اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

معلمان خوب


معلمان خوب هدف دارند
شما نمی توانید به معنای کلی خوب باشید، بلکه باید در چیزی یا کاری خوب باشید. به عنوان معلم معنایش این است که بدانید دانش آموزانتان چه انتظاری دارند، و برای رسیدن به این انتظارات برنامه ریزی کنید، شما هم درباره آنچه در کلاستان رخ می‌دهد، بر پایه اهدافی که می‌خواهید به آنها برسید، انتظاراتی دارید. اگر می‌خواهید بچه‌ها را برای اشتغال آماده کنید، از آنها وقت شناسی و توجه خوب انتظار دارید. اگر در یک کلاس کنکور تدریس می‌کنید، به توضیح شکل تست و کمک به بهبود مهارتهای امتحان دادن بچه‌ها وقت می‌گذرانید و اگر می‌خواهید شاگردانتان در خواندن کتاب بهتر و جدی تر بشوند باید در کلاس وقتی برای خواندن و منابع و کتابهای لازم اختصاص بدهید.

معلمان خوب منتظر موفقیت همه دانش آموزان هستند
این پارادوکس بزرگ تدریس است. اگر ما خودارزیابی مان را کاملاً بر پایه موفقیت شاگردانمان قرار بدهیم، حتماً ناامید خواهیم شد. در همه سطوح، به خصوص در آموزش بزرگسالان، فاکتورهای زیادی در زندگی دانش آموزان وجود دارد که نمی گذارد معلم موفقیت همه را تضمین کند. در عین حال، اگر ما با دیدگاهی جبری، دانش آموزانمان را به رفتار "دست من که نیست" واگذار کنیم، بچه‌ها بی تعهدی ما را حس می‌کنند و ناامید می‌شوند. ولی ما می‌توانیم با یک سوال ساده محیط شادی را درست کنیم: آیا من همه کارهایی را که می‌توانستم در این کلاس، در این زمان، برای رسیدن به نیازهای همه بچه ها، برای رسیدن به همه موفقیت ممکن انجام بدهم، انجام داده ام؟ تا وقتی می‌توانید بگویید "بله" ، شما محیط موفقیت را فراهم کرده اید.

معلمان خوب می‌توانند با ابهام کنار بیایند
یکی از بزرگترین چالش های تدریس از نبود بازخورد آنی و دقیق سرچشمه می‌گیرد. دانش آموزی که امروز در حال سر تکان دادن و زیرلب زمزمه کردن درس جبر از کلاس می‌رود، ممکن است فردا بگوید که موفقیت عالی ای در ریاضی به دست آورده و از درس دیروزتان تشکر کند. راهی برای پیش بینی دقیق نتایج بلند مدت کارمان وجود ندارد. اما گر ما در انتخاب استراتژی و محتوا هدف داشته باشد، و سعی در موفقیت همه دانش آموزان بکنیم کمتر دچار غافلگیری خواهیم شد و به جای آن، روی چیزهایی که می‌توانیم کنترل کنیم تمرکز خواهیم کرد و اعتماد خواهیم داشت که آمادگی با فکر و تأمل احتمالاً نتایج خوبی خواهد داشت نه نتایج بد.

معلمان خوب برای رسیدن به نیازهای بچه‌ها تغییر می‌کنند و منطبق می‌شوند
آیا واقعاً می‌توانیم ادعا کنیم در کلاس جغرافی درس داده ایم، در حالیکه هیچ کس مفاهیم تدریس ما را نفهمیده است؟ اگر هیچ کدام از دانش آموزانمان بیرون از کلاس کتاب به دست نگیرد، آیا ما واقعاً به آنها خواننده خوب بودن را آموخته ایم؟ ما اغلب به این جنبه‌ها فکر نمی کنیم اما آنها در قلب تدریس مؤثر جا دارند. یک طرح درس عالی و یک درس عالی دو موضوع کلاً متفاوت هستند؛ وقتی یکی از آنها در پی دیگری اتفاق می‌افتد خیلی خوب است، اما همه می‌دانیم که این اتفاق هر روزی نیست. ما به بچه‌ها درس می‌دهیم که یاد بگیرند و وقتی یاد نمی گیرند، باید استراتژی های تازه ایجاد کنیم، به راه های تازه فکر کنیم، و کلاً هر کاری که بتوانیم برای زنده کردن فرآیند یادگیری انجام دهیم. داشتن متدولوژی خوب، عالی است اما بهتر است بچه هایی داشته باشیم که در یادگیری خوب، شرکت می‌کنند.

