یکی از مصیبت هایی که بیشتر مردم گرفتار آن هستند غفلت و غافل بودن است. غفلت از این که بنده خدا هستند. غفلت از این که عالم محضر خداست و کوچک و بزرگ کارهای بندگان را می بیند. غفلت از این که انسان به دنیا آمده تا به کمال برسد و در مسیر عبودیت قرار گیرد.
غفلت از این که هر مقدار از سرمایه عمر را بدون بازدهی معنوی از دست بدهد زیان کرده و به خود جفا نموده است. غفلت از این که اعمال او خدمت اولیای خدا یعنی اهل بیت (س) عرضه می شود و اگر در اعمالش گناه و یا گناهانی باشد باعث ناراحتی آنها می شود.
غفلت از این که دنیا و همه مظاهر آن فانی است و آن چه باقی می ماند اعمالی است که صحیح و با اخلاص انجام شود.
مقصود این است که غفلت و غافل بودن، انسان را از خدا و اولیای خدا و معنویات دور می کند. در دعای ماه رجب می خوانیم: لا تجعلنی من الغافلین المبعدین؛ بارالها مرا از غافلانی که از تو دور می شوند قرار مده، چه بلایی بالاتر از دوری از خدا. در برابر غفلت، یاد خدا بودن است و همه خیرات در یاد خدا بودن است. اگر نماز واجب و مطلوب و محبوب شده، چون از مصادیق یاد خداست و اقم الصلوة لذکری شاهد آن است و مهم ترین هدف از همه عبادات و دعاها همانا یاد خدا بودن است.
اگر شاعر می گوید: خوشا آنان که دایم در نمازند، مقصود همین است که همواره یاد خدا هستند و به وظایف خود عمل می کنند. در روایتی آمده است که «از کارهای بسیار با ارزش و در عین حال سخت، یاد خدا بودن است و مقصود از یاد خدا بودن فقط این نیست که با زبان ذکر خدا گفته شود، بلکه مقصود این است که هنگامی که گناهی پیش می آید یاد خدا باشد و از آن گناه دوری کند.»
اکنون که روشن شد غفلت چه بلای بزرگ و یاد خدا بودن چه نعمت بزرگی است، خدای منان برای برطرف شدن غفلت بندگان راه هایی پیش پای آن ها گذارده است، یکی از این راه ها که می تواند تاثیر فراوانی در برطرف شدن غفلت داشته باشد، «اعتکاف» است. در اعتکاف مکان خانه خداست و معتکف سه روز یا بیشتر روزه است و در این چند روز از زندگی روزمره خود بریده و متوجه به باری تعالی و مشغول عبادت است.
چون چند روز ادامه دارد مانند روزه ماه رمضان و حج خانه خدا که آنها هم مدتی دارد می تواند بهتر و بیشتر انسان را به خود بیاورد و تحولی در طرز زندگی او از حیث معنویات ایجاد کند. مجموع این ویژگی ها باعث شده که اعتکاف از بسیاری از عبادات برتری داشته باشد و حتما این عبادت ویژه در هر کسی به اندازه توجه و حضور قلب و اخلاص او اثر می گذارد. توصیه علمای بزرگ این است که پس از تمام شدن ایام اعتکاف انسان همه هم خود را مصروف این کند که آن حالی که به دست آورده از دست ندهد و بلکه در زندگی خود همان حالت توجه و ذکر خدا را حفظ کند. که اگر انسان نتیجه رحمت خود در اعتکاف را حفظ کند، مشمول رحمت خاصه الهی شده است.
پس بکوشیم که در ایام اعتکاف و در خانه خدا بودن و روزه دار بودن و عبادت کردن خود را در محضر خدای تبارک و تعالی ببینیم تا غفلت گریبان گیر ما نشود که اعتکاف بی توجه مانند نماز بی حضور قلب است و سپس از خدا بخواهیم که آن چه از خیرات در ایام اعتکاف نصیب ما شده برای ما محفوظ بدارد که در غیر این صورت اعتکاف اثر مداوم نخواهد داشت.
از اعمال صالحه و کارهای خیر در ایام اعتکاف دعا برای دیگران و دعا برای مسلمان و دوستان اهل بیت (ع) و توسل به اولیای خدا و حضرت ولی عصر (عج) برای رفع گرفتاری های مسلمین و تعجیل در ظهور آن بزرگوار است.
