روحیه سازگاری با دیگران و کنار آمدن با توقعها، سلیقهها، خواستهها و
حرفها، به تدریج برای انسان «جا» باز میکند. این روحیه هم وقتی فراهم
میآید که انسان هم «حقوق» دیگران را بشناسد، هم تصمیم به مراعات آنها
داشته باشد و تنها «خود» برایش مطرح نباشد. چون چنین خصلتی ایجاد تنش
میکند و دیگران را از پیرامون فرد، فراری میدهد.
حضرت علی علیهالسلام میفرماید: ؛ سر آغاز حکمت، مدارا کردن با مردم است».
باید
پذیرفت که سلیقهها و روحیههای همه یکسان نیست و همه ذوق و پسند و راه و
روش ما را ندارند. ما هم چارهای از زیستن با آنان نداریم، پس باید«
مدارا» کنیم. این همان همزیستی است که هر که ندارد، مطرود و مأیوس و تنها
میشود.
برخورداری از اخلاق کریمانه و
آراستگی به صفات خوب و رفتارهای انسانی، محبوبیّتآور است. کیست که نخواهد
محبوب دلها شود و مورد توجّه و محبت دیگران قرار گیرد و «قلعه دلها» را
بگشاید؟ امّا راه و روش آن چیست و کلید گشودن قلوب کدام است؟
مگر
میتوان با زور، دلی را بهدست آورد، یا در خانه دلی جای گرفت؟ اگر تواضع
و خاکساری عاملی برای محبوبیّت است، احسان و نیکی و بخشندگی عامل دیگری
است و «حسن خلق» و سلوک والا و اخلاق متعالی، عامل سوّم.
ما بینیاز
از دوست نیستیم. نداشتن دوست، نوعی غربت و تنهایی است. به فرموده حضرت
امیرعلیهالسلام، غریب، کسی است که «دوست» نداشته باشد: .
خیلیها ما را اسیر اخلاق خوب خودشان میکنند. چرا ما از این ابزار بهره نگیریم؟
سود رسانی
درختی
که نه میوه داشته باشد، نه شاخ و برگ و سایه، نه حتی چوب آن برای تهیه
تخته و ساختن در و پنجره مفید باشد، شایسته سوختن و خاکستر شدن است و تنها
لایق عنوانِ «هیزم» است.
انسانها تا چه حد برای دیگران مفیدند؟
ارزش
هرکس به اندازه خدمت و خوبی و نفعی است که از او به دیگران میرسد. میزان
محبوبیت مردم در دلها نیز بستگی به اندازه خیری دارد که از آنها عاید
دیگران شود. سرور، کسی است که خدمتی به دیگران کند. این مضمون کلام حضرت
علیعلیهالسلام است که فرمود: ؛ مردان با جود و
سخاوت به سیادت و آقایی میرسند».
این نیز نوعی کمال در رفتار و سلوک با دیگران است که بر محور داد و دهش انجام میگیرد.
فریدون فرّخ فرشته نبود
زمشک و زعنبر سرشته نبود
به داد و دهش یافت آن نیکویی
تو داد و دهش کن، فریدون تویی
به قول سعدی در گلستان: مردم تا نان کسی را نخورند، نامش را به نکویی نبرند.
در سخنان امام علی علیهالسلام چنین آمده است:؛بهترین مردم کسی است که به مردم سود برساند».
پیامد
چنین رفتارهایی چیست؟ جز آنکه محیطی سرشار از صفا و گرمی برای انسان و
جامعه پدید میآورد و الفتها را میافزاید و زندگیها را صفا میبخشد؟ چه
لذتبخش است زیستن در کنار افرادی که نیکوکاری، خوشرفتاری، نوعدوستی،
خیررسانی، مهرورزی و خیرخواهی جزو سرشت و خصلتِ همیشگی آنان است.
امام
علی علیهالسلام میفرماید: با مردم چنان زیست و معاشرت داشته باشید که
اگر از دنیا رفتید، در فقدان شما سوگوار و گریان باشند و اگر ماندید، نسبت
به شما عاطفه و مهرورزی داشته باشند
مردم جوشی
روحیه
انزواطلبی و فردگرایی و خودخواهی، فرد را از چشمها و دلها میاندازد.
