استرس ، خشم ، فشار روانی، و حتی خستگی در همه افراد به میزان متفاوت بروز می کند و گاه افراد با احساسی از نا توانی برای مقابله با آن کژدار مریض آن را تحمل میکنند و یا ناتوان در کنترل آن به واکنشهایی جدی و گاه مخرب می پردازند . بگذریم از این که پس از این واکنشها اغلب دچار نوعی پشیمانی و احساس گنا ه هم می گردند. باید در نظر داشته باشیم که در بسیاری از مواقع این واکنش های تکانشی و بدون فکر می توانند آثاری را به دنبال داشته باشند که هیچ گاه قابل جبران نباشد . لذا ما در این مقاله سعی داریم روشی را برای کسب آرامش به شما آموزش دهیم که در عین اینکه بسیار آرامش بخش و لذت بخش است می تواند میزان کارایی شما را در مواقع حاد و تنش زا افزایش دهد . حتی می توانید اهداف خود را پس از این تمرین تصور کرده و در تحقق آن قدمی بردارید. در این تمارین ممکن است شما در دفعات ابتدایی نتایجی کاملا رضایت بخش نداشته باشید (البته در افراد به صور مختلف بروز می کند) اما مطمئن باشید با تمرین های مکرر قادر خواهید بود آرامش عجیبی را به خود باز گردانید.
برای این امر پیش از هر اقدام نیاز به محلی ساکت که از رفت و آمد بدور باشد و اتاقی نیمه تاریک داریم. سعی کنید جای دنجی را انتخاب کنید ، اگر در اتاق خواب باشد بهتر است . از قبل هم به خانواده بگویید موقع تمرین مزاحم شما نشوند . پس از آن یک کاناپه راحت پیدا کنید که وقتی روی آن می نشینید راحت و زاویه بدن شما نود درجه نباشد . بهترین زاویه برای اینکار صد و شصت می باشد و البته بسیار بهتر است به صورت خوابیده این تمرین را انجام دهید. هرگونه لباس و زیور آلات را که از آسایش و راحتی شما می کاهد از خود جدا کنید.
بهتر است این جملات را ضبط کرده و از صدای آن استفاده نمایید. در باز گویی این جملات لحن خود را هر چه بیشتر آرام نگهدارید تا هنگام شنیدن جملات، آرامش کافی به شما منتقل شود.
من راحت دراز کشیده ام و قادر به ایجاد آرامش درخودم هستم. حالا با بستن چشمهایم و با کشیدن یک نفس آرام و عمیق تمرین آرامش را شروع می کنم. حالا آگاهانه نفس می کشم. هوا از راه پرده های بینی وارد بدن من میشود. فضای بینی و حنجره را طی می کند. وارد نای و نایژه شده به ریه می رود. باهر نفس آرام ریه من پرازهوا شده و با هر بازدم، خستگی ها و استرس از بدن من خارج می شود. ریه اکسیژن را به گردش خون می دهد و تا دورترین نقاط بدن و همه سلول ها می رساند. با هر نفس عمیق زندگی را به همه سلول های بدنم می دهم و آرامش عمیق تری را پیدا می کنم. درحالی که فقط به آرامش فکر می کنم عضلات من کاملاً شل می شوند. کاملاً شل. ماهیچه های پنجه و کف پای چپ، سپس پای راست. تجسم می کنم که جریان آرامش شروع به انتشار می کند و بالا می آید. مثل وقتی که پاهایم درون وانی می شود که درحال پرشدن آب است و به تدریج آب ولرم درحال بالا آمدن است و احساس راحتی من بیشتر می شود. ماهیچه های اطراف زانو کاملا راحت هستند. رانهای من هم شل می شوند. کاملاً شل و راحت. کاملا شل. آرامش در همه پاهای من پخش شده. باهر نفس آرام، آرامش را در همه بدنم احساس می کنم. حالا عضلات نشیمن و داخل لگن و حالا ماهیچه های شکم و کمر شل و راحت هستند. جریان آرامش وارد قفسه سینه می شود. ماهیچه های بین دنده ها کاملاً شل و راحت می شوند. باهر نفس آرامش من دوچندان می شود. حالا ماهیچه های شانه ها و کتف ها و بین دو کتف درحال شل شدن است. بازو ها، ساعد هردو دست، انگشتان، کف دست کاملاً شل هستند. عضلات همه طرف گردن شل و راحتند. پیشانی و ابروها و عضلات روی کاسه سر هم راحتند و شل. حتی عضلات داخل دهان، فک و زبان کاملاً شل است. حالا درکل احساس آرامش دارم. این آرامش در اثر اراده ام بوجود آمده. و من می توانم تا هر وقت که بخواهم این آرامش راحفظ کنم. افراد آرام رضایت بیشتری از زندگی دارند. هرزمان احساس نیاز کنم می توانم با کشیدن نفس عمیق و تجسم کلمه آرام و مرور کلمه آرامش، آرامش، آرامش، به همین درجه از راحتی برسم. همه سیستم های بدنم آرام کار می کنند. درحال آرامش هرکاری را بادقت و آرامش انجام می دهم. من فرمانده بدن خود هستم. حالا در آرامش کامل هستم... آرامش. آرامش. آرامش. " سعی کنید با تکرار کلمه آرامش تاثیر آرام نمودن و القاء راحتی را در خود حس کنید و با تجسم مناظری از دریا ، باغ گل و ... و درک آن با تمام حواس خود این آرامش را دوچندان کنید . در انتها و در ادامه این تمرکز روحی خود را در وضعیتی در نظر بگیرید که به اهداف و خواسته های خود دست پیدا کرده و موفقیت را با تمام وجود لمس می کنید . "تصورات شما می تواند با اراده خداوندی در تحقق خواسته ها و آرزوها موثر باشد". حالا باشمارش معکوس 5، 4، 3، 2، 1 سرحال و بانشاط ابتدا دستهایم را اندکی تکان می دهم و سپس چشم هایم را باز می کنم.
