اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

آخر رابطه با همسر؟

به‏ رغم تصور بسیاری از همسران، بروز خیانت در زندگی مشترک، به معنای رسیدن به بن‏بست نیست، هنوز می‏توان ازدواج را از نابودی نجات داد.

شاید خیلی از افرادی که با موضوع خیانت همسر مواجه می‏شوند، تصور کنند بخشیدن همسر خطا‏کار ، خود خطایی بزرگ‏تر است که تنها باعث می‏شود همسرشان به خودش اجازه دهد تا این خطا را بیشتر انجام دهد. در اینکه عده‏ای افراد وجود دارند که واقعا به دنبال سوء استفاده هستند، شکی نیست اما این قانون در مورد عده ‏زیادی نیز صدق نمی‏کند. احتمالا افرادی که اصرار به نبخشیدن دارند ، متوجه نیستند که این کار چه آسیب شدیدی را به جسم و البته مهم‏تر از آن به روح و روان آنها وارد می‏کند و علاوه بر آن، چطور زندگی آنها را مختل کرده و آنها را کاملاً از هر چه می‏تواند باعث شادی‏شان شود ، محروم می‏کند.

بسیاری از مواقع اصرار بر بخشیدن و برداشتن قدم‏های مثبت بیشتر به نفع یک نفر است و آن خود ما هستیم!

دلیل خیانت، از یک همسر به همسر دیگر بسیار متفاوت است. دلیل اتفاقی که برای زندگی شما افتاده، می‏تواند تأثیر زیادی روی تصمیم شما بگذارد و برخورد شما را بسیار متفاوت کند.

پیتمن- یکی از روان‏شناسانی که سال‏ها روی موضوع خیانت کار کرده است- دلایل این موضوع را در چند دسته تقسیم می‏کند. آشنایی با این دلایل می‏تواند به شما در تصمیم‏گیری درست‏تر کمک کند. او می‏گوید علت خیانت همسران معمولا در چهار دسته‏ قابل تقسیم‏بندی است.

خیانت از نوع تصادفی : منظور این است که گاهی اوقات فرد واقعا قصد عهد‏شکنی ندارد، برنامه‏ریزی قبلی نیز برای این کار ندارد اما آرام آرام در محیط بیرون از خانه به کسی علاقه‏مند شده و بعد از مدتی بدون اینکه خودش تصمیم داشته باشد، خود را درگیر رابطه‏‏ای خارج از ازدواج می‏بیند. البته خیانت‏های تصادفی فقط شامل این یک مورد نمی‏شود؛ گاهی اوقات دوری همسران از همدیگر یا در دسترس نبودن به خاطر بیماری یا بارداری باعث می‏شود یکی از همسران به رابطه ‏خارج از ازدواج سوق پیدا کند نکته اصلی در شناسایی این دسته این است که همسری که مرتکب خطا شده است، اصرار دارد که این یک اتفاق بوده و خودش نمی‏خواسته این طور بشود یا فکرش را نمی‏کرده که این اتفاق بیفتد. پشیمانی جدی همسر خطا کار بعد از مشخص شدن موضوع و آمادگی برای جبران، نشانه دوم برای شناسایی این دسته است.

علاقه به تنوع در روابط : چیزی که بیشتر در مردان دیده می‏شود و این دسته افراد قبل از ازدواج هم سابقه دوستی با چندین زن به صورت همزمان را در پرونده‏شان دارند. معمولا پشیمانی در این دسته زود گذر و ناپایدار است.

خیانت‏های عاطفی : در این دسته، افراد معمولا عاشق فرد دیگری شده و ارضای نیازهای خود را در این فرد می‏جویند. در این دسته، رابطه عاطفی بسیار پر رنگ‏تر است و کمتر رابطه جنسی با فردی- خارج از ازدواج- دیده می‏شود. کیفیت رابطه همسران با همدیگر نقشی تعیین کننده در بروز این دسته از خیانت‏ها دارد.

خیانت با اطلاع طرف مقابل: زمانی است که هر دوی همسران اطلاع دارند که یکی از آنها یا حتی هر دوی آنها دست به خیانت زده اما به دلایلی چشم پوشی کرده و اجازه می‏دهند تا موضوع ادامه پیدا کند به عنوان مثال زمانی که همسر معتاد زنی می‏داند که همسرش با افراد دیگر رابطه دارد اما به خاطر منافع مادی‏ای که آن روابط  به دنبال دارد ، چشم خود را می‏بندد تا بتواند از این طریق پول خرید مواد خود را تامین کند.

