اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

بداخلاق و عصبانی

توصیه به خوش‌اخلاق بودن و حفظ آرامش، از این ‌پس، فقط یک توصیه اخلاقی یا سفارشی درجهت ارتقای سلامت روان نیست، توصیه‌ای برای حفظ سلامت جسم هم هست.

اگر دل را به دریا زده‌اید و از خرد و خاکشیر کردن اعصابتان با کوچکترین بوق و بهانه‌ای، نمی‌ ترسید، لااقل از خطر مرگ بترسید که محققان به تازگی سرنخ‌هایی از آن را نیز یافته‌اند.

آنها می‌ گویند در افراد بداخلاق و عصبانی، میزان برخی از آنتی‌ اکسیدان‌های خون کمتر از سایرین است و همین می ‌تواند زمینه را برای ابتلای بیشتر آنها به بیماری‌های قلبی فراهم کند.

آنتی ‌اکسیدان‌ها، گروهی از مواد هستند که کار آنها مبارزه با محصولات خطرناک سوخت ‌و ساز بدن است.

آنتی ‌اکسیدان‌ها که می ‌توان برخی ویتامین‌ها را نیز به نوعی در بین آنها جای داد، کار پاک کردن و تجزیه این محصولات خطرناک را، موسوم به رادیکال‌های آزاد، انجام می ‌دهند.

تا کنون نقش برخی عوامل در کم شدن میزان طبیعی آنتی ‌اکسیدان‌های بدن، شناخته شده بود، عواملی مانند آلودگی هوا، سیگار و تغذیه نامناسب. اما این اولین بار است که نقش یک عامل روانی، روی میزان این مواد در بدن، بررسی می ‌شود و نتیجه هم، مثبت از آب درآمده است.

به گزارش رویترز، در بررسی این محققان، بیش از 3 هزار و 500 مرد و زن 18 تا 30 ساله، از لحاظ عوامل خطر بیماری‌های قلبی ارزیابی شدند که نتایج حاضر، بخشی از این ارزیابی است.

محققان ابتدا سطوح برخی آنتی ‌اکسیدان‌ها، از قبیل کارتنوئید (پیش‌ ساز ویتامینA)، توکوفرول (ویتامین E) و نیز لیکوپن را در این افراد اندازه گرفتند. سپس در مرحله بعدی، از طریق یک پرسشنامه روان ‌شناسی، میزان عصبانیت آنها را در زندگی روزمره، بررسی کردند. این بررسی‌ها، به مدت بیش از 7 سال بعد، ادامه پیدا کرد.

نتیجه این شد که فقط میزان انواع کارتنوئیدهای خون، با میزان عصبانیت افراد رابطه معنی ‌داری داشت.

بنابراین می ‌توان گفت این مطالعه، به ‌عنوان اولین قدم در بررسی اثر رفتار و وضعیت روانی فرد، در سلامت جسمی‌اش، توانسته به نتایج کوچک، اما قابل ‌ملاحظه‌ای دست پیدا کند.


البته خود این محققان، به محدودیت‌های طرحشان اشاره می ‌کنند. درست است که مطالعات پیشین نشان داده بود که میزان ابتلای افراد پرخاشگر یا اصطلاحاً عصبانی، به بیماری‌های قلبی بیشتر و مرگ ومیر آنها نیز در اثر این بیماری‌ها بیشتر است، اما متغیرهای دیگری نیز هستند که ممکن است در این میان تأثیر داشته باشند و شاید نتوان این موضوع را صد در صد به رابطه بین رفتارهای عصبی و کاهش آنتی ‌اکسیدان‌ها ربط داد.

همه می ‌دانیم که افراد عصبی، بیشتر از بقیه ممکن است سیگار بکشند، کمتر به تغذیه ‌شان توجه دارند و احتمال الکلی شدن آنها، حداقل در جوامع غربی، بیشتر است. همه این عوامل، می ‌توانند برای بروز بیشتر بیماری‌های قلبی در آنها کافی باشد، چه میزان آنتی ‌اکسیدان‌های خون‌شان کمتر باشد و چه نه.

این نتایج که در شماره اول ژانویه 2008 نشریه "اپیدمیولوژی آمریکا" منتشر شده، شاید یک بهانه دست ما بدهد که از این به بعد برای کنترل خشم و عصبانیت مان، بیشتر تلاش کنیم.

به این ترتیب هم به سلامت روان‌ خود و اطرافیان‌مان کمک کرده‌ایم و هم به سلامت جسم‌مان

افراد عصبی

ما همواره با افرادی در زندگی مواجه می باشیم کـه درک کردن و مصاحبت با آنها تا حدودی دشوار است. ایـنـگـونـه افراد که از دید ما ممکن است غیر عادی بـه نظر آیـنـد، در همه جا وجود دارند و ما مجبوریم که به نوعی با آنها کنار بیاییم.


در زیر به برخی از خصوصیات این افراد اشاره میکنیم:

1- آدم فضول: به زندگی همه سرک میکشد - مانند یک نـگهـبـان سمج در امور دیگران مداخله می کند - شایـعـه پراکنی میکند.

