مهم نیست کسی چقدر میتواند در موضوعی مهارت پیدا کنید، همه اول با سرنخها شروع میکنند. ممکن است ترید کردن یک استعداد ذاتی باشد اما این موضوع در ابتدای راه هیچ اهمیتی ندارد.
همه از پلهی اول شروع میکنند.
هیچکس از همان اول سوپراستار نیست.
همه فکر میکنند که از بازار باهوشتر هستند. حتی اگر قوانین ارزشمند بازار که در طول سالها به دست آمدهاند را بدانند بازم هم با خودشان میگویند، این قوانین در مورد من صدق نمیکند، چون من با بقیه فرق دارم.
و این ما را به مرحلهی دوم میبرد.
آیا فکر میکنید شما تنها کسی هستید که اشتباهات بقیه را مرتکب نمیشوید؟
اشتباه میکنید. اما نگران نباشید، در مسیر درستی قرار دارید.
هیچکسی از اشتباهات در امان نیست.
تریدرها تازه کار نمیدانند که قوانین برای این به وجود آمدهاند که از آنها محافظت کنند، حتی اگر خودشان قوانین را ندانند. شاید بعد از اینکه دورهی کاملا بیخبری را گذرانند چند کتاب بخوانند یا به تریدرهایی که باهوش به نظر میرسند گوش دهند یا یک دورهی آموزشی بگذرانند.
مشکل اینجاست که آنها دقیقا نمیدانند چه میخوانند یا چه میشنوند. نمیتوانند پردازش کنند چون هنوز تجربهای ندارند تا چیزی از دانایی دیگران دستگیرشان بشود. دانش را نمیتوان به صورت منفعل منتقل کرد. دانش باید از طریق تجربهی شخصی به دست بیاید.
و وقتی که قوانین را درک نمیکنید چه اتفاقی میافتد؟
خراب میکنید.
و بعضی از این قوانین چه هستند؟
۱. بیش از حد ترید نکنید.
۲. میزان سرمایه گذاریتان روی داراییهای مختلف را کم نگه دارید.
۳. نقاط توقف ضرر در نظر بگیرید.
۴. تصمیات لحظهای نگیرید.
۵. خیلی زیاد یا خیلی کم دچار احساسات نشوید.
اینها فقط چند قانون ضروری بودند که هر تریدری باید آنها را کشف و آویزهی گوشش کند.
همهی تریدرها بالاخره یادش میگیرند.
اما از راه سخت.
هر تریدری بالاخره یک ضرر بزرگ فاجعه آمیز را تجربه خواهد کرد. خیلی از بهترین تریدرها بیشتر از یک بار تمام دار و ندارشان را از دست دادهاند. اولین سفته باز بزرگ، جسی لیورمو، چند بار تمام ثروتش را از دست داد.
وقتی که بالاخره یک سقوط جان فرسا را تجربه میکنید، کمی بعد متوجه میشوید که به طور مطلق بهترین تجربه تریدینگ زندگی شما بوده است.
اگر باهوش هستید و روی کارتان تمرکز دارید، حتما تمام اشتباهاتی که کردهاید را بررسی میکنید. با یک مسواک خوب سراغش میروید. تمام عقاید و ایدههایتان را زیر سوال میبرید. دیگر هیچ چیز را فقط از روی قیمتش قضاوت نمیکنید. باید بدانید چه چیزهایی جواب میدهند و چه چیزهایی نه و بالاخره در کارتان جدی میشوید.
ضرر واقعی برابر است با دانایی واقعی.
بدون آن ضرر هیچ کدام از درسها برای شما هیچ معنایی نخواهند داشت. همیشه فکر میکنید که با بقیه فرق دارید و قوانین برای شما صادق نیستند.
اما باید بدانید که صادق هستند. برای همه صادق هستند. هیچ استثنایی وجود ندارد.
ذهن انسان چگونه کار میکند که باعث میشود خودمان حتما یک تجربه سخت داشته باشیم که چیزی را یاد بگیریم؟ ما دانایی حاصل از قرنها را میخوانیم و بلافاصله آن را نادیده میگیریم.
شاید معنی زندگی همین باشد. همهی ما باید همان کشمکشها را تجربه کنیم و خودمان مرتکب اشتباه شویم و یک داستان عالی را بارها و بارها زندگی کنیم.