بسته به اینکه  دلیل اتفاقی که در رابطه ازدواج شما افتاده، کدام یکی از موارد بالا باشد ، قطعا برخورد شما نیز متفاوت خواهد بود. واقعیت این است که صحبت ما با دسته آخر نیست؛ زمانی که همسران به دلایلی ترجیح می‏دهند، چشم خود را ببندند. دسته دوم نیز به نوعی از بحث‏ ما خارج هستند. ممکن است در ظاهر چنین افرادی اظهار دارند که نیازهای شان در ازدواج تأمین نمی‏شود و با تغییر رفتار همسر، همه چیز درست خواهد شد اما معمولا این تغییر چیزی را عوض نمی‏کند. برای تغییر واقعی، این خود فرد است که باید مسیر سخت و البته نسبتاً طولانی‏ای را طی کند تا بتواند عوض شود. به این ترتیب می‏توان گفت که روی صحبت ما در اینجا با دو دسته اول و سوم است؛ زمانی که به صورت تصادفی خیانت صورت گرفته است و زمانی که نیازهای عاطفی ارضا نشده، علت اصلی این امر بوده است.

حرکت حساب شده

قبل از اینکه هر کاری بتوانید بکنید ، به خودتان فرصت دهید. داشتن احساس خشم و عصبانیت، سرخوردگی، جا خوردن و شوکه شدن و حتی اضطراب و نگرانی شدید ، در این شرایط کاملاً طبیعی است. یادتان باشد هر چه تلاش کنید که منطقی‏تر برخورد کنید ، احتمالا نتیجه برعکس‏تری می‏گیرید. دور شدن برای مدتی کوتاه از همسرتان شاید بتواند به آرام‏شدن تان کمک بیشتری کند. کمک گرفتن از مشاور یا روان‏شناس در این مرحله می‏تواند گزینه خوبی برای شما باشد. صحبت کردن و بیان کردن احساسات تان با فردی که سوگیری ندارد و شما نیز ترس از آبروریزی ندارید ، می‏تواند به شما در آرام شدن و البته رسیدن به جمع‏بندی در مورد این موقعیت جدید کمک خوبی کند.

تصور اشتباهی که وجود دارد این است که اگر فردی می‏خواهد با همسری که خیانت کرده زندگی کند ، باید یا او را در اولین فرصت ببخشد یا با حالت قهر به زندگی با او ادامه دهد ، در حالی که حالت‏های دیگری نیز وجود دارد: اول از همه توجه داشته باشید که لازم نیست همسرتان را خیلی زود ببخشید!

 تصور نکنید که قصد این است که دلخوری را در دلتان برای سال‏ها نگه دارید اما فراموش نکنید که فشار وارد کردن به خود برای بخشیدن، در واقع نوعی سرکوب کردن احساسات است، پس لطفا در عوض سرکوب کردن بی‏دلیل احساسات، سعی کنید این فرآیند آرام آرام اتفاق بیفتد.

شاید بهترین حالت این است که شما بتوانید به جمع‏بندی خوبی درباره موضوع پیش آمده، همسرتان و خواسته‏های خودتان برسید. برای این کار شما باید در سه زمینه به خوبی به رابطه‏تان فکر کنید؛ گذشته، حال و آینده .

در گذشته چه اتفاقاتی بین شما افتاده است؟ رابطه شما چطور بوده است؟ آیا شما نیز در اتفاقی که افتاده دخیل بوده‏اید؟ رفتار همسرتان چطور بوده است؟ حالا که متوجه شده‏اید چنین اتفاقی افتاده چه احساسی به همسرتان دارید؟ رفتار او چطور است؟ آیا پشیمان شده است و خودش نیز دلش می‏خواهد قدمی بردارد؟ اگر بچه دارید، وضعیت آنها این روزها چگونه است؟ و... شاید مهم‏تر از همه آینده شماست که باید به آن توجه داشته باشید؛ برای آینده فرزندتان چه برنامه‏ای دارید؟ آیا می‏خواهید  از همسرتان جدا شوید؟ بعد از آن می‏خواهید چه کار کنید؟

حالا با توجه به همه آنچه در گذشته بین شما گذشته، آنچه در زمان حال اتفاق افتاده و آنچه برای آینده برنامه‏ریزی کرده‏اید، سعی کنید جمع‏بندی منظمی از این موقعیت جدید و خواسته‏هایی که دارید ، داشته باشید.

