1.اگر نتوانید برای وقت خود برنامه ریزی کنید، هیچ چیز دیگری را هم نمی توانید اداره کنید.
2.کیفیت زندگی شما بستگی دارد به کیفیت مدیریت شما دراستفاده ی بهتر از وقت.
3.مدیریت زمان ( تنظیم وقت ) مهارتی است که می توان آن را با انضباط و تمرین فرا گرفت.
4.مدیریت زمان ، شما را قادر می سازد که جریان وقایع را تحت کنترل بگیرید.
5.هر وقت می بینید کاری خیلی خوب پیش می رود، می توانید دو چیز دیگر را هم پیدا کنید: آدم یک دنده و احساس وظیفه.
6.هنگام کار کردن، وقت تلف نکنید. بی وقفه کار کنید و از خودتان بیشتر مایه بگذارید.
7.در خانه کمیّت ( مقدار ) وقت ، ودر کار کیفیت ( چگونگی ) وقت است که به حساب می آید. آنها را با هم مخلوط نکنید.
8.با یک مدیریت زمان عالی، کیفیت زندگی شما بهترمی شود و برای افراد و چیزهایی که دوستشان دارید فرصت بیشتری به دست می آورید.
9.برای آن که بتوانید به مهارت های عالی در مدیریت زمان دست پیدا کنید ، سعی نمایید در آنِ واحد فقط روی تغییر دادن یکی از رفتارهای خود تمرکز کنید.
10.در مدیریت زمان، هدف ، افزایش بازده انرژی است تا بتوانید کیفیت زندگی خود را بالا ببرید.
11.هر دقیقه ای که صرف برنامه ریزی می کنید ، ده دقیقه در انجام کار صرفه جویی می کنید. بدین ترتیب ، بازده انرژی شما 100% افزایش پیدا می کند.
12.برای صرفه جویی در وقتی که صرف مکالمات تلفنی می کنید، مکالمات خود را دسته بندی کنید و آنها را با هم انجام دهید.
13.وقتی با کسی تلفنی صحبت می کنید برای گرفتن و دادن پاسخ ، هم برای خودتان و هم برای طرف مقابل ، وقت کافی در نظر بگیرید.
14.کلمه " نه" می تواند در صرفه جویی وقت ، کمک بزرگی به شما بکند . به هر چیزی که مانع استفاده بهینه از وقتتان است ، "نه" بگویید.
15.انضباط فردی موجب صرفه جویی بسیار در وقت است و مفهوم آن این است که می توانید فقط کارهایی را انجام دهید که برای شما بیشترین اهمیت را دارد.
- تعهد به رابطهی شما، هدفمندی میبخشد:
یک رابطهی بدون تعهد ، مانند قایقی بدون سکان در اقیانوس است. چنین قایقی هیچ گونه اختیاری از خود ندارد که جهت و هدف خاصی را دنبال کند و در معرض وزش هر جریان بادی (موافق یا مخالف) خواهد بود. تعهد ، به رابطهی شما، جهت و سمت میدهد و سبب میشود که رابطه به جلو برود نه آنکه بیهدف، دور خودش بگردد.
- تعهد باعث میشود در رابطه، از خود مایه بگذارید:
تفاوت یک رابطهی بدون تعهد و یک رابطهی با تعهد مانند تفاوت بین اجاره کردن یک خانه و خریدن آن خانه است. اغلب مردم توجه کمتری به آپارتمان یا خانهای که مال خودشان نیست، دارند اما به محض اینکه اولین خانهشان را خریداری میکنند ، همه چیز تغییر خواهد کرد بهطوری که چشمشان روی دیوارهایشان، هر لکه و خرابی را میبیند. چهارچشمی کودکان و دوستانشان را میپایند تا مبادا چیزی را بریزند و یا بشکنند و به «ملک» گران بهای آنان صدمهای بزنند!
وقتی تمام و کمال به کسی که به او علاقهمندید، متعهد میشوید، رفتار متفاوتی را پیشه خواهید کرد چرا که حالا قسمت بیشتری از وجودتان را در او سرمایهگذاری کردهاید. این حالت، به رابطهی شما اجازه میدهد که رشد کند و در جهانی که هرگز بدون تعهد امکان نداشت، شکوفا شود.
- تعهد باعث امنیت روحی در شما میشود:
آیا میتوانید تصور کنید که آپارتمان، خانه و یا یک دفتر کار را بدون اجارهنامه، اجاره کنید؟ هر لحظه صاحبخانه یا صاحب ملک، این حق را دارد که شما را بیرون کند. تصور کنید چه تنش و اضطرابی خواهید داشت وقتی بفهمید نامزدتان چندان به شما متعهد و پایبند نبوده است. رابطههایی که فاقد هر گونه تعهدی هستند، همواره چنین تنشهای پنهانی را در خود خواهند داشت بدون تعهد، احساس ناامنی خواهید داشت که نگرانی و تشویشی ناخودآگاه را در شما تولید خواهد کرد.
