اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

عشق

یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب کز هر زبان که می شنوم نامکرر است ( حافظ)

عشق چیست؟ و چه نقشی می تواند در ازدواج ایفا نماید؟ شاید تفکر و تعمق در مورد جواب این سؤال خالی از لطف نباشد چون تاکنون خیلی ها این سؤال را از خود پرسیده اند و خواهان رسیدن به جواب صحیحی از آن هستند.

عده ای می گویند عشق احساسی است که انسان آن را متوجه شیء یا شخص خاصی می کند و این احساس در افراد مختلف متفاوت است. عشق برای یک هنرمند، برای یک پزشک، و برای یک روحانی دارای معانی مختلفی است و از زوایای متفاوت تعبیر می شود.

از دیدگاه «اریک فروم» عشق حد اعلای دوست داشتن است. وی می گویددر مرحله عشق ورزی معمولاً ما با دو دسته افراد برخورد می کنیم: دسته اول عاشقانی هستند که جز خودشان به فرد دیگری فکر نمی کنند و به عبارت دیگر قبل از هر چیز عاشق خود هستند،دسته دوم افرادی هستند که حاضرند جان خود را در راه معشوق بدهند. در نظر بیشتر روان شناسان کلمه عشق فقط به عمل دسته اخیر اطلاق می گردد و برای افراد دسته نخست کلمه دوست داشتن را به کار می برند.

«پاراسلوس»، دانشمند معروف یونان قدیم در زمینه عشق می گوید: «آن کس که هیچ نمی داند به هیچ چیز عشق نمی ورزد؛ آن کس که قادر به انجام هیچ کاری نیست، هیچ نمی فهمد؛ آن کس که هیچ نمی فهمد، بی ارزش است. اما آن کس که می فهمد، عشق می ورزد، تیزبین است، می بیند...».

امروزه روان شناسی عشق، به ما می فهماند که زمانی بشر خوشبخت تر و جهان بهتر خواهد شد که موجودات انسانی قلب های خود را بگشایند و گرمی عشق را در روابط خود بپذیرد. آنچه نیاز دنیاست، عشق است، و هر انسانی بدان نیازمند است. نیاز به عشق خصیصه ای است که در همه انسان ها وجود دارد و از همان کودکی در وجود انسان به ودیعه گذاشته شده است.

در سال 1915 گزارشی در باره شرایط مؤسسه نگهداری نوزادان در آمریکا ارائه شده محققین، نوزادان این مؤسسه را به دو دسته تقسیم نمودند. به دسته اول از لحاظ تغذیه و بهداشت کاملاً رسیدگی شد، به طوری که هیچگونه مشکل سوء تغذیه ای و یا بهداشتی و درمانی نداشتند، ولی با آنها ارتباط عاطفی برقرار نمی گشت؛ دسته دوم علاوه بر این که از لحاظ تغذیه ای و بهداشتی مانند دسته اول در وضعیت مطلوبی به سر می بردند، با آنها ارتباط عاطفی نیز برقرار می شد؛ نوزادان را در آغوش می گرفتند، نوازش می کردند، و با آنها بازی می کردند. پس از سه سال وقتی نوزادان دسته اول و دوم را با هم مقایسه کردند، تفاوت های چشمگیری بین آنها دیده شد. نوزادان دسته اول از نظر رشد اجتماعی نسبت به همسالان خود عقب تر بودند و حتی 15% آنها جان خود را از دست دادند.

تحقیقات انجام شده توسط «دنیس» و «اسکیلز»، ( 1990) نشان می دهد کودکانی که کمتر از اندازه طبیعی مورد توجه بزرگسالان قرار می گیرند در بعضی موارد عقب ماندگی هایی پیدا می کنند. پس عشق چه نیروی عظیمی است که نوزادی که این نیروی ظریف عشق را نه می شناسد و نه می فهمد، در وجودش آن چنان نیازی به عشق وجود دارد که فقدانش می تواند بر رشد و پرورش او تأثیر عمیق بگذارد.