گاهی اوقات علت خیانت یکی از همسران، رابطه عاطفی آسیب دیده درگذشته است. به عبارتی قبل از خیانت، نوعی طلاق عاطفی را در خانواده شاهد هستیم. در این شرایط با بروز خیانت و لو رفتن موضوع، این فاصله عمیق‏تر شده و تقاضا برای طلاق به عنوان گزینه‏ای جدی مطرح می‏شود.دراین موارد می توان در صورت پشیمانی کسی که خیانت کرده با اصلاح رابطه به حفظ ازدواج امید وار بود.

یکی دیگر از دلایلی که در بروز خیانت موثر است، ارتباط جنسی مشکل‏‏دار همسران است. منظور از مشکل، عدم رضایت یکی از طرفین یا هر دو نفر است . در این موارد اول از همه یادتان باشد رابطه جنسی رضایت بخش داشتن، موضوع کم‏اهمیتی نیست و دوم آنکه برای بهبود رابطه در این بخش لازم است از متخصصان این زمینه کمک بگیرید. در بسیاری از موارد بهبود رابطه در این بخش، رضایت همسران از رابطه را به صورت کلی بهتر کرده و پیوند عاطفی را نیز قوی‏تر کند.

ممکن است چند هفته از خبردار شدن شما از موضوع بگذرد و شما با وجود اینکه دلتان می‏خواهد همسرتان را ببخشید اما نمی‏توانید و همین جلوی هر اقدام سازنده بعدی را گرفته است. اگر چنین شرایطی دارید ، شاید بد نباشد بدانید احتمال بروز خیانت با میزان رضایت همسران از رابطه‏شان، ارتباط مستقیمی دارد. این به آن معناست که هر چه رضایت از رابطه بیشتر باشد، احتمال بروز خیانت کمتر می‏شود. فراموش نکنید که هر کدام از همسران نقش موثری در ایجاد میزان رضایت دارند. شاید اگر شما می‏توانستید مشکلات رابطه‏تان را زودتر شناسایی کرده و قدم‏هایی برای آن بردارید، این اتفاق نمی‏افتاد. احتمالا با توجه به این نکات متوجه شده‏اید که به هر صورت هر فردی تا حدی، کم یا زیاد، در اینکه همسرش خیانت کند، موثر است. (البته گروه اول وسوم )گاهی اوقات توجه به این نکته می‏تواند از عصبانی ماندن برای زمان‏های طولانی جلوگیری کند و از سویی باعث شود تا انگیزه بیشتری برای تغییر کردن و بهبود رابطه‏مان داشته باشیم

آیا به همه چیز شک دارید؟

شک معمای ذهنی است؛ معمایی همراه با یک احساس منفی درباره یک حقیقت، باور یا تصور درباره‌ کسی که انگار در هاله‌ای از مه فرو رفته؛ معمایی که اگر حل نشود، استرس‌های شدیدی را به همراه می‌آورد. شک می‌تواند شخصیت‌ها را ویران کند، رویاها را از بین ببرد و ما را با روحی شکسته و روانی پریشان رها کند، در حالی که روابط‌مان را از هم پاشیده و موجب ناسازگاری ما با دنیای اطراف‌مان شده است. شک، پیام‌های نادرستی به ذهن ما منتقل می‌کند و قدرت تجربه و تحلیل درست را از ما می‌گیرد. همه ما در دوره‌های زیادی از زندگی‌مان این حس را تجربه کرده‌ایم یا تجربه خواهیم کرد. گریزی از این تجربه وحشتناک نیست؛ تجربه‌ای که اگر به درستی با آن برخورد نکنیم، پایه‌های محکمی روی آن ساخته می‌شود که دیگر ویران کردن اش آسان نیست...

شک جزیی از زندگی مادی و معنوی ماست که همه با آن کم ‌و بیش آشنا هستیم. گاهی وقت‌ها پیش می‌آید که به اطرافیان خود شک می‌کنیم، از این شک رنج می‌بریم و وقتی آن را بیان می‌کنیم و به زبان می‌آوریم، به نتیجه مطلوبی نمی‌رسیم؛ چون شک لبه تیزی دارد که اگر درست به کار برده نشود می‌تواند شاهر‌گ روابط‌مان را بزند.