معلمان خوب متفکر هستند
این ویژگی شاید تنها خصوصیت مطمئن و مطلق تمام معلم های خوب است چون که بدون آن هیچ کدام از ویژگی هایی که گفتیم به رشد و بلوغ نمی رسد. معلم های خوب به طور عادی به کلاس شان، دانش آموزانشان، روش هایشان و محتوای تدریسشان فکر می‌کنند. آنها مقایسه می‌کنند و در تضاد بررسی می‌کنند، تمایزها و تشابه‌ها را ترمیم می‌کنند، دوره می‌کنند، حذف می‌کنند و ذخیره می‌کنند. عدم موفقیت در مشاهده آنچه در کلاس رخ می‌دهد ما را از تدریس و فرآیند یادگیری جدا می‌کند و اگر خودمان جدا باشیم، چطور می‌توانیم ارتباط پدید بیاوریم؟

معلمان خوب از ندانستن ناراحت نمی شوند
اگر ما صادقانه و متفکرانه به آنچه در کلاس روی می‌دهد فکر کنیم، اغلب مشکلات و معماهایی را خواهیم یافت که نمی توانیم فوراً آنها را حل کنیم، سوالاتی که نمی توانیم پاسخ بدهیم. راینرماریاریکله در نامه هایش به یک شاعر جوان چنین نوشته است: "بکوش تا خود سوالات را دوست بداری چنانکه گویی آنها اتاقهایی با در بسته هستند یا کتابهایی که به زبانی بسیار غریبه نوشته شده اند. اکنون با سوالات بزی. شاید پس از این، روزی در آینده دور، اندک اندک و بدون توجه، بتوانی راهت را به سوی پاسخ زندگی کنی. " (1986 - صفحه 34 و 35) به همین ترتیب تدریس ما در صورتی سودمند است که بتوانیم اندکی با یک سوال زندگی کنیم، بیندیشیم و مشاهده کنیم و بگذاریم پاسخ سوال در جواب وضعیت خاصی که در آن هستیم، خود رشد می‌کند.

معلمان خوب الگوهای نقشی خوب دارند
دوباره به سه معلم خوبتان فکر کنید. چطور نحوه تدریس خود شما، خودآگاه یا ناخود آگاه، توسط اعمال و رفتار آنها شکل گرفته است؟ به بدترین معلمی که داشتید فکر کنید. از چه چیزهایی مطلقاً پرهیز می‌کنید چون به یاد می‌آورید که چه اثر تخریب کننده ای بر شما و هم شاگردی هایتان داشته اند؟ ما تدریس را به تدریج یاد می‌گیریم و ایده‌ها و رفتارها را به آرامی از بسیاری از منابع جذب می‌کنیم. تا به حال چند فیلم دیده اید که شخصیت معلم در آنها حضور داشته است، و چطور این فیلم‌ها به شما الگو داده اند؟ ما همیشه از تأثیرات خوب و بد روی تدریسمان آگاه نیستیم. با اندیشیدن به الگوهای تدریس و نحوه گرفتنشان بهتر می‌توانیم با چالش های جدید تطبیق و تغییر کنیم.

