تا به حال چند بار احساس کردهاید که مغز شما از کار افتاده است و دیگر قادر به فکر کردن نیستید؟
این بهدلیل آن است که ما نیاز داریم توانائیهای خود را برای فکر کردن افزایش دهیم. مطلب حاضر به نکاتی میپردازد که ما برای بیشتر و بهتر فکر کردن باید به کار گیریم و به آن نیاز داریم.
* روز خود را با بهترینها شروع کنید. محققین نشان دادهاند که مقدار کافئین موجود در یک فنجان قهوه میتواند به تمرکز حواس کمک کند اما اگر شما مستعد اضطراب هستید بهتر است فراموشش کنید. .
* خاطرات جدید را به خاطرات قبلی بچسبانید.حافظه خود را چون دار بستی در نظر بگیرید و اطلاعات جدید را روی آن تثبیت کنید. همیشه اطلاعات جدید را به چیزی پیوند دهید و هرگز آن را تنها رها نکنید.
* تا میتوانید تمرین کنید. یادگیری و تمرین مداوم ، ذهن را تغییر میدهد.مطالعاتی که روی عدهای داوطلب 70 ساله انجام شده نشان میدهد که آموزشهای منظم و طبق برنامه زمانبندی شده باعث تغییر ساختار ذهنی فرد میشود به نحوی که فعالیت ذهنی این افراد نسبت به زمانی که 7 سال جوانتر بودهاند بیشتر است. فرد مسنی که خوب تمرین میکند سریعتر از جوانی است که اصلا تمرین نمیکند.
* به ایدههای خود شانس شکوفا شدن بدهید. بسیاری از ما با توجه به توانائیهای مان امکان ارزیابی حقایق و تصمیمگیری سریع داریم. خلاقیت نیاز به آرامش و سکون دارد و این که به ایدههای به ظاهر نا معقول و بیمعنی خود فرصت دهیم.
* شغلی که باعث رشد شود و همراهی که باهوش باشد انتخاب کنید. مطالعات انجام شده نشان میدهد صاحبان مشاغلی که نیاز به کارگیری ذهن دارد نسبت به سایر افراد از قدرت تفکر بیشتری برخوردارند. همچنین دستی با فردی با هوش ممکن است در شما انگیزه ایجاد کند و باعث رشد و بالندگی شما شود.
خلاقیت نیاز به آرامش و سکون دارد و این که به ایدههای به ظاهر نا معقول و بیمعنی خود فرصت دهیم.
* توجه کنید. آیا تا به حال برای شما پیش آمده که نام کسی را تا مدتی پس از آن که او را ملاقات کردید به خاطر نیاورید؟علت این امر ضعف حافظه نیست بلکه نداشتن تمرکز است. با بالا رفتن سن باید اطلاعات را آگاهانه به حافظه بسپاریم و حفظ کنیم.
* ورزش باعث تقویت قوای فکری میشود. تحقیقات گوناگون اکنون از این فرضیه که ورزش و تمرینات بدنی اثرات سودمندی روی عملکرد تحصیلی دارد حمایت میکند.تصور میشود که در هنگام ورزش اکسیژن و مواد غذایی بیشتری در دسترس سلولهای مغز قرار میگیرد. به علاوه باعث افزایش فاکتورهائی میشود که عامل رشد سلولهای مغزیاند. ورزش فواید گوناگونی دارد و انجام آن بهصورت مرتب و روزانه توصیه میشود.
* تازه جوئی رمز موفقیت. مقایسه افراد خلاقی که متوقف میشوند با آنهایی که به خلاقیت ادامه میدهند نشان میدهد که افراد دسته دوم پیوسته به دنبال دانشی جدید هستند.
