی که به همسرانشان خیانت می کنند در توجیه رفتار نادرست خود ، رفتارهای زشت، نق زدن های دائمی و نزاع ها و مجادله های همسر خود را عامل رفتار خود می دانند و معتقدند که خیانت بهترین راه فرار از خانه و خانواده است. همین مردان عدم جذابیت همسر خود را از عوامل دیگر می دانند و گله مند هستند از این که همسرشان دیگر مانند سابق به ظاهر خود نمی رسد و توجه چندانی به آرایش و پوشش خود ندارد.
گرچه دلایل فوق تا حدودی درست است ولی بوالهوسی و هوسرانی این مردان را نمی توان انکار کرد ، این مردان توانایی نه گفتن در روابط جنسی را ندارند و حتی ممکن است شرایطی برای آنها پیش آید که نتوانند در مقابلش خودداری کنند. همچنین بسیاری از مردان نیز مایلند بدانند که چقدر از نظر سایر زنان جالبند و از جذابیت برخوردارند و به خاطر وجود همین حس برتری جویی به سوی روابط غیرمشروع کشیده می شوند. از سوی دیگر روان شناسان معتقدند که گرایش مردان متاهل به سوی زنان دیگر صرفا به دلیل نیل به اهداف جنسی نیست.
بلکه مشکلات عاطفی، روحی و روانی دوره های مختلف زندگی در این باره نقش بسزایی دارد چرا که این افراد وقتی به هر دلیلی در خانه، مدرسه، اجتماع و زندگی مشترک با کمبودها و بی توجهی های عاطفی روبه رو می شوند ناخواسته از مسیر اصلی زندگی منحرف می شوند.
به گفته این کارشناسان عدم رغبت همسر به داشتن روابط جنسی با شوهر یکی از عوامل مهم برای بروز خیانت در مردان به شمار می رود که از مهم ترین علل خیانت مردان این است که این مردان همسر را برای گذران امورات زندگی انتخاب می کنند و در این میان عشق و محبت بسیار کمرنگ است.