معلمان خوب از کارشان و دانش آموزانشان لذت می‌برند
این نکته بدیهی به نظر می‌رسد، اما به همین سادگی هم فراموش می‌شود. معلمانی که از کار و بچه‌ها لذت می‌برند با انگیزه اند، انرژی دارند و خلاق هستند. در نقطه مقابل لذت، بی حوصلگی است؛ وضعیتی که هیچ کس در آن جرقه ای از علاقه نمی یابد. توجه داشته باشید که لذت بردن از کار و لذت بردن از دانش آموزان دو چیز جداگانه است. تمرکز زیاد بر روی محتوا ممکن است به بچه‌ها حس بی ارتباطی، سوء تفاهیم یا جاماندگی بدهد. توجه بیش از حد روی دانش آموزان، بدون توجه به محتوا، باعث می‌شود دانش آموزان حس خوب و مفهوم شدن داشته باشند اما ممکن است کمکی به آنها در کسب اهداف آموزشی با سرعت مناسب نکند. به دست آوردن تعادل بین این دو نقطه حدی به زمان و توجه نیاز دارد و باید با دقت مشاده کنید با دقت ارزیابی کنید و روی یافته هایتان کار کنید. میل دارم با شعری از لائوتسه، حکیم چینی و صاحب کتاب تائوته چینگ نتیجه گیری کنم. من در تمام این سالها نسخه ای از آن را همراه خودم داشته ام و پیام آن را هم مفید و هم چالش برانگیز یافته ام. این شعر به ما یادآوری می‌کند که تدریس خوب وضعیتی ثابت و ایستا نیست بلکه فرآیندی دائمی است. ما هر روز برای معلم بهتر شدن فرصت داریم و معلم خوب آن کسی است که فرصت‌ها را از دست نداده است

اسرار ذهن

مسیر خاطرات

برخی از تجربیات به سختی فراموش می‌شوند . اما چگونه یک فرد می‌تواند این خاطرات شخصی را حفظ کند؟ با استفاده از تکنیک‌های تصویربرداری مغز، دانشمندان شکی ندارند که مکانیزمی ، تولید و نگهداری خاطرات را بر عهده دارد.

 

 آنها دریافته‌اند که بخش هیپوکاموس (ساختمان عصبی خمیده‌‌ای که در کف شاخ‌میانی بطن مغز قرار دارد) ، در قسمت خاکستری مغز می‌تواند به صورت صندوقچه ی خاطرات عمل کند. اما این منطقه ی نگهداری، قابلیت تمیز ندارد.

 به نظر می‌رسد که هر دو خاطرات واقعی و غیرواقعی ، بخش‌های یکسان مغز را فعال می‌کنند و برای بیرون کشیدن خاطرات واقعی، محققان از موضوعی سوال می‌کنند تا خاطره‌ای خاص را یادآوری کنند. و این مساله در مورد موضوعی که واقعا اتفاق نیفتاده، بسیار مشکل‌تر است.

 

تقسیم‌بندی مغز

خنده یکی از رفتارهای آدمی است که کمتر از همه درک می‌شود. دانشمندان دریافته‌اند که در طی یک خنده ی خوب سه بخش مغز فعال می‌شود:

یک بخش تفکر که به شما کمک می‌کند آن موضوع خنده‌دار را بفهمید، بخش حرکتی که به شما کمک می‌کند ماهیچه‌ها را حرکت دهید و یک بخش احساسی که احساس نهفته‌ای را بیرون می‌کشد. اما هنوز علت اینکه چرا یک شخص مثلا به جوک بی مزه ای می‌خندد و یا فرد دیگری در هنگام دیدن فیلمی ترسناک می‌خندد ناشناخته مانده است.

 

 دانشمندان دریافته که خنده یک پاسخ بی‌علت به موارد عدم تطابق است، مواردی که با انتظارات معمول مطابقت ندارد.

نقش عوامل وراثتی در مقابل عوامل اکتسابی (طبیعت در مقابل تربیت)

 

در تقابل این دو نظریه که آیا تفکر و شخصیت از طریق ژن کنترل می‌شود یا محیط، دانشمندان شواهد متقاعد کننده‌ای را جمع‌آوری کرده‌اند مبنی بر این که یکی یا هر دوی این عوامل موثرند. توانایی مطالعه ی ژن‌ها به طور مجزا نشان می‌دهد که بسیاری از صفات خاص آدمی که کنترل کمی بر روی آنها داریم از طریق ژن‌هاست. با این وجود در بسیاری از موارد، عملکرد اطرافیان یا تربیت، تاثیر شدیدی بر روی آنچه که ما هستیم و آنچه انجام می‌دهیم نشان می‌دهد.

