اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

پس انداز

در بسیاری از خانواده‌ها، محبت بی‌حساب و کتاب به فرزندان، مماشات و اهمال در مقابل خطاها و اشتباهات و بی‌ادبی‌های آن ها، به قدری رایج و شایع شده که به درستی نام این دوره را گذاشته‌اند «فرزند سالاری». از طرف دیگر چون محبت زیاد به فرزند و فراهم کردن همه امکانات تفریحی و سرگرمی برای او تبدیل به فخر فروشی خانواده‌ها و یک نوع تفکر روشنفکری و نشانه‌ ترقی و رشد اجتماعی شده، کمتر کسی حاضر است درباره ی اینگونه رفتارها و حفظ تعادل در ابراز محبت بحث  کند. چون به احتمال زیاد ممکن است به بی‌سوادی ، بی‌تمدنی و عقب ماندگی متهم شود. اما به هر حال این یک واقعیت است که بسیاری از والدین مرز تعادل در ابراز محبت را گم می‌کنند.

یکی از جلوه‌های ابراز محبت‌های افراطی و ضد تربیتی، فراهم کردن همه نیازهای فرزندان از سوی والدین است.

یکی از جلوه‌های ابراز محبت‌های افراطی و ضد تربیتی، فراهم کردن همه نیازهای فرزندان از سوی والدین است. به طوریکه بچه هر چه را دلش بخواهد یا لازم داشته باشد فقط کافیست به پدر یا مادرش بگوید ، ما بقی کار به عهده ی آنهاست. وقتی همه چیز آماده شد وظیفه فرزند فقط این است که از آن استفاده کند.  چنین بچه‌هایی وقتی بزرگ می‌شوند و می‌خواهند وارد جامعه شده و تشکیل خانواده بدهند ، بسیار آسیب‌پذیر بوده و دائم اشتباه می‌کنند. اگر فرزندی که اینچنین تربیت شده، پسر باشد برای مدیریت و بررسی اولویت‌های زندگی دائماً اشتباه می‌کند و خانواده ی کوچکش را دچار بحران کرده و باعث بروز نگرانی در همسرش می‌شود. و اگر این فرزند ، دختر باشد نمی‌تواند پولی را که از همسرش برای مخارج زندگی می‌گیرد درست و منطقی هزینه کند ، که همین امر موجب هدر رفتن بخشی از منابع‌ مالی خانواده و در نتیجه ، بروز تنش در زندگی آنها خواهد بود که اگر بخواهیم ریشه‌ای به این موضوع نگاه کنیم می‌توانیم بگوییم مقصر اصلی، والدین این زوج هستند. چرا که نتوانسته‌اند به فرزندشان بیاموزند با درآمد کم، باید هزینه‌ها را به ترتیب اهمیت، بررسی کرده و آن ها که مهم تر و واجب‌ترند را در اولویت قرار داده و  رفع ما بقی نیازها را به وقتی دیگر موکول کرد . به این نکته توجه داشته باشید که بهتر است فرزند در خانواده و تحت نظر والدین یاد بگیرد بسیاری از خواسته‌های غیرضروریش را نادیده بگیرد و هر چیزی که دلش می‌خواهد ، تهیه نکند.

 

برای رسیدن به این هدف و شکل‌گیری چنین خصلتی در فرزندانمان، بهترین راه چیست؟ برای نهادینه کردن خصوصیت رفتاری در وجود فرزندان، نصحیت کردن و صحبت و تذکر دادن به تنهایی کافی نیست، بلکه باید شرایطی پیش آورد که او به صورت عملی در چنین شرایطی قرار بگیرد و آن را تجربه کند. راه دستیابی به این منظور بسیار ساده است : از وقتی فرزندتان هفت ساله می‌شود و به مدرسه می‌رود ، مقداری پول توجیبی برایش معین کنید که مثلاً هفته به هفته به او بدهید و تهیه بخشی از مایحتاجش را به عهده خودش بگذارید و به نکات زیر توجه نمایید.

بهتراست فرزند در خانواده و تحت نظر والدین یاد بگیرد بسیاری از خواسته‌های غیرضروریش را نادیده بگیرد و هر چیزی که دلش می‌خواهد ، تهیه نکند.