اگر پایه‌های یک اعتقاد بسیار محکم باشد، هیچ‌گونه شک و شبهه‌ای نمی‌تواند آن را از بین ببرد و ترس از شک‌های سازنده، بی‌مورد است.

ران هوبارد می‌گوید: «یکی از درس‌های غلطی که در مدرسه به ما می‌آموزند این است که باید سکوت کنیم و این درس اشتباهی است. وقتی شما به چیزی شک می‌کنید، باید از آن حرف بزنید. سکوت درمان شک نیست.» وقتی شما درباره موضوعی شک دارید، وقتی استرس و اضطراب زیادی را تحمل می‌کنید، این استرس ناخودآگاه باعث می‌شود بر سر هر موضوع کوچکی با طرف مقابل‌تان ـ که نسبت به او شک دارید- اشتباه‌ترین راه را که سکوت است وسعی در فراموش کردن موضوع به جای باز کردن و حل آن برگزینند. وقتی فکر می‌کنید باید چیزی را بگویید؛ خیلی راحت به جای اینکه اصل مطلب را بگویید حرف‌تان را با یک سوال شروع کنید؛ مثلا:

ازدواج ما با همه بدی و خوبی‌هایش برای من شیرین بود اما یک چیزی مرا آزار می‌دهد، با این حال می‌خواهم آن را با تو در میان بگذارم. فکر می‌کنی می‌توانم صادقانه حرف‌هایم را بزنم؟... آیا تحمل شنیدن حرف‌هایی که ممکن است تو را ناراحت کند و زیاد خوشایند نباشد را داری؟ حرف‌هایی که فکرشان تا امروز مرا آزار داده است...»

این کار، مسوولیت‌‍‌پذیری و صداقت شما را در زندگی و کار نشان می‌دهد. فراموش نکنید ساکت ماندن هیچ چیز را حل نمی‌کند.

شک خوب، شک بد

شک خوب، پرس‌‌و‌جویی است که از یک روح و روان مثبت برمی‌خیزد. این شک زاییده شرایط سخت و خطرناک است، با آرزوی اینکه منتهی به یک پایان روشن یا عملکرد موفقیت‌آمیز باشد. شک بد، پرس‌وجویی است که از یک روح و روان منفی و بدبین برمی‌خیزد و آینده را تاریک و کارها را نابسامان و در حال تخریب می‌بیند. خلاصه، شک همیشه بد نیست و این برخلاف نظر کسانی است که همیشه می‌خواهند دیگران با چشم بسته همه‌چیز را بپذیرند. آنها تنها یک نوع از شک را پذیرفته‌اند، در حالی که اگر پایه‌های یک اعتقاد بسیار محکم باشد، هیچ‌گونه شک و شبهه‌ای نمی‌تواند آن را از بین ببرد و ترس از شک‌های سازنده، بی‌مورد است.

بعضی‌ها از شک می‌ترسند

آدم‌هایی که بزرگی‌شان بیش از آنچه واقعی باشد خیالی است، در برابر شک دیگران، بسیار ناشکیبا هستند. آنها ستایش و خوش‌آمدگویی دیگران را به شک آنها ترجیح می‌دهند، چرا که در بسیاری مواقع در مقابل سوال افرادی که به آنها شک کرده‌اند بی‌جواب می‌مانند. آنها عجله می‌کنند، گرد و خاک به راه می‌اندازند تا دیگران فرصت فکر و سوال و شک کردن پیدا نکنند. اگر می‌خواهید جزو این دسته از افراد نباشید چاره‌اش دوره کردن خودتان است؛ یعنی قبل از آنکه هر کسی به شما شک کند، خودتان این کار را انجام دهید. مثلا با سوال‌های ساده‌ای چون: «آیا من آدم وفاداری هستم؟... آیا من واقعا جزو آدم‌های خوب محسوب می‌شوم؟ چه دلیلی برای خودم دارد؟ و...»