کسی کز عشق خالی شد فسرده است گرش صد جان بود، بی عشق مرده است (نظامی)

عشق، عامل مهمی در زندگی انسان است. انسان نیاز به توجه دارد و به دنبال این نیاز است، نیاز به دوست داشتنی بودن و دوست داشته شدن. اکثر مردم در تلاشند کاری انجام دهند که دوست داشتنی باشند و از راه های مختلف سعی می کنند به این هدف برسند. از همه انتظار داریم ما را دوست بدارند و هر کس که این کار را نکند، محکومش می کنیم، باورمان شده که در زندگی همه متعهدند ما را دوست بدارند؛ کمتر به این مطلب فکر می کنیم که دوست داشته شدن ما ارتباط زیادی به قدرت دوست داشتنمان دارد.

همه ما به دنبال عشق کامل می گردیم، بعضی احساس می کنند عشقی باید در زندگی آنها باشد که شایسته آن هستند. اینها طالب روابط رویایی، بدون درگیری و سراپا گرمی، ادراک، پذیرش و مهربانی هستند بسیاری از اوقات را صرف مقایسه آنچه برخلاف میلشان است و آنچه به نظر شایستگی آن را دارند، می کنند، همواره در پی عشق کاملند.

به عبارتی، انسان دردِ بودن دارد و می خواهد در اذهان باقی بماند. به خاطر همین است که هدیه ای می دهد، به رسم یادبود چیزی می نویسد به عنوان یادگار، و کارهایی انجام می دهد به یاد ماندنی. از طرفی انسان نیازمندِ با هم بودن و در ارتباط بودن است. عده ای می پندارند مشکل عشق، مشکل معشوق است نه مشکل استعداد دوست داشتن. مسئله تنها پیدا کردن معشوق مناسب است و یا محبوب دیگران بودن، در حالی که عشق فضایی وسیع تر و عمیق تر از این دارد.

خانواده های صمیمی

امروزه خانواده ها زیر فشار روحی شدیدی قرار دارند. به نظر می رسد که همه، از پدر گرفته تا مادر و حتی بچه ها سرگرم برنامه های پرتکاپوی خودند. در یک دنیای ایده آل، پدربزرگ ها، مادربزرگ ها، عمه ها، عموها و تمام اعضای خانواده گسترده باید چنان به هم نزدیک باشند که دست یاری به سوی هم دراز کنند. ولی متأسفانه خویشاوندان اغلب دور از یکدیگر به سر می برند و از این روی، افراد خانواده ناچار می شوند خود گره از مشکلاتشان بگشایند و همین کارهای طاقت فرسای پدران و مادران و تأمین ضروریات خانوادگی باعث می شود که آنان از فشار روحی رنج ببرند. بی تردید روند دل آزار زندگی روزانه، عرصه را بر آدمی تنگ می کند، ولی با همه این ها، هنگامی که پای صحبت پدران و مادران می نشینیم، یک چیز آشکار می شود و آن این است که عشق و علاقه ایشان به فرزندانشان هم چنان پابرجاست.

در واقع گویا فشار روحی، تمایل والدین را به این امر افزون تر ساخته است یعنی اینان باید یقین حاصل کنند که رشد بچه هایشان با خشنودی، تندرستی و ایمنی توأم است.

چیزی که بچه ها بیش تر بدان احتیاج دارند، داشتن خانواده ای مهرآمیز و منسجم است. دوران کودکی، چنان زود و تند می گذرد که ما چیزی از آن درنمی یابیم. باید آن سال ها را برای بچه هایمان سحرآمیز و ایمن کنیم. والدینی که دسترسی به ان ها واقعاً امکان پذیر است، برای آینده خود و نیز بچه هایشان سرمایه گذاری می کنند. لازم است هر عضوی از خانواده، خویشتن را در زمره گروهی حس کند که در جهت صمیمیت و حمایت از خانواده گام برمی دارد.