 

رویاهای شیرین

اگر از 10 نفر سوال شود که رویاها از چه ساخته شده‌‌اند، احتمالا 10 جواب مختلف دریافت خواهید کرد. دانشمندان هنوز در مورد این راز دچار شک و تردید هستند. یک امکان این است که: خواب دیدن در اثر انتقال تحریک عصبی از محل سیناپس بین سلول‌های عصبی مغز ایجاد می‌شود. نظریه ی دیگر آن است که افراد در مورد خاطرات و احساساتی خواب می‌بینند که در طول روز نسبت به آنها بی‌توجه هستند. این فرآیند می‌تواند به استحکام افکار و احساسات بینجامد. به‌طور کلی خواب دیدن در طی خواب عمیق که حرکت سریع چشم نامیده می‌شود رخ می‌دهد.

 

خواب سبک

ما در مورد بستن چشم‌ها صحبت می‌کنیم،از آنجا که آنقدر حیاتی است که بیش از یک چهارم عمر ما در آن سپری می‌شود. با این وجود علل اساسی خوابیدن مانند رویاهای نامربوط به صورت معمایی باقی مانده است.اما آنچه دانشمندان قطعا می‌دانند این است که خواب برای بقای پستانداران یک امر اجتناب‌ناپذیر است.

 

افزایش بی‌خوابی می‌تواند به نوسانات رفتاری، توهم و در موارد شدیدتر به مرگ منجر شود. دو حالت در خواب وجود دارد:

حرکت غیرسریع چشم که در طی آن فعالیت متابولیکی مغز پایین است و حرکت سریع چشم که در طی آن مغز بسیار فعال است. برخی از محققان فکر می‌کنند که بدن در زمان خواب به حالت استراحت در می‌آید و انرژی بیشتری ذخیره می‌کند، مانند آنچه در خواب زمستانی اتفاق می‌افتد و در خواب عمیق می‌تواند در جهت تشکیل خاطرات کمک کند. اگر چه این نظریه ثابت نشده است و در طول زمان خواب عمیق خواب‌هایی دیده می‌شود الزاما همیشه با خاطرات رابطه‌ای ندارند.

 

تجسم احساسات

طی بررسی بر مورد افرادی که عضوی از بدن را از دست می‌دهند، دیده شده که حدود 80 درصد از این افراد احساساتی مانند گرما، فشار، درد در مورد عضو قطع شده را تجربه می‌کنند. گویا عضو قطع شده بخشی از بدن آنهاست که این پدیده به عنوان تجسم عضو شناخته می‌شود. یک توضیح این است که منطقه اعصاب عضو قطع شده، ارتباطات جدیدی را با بخش مقابل ایجاد می‌کند و فرستادن علایم به مغز را همچنان ادامه می‌دهد گویی که عضو مزبور هنوز وجود دارد. یک امکان دیگر آن است که مغز به صورت الگوی بافت عصبی متراکم شده و به همین دلیل عملکرد آن طوری است که گویی دست نخورده است. به این معنا که مغز تصویر کاملی از بدن با تمام ضمایم آن را در خود نگهداری می‌کند.

 

ساعت بیولوژیکی مغز

قرار گرفتن هیپوتالاموس مغز، پیچیدگی فوق‌العاده هسته مرکزی یا ساعت بیولوژیکی، بدن را طوری برنامه‌ریزی می‌کند که ریتم 24 ساعته‌ای را دنبال کند. تاثیر واضح ریتم 24ساعته، سیکل خواب- بیداری است. اما ساعت بیولوژیکی بدن، هضم و جذب غذا، درجه حرارت بدن، فشارخون و تولید هورمون را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد.

 

محققان دریافته‌اند که شدت نور می‌تواند در تنظیم ساعت بیولوژیکی به جلو یا عقب، از طریق تنظیم ترکیب هورمون عمل کند. تنها موضوع قابل بحث این است که آیا ترکیبات هورمونی می‌تواند از تاخیر زمانی احساس درد و خواب‌آلودگی که به مرور زمان ایجاد می‌شود، جلوگیری کنند یا خیر؟

 

رمز فنا

چرا انسان پیر می‌شود؟ شما با جعبه ابزار نیرومندی پر از مکانیسم‌های مبارزه با بیماری‌ها و صدمات متولد شده‌اید که ممکن است به این واسطه فکر کنید بایستی شما را علیه درد مفاصل و سایر بیماری‌ها تجهیز کنند. اما به مرور زمان، مکانیسم‌های تعمیر بدن از فرم خارج می‌شوند. در نتیجه حالت ارتجاعی (برگشت‌پذیری) نسبت به جراحات بدنی و استرس کاهش می‌یابد. نظریه‌هایی که علت پیری را نشان می‌دهند به دو دسته تقسیم می‌شوند:

 

 1- مانند سایر خصوصیات انسانی، پیری نیز می‌تواند بخشی از ژنتیک انسان باشد و به نوعی مفید نیز هست.