1- هرچه سن فرزندتان بالا می‌رود دوره‌های پرداخت پول را طولانی‌تر کنید. یعنی اگر در هفت سالگی و آغاز دوران ابتدایی هفتگی به او پول می‌‌دهید در دوران راهنمایی پول توجیبی‌اش  را هر دو هفته یک‌بار بدهید و وقتی به دبیرستان رفت به‌صورت ماهیانه این وجه را به او پرداخت کنید. با این‌کار هر چه بزرگ تر می‌شود یاد می‌گیرد برای زمان طولانی‌تری برنامه‌ریزی کند.

 

2- هر چه سن فرزندتان بیشتر می‌شود تهیه مقدار بیشتری از ملزوماتش را به عهده خودش بگذارید. مثلا اگر در دوران راهنمایی تهیه لوازم التحریر و هدیه تولد دوستان و خواهر و برادرش را به عهده خودش گذاشته بودید

،در دوران دبیرستان مسئولیت خرید کفش و لباس و کتاب‌های درسی و غیردرسی و کمک آموزشی را هم به خودش واگذار کنید. به این‌صورت به تدریج به او یاد می‌دهید در مقابل تعداد زیادی از خواسته‌هایش برنامه‌ریزی و بودجه‌بندی کند. در ضمن چون پولی که از شما دریافت می‌کند محدود است ، مجبور می شود فقط آن اجناسی را که لازم دارد تهیه کند و می‌آموزد بسیاری از خواسته‌هایش را نادیده بگیرد و این درس در آینده زندگیش نقش بسیار مهمی دارد.

 

3- مقدار پولی که برایش معین می‌کنید متناسب با سطح قیمت‌ها و مقدار نیازهایی باشد که تهیه ی آن را به عهده خودش گذاشته‌اید . مراقب باشید مبلغی که به او می‌‌دهید آنقدر کم نباشد که ناامید یا سرخورده شود و آنقدر زیاد نباشد که بتواند هر چه دلش خواست بخرد.

- وقتی به سن چهارده یا پانزده‌ سالگی رسید ، برای خرید کالاهای گران مثل راایانه و موبایل و یا هزینه‌های عمده‌ مثل کلاس‌های کنکور از او بخواهید مقداری از هزینه ی آن ها را از محل پس‌انداز خودش بدهد و ما بقی را شما به صورت وام در اختیارش بگذارید و کاملاً جدّی هر ماه مبلغی را به عنوان قسط از ماهیانه‌اش کم کنید.

 

5- توجه داشته باشید تامین هزینه‌های فرزند تا وقتی در خانه شما زندگی می‌کند و درآمد مستقل پیدا نکرده به عهده شماست. بنابراین به هیچ‌وجه به خاطر پرداخت پول ماهیانه سرش منت نگذارید و هرگز از آن به عنوان یک اهرم فشار استفاده نکنید مثلاً در مواقعی که با او اختلاف سلیقه پیدا می‌کنید و یا کارتان به جر و بحث کشیده می‌شود و یا با هم قهر می‌کنید در پرداخت مبلغ ماهیانه خلل ایجاد نکنید. این کارها غرور فرزندتان را جریحه‌دار می‌نماید.

اگر در انجام این‌کار موفق شوید و فرزندتان را به این شکل تربیت کنید ، مطمئن باشید سرمایه بزرگی به او داده‌اید.

زندگی متفاوت

صبحانه‌تان را مثل یک شاه، ناهارتان را چون یک شاهزاده و شام‌تان را چون یک بچه دانشگاهی‌ای که کارت اعتباری‌اش ته کشیده بخورید.

 

بیشتر لبخند بزنید و بخندید. این کار هیولاهای انرژی‌خوار را از شما دور نگه خواهد داشت.

 

زندگی کوتاه‌تر از آن است که وقت‌مان را صرف تنفر از دیگران کنیم.

مجبور نیستید همه بحث‌ها و منازعات را به نفع خود تمام کنید. بپذیرید که مخالف نظر یکدیگر بیندیشید.

 

با گذشته‌تان صلح کنید تا زمان حال شما را خراب نکند.

 

زندگی‌تان را با زندگی دیگران مقایسه نکنید. شما از هدف آنها و یا زندگی‌شان هیچ نمی‌دانید.