* شناخت عوامل بازدارنده. چنانچه در معرض عوامل مختلفی قرار گیریم که رشته افکار ما را پاره کنند تمرکز کردن مشکل خواهد بود. چنانچه کاری نیاز به دقت و تمرکز زیاد دارد مثلا تهیه یک گزارش باید دو شاخه سیم تلفن را از پریز کشید و یا نوشتهای روی در قرار داد تا کسی در آن هنگام وارد اطاق نشود.
* فراموش نکنید که همیشه به دنبال کارهای مورد علاقهتان باشید. اخیرا روانشناسی هلندی مطالعاتی روی تفاوتهای بین قهرمان شطرنج و استاد شطرنج انجام داد.او افرادی از هر دسته را تحت آزمایشاتی چون تست هوش، حافظه وتعیین میزان قوه استدلال برای حرکت مهرهها قرار داد و هیچ تفاوتی بین افراد دو گروه پیدا نکرد.تنها تفاوت این بود که قهرمان شطرنج علاقه بیشتری به بازی شطرنج داشت. آنها اشتیاق و تعهد بیشتری نشان میدهند و کلید خلاقیت آنها هم همین است.
ایدههای جدید رابا یکدیگر تلفیق کنید. با هیچ مطلبی سرسری بر خورد نکرده و آن را با بیتفاوتی نخوانید. حاشیه نویسی ، فکر کردن، شکل دادن و تلفیق مطالب با یکدیگر حتی اگر مطلبی که میخوانید بهنظرتان به درد نخور و بیفایده باشد به شما کمک میکند تا آن را به نحوی بفهمید که در نهایت بتوانید خلاقانه عمل کنید.
* روشهای سریع یاد گرفتن را بیا موزید. یکی از مهمترین مهارتهای قرن بیست و یکم توانا ئی یادگیری سریع است. پس آن را پرورش دهید. یاد بگیرید که به سرعت به ایدههای خود شکل دهید. شیوه عملکرد مغز خود را پیدا کنید تا بتوانید آن را بهتر به کار گیرید.
* همیشه برنامههای بلند مدت داشته باشید حتی اگر آن را هر روز تغییر دهید. نفس برنامهریزی برای زندگی خود به تنهایی با ارزش است و تغییر دادن آن به ما کمک میکند که چیزهای جدیدی یاد بگیریم.
* اشتباه کنید. ممکن است در اولین تلاش خود مرتکب اشتباهات زیادی شوید اما کارتان را پیش برده و تمام کنید.اشتباهات خود را یادداشت کرده وسپس دوباره به کار بپردازید و این بار از تکرار اشتباهات جلوگیری کنید.
* عواملی که در ضمن کار باعث افزایش مهارتهای تان شدهاند را یادداشت کرده و گاهی به آن ها مراجعه کنید تا برایتان به عادت تبدیل شوند.
* به مسائل از زوایای مختلف نگاه کنید. چنانچه میخواهید مسئلهای را حل کنید راههای مختلفی را امتحان کنید و اگر راه اول را به هر دلیلی مناسب تشخیص ندادهاید، راه دوم را امتحان کنید.
* آرامش خود را حفظ کنید. خویشتن داری به شما کمک میکند تا منصف و بیطرف باقی بمانید و بهتر فکر کنید.
چنانچه به بحث و مجادله بپردازید و خونسردی خود را از دست دهید توانائی خودرا برای منطقی و عاقلانه فکر کردن از دست خواهید داد.
* در جستوجوی حقیقت باشید. هر کسی که خوب فکر کند قبل از هرقضاوتی در جستوجوی حقیقت است.
* چنانچه در موردی شک دارید حتما سؤال کنید. هرگز از سؤال کردن نهراسید.
* همیشه به خاطر بسپارید که بیشتر حقایق نسبیاند و بین حقیقت و عقیده تفاوت وجود دارد. کلمات را با احتیاط و دقت به کار برید و هیچگاه خود را گول نزنید.