 2- از نقطه نظری که کمتر خوش‌بینانه است پیری هدفی ندارد و در نتیجه صدمات سلولی است که در طول عمر انسان رخ می‌دهد. اگر چه گروهی از محققان می‌اندیشند که علوم در نهایت از طریق تاخیر در پیری حداقل می‌تواند طول عمر انسان را دو برابر زمان آن افزایش دهد.

 

هوشیاری

هنگامی که صبح بیداری می‌شوید، ممکن است فکر کنید که خورشید تازه طلوع کرده است و با شنیدن صدای چند پرنده و نیز برخورد نسیم صبحگاهی به صورت شما حالتی از شادی و شعف در خود احساس کنید. به عبارت دیگر شما هوشیار هستید. این موضوع پیچیده، انجمن علمی را از زمان‌های قدیم دچار سردرگمی کرده است. فقط اخیرا دانشمندان عصب‌شناسی هوشیاری را یک موضوع تحقیق واقعی در نظر گرفته‌اند.

بهترین تقسیم‌بندی عملکرد مغز در این مورد بدان گونه است که بتواند پاسخ‌گوی چگونگی عملکرد مغز در زمینه ی تجربیات ذهنی باشد. به هر حال دانشمندان توانسته‌اند فهرست بزرگی از سوالات را تنظیم کنند.

سخت گیری


سخت گیری از ترس این که جوان دچار افراط نشود مطلقاً ممنوع است. اما سخت گیری تلطیف شده به معنای اصرار محبت آمیز بر رفتار خوب تنها راه مناسب برای تشویق جوان در انجام کارهای واجب و ترک کارهای حرام است. دلسوزی های منطقی والدین همراه با استفاده از اهرم های تشویقی همیشه توانسته است جوان را به سوی کارهای خیر هدایت کند و او را از رفتار ناشایست منع سازد.

یکی از اساتید بزرگ حوزه نقل کردند: نوجوانشان که 15 سال داشت هنگام نماز صبح خیلی سخت از خواب بیدار می شد. این استاد فرزانه، فرزندش را با نوازش و خواهش از خواب بیدار می ساخت، بازویش را می گرفت و به پشت خود سوار می کرد و دور خانه می چرخاند تا او به نشاط آید و با عشق به نماز رو آورد.

اصرار با بیان های محبت آمیز و گفتار و رفتار برگرفته از عشق تنها راهی است که می توان جوان را آرام آرام جذب معنویت کند. در غیر این صورت جوان به انجام آنچه مورد نظر والدینش است گرایش پیدا نمی کند.


هم سطح شدن پدر و مادر با نوجوان و جوان از راه های ایجاد رفاقت بین این دو نسل است. وجود رفاقت بین این دو باعث می شود تا آینده جوان بیمه شود و برای همیشه در چتر حمایتی والدین بماند. راه هم سطح شدن با جوان ، تواضع و کوچک شدن است. چنان که در روایات داریم: وقتی به بچه می رسید مثل او شوید و بچگی کنید.

پدری که در خارج از منزل مدیرعامل است ، در منزل باید یک پدر مهربان و با حوصله باشد. اگر می توانید به خواسته های خود در تربیت فرزندتان برسید، وگرنه هیچ توقعی از فرزند خود نداشته باشید. چه بسا جوان هایی که متأسفانه به خاطر افراط والدین در حمایت، هدایت و نظارت فرزندشان از خانه فراری می شوند و این خود باعث پیدا شدن عواقب بعدی می شود.