2- همیشه مخالفت کننده: سـلـطه جـو - پرخاشگر - قلدر - با همه چـیـز در ضـدیـت میباشد.

3- مردد: عـدم صـراحـت - تـصـمـیـم گـیری را به تعویق می اندازد - مـسـایـل را نـادیـده میگیرد.

4- همیشه شاکی: مدام شکوه و گلایه کرده اما هیچ کار مثبتی انجام نمیدهد.

5- بدبین: منفی باف - منتقد - همیشه میگوید:این کار عملی نیست.

6- تـنبل: تـرسو است و از ریسک کردن واهمه دارد - بـی روح وخسته کننده اسـت - در برابر تغییر و تحول مقاومت می کند.

7- عقل کل: مصمم و رقابت جو - تحمیل کننده و از خود راضی - دیگران را احمق فرض میکند.

8- تظاهر به خوبی: نـیـاز مـبرمی به توجه و مورد پذیرش قرار گرفـتـن از سوی دیگران دارد - در تنهایی فرد کاملا متفاوتی است - مقابل دیگران تظاهر به نجابت میکند.

9- فضایی: در دنیای خودش زندگی می کند - به مـحرک هـای مـعمولی واکنش نشان نمیدهد -متفاوت با دیگران - نا امید کننده.

10- انفجاری: غیر قابل پیشبینی - فریاد میکشد و دیگران را مرعوب کرده و ایجاد تنش میکند - بی احساس - عصبی و بدون کنترل.

11- سوء استفاده گر: دیگران را برای رسیدن به اهدافش فریب میدهد - از مسئولیت طفره میرود - با القاء احساس گناه، دیگران را متقاعد میسازد.

12- زیاد گریه کن: تـمایـل بـه گـریه و اخم - با بدخلقی، دمدمی مزاجی و بـر انگیختن احساس ترحم دیگران را کنترل می کند - یا با سکـوت طـولانی مـدت بـه مـقـصـود خـود میرسد - بی مسئولیت و زودرنج میباشد - مانند کودکان رفتار میکند.

13- قربانی شده: منفی ترین نگرش را به زندگی دارد - تمایل به دامن زدن به زیانها، بلاها و مشکلاتش دارد - احساسات منفی بسیار را به دوش میکشد.

14- طعنه زن: هـمیشه دیگران را تمـسخر کـرده و با سـخـنان نـیـشدار و طـعـنـه آمـیـز دیگران را تحقیر میکند.

اکنون برای مقابله با افراد مذکور از راهکارهای ذیل بهره ببرید:

روشهای برخورد با افراد مخل اعصاب

1- اعتماد بنفس خود را از دست ندهید.

2- به خاطر داشته باشید که واکنش شدید تنها کارها را بغرنج تر و وخیم تر میکند.

3- انتظارات واقع بینانه داشته باشید. کاری از فرد نخواهید که قادر به انجامش نباشد.

4- از تـغییر دادن فرد خودداری ورزید. بپذیرید که قادر به تغییر دادن وی نمی بـاشـیـد امـا می توانید واکنش خود را نسبت به رفتار وی تغییر دهید.

5- اجـازه نـدهیـد شـما را بـازی دهـد. مـمـکن است با بـرانـگیـخـتـن احـساس گـنـاه و یا مسئولیت از شما سوء استفاده کند. از بازیهای احساسی وی بر حذر باشید.

6- خود را برده او نکنید. با خود صادق باشید و بیاموزید که چگونه " نه" بگویید.

7- روحـیـه و رویـه منـاسب خـود را حـفظ کنید. حفظ آبرو و اعـتـبار از دشـوارتـریـن کـارهـا می باشد. اجازه ندهید خشم، نفرت و تلخکامی ریشه بدوانند.

8- بی درنگ با فرد مقابله کنید. با به تعویق انداختن مقابله با فرد، تنها مسئله را وخیم تر میگردانید.

9- رحم و شفقت جوانمردانه ای را از خود نشان دهید. اما برای مقابله با دیگران باید به نکات زیر نیز توجه کافی مبذول دارید:

1- مقابله شما در خلوت و خصوصی باشد نه در انظار عمومی.

2- به محض برخورد نامناسب با فرد مقابله کنید. مقابله را به تاخیر نیندازید.

3- تنها در مورد یک موضوع در آن واحد بحث و گفتگو کنید.

4- هنگامی که نظر خود را بیان کردید دیگر آن را مرتبا تکرار نکنید.

5- تنها به رفتار فرد اشاره کنید نه خود فرد.

6- از طعنه زدن بپرهیزید.

7- از بکارگیری واژه های"همیشه" و "هیچ وقت" بپرهیزید.

8- انتقاد خود را در قالب پیشنهاد و یا پرسش مطرح سازید.

9- از آنکه با فرد مقابله کرده اید پوزش نخواهید.

10- تعریف و تمجید را فراموش نکنید.

قانون ارتباطی

 بسیاری از بگومگوها و مشاجرات خانوادگی ناشی از درست صحبت نکردن و عدم توانایی در رساندن مفهوم و منظور افراد است.