«ضررهایت را متوقف کن، بگذار پیروزیهایت اتفاق بیفتند.
تمام دانایی باستانی در دو کلمه خلاصه میشود: مدیریت پول
متوقف کردن ضررها یکی از آن اصول اساسی است که هر کسی باید یاد بگیرد. مهم نیست که چقدر بلدید در بازار ترید کنید، بههرحال باید بدانید که همیشه اشتباه هم میکنید. یعنی شما باید به هر قیمتی از پولتان محافظت کنید.
۱. برای به حداقل رساندن ریسک، پولهایی که جاهای مختلف سرمایهگذاری میکنید را محدود کنید.
۲. بیرحمانه به نقاط توقف ضرر وفادار بمانید.
۳. همیشه از نقاط توقف استفاده کنید.
۴. بیش از حد از اهرم مالی استفاده نکنید.
۵. وقتی شروع کردید به ضرر کردن، مبلغ تریدتان را کاهش دهید.
۶. وقتی بدشناسی میآورید، از همه چیز خارج شوید و کمی استراحت کنید.
۷. اگر یک ترید بد انجام دادید، بلافاصه خارج شوید، چون همیشه میتوانید کمی بعد دوباره وارد شوید.
تمام این اصول همراه با هم از پول شما محافظت خواهند کرد.
ممکن است عجیب به نظر برسد که بشونید کسی میگوید دیگر تریدرها یا اخبار را دنبال نکنید، اما من دیگر هیچکدام از آنها را دنبال نمیکنم. ممکن است گاهی یک نگاه اجمالی به نمودارهای یک تریدر دیگر که واقعا برایش احترام قائل هستم بیندازم و ببینم با حسی که خودم نسبت به بازار دارم مطابقت میکند یا نه اما چنین کاری را واقعا به ندرت انجام میدهم. همچنین ممکن است از تریدری که به خوبی میشناسم و برای مدتها موفق بوده است مشورت بگیرم.
و بعد هر کاری که خودم دوست دارم انجام میدهم.
در نهایت شما باید خودتان باشید که راهتان را روشن میکنید.
اگر خودتان را به اینجا رساندهاید، به آخرین مرحله در سیروسفر استاد شدن درتریدرسیدهاید.
آخرین مرحله؟
سیستم خاص خودتان را توسعه دهید
شما هم باید استاد شوید. وقتی که به این درجه میرسید میبینید که کسی نیست که مسئولیت کارهای شما را به عهده بگیرد. خودتان هستید که داور نهایی در سیروسفرتان هستید.
به این معنی که شما باید برای خودتان یک سبک ترید کردن بسازید که با شخصیتتان، نقاط قوت و نقاط ضعفتان سازگار باشد. اگر انتخابهای شخص دیگری را کور کورانه دنبال کنید وقتی شرایط سخت میشود، قدرت اینکه ترید کنید را نخواهید داشت. چنان اعتماد به نفسی فقط از درون میآید.
برای این کار باید عمیقا به درون نگاه کنید و متوجه شوید که واقعا از دنیا چه میخواهید.
دیگر نیازی نیست که کتابهای بیشتری بخوانند یا به حرفهای کسی گوش بدهند یا ستارهها را دنبال کنند.
چون خودشان به نور راهنمای خودشان تبدیل میشوند.
آنها با تصمیمات خودشان زاده میشوند و میمیرند. وقتی که برنده میشوند زیادی به خودشان مغرور نمیشوند. وقتی که میبازند هیچکس دیگری جز خودشان را مقصر نمیدانند.
دیگر به هیچ تایید، تشویق یا قضاوت خارجی نیاز ندارند.
به خاطر این است که بعد از این همه مدت تلاش و سختی کشیدن، بالاخره میدانند که چه میکنند. به خاطر غرور نیست. یک قطبنمای داخلی است که به طرز بیرحمانهای دقیق است، و فقط از طریق سختکوشی، اراده، ثابت قدم بودن و اشتیاق به وجود آمده است.
در طول زمان به دست آمده است. زمانی طولانی. هیچکس دیگری نمیتواند چنین چیزی را به شما بدهد.
قابل خریدن، معامله کردن یا تقلب کردن نیست. هیچ میانبری وجود نداشته و هرگز هم وجود نخواهد داشت.