 

شمع روشن‌ کنید، زیباترین ملحفه‌تان را استفاده کنید و برای روز مبادا و یا روزی خاص نگه ندارید، امروز همان روز خاص است.

فرد دیگری جز شما مسوول خوشبختی‌تان نیست.

 

همه مشکلات را با این جمله بسنجید: «آیا تا پنج سال آینده، این مساله اهمیتی خواهد داشت؟»

 

همه را برای همه چیز ببخشید.

 

زمان، حلال همه مشکلات است، به همه چیز حتی خود زمان، زمان دهید.

شرایط هر چه قدر خوب یا بد، بالاخره تغییر می‌کند.

 

این شغل شما نیست که در زمان بیماری به دادتان می‌رسد، دوستان‌تان هستند. با آنها در تماس باشید.

 

خود را از شر هر چه که سودمند، زیبا و شادی‌بخش نیست، خلاص کنید.

 

حسادت، هدر دادن وقت است. شما الان به همه آنچه نیاز دارید، رسیده‌اید.

بهترین‌ها هنوز در راه هستند.

 

کار درست را انجام دهید!

 

با خانواده در تماس باشید.

 

شب‌ها قبل از خواب این جمله را کامل و تکرار کنید: «به خاطر ... ممنونم.» «امروز من ... را انجام دادم.»

 

یادتان باشد، شما آنقدر خوشبخت هستید که نگذارید استرس و نگرانی به شما راه یابد.

 

از سفر زندگی لذت ببرید. ما مجبور نیستیم با سرعت از همه چیز بگذریم

بعد از طلاق

جدایی دردناک است و این یک حقیقت تلخ است. مگر این که شخص از نظر احساسی بسیار سرد و غیرصمیمی باشد. از دست دادن عزیز همواره یکی از بدترین تجربه‌هاست. شخص دوست دارد در چنین شرایطی به گوشه‌ای برود و با خودش تنها باشد و تمام اینها پس از گریه کردن است.

شاید گریه کردن ساده‌ترین کاری باشد که در چنین مواقعی می‌توان انجام داد.اما فرد نیاز به زمان دارد. زمانی برای سپری کردن و غلبه بر سختی و التیام نسبی زخم‌ها.

کارشناسان این زمان را زمان سوگواری می‌نامند. چنانچه شما نیز عزیزی را از دست داده‌اید و یا پس از مدتی که در زندگی مشترک بوده‌اید از همسرتان جدا شده‌اید ، نیاز به این زمان سوگواری دارید. پس نخواهید آن را انکار کنید.

اما بهترین راه برای بهتر سپری کردن این دوران چیست؟

واقعیت این است که پاسخ این پرسش بستگی دارد به این که شما چه نوع شخصیتی دارید. برخی افراد خود را در کارشان غرق می‌کنند ، برخی دیگر در خانه می‌مانند و غصه می‌خورند. برخی دیگر نیز به افراط و تفریط در کارها می‌پردازند.

بهترین راه علاج آن چیزی است که به جایگزین‌درمانی معروف است. به این معنی که فقدان یا کمبود عشق و محبت را با فعالیت یا کار دوست‌داشتنی دیگر جایگزین کنید. برای مثال، با تغذیه مناسب و رفتن به سالن‌های ورزشی و انجام فعالیت‌های ورزشی به جسم و بدن خود محبت کنید. اما این که چگونه کار را آغاز کنید به ترتیب زیر است:

با بخشش شروع کنید

جدایی و طلاق بسیار دردناک است و شاید زخم‌های زیادی از آن بر روح و روان طرفین مانده باشد ، اما بدانید قطعا شما نیز گفتار و کردار زیبا و دوست‌داشتنی در این باره نداشته‌اید. هر دو از هم رنجیده‌خاطر هستید ، اما مرور اتفاقات تلخ فقط حال تان را بدتر می‌کند.

پس سعی کنید با وجود مخالفت با برخی رفتارها بتوانید از آن ها بگذرید و خود را به دست پروردگار بسپارید.  البته این کار ساده نیست، اما بهترین مجرا برای خروج و تخلیه ناراحتی و خشم به شمار می‌رود.

ورزش یعنی خروج از افسردگی‌

تیلور، یکی از استادان دانشگاه استانفورد معتقد است ورزش