در این مقاله به بررسی 6 قانون ارتباطی اشاره خواهیم کرد :

برای کاستن از این مشاجرات متخصصین آموزش‌های مهارت‌های ارتباطی، تدابیری برای برقراری ارتباط مناسب تدوین کرده‌اند که به خلاصه‌ای از آنها اشاره می‌کنیم:

قانون ارتباطی 1:

به جای «تو و شما» جملات خود را با من شروع کنید.



قانون ارتباطی 2:

تا جایی که امکان دارد از کلمات «همیشه و هرگز» استفاده نکنید. مثل اینکه می‌گویید: «هیچ‌وقت دست به سیاه و سفید نمی‌زنی» واژه‌های «هرگز و همیشه» بیش از اندازه قدرتمند هستند و بی‌آنکه لازم باشد طرف مقابل را خشمگین می‌سازند، از این گذشته بسیار ضعیف هستند، زیرا به راحتی می‌توان در مقام تکذیب آن حرف زد، البته مردم وقتی از این کلمات استفاده می‌کنند، می‌خواهند بگویند از این موضوع به شدت ناراحت هستند و بیشتر قصد تاکید دارند و می‌خواهند مطمئن شوند که طرف مقابلشان متوجه موضوع شده است. ولی نمی‌دانند کسی که فقط دو سه بار اشتباهی را مرتکب شده است چقدر از این موضوع ناراحت می‌شود.



قانون ارتباطی 3:

رشته‌ کلام همسرتان را پاره نکنید. در هنگام صحبت کردن بگذارید همسرتان حرفش را کاملا بزند. زمانی‌که صحبتش را قطع می‌کنید وی را عصبانی می‌کنید و به او این احساس را می‌دهید که کسی به حرف شما گوش نمی‌کند و برای آن ارزشی قائل نیست. از آنجائیکه اجازه نداده‌اید جمله‌اش تمام شود، ممکن است نتیجه‌گیری شتاب زده و غیر واقعی بکنید.



ممکن است هر چقدر تلاش کنید نتوانید این رفتار خود را کنترل نمائید در این شرایط بهتر است بگویید «نوبت صحبت به من هم بده زیرا به نظر می‌رسد حرف‌های غیر منصفانه می‌زنی ولی خواب ادامه بده» و یا اینکه بگویید :«می‌دانم نباید صحبت را قطع کنم ولی می‌خواهم بدانی غیر منصفانه قضاوت می‌کنی» در این شرایط گوینده به اندازه ی کافی اعتراض خود را بیان می‌کند و احساس خود را نیز مطرح می‌سازد و در موقعیتی قرار می‌گیرد که بتواند پایان سخن همسرش را بشنود. در عین حال اعتراض به اندازه ی کافی کوتاه است و طرف مقابل را عصبانی نمی‌کند و می‌تواند به حرف زدن ادامه دهد.



قانون ارتباطی 4:

حرف همسرتان را به زبان خود خلاصه کنید «دانیل بی‌وایل»، یکی از متخصصین مهارت‌های ارتباطی می‌گوید وقتی همسرتان سعی دارد احساسش را با شما در میان بگذارد سعی کنید سخن او را با عبارات خود خلاصه کنید تا بدانید منظور او را فهمیده‌اید و بعد از او سوال کنید آیا درست می‌گویم. در این شرایط هر دو به حرف‌های یکدیگر گوش فرا می‌دهند.

قانون خلاصه کردن مبتنی بر یک فراست مهم است و تلاشی است تا طرفین ازدواج وقتی حرف‌های یکدیگر را خلاصه نمی‌کنند آن را بفهمند. سعی کنیم از این قانون سود ببریم و بپذیریم که گوش دادن به حرف‌های همسر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.



قانون ارتباطی 5:

از ذهن خوانی پرهیز کنید. ذهن خوانی یکی از خطاهای ارتباطی است، یعنی شما برداشت‌های خود را به دیگران نسبت می‌دهید، تصور می‌کنید مردم چگونه فکر می‌کنند، چه احساسی دارند و چه می‌خواهند بکنند. ذهن خوانی می‌تواند کاملا تحریک کننده و خشم برانگیز باشد عباراتی از قبیل:

«تو می‌خواستی مرا مجازات کنی»

«تو دوستان مرا نمی‌پسندی»

«تو از مسئولیت فرار می‌کنی»

می‌خواستی کاری بکنی که من احساس گناه بکنم»


عباراتی از این قبیل می‌تواند مانع گفتگوی منطقی شود. اشخاص دوست ندارند که دیگران درباره ی احساسات و علائق آنها به حدس و گمان متوسل شوند، به خصوص حدس اشتباه آنها را به شدت ناراحت می‌کند و این اتفاقی است که اغلب روی می‌دهد. ذهن خوانی ممکن است یک بیان ناقص باشد که از آن برای پی بردن به همه ی مطالب استفاده کنید. توجه داشته باشید که گاه «ذهن خوانی» مبین ترس شماست که به شکل اظهارنظر درباره ی احساسات و انگیزه‌های دیگران متجلی می‌شود.