- خوشبختانه در جامعه کنونی ما جوانان هنوز به صورت نگران کننده ای به سوی مادیات و انحرافات کشیده نشده اند. تنها اقلیتی از جوانان به عللی دچار سردرگمی و انحرافات هستند. همانطور که می دانید همه ما در برابر احتمال به انحراف کشیده شدن حتی یک جوان مسئول هستیم و باید آن را جدی بگیریم. متأسفانه در بعضی از صحبت ها و مصاحبه ها می شنویم که عده ای با وضعی نگران کننده به جوانان این کشور نگاه می کنند. علت پیدایش این نگرانی و این نظریه که جوانان به سوی فرار از دین و معنویت گرایش پیدا کرده اند شاید این باشد؛  (هر چند این مسئله اقلیت جوانان را در بر می گیرد) که جرایم ارتکابی، جرایم مشهودی است و در منظر دیدگان جامعه قرار دارد و همین باعث شده تا ناظران به همین لایه رویی جامعه بنگرند و احساس نگرانی و وحشت کنند. در نتیجه جوانان به فرار از دین متهم می شوند.

از طرفی خاصیت انحرافات و مفاسد به گونه ای است که خودش را به عینه نشان می دهد. یک جوان متدین و متین به گونه ای در خیابان که در منظر جامعه است رفتار نمی کند تا جلب توجه کند و در آمارها گنجانده شود.


اگر با دید روانشناسانه به روایات نگاه کنید دقیقاً پاسخ این سؤال را پیدا خواهید کرد. مسئولیتی که دین بر عهده والدین گذاشته و تصویرهایی که دین به والدین برای نحوه برخورد آنها با جوانان ارائه می دهد همگی نشان دهنده این حقیقت است که اسلام از قدم اول به دنبال رسیدن به همین هدف بوده است. این که چگونه یک جوان و یک انسان پس از دوران طفولیت و سپری کردن دوران نوجوانی ، دین و معنویات را با صفای باطن و از خلوص قلب بپذیرد و تشنه معنویات بشود همگی در دین به آن اشاره شده است. اگر به دستورات دینی توجه کنید این حالات از دوران جنینی مشاهده شده است.

همان طور که می دانید اسلام سفارشات متعددی در مورد تربیت به والدین کرده است و در قدم اول ، آنان را مسئول قرار داده است. بیشترین مسئولیت به عهده پدر و مادر هست. آشنایی کامل والدین با رفتارهای روانشناسانه دینی برای تربیت مذهبی جوان بسیار اهمیت دارد. پدری اعتراف می کرد: من با دست خودم جوانم را منحرف کردم. او می گفت: پسرم به موی سرش علاقه زیادی داشت. برای این که این علاقه را از او بگیرم و با این تصور که نکند علاقه باعث انحرافش شود از روی نادانی او را به زور به دکان سلمانی بردم و سرش را تراشیدم. (در حالی که علاقه به آینه و زیبایی و آراستگی جزو ویژگی های یک جوان است.) حالا جوان من دیگر حاضر به انجام تکالیف دینی خود نمی باشد.

نحوه برخورد پدر و مادر با یک جوان اهمیت زیادی دارد و دین مقدس اسلام بیشترین توصیه ها را در این زمینه داشته است. از این رو اولین محیطی که در سرنوشت و ساخته شدن جوان تأثیر بسیاری دارد، " خانواده" است و بیشترین مسئولیت در مورد جوانان با والدین می باشد. متأسفانه در عصر ما پدر و مادرها از مسئولیت ها و وظایف خود غفلت می کنند و در مواردی از انجام آن سرباز می زنند.

محیط خانواده مکانی است که شخصیت جوان در آن شکل می گیرد. لذا پدر و مادر باید کاملاً آموزش ببینند و متصدیان امر فرهنگی جامعه اعم از مساجد، روحانیون، آموزش و پرورش و یا نهادهای رسانه ای جامعه باید در این مورد به آنان کمک کنند. در جامعه کنونی ما این ضعف به شدت احساس می شود که پدر و مادر مهمترین مسئولیت خودشان را برآوردن نیازهای جسمانی بچه تلقی می کنند. در حالی که این تنها بخشی از مسئولیت بزرگ آنها در قبال فرزندان است و هزار نکته باریک تر از مو در تربیت یک جوان وجود دارد.