برعکس، انس و الفت و جوشیدن و گرمگرفتن با مردم، عواطف و محبتهای آنان
را فراهم میآورد. خداوند، از نعمتهای خویش، ایجاد الفت بین دلهای مردم
را یاد میکند.حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله نیز میفرماید: بهترین موءمنان کسی است که مایه الفت موءمنان باشد،و کسی که نه
دیگران با او انس و الفت بگیرند، نه او با دیگران الفت داشته باشد، خیری
در او نیست».
کسی که با مردم نمیجوشد و همیشه با دامن تنهایی و گوشه
انزوا و خودگرایی پناه میبرد، یا دچار غرور و تکبر است، یا از آثار و
برکات« الفت» بیخبر است، یا مشکلی در تربیت خانوادگی داشته که او را
«جمعی» بار نیاوردهاند و میدان برای «مردم جوشی» برایش فراهم نساختهاند.
صاحبان روحیه سرد و خود گرا و مردم گریز، اغلب در کارهای عمومی شرکت نمیکنند و برنامههای مشترک نمیتواند آنان را جذب کند.
ابراز
عاطفه به مردم و مشارکت و همراهی و همدردی با آنان در امور و یاریرسانی
در هنگامه نیاز، پشتوانهای برای روزهای «مبادا» فراهم میآورد. اگر
گفتهاند: «برای کسی بمیر که برایت تب کند»، اشاره به همین تعامل روحی و
رفتاری میان افراد جامعه است.
عیب پوشی
حفظ «آبرو»ی دیگران، مهمترین نشانه دوستی و
احترام و ارزشگذاری برای آنان است. آبرو، سرمایهای است که به این راحتی
به دست نمیآید و گوهر نفیسی است که اگر شکست، به این آسانی قابل جبران
نیست.
به همین اندازه که «عیبجویی» نکوهیده و نارواست، «عیبپوشی»
نسبت به یک برادر مسلمان و آبروداری نسبت به یک موءمن، ضروری و فضیلت است.
وقتی
از لغزش و عیبی از دیگری باخبر میشوید، جوانمردی ایجاب میکند که
پردهپوشی کنید و اگر نیاز به تذکر است، به خودش بگویید تا اصلاح کند.
دوست آن باشد که معایب دوست
همچو آینه رو به رو گوید
نه که چون شانه با هزار زبان
پشت سر رفته موبه مو گوید
در کلام امیرموءمنان است که: ثمره اخوّت و برادری آن است که پشت سرش آبرویش را حفظ کنی و عیبهایش را به عنوان هدیه به خودش بگویی.
پردهدری
و آشکار ساختن عیبهای دیگران، بذر دشمنی و اختلاف میپراکند و کینه و
جدایی ثمر میدهد و اعتماد عمومی را در جامعه، خدشهدار میسازد.
گاهی
هم عیبجویی، نتیجه عیبناکی خود افرادی است که میخواهند با نشر و گسترش
بدیهای دیگرانبرای خود شریک جرم و همراه و همشکل پیدا کنند، تا زشتی
عیبهایشان کمتر آشکار شود و بهانهای برای معیوب بودن خود داشته باشند.
این حقیقت روانکاوانه و نکته مهم در سخن حضرت علیعلیهالسلام به این
صورت آمده است: «ذوو العیوب یحبون ایشاعة معایب الناس لیتسع لهم العذر فی
معایبهم؛صاحبان عیب و کاستی دوست دارند که عیوب مردم را پخش کنند، تا
برای خودشان عذر و بهانهای در عیبها داشته باشند».
به هر حال، هرچه بیشتر در جامعه باشیم، بیشتر نیازمند مراعات «اخلاق معاشرت» و آراستگی به همزیستی و تحمل و مداراییم.
سلوک شایسته با دیگران، رمز محبوبیّت و سروری و خوشنامی است. با «حسن خلق»، میتوان فاتح قلعه دلها شد.
مهرورزی و خیررسانی و سودمندی، گوهر وجودمان را نفیستر و نزد خدا و خلق خدا محبوبتر میسازد.