کودک از ابتدای تولد باید بداند که حالت استثنایی دارد. هر بار که لبخند می زند پیام مهمی به این مضمون به وی می رسد: تو اهمیت داری بدین ترتیب حتی در این دوره خردسالی، شالوده اعتماد به نفس کودک ریخته می شود.

در ساعات ویژه ای از روز برای کودک آواز سردهید، برایش کتاب بخوانید و در ضمن به چهره و تنش بنگرید. وی به شما متکی شده، به آغوشتان می چسبد. صورتش می درخشد، متبسم می شود و چهره اش آرام می گردد. بدین ترتیب حس مهم بودن در او شدت می یابد. ولی به یاد داشته باشید که هر چند عشق، ارزنده ترین موهبتی است که به فرزندانتان ارزانی می دارید، باید بدانید که نظم و ترتیب دومین هدیه است. انضباط جنبه تنبیه ندارد، بلکه به بچه می آموزد که کجا و چگونه جلوی خود را بگیرد. بدانید که بچه نامنظم، دوست داشتنی نیست.

هم زمان با رشد کودکان، شما می توانید صمیمیت و ایمنی خانوادگی را به این طریق حفظ کنید که اطمینان یابید همه در تمامی امور خانوادگی، همچون کسب تجارب، تهیه غذا، گردش دسته جمعی و حتی امور جاری مربوط به خانواده نقش دارند. آن ها ممکن است نق بزنند و غرغر کنند، اما بچه هایی که در خانه مسئول برخی کارهای روزمره اند، دوست دارند از این لحاظ نقش حساسی داشته باشند تا حس ارزش و اعتبارشان را تقویت کنند. هفته ای یک بار باید همه اعضای خانواده دور هم جمع شوند تا درباره مسائل مختلف امور روزمره، اوقات غذا، برنامه ها و غیره بحث کنند و از این رهگذر، برای همگان امکان صحبت، گوش دادن و به توافق رسیدن فراهم شود. این گونه موارد، کلاً به کار جمعی برمی گردد.

هم چنین شما و همسرتان باید دست کم هفته ای یک ساعت را تک به تک به هر کدام از بچه هایتان اختصاص دهید. وقتی بچه ای هر هفته تنها در کنار پدر یا مادرش می ماند، به راستی حالت استثنایی برایش پدید می آید. زمانی که صرف انجام کار مشترکی می شود، واقعاً با ارزش است. سراسر هفته راجع به تعطیلات آخر هفته سخن بگویید. به فرزندتان بگویید: یادت باشد که تعطیلات آخر این هفته با هم خواهیم بود. فکر کن چه باید بکنیم. من بی صبرانه منتظرم.

تمام این فعالیت ها و کارهای روزانه، فرصت هائی هستند که نه تنها حس عزت نفس و انعطاف پذیری را برای کودکتان فراهم می سازند، بلکه به او می فهمانند که جزئی از خانواده ای است که پای بندش می باشد . کانون مستحکمی که سرانجام باید روزی از آن به درآید و به طرز موفقیت آمیزی با دنیای پیرامون خویش روبه رو گردد.

دیدار تو

خبر از عیش ندارد که ندارد یارى
دل نخوانند که صیدش نکند دلدارى

جان به دیدار تو یک روز فدا خواهم کرد
تا دگر برنکنم دیده به هر دیدارى

غم عشق آمد و غم هاى دگر پاک ببرد
سوزنى باید کز پاى برآرد خارى

مى حرامست ولیکن تو بدین نرگس مست
نگذارى که ز پیشت برود هشیارى

خبرت هست که خلقى ز غمت بی خبرند
حال افتاده نداند که نیفتد بارى

سعدیا دوست نبینى و به وصلش نرسى
مگر آن وقت که خود را ننهى مقدارى