انسان وقتی میتواند تحقیر شود که خودش را بالاتر از دیگری ببیند ، " من مقدس تر از تو هستم " بدانید چنین فردی را می توان پایین کشید .
نمیتوانید انسان فروتنی را تحقیر کنید . ابدا راهی نیست .
داستانی در مورد گوتام بودا هست که جای نقل دارد :
او از روستایی میگذشت . دشمنانش جمع شده بودند و می خواستند او را تحقیر کنند – کلمات ناروا و فحش های رکیک نثارش می کردند . او ساکت باقی ماند .
آنان قدری معطل ماندند ، زیرا او هیچ چیز نمی گفت .
و عاقبت بودا گفت ، " اگر کارتان تمام شده ، من می توانم حرکت کنم ، زیرا باید پیش از غروب به روستای مجاور برسم . و اگر کارتان تمام نشده است ، من پس از چند روز به اینجا بر میگردم و آنوقت وقت کافی برای شما دارم . آنوقت هر چقدر که می خواهید می توانید بگویید."
یکی از مردان در آن جمع گفت : " ما فقط چیزهایی به تو نمی گوییم ، به تو توهین می کنیم ."
گوتام بودا گفت ، " می توانید توهین کنید ، ولی اگر من آن را نپذیرم ، این دیگر در قدرت شما نیست . "
می توانید سعی کنید مرا تحقیر کنید ، ولی من فقط این چیزها را نمی پذیرم . باید ده سال پیش میآمدید که من در دام هر کسی می افتادم و هر کس به من توهین می کرد ، من احساس تحقیر شدن میکردم .
در آن زمان من برده ی هر کسی بودم . ولی حالا انسانی آزاد هستم . من انتخاب میکنم :
" هر آنچه را که درست است میگیرم و هر آنچه را که درست نیست ، پس می دهم . "
در روستای قبلی که بودیم ، مردم برایمان گل و شیرینی آورده بودند تا به من هدیه دهند .
من گفتم ، (( ما فقط یکبار در روز غذا میخوریم و امروز غذایمان را خورده ایم . پس لطفا ...
ما چیزها را انبار نمی کنیم ، نمیتوانیم این ها را بگیریم . متاسفیم ، باید این ها را پس بگیرید . ))
حالا از شما میپرسم :
" آن مردم با آن گل ها و شیرینی ها و میوه جات که آورده بودند چه میتوانستند بکنند ؟ "
کسی از میان آن جمعیت گفت : " می توانستند آن را در میان اهل روستا تقسیم کنند . "
بودا گفت : " تو باهوش هستی . همین کار را بکنید . "
من ده سال است که از پذیرفتن چنین چیزهایی معذور هستم .
" حالا به خانه بروید و این چیزهایی را که آورده اید با هر کس که خواستید تقسیم کنید ."
زمانی که همچون یک نفس زندگی نمی کنی ، تحقیر کردن تو غیر ممکن است . این نفس است که تحقیر می شود .
شما فقط میتوانید تحقیرها را نپذیرید همانند بودا .
یک مرد واقعی تنها میتواند تمام دنیا را بر علیه خود بشوراند و باز هم نمی توانید او را تحقیر کنید.
"حقیقت ساده است."
" اگر انسان فروتن باشد ، تحقیر کردن ناممکن است . حقیقت را نمیتوان تحقیر کرد .
می توانید آن را به صلیب بکشید ، ولی نمی توانید آن را تحقیر کنید.
مگر نه چیزی که امروز در تسلط توست ناچار روزی از دست تو خواهد رفت؟ پس، اکنون از ثروت خویش ببخش و بگذار فصل عطا یکی از فصلهای درخشان زندگی تو باشد.
آنانکه به من بدی کردند، مرا هوشیار کردند؛
آنانکه از من انتقاد کردند، به من راه و رسم زندگی یاد دادند؛
آنانکه به من بی اعتنایی کردند، به من صبر و تحمل آموختند؛
آنانکه به من خوبی کردند، به من مهر و وفا و دوستی آموختند؛
پس خدایا....
به همه اینان که باعث تعالی دنیوی و اخروی من شدند,
خیر و نیکی دنیا و آخرت عطا فرما
بیــــــــر گــــــــون دولـــــو داد اولــــــی | بیــــــــر گــــــــون آغیــــــــز قالی بوش |
یه روز دهنت مزه هر طعمی رو میده | یه روز لقمه نون واسه خوردن نداری |
گــــــــــــون وار کـــــــی هـــر زاد اولی | گـــــــون وار کــــــی هئــــــچ زاد اولماز |
روزی هم هست که صاحب همه چی میشی | یه روز هست که هیچی نداری |
یادلــــــــــار قوهــــــــوم قـــــارداش دی | بختـــــــــــین دورا، باخـــــــــــارســــــان |
بیگانه هم واست برادر و فامیل میشه | اگه بخت یارت باشه میبینی که |
قـــــــــوهوم قـــــــــارداش یاد اولــــــی | آممـــــــــــا بختـــــــــــــین یاتانــــــــــدا |
برادر و فامیل هم باهات بیگانه میشن | اما اگه بختت خواب بره |
رحــــــــــمت اوخونســـــــــون ســــــنه | چالـــــــــــیش آدیــــــــــــن گلــــــــــنده |
واست رحمت بخونن | سعی کن وقتی که اسمت میاد |
آخیــــــــردا بیــــــــــــر آد اولــــــــــــــی | دنیـــــــــــا دا ســــــــندن قـــــــــــــالان |
فقط یه اسم هست و بس | تو دنیا اون چیزی که ازت میمونه |
دورمـــــــــــا اکیـــــــــل گـــــــــؤزدن ایت | گـــــــوردون ایشـــــــین اگیـــــــــــــلدی |
نایست از جلو چشمها پنهان شو | وقتی دیدی بد میاری |
دوشـــــــمن گـــــــــــؤره ر شــــــاد اولی | دوستــــــون گـــــــــــٶره ر داریخـــــــــــار |
دشمنت میبینه شاد میشه |