یک شک خوب ممکن است به جای اینکه پای ما را سست کند و چشم ما را به روی حقیقت‌ها ببندد، با خود سوال‌هایی به همراه بیاورد که موجب روشن شدن دریچه‌های تاریک آینده می‌شود؛

شک و پیشگیری قبل از درمان

یک شک خوب ممکن است در‌ آستانه‌ انجام کاری یا در آغاز یک رابطه‌ای در فکر ما جوانه بزند و به جای اینکه پای ما را سست کند و چشم ما را به روی حقیقت‌ها ببندد، با خود سوال‌هایی به همراه بیاورد که موجب روشن شدن دریچه‌های تاریک آینده می‌شود؛ مثلا: «آیا این حقوق برای این مقدار کار کافی است؟... آیا این شرکت به ثبت رسیده؟... چه تضمینی برای باز پس گرفتن مدارک و سفته‌های من وجود دارد؟ و...»

حتی این شک می‌تواند در روابط‌مان هم به ما کمک می‌کند و کسی که تا به امروز برای خودش و خانواده‌اش مفید نبوده، آیا می‌تواند یک‌شبه تغییر کند؟... آیا او درآمد کافی برای اداره زندگی‌‌اش دارد؟... چرا او گاه و بی‌گاه غیبش می‌زند بدون اینکه کسی را از احوالش باخبر کند؟... چرا مدام در حال چک کردن اطرافیان‌اش است؟ و...» این سوال‌ها قبل از شروع یک کار و رابطه جدی می‌تواند به شناخت کامل‌تر ما نسبت به اطراف‌مان کمک کند و موجب شود با چشم بازتری وارد دنیای تازه‌ای شویم که برای ما سرشار از امید و آرزو است. شک با این پیش‌فرض می‌تواند مثل یک عامل پیشگیری عمل کند، قبل از اینکه واقعه‌ای جدی رخ داده باشد. شک مثل درد یک واکسن است در مقابل تحمل درد طولانی یک درمان؛ درمانی که اساسا معلوم نیست جوابگو باشد یا نه.

تقویت اعتماد به نفس

اعتماد به نفس رمز موفقیت افراد در بسیاری از موارد است. فردی که اعتماد به نفس کافی دارد ارتباطات خوب و موثری را برقرار می کند ، روحیه سالم تر و پشتکار بالاتری دارد ، در برخورد با موانع و مشکلات از خلاقیت بالاتری جهت مسئله گشایی کمک می گیرد. و با دیدی واقع گرایانه با استفاده از توانمندی ها ، ضعف های خود را برطرف می کند. لذا سعی داریم به راهکار هایی اشاره کنیم که در جهت تقویت اعتماد به نفس شما موثر است.

۱- هیچ گاه اجازه ندهید افراد منفی باف با عقاید ناسالم خود، ذهن شما را مسموم کنند. اگر از درستی کاری که قصد انجام آن را دارید، اطمینان حاصل نموده اید، بدون فوت وقت آن را به انجام برسانید و نگذارید کسی به اراده شما خللی وارد کند.

2- از شوخی های توهین آمیز که باعث خدشه دار ساختن شخصیت خودتان یا دیگران می شود، خودداری کنید.

3- توانایی های خود را دست کم نگیرید، استعدادهای خود را باور داشته باشید و مطمئن باشید انسان در فرهنگ مذهبی ما بی جهت اشرف مخلوقات نامیده نشده و می تواند با اراده و پشتکار، به موفقیت های نامحدودی دست یابد.

4- در لحظات سختی و پریشانی، دقایقی را با خود خلوت کنید و سعی کنید عوامل مولد نگرانی تان را پیدا کرده و درصدد رفع آن عوامل برآیید. اجازه ندهید افکار منفی به ذهن تان هجوم بیاورد. خود را دلداری بدهید و تصمیم بگیرید تلاش های خود را از سر بگیرید.

5-  نسبت به کودکان خود بیش از حد سخت گیر نباشید و با خشونت با آنان رفتار نکنید. سعی کنید بین خودتان و آنان رابطه دوستانه ای برقرار سازید و در صورتی که خطایی انجام می دهند، با تذکرات به جا و دوستانه آنان را متنبه کنید.

6-  قبل از انجام هر کاری به عواقب حاصله آن خوب فکر کنید، در صورت نیاز به راهنمایی با افراد مثبت اندیش، واقع گرا و آگاه مشورت کنید و از انجام کارهای غیرمنطقی و غیراصولی که می تواند به شکست یا سرزنش دیگران منتهی شود، بپرهیزید.

۷- اگر خواستار احترام دیگران هستید، اول خودتان به خودتان احترام بگذارید.

8- سعی نکنید با توسل جستن به کارهای ضد ارزشی و غیرانسانی، موفقیتی کسب کنید. به خود گوشزد کنید موفقیتی که در گرو لطمه زدن به سجایای انسانی باشد، فاقد ارزش و ناپایدار است.