وقتی زن و شوهری نتوانند با یکدیگر زندگی کنند، به شرط اینکه نهایت تلاش خود را برای رسیدن به تفاهم کرده و به نتیجه ای نرسیده باشند، طلاق امری منطقی است و حق دارند با مسالمت از یکدیگر جدا شوند. طلاق اگرچه امری مکروه به نظر می رسد و حتی الامکان توصیه نمی شود، اما وقتی در آن تمام جوانب سنجیده شود و دو طرف از روی عصبانیت و شتاب تصمیم نگرفته باشند، به نفع آنها نیز هست. در طلاق سالم، زن و شوهر در کمال آرامش و دوستی به این نتیجه می رسند که زندگی مشترکشان قابل ادامه نبوده و بهتر است از هم جدا شوند و خود و فرزندانشان را در گرداب مشاجره و کشمکش غرق نکنند.
در روند طلاق، دو طرف باید با هوشیاری مراقب باشند وضع از آن چه هست بدتر نشود. رفتارهای زیر موجب آشفتگی اوضاع می شود و به دشمنی بین زن و مرد دامن می زند:
1- به محض اینکه پرونده طلاق در دادگاه مطرح می شود، زوجین شروع به تضعیف یکدیگر می کنند و هر یک نزد فامیل و دوستان خود آبروی طرف مقابل را می برند و برای تبرئه خودشان صدها عیب و ایراد به دیگری نسبت می دهند و به این ترتیب، ناخودآگاه از آنها طلب همدردی می کنند و توقع دارند دیگران اظهارات و ادعاهایشان را تصدیق کنند. چنین رفتاری به هیچ وجه پسندیده نیست و چه بسا بعضی بستگان ناآگاه، با پشتیبانی غلط خود آتش اختلاف بین زن و مرد را شعله ورتر کنند.
طلاق اگرچه امری مکروه به نظر می رسد و حتی الامکان توصیه نمی شود، اما وقتی در آن تمام جوانب سنجیده شود و دو طرف از روی عصبانیت و شتاب تصمیم نگرفته باشند، به نفع آنها نیز هست.
2- در روند متارکه، بعضی زوجین به دلیل پریشانی افکار و عصبانیت تغذیه شان دچار اختلال می شود و تا وقتی گرسنگی آنها را از پا نیندازد، به سراغ غذا نمی روند. این عمل موجب می شود قوای بدنشان تحلیل برود و دچار ضعف جسمانی شوند. بدیهی است که وقتی ضعف بر آدمی غلبه کند، فکرش درست کار نخواهد کرد و نمی تواند تصمیم درستی بگیرد.
3- اغلب زنان و مردان در حال متارکه، دچار بی خوابی می شوند و می کوشند با قرص خواب آور رفع مشکل کنند و این، در حالی است که به دلیل مشغله زیاد ذهن، اثر داروها کمتر شده و آنان دچار پریشانی بیشتر و افسردگی شدید می شوند. این گروه افراد باید با تلقین، در خود آرامش ایجاد کنند و بکوشند خوابشان حالت طبیعی داشته باشد.
۴- در بحران جدایی باید بیشتر به ورزش و دیگر تفریحات سالم پرداخت. زن و مرد نباید زندگی خود را تمام شده تصور کنند. انزواطلبی، خودخوری و رکود، احتمال شکست را بیشتر می کند. در مقابل ورزش و تحرک جسمی به روحی سرزندگی و نشاط می بخشد و در نهایت موجب اخذ تصمیم های عاقلانه تری می شود.
5- زوج های در حال طلاق، اغلب از معاشرت با دوستان و آشنایان خودداری می کنند، زیرا می ترسند رازشان افشا شود. در حالی که مهربانی و شفقت یک دوست عاقل می تواند احساس امنیت بیشتری در فرد پدید آورد.
6- به طور معمول زنان و مردان طی دوره جدایی از مشورت با اشخاص خبره و مشاوران خانوادگی طفره می روند. در حالی که مشورت با یک کارشناس ممکن است بسیار سودمند باشد.