این حرکات و تمرین ها می تواند با ایجاد امواج الفا در مغز انرژی شما را شارژ دوباره نموده و برای فعالیت های بعدی آماده تر کند.
و در پایان فراموش نکنید که منبع و مأخذ اصیل و جاودانه برای آرامش، به یاد خدا بودن است و همواره او را در قلب خود زنده نگهداشتن.
فکر کردن، به سراغ خویشتن رفتن و از چند و چون خویش، سر درآوردنست. گرفتارتر و گیجتر از همه، آن کسیست که از کار و بار خود ، بیخبرتر است. آنکه کمتر فکر میکند ، بیشتر سختی میکشد!البته بگذریم کسی که فکر نمی کند حد غصه هایش به اندازه ی روز مرگی اش است اما انسان صاحب فکر رشد می کند. کسی که به خودش سر می زند و از احوال دلش با خبر می شود ، می تواند رذائل را پاک کرده و هراز گاهی خانه تکانی کند.
آدمها، از خودشان فرار میکنند. انگار که هر کسی، از خویشتن، بیشتر میهراسد و دوست ندارد که با خویش، تنها به سر برد.
معمولا آدمها، از خودشان فرار میکنند. انگار که هر کسی، از خویشتن، بیشتر میهراسد و دوست ندارد که با خویش، تنها به سر برد. برای همین هم هست که اغلب آدمها- در روزمرگیها و شلوغیها و ازدحامها و هیاهوهای معمول- گم گشته و از خویشتن خویش، به دور ماندهاند.
ما معمولاً به همه کس و همه چیز کار داریم ، به جز خودمان. به همه چیز سر میزنیم و سرک میکشیم ، به جز خودمان؛ و از همه چیز و همه کار، سر در میآوریم؛ جز از خودمان! و نتیجه، این میشود که آدمیزاده، بیش از همه، از خویشتن بیخبر میماند. آنکه از چند و چون خویش، ناآگاه است – در واقع- بیگانهتر از همه، با خویشتنست. آنکه فرصت نمیکند به خود برسد، چگونه میتواند به دیگران برسد؟! آنکه خویشتن را گم کرده است، چگونه میتواند دیگران را پیدا کند و راههای رهایی را به مردمان نشان بدهد؟!
اکثر ما آدمیان، یک عمر خستگی را، با خویشتن، جابهجا میکنیم!
اکثر ما آدمیان همیشه مشغول - که یا از روی عادت معمول و یا از روی اجبار معمولا مغفول، به اشتغال و کار روی میآوریم –معمولا، باربران همیشگی دندانهای فاسد و روحهای افسرده و سلولهای سرطانی بیشمار خویشتنیم.
اگر بشر و بشریت، از نادانی و ناآگاهی خویش آگاه میشد ، این همه - به سادگی و با خیالی راحت و آسوده - زیر بار و آوار نداری و ناآرامی و بیماری، خویشتن را مدفون نمیساخت.
راستی، این همه حرکت پرشتاب و عجولانه، برای چیست؟
اگر بشر و بشریت، از نادانی و ناآگاهی خویش آگاه میشد ، این همه - به سادگی و با خیالی راحت و آسوده - زیر بار و آوار نداری و ناآرامی و بیماری، خویشتن را مدفون نمیساخت.
آیا وقت آن نرسیده است که به دیدار همه جانبهی خویش برخیزیم و به خودمان هم، سری بزنیم؟! هر چه دیرتر به راه بیفتید ، راه دورتر میشود!
به خودتان هم،سری بزنید
و با زیبایهای دلانگیز زندگی
سرزندگی و طراوت تازهای را- در روزهایی بیتکرار و تازهتر- تجربه کنید.
خودتان را پیدا کنید و با شناخت خود پیروزی تان را تضمین کنید.
منو درگیر خودت کن تا جهانم زیرو رو شه
تا سکوت هر شب من با هجومت رو برو شه
بی هوا بدون مقصد سمت طوفان تو میرم
منو درگیر خودت کن تا که آرامش بگیرم
با خیال تو هنوزم مثل هر روز و همیشه
هر شب حافظهی من پر تصویر تو میشه
با من غریبگی نکن با من که درگیر توام
چشماتو از من بر ندار من مات تصویر توام
با من غریبگی نکن با من که درگیر توام
چشماتو از من بر ندار من مات تصویر توام من مات تصویر توام
تو همین جایی همیشه با تو شب شکل یه رویاست
آخرین نقطه ی دنیا تو جهان من همین جاست
تو همین جایی و هر روز من به تنهاییم دچارم
منو نزدیک خودم کن تا تو رو یادم بیارم
با خیال تو هنوزم مثل هر روز و همیشه
هر شب حافظه ی من پر تصویر تو می شه
با من غریبگی نکن با من که درگیر توام
چشماتو از من بر ندار من مات تصویر توام
با من غریبگی نکن با من که درگیر توام
چشماتو از من بر ندار من مات تصویر توام من مات تصویر توام