9- محیط کاری شما به مثابه یک دهکده کوچک است. قطعاً هر حرف یا اظهارنظری که در مورد همکارانتان انجام دهید، دیر یا زود به گوش آنان خواهد رسید. پس مراقب رفتار و سخنان خود باشید. شاید یک حرف نسنجیده و نادرست، رابطه شما را برای همیشه با دوستی خوب و همکاری شایسته و دلسوز قطع نماید و شما هرگز قادر به جبران این خسارات معنوی نباشید.

10- با افراد حسود و بدبین مشورت نکنید.

11- اگر عادت یا ویژگی در شما وجود دارد که باعث آزارتان می شود، با برنامه ریزی درست و اصولی آن را از خود دور کنید. مثلاً اگر اندام ناموزونی دارید، با انجام ورزش و رژیم های درست غذایی اندام خود را متناسب کنید. 

اگر می خواهید از پیشرفت خود اطلاع حاصل کنید، خود را نسبت به گذشته خودتان مقایسه کنید نه با دیگران.

12- همیشه نیمه پر لیوان را ببینید نه نیمه خالی آن را . بسیاری از ما حداقل یک بار هم که شده این جمله زیبا را شنیده ایم. سعی کنیم از این جمله، به عنوان یک تکنیک مثبت اندیشی استفاده کنیم.

13- همه روزه ما با انبوهی از ایده های مختلف که متعلق به افراد پیرامون ماست، روبه رو هستیم. به باورهای خود ایمان داشته باشید و هرگز اجازه ندهید ایده های یأس آور دیگران، شما را از رسیدن به اهدافتان باز دارد و یا ریتم حرکت شما را کند کند.

14- اگر مشکلات حرفه ای خود را نمی توانید به تنهایی حل کنید، از افراد زبده و با تجربه کمک و مشورت بخواهید و دانش حرفه ای خود را گسترش دهید و از سؤال کردن هراسی نداشته باشید.

15- هر جایی از مسیر زندگیتان که هستید، اگر متوجه شده اید جهت یابی درستی انجام نداده اید و نیاز به تغییر مسیر دارید، پس از حصول اطمینان از صحت مسیر جدید، بدون تأسف و درنگ از خود انعطاف نشان دهید و راه و روشی را برگزینید که سبب بهتر شدن نتیجه غایی شما و میانبری برای رسیدن به هدفتان باشد.

 16- فرزندان خود را از کودکی به مستقل بودن تشویق کنید و با دادن مسئولیت های متناسب با سن آنان، روحیه استقلال و خودباوری آنها را شکوفا سازید.

17- در هر کاری تعادل را حفظ کنید و از افراط و تفریط بپرهیزید، چون هر کدام می توانند به اندازه دیگری عاملی جهت شکست شما به حساب آیند.

18- همیشه خوش ژست و پرانرژی باشید. حتی در لحظات بحرانی بر خود مسلط باشید و قیافه انسان های شکست خورده را به خود نگیرید.

اگر می خواهید حرکت نوینی را در زندگی آغاز کنید، پس از تحقیق و جمع آوری اطلاعات موثق، اولین گام را پرتوان بردارید و تردید را از خود دور کنید.

19- اندیشه های امروز شما، فردای شما را خواهد ساخت، پس همیشه مثبت اندیش باشید و ضمن انجام فعالیت های لازم خود را برنده تلقی کنید.

20- گاهی تنبلی در انجام وظایف روزمره باعث می شود در برنامه های زندگی مان خلل ایجاد شود و عقب بمانیم. برای جلوگیری از این معضل، برنامه روزانه ای برای خود تهیه کنید و بر حسب اولویت، موارد را در آن درج نمایید و سعی کنید در طی روز آنها را به انجام برسانید.

21- هر شکستی را پلی به سوی موفقیت قلمداد کنید. از اشتباهات خود درس بگیرید و به جای سرزنش کردن خود یا دیگران، دنبال راه حل مناسبی جهت تغییر شرایط باشید و توجه داشته باشید از تکرار مجدد آن اشتباهات، خودداری کنید.

22- بر همگان مسلم است تواضع، صفت بسیار نیک و پسندیده ای است. اما تواضع را با خوار و حقیر شمردن خود اشتباه نگیرید و خود را بی ارزش جلوه ندهید.