«اللهم هب لنا رأفته و رحمته و دعائه و اجعلنا من اتباعه و انصاره؛ آمین، یا رب العالمین.»
باد می وزد …
میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی
تصمیم با تو است . . .
زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن . . .
دوست داشتن بهترین شکل مالکیت
و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است . . .
خوب گوش کردن را یاد بگیریم…
گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند . . .
اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود ، میفهمم که راه را اشتباه رفته ام . . .
وقتی از شادی به هوا میپری ، مواظب باش کسی زمین رو از زیر پاهات نکشه . . .
مهم بودن خوبه ولی خوب بودن خیلی مهم تره . . .
فراموش نکن قطاری که ار ریل خارج شده ، ممکن است آزاد باشد
ولی راه به جائی نخواهد برد . . .
انتخاب با توست ، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان
یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح شده . .
( وین دایر )
اگر در کاری موفق شوی ، دوستان دروغین و دشمنان واقعی
بدست خواهی آورد . . .
قلب شکستن هنر انسان هاست ، گر شکستی قلبی
فردا میشکند دگری قلب تو را . . .
.
زندگی کتابی است پر ماجرا ، هیچگاه آن را به خاطر یک ورقش دور نینداز . . .
مثل ساحل آرام باش ، تا مثل دریا بی قرارت باشند . . .
.
جائی در پشت ذهنت به خاطر بسپار ، که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست . . .
یک دوست وفادار تجسم حقیقی از جنس آسمانی هاست
که اگر پیدا کردی قدرش را بدان . . .
همیشه خواستنی ها داشتنی نیست ، همیشه داشتنی ها خواستنی نیست . . .
بیا لبخند بزنیم بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا . . .
به کم نور ترین ستاره ها قانع باش ، چراکه چشم همه به سوی پر نور ترین ستاره هاست . . .
فکر کردن به گذشته ، مانند دویدن به دنبال باد است . . .
کسی که به فکر درست کردن آینده خودش نیست ، نمیتونه آینده کسی باشه . . .
آدمی ساخته افکار خویش است ، فردا همان خواهد شد که آنروز به آن می اندیشد . . .
امروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غنمینت بشمار
شاید فردا احساس باشد اما عزیزی نباشد . . .
هیچ وقت به خدا نگو یه مشکل بزرگ دارم
به مشکل بگو من یه خدای بزرگ دارم . . .
اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشد
صدای آب هرگز زیبا نخواهد شد . . .
کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن ، شاید امید تنها دارائی او باشد . . .
شاد بودن تنها انتقامی است که میتوان از دنیا گرفت ، پس همیشه شاد باش . . .
توی دنیا دو نفر باش یکی واسه خودت و یکی برای دیگری
واسه خودت زندگی کن و برای دیگری زندگی باش . . .
هیچ گاه از دوست داشتن انصراف نده ، حتی اگه بهت دروغ گفت
بازم بهش فرصت جبران را بده . . .
همیشه یادمان باشد که زندگی پیمودن راهی برای رسیدن به خداست
و قدم هایمان باید طوری باشد که حتی دانه کشی زیر پایمان له نشود . . .
برای روز های بارانی سایه بانی باید ساخت / برای روزهای پیری اندوخته ای باید داشت . . .
زندگی همچون بادکنکی است در دستان کودکی
که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتن آن را از بین میبرد . . .
برای آنان که مفهوم پرواز را نمیفهمند ، هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر میشوی . . .
برنده میگوید مشکل است اما ممکن
بازنده میگوید ممکن است اما مشکل . . .
فرق است بین دوست داشتن و داشتن دوست
دوست داشتن امری لحظه ایست
ولی داشتن دوست استمرار لحظه های دوست داشتن است . . .
….
وقتی پایت خواب می رود نمی توانی درست راه بروی لنگ می زنی!
وقتی قلبت خواب می رود نمی توانی درست فکر کنی عاشق می شوی . . .
اگر روزی عقل را بخرند و بفروشند ما همه به خیال اینکه زیادی داریم فروشنده خواهیم بود
علف هرز چیه؟؟!
گیاهی که هنوز فوایدش کشف نشده . . .
از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیز غمگین اند؛
با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود
شک دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
زنان هوشیارتر از آن هستن که مردانگی خود را به همسران خود نشان بدهند . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تاریک ترین ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشید است
پس همیشه امید داشته باش . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چه خوب می شد اگر ، اطلاعات را با عقل اشتباه نمی گرفتیم و عشق را با هوس
و حقیقت را با واقعیت و حلال را با حرام و دنیا را با عقبی و رحمان را با شیطان. .
من« دوشیزه مکرمه» هستم، وقتی زن ها روی سرم قند می سابند و همزمان قند توی دلم آب می شود.
من «مرحومه مغفوره» هستم، وقتی زیر یک سنگ سیاه گرانیت قشنگ خوابیده ام و احتمالاً هیچ خوابی نمی بینم
من «والده مکرمه» هستم، وقتی اعضای هیات مدیره شرکت پسرم برای خودشیرینی 20 آگهی تسلیت در 20 روزنامه معتبر چاپ می کنند
من «همسری مهربان و مادری فداکار» هستم، وقتی شوهرم برای اثبات وفاداری اش البته تا چهلم- آگهی وفات مرا در صفحه اول پرتیراژترین روزنامه شهر به چاپ می رساند
من «زوجه» هستم، وقتی شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضی دادگاه خانواده قبول می کند به من و دختر شش ساله ام ماهیانه فقط بیست و پنج هزار تومان ، بدهد
من «سرپرست خانوار» هستم، وقتی شوهرم چهار سال پیش با کامیون قراضه اش از گردنه حیران رد نشد و برای همیشه در ته دره خوابید.
من «خوشگله» هستم، وقتی پسرهای جوان محله زیر تیر چراغ برق وقت شان را بیهوده می گذرانند.
من «مجید» هستم، وقتی در ایستگاه چراغ برق، اتوبوس خط واحد می ایستد و شوهرم مرا از پیاده رو مقابل صدا می زند.
من «ضعیفه» هستم، وقتی ریش سفیدهای فامیل می خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگیرند.
من «بی بی» هستم، وقتی تبدیل به یک شیء آرکائیک می شوم و نوه و نتیجه هایم تیک تیک از من عکس می گیرند.
من «مامی» هستم، وقتی دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازی می کند. من «مادر» هستم، وقتی مورد شماتت همسرم قرار می گیرم چون آن روز به یک مهمانی زنانه رفته بودم و غذای بچه ها را درست نکرده بودم.
من «زنیکه» هستم، وقتی مرد همسایه، تذکرم را در خصوص درست گذاشتن ماشینش در پارکینگ می شنود. من «مامانی» هستم، وقتی بچه هایم خرم می کنند تا خلاف هایشان را به پدرشان نگویم. من «ننه» هستم، وقتی شلیته می پوشم و چارقدم را با سنجاق زیر گلویم محکم می کنم و نوه ام خجالت می کشد به دوستانش بگوید من مادربزرگش هستم... به آنها می گوید من خدمتکار پیر مادرش هستم.
من «یک کدبانوی تمام عیار» هستم، وقتی شوهرم آروغ های بودار می زند و کمربندش را روی شکم برآمده اش جابه جا می کند. من «بانو» هستم، وقتی از مرز پنجاه سالگی گذشته ام و هیچ مردی دلش نمی خواهد وقتش را با من تلف بکند. من در ماه اول عروسی ام؛ «خانم کوچولو، عروسک، ملوسک، خانمی، عزیزم،عشق من، پیشی، قشنگم، عسلم، ویتامین و...» هستم.
من در فریادهای شبانه شوهرم، وقتی دیر به خانه می آید، چند تار موی زنانه روی یقه کتش است و دهانش بوی سگ مرده می دهد، «سلیطه» هستم. من در محاوره ی دیرپای این کهن بوم ؛ «دلیله محتاله، نفس محیله مکاره، مار، ابلیس، شجره مثمره، اثیری، لکاته و...» هستم. دامادم به من «وروره جادو» می گوید.
حاج آقا مرا «والده» آقا مصطفی صدا می زند. من «مادر فولادزره» هستم، وقتی بر سر حقوقم با این و آن می جنگم.
مادرم مرا به خان روستا «کنیز» شما معرفی می کند..
من کیستم؟