1- در صورتی که اختلاف بین زن و مردی بالا بگیرد، باید سعی کنند به طور موقت آن را با افراد دیگر در میان نگذارند. مگر با پدر و مادر خود یا کارشناس مورد اعتماد. چون گشودن سفره دل نزد همگان، پیامدهای نامطلوبی دارد.زیرا از یک سو موجب دخل و تصرف و نقل قول های غلط می شود و از سوی دیگر وقتی بستگان و دوستان از کشمکش زن و مردی با خبر شدند. رفته رفته قبح قضیه، چه برای خود آنها و چه برای دیگران از بین می رود و ممکن است کار را تمام شده بپندارند و جهت رفع مشکل اقدامی نکنند. در حالی که نتیجه هر اختلافی طلاق نیست و فراوان اتفاق می افتد که زن و مردی دوره بحران را پشت سرگذاشته و زندگی عادی را دادمه می دهند.
زن و مرد باید مشاوران یا داورهای خود را از میان افراد سالم، صالح، موجه، مطلع و بی طرف انتخاب کنند، به طور معمول والدین زن و مرد نمی توانند داوران خوبی باشند
2- تا تصمیم نهایی و جاری شدن حکم طلاق، زن و مرد نباید هیچ واکنشی که تحریک کننده باشد و اختلافها را زیادتر کند، از خود بروز بدهند.
3- زن و مرد پیش از متارکه باید کمی به خطاهایی فکر کنند که در گذشته مرتکب شده اند تا با این کار هر کدام از آن ها موجه ایراد خود شوند و درصدد جبران برآیند و شرایطی به وجود بیاید که آگاهانه از طلاق جلوگیری شود.
4- وقتی درگیری ها بالا می گیرد، زن و مرد نباید پای فرزندان را به میان بکشند و از آنها کمک بگیرند، بلکه اگر مظنون هستند متارکه قطعی است، باید به تدریج موضوع را با فرزندان خود در میان بگذارند.
۵- زن و مرد باید مشاوران یا داورهای خود را از میان افراد سالم، صالح، موجه، مطلع و بی طرف انتخاب کنند، به طور معمول والدین زن و مرد نمی توانند داوران خوبی باشند. زیرا خواه ناخواه تحت تأثیر عواطف و احساسات خود قرار می گیرند و نمی توانند بی طرفانه در مورد فرزندشان قضاوت کنند.
6- زن و مرد در هر مرحله ای متوجه شدند طرف مقابل متنبه شده و آماده آشتی است، نباید اصرار داشته باشند وی به اشتباه خود اقرار کند.
همین که در عمل به سوی همسرش برگردد، نشانه آن است که از کرده خود پشیمان شده و چنانچه کسی بخواهد سخت بگیرد یا همسرش را نزد دیگران تحقیر کند، به غرور او لطمه می زند و این امر ممکن است لجبازی او را در پی داشته باشد و دوباره وضعیت را وخیم کند.
7- هیچ گاه زن یا مرد نباید با عصبانیت خانه را ترک کنند و بهتر است تا روز جدایی زیر یک سقف کنار هم بمانند و سعی داشته باشند با مسالمت و صبوری با مشکلات روبه رو شوند. غیبت هر کدام از زوجین از خانه، آشفتگی را شدت می بخشد و موجب وخامت بیشتر اوضاع می شود.
8- در شرایطی که اختلافات زوجین علنی شده باشد، نباید در مقابل پرسش دیگران تقصیر را به گردن طرف مقابل بیندازند و برای تبرئه خود به همدیگر نسبت های ناروا بدهند. بلکه بهتر است حتی در صورتی که مجبورند موضوع را با کسی در میان بگذارند، عباراتی مثل عدم تفاهم یا بروز مشکلات ناخواسته و.. را به کار ببرند و وانمود کنند مشکل خیلی جدی نیست و احتمال حل آن وجود دارد.