تعهد به شخصی لایق، شما را از لحاظ احساسی، آزاد میکند.
- تعهد آزادی میآورد:
بعضی از مردم، تداعی معانی مثبتی با کلمهی «تعهد» ندارند. برخی از مردان در مقابل تعهد دادن، مقاومت میورزند چرا که آن از معادل محرومیت و اسارت میدانند در حالی که تعهد، تاثیری بسیار متفاوت دارد. تعهد، از هرز رفتن انرژی در جهات دیگر، جلوگیری میکند و به شما این امکان را میدهد که انرژیتان را تنها بر روی یک نفر متمرکز کنید. آزاد هستید تا خود را غرق رابطهتان کنید. عشق بورزید، آن هم تمام و کمال و بیهیچ محدویتی، تعهد باعث میشود تا خود را رها کنید و تسلیم شوید، آن هم به کسی که لیاقتش را دارد.
برای رسیدن به آرامش و موفقیت و احساس و حال خوب، کلمات و عباراتی که در ذهن و زبان تکرار میشوند، نقشی اساسی دارند. کلمات و عبارتهایی که یادآور ناراحتیها، بدیها، مشکلات، غمها، ناکامیها و ... هستند، روح و ذهن ما را به سرعت آلوده میکنند و قدرت و اعتماد به نفسمان را به شدت کاهش میدهند. در چنین شرایطی، دیدن جنبههای مثبت خود ، اطرافیان و محیط ، برایمان دشوار میشود و برای تسلط بر شرایط و احساس موفقیت، به انرژی روانی نیاز خواهیم داشت. توجه به مثبتهای جزئی زندگی خود و دیگران، این انرژی روانی را در ما تامین نموده و قدرت غلبه بر مشکلات و موانع را به ما هدیه میکند.
کلمات و عبارتهایی که یادآور ناراحتیها، بدیها، مشکلات، غمها، ناکامیها و ... هستند، روح و ذهن ما را به سرعت آلوده میکنند و قدرت و اعتماد به نفسمان را به شدت کاهش میدهند.
به همین دلیل، در زیر، عبارتها و تکیه کلامهایی آورده شده است که در صورت خواندن مکرر و تکرار مداوم آنها، در ذهن نقش بسته و خود بهخود ، تحولات جالبی را پدید میآورند و جای افکار منفی ذهن را گرفته و احساس خوب و اعتماد به نفس ایجاد میکنند:
- من به جای فکر کردن به افتادنها، به بلند شدن فکر میکنم.
- در هر مشکل و مانعی، سوال طلایی ذهنم این است که: «خدایا تو بهترین راههای حل این مشکل را چگونه به من نشان میدهی، از تو سپاسگزارم.»
- من موانع و مشکلات را هدیهی خدای مهربان برای بزرگ و وسیع شدن خودم میدانم.
- به نظر من، زندگی یعنی رودررویی شجاعانه با موانع و چشیدن لذت موفقیت.
- من در هر حادثهای، به علتهای آن توجه میکنم.
- من مسوولیت کامل رفتارهای خود و زندگیام را میپذیرم.
- من در هر مشکلی، به خطاهای خود توجه میکنم و به سرعت آنها را اصلاح مینمایم.
- من در مشکلات، بسیار صبور و در موفقیتها، بسیار سپاسگزار و شادابام.
- من هر روز متولد میشوم و تولدم را جشن میگیرم.
- من با توجه به زیباییها و خوبیهای کوچک فراوان، نگاهم را زیباتر میکنم.
- خداوند مهربان در همهی مکانها و زمانها و شرایط ، حامی من است.
- من بارهای زندگیام را به خدا میسپارم و خود را سبک میکنم.
- دنیا زیباست چون خداوند در آن حضور دارد.
- بدیها و خوبیها، زشتیها و زیباییها، راحتیها و سختیها، گلها و خارها، شکستها و موفقیتها همیشه با هماند.
- من با بزرگ کردن لحظههای خوب و موفقیتهای خود و دیگران، انرژی زیادی برای غلبه بر مشکلات پیدا میکنم.
- خطاها و ناکامیها من، پلهای پیروزیام هستند.
- من شاداب و سرحال هستم.
- من عاشق دنیا، خوبیها، زیباییها و خداوند مهربان هستم.
- من در مشکلات، لبخند قدرت را فراموش نمیکنم.
- من جسور و مقاوم هستم.
- من سالم و سرحال و شگفتانگیز هستم.
- من سپاسگزار نعمتهای بیشمار خدای رحمان هستم.
- من قدردان کوچکترین کار خوب دیگران هستم.
- آیندهی من، بسیار روشن و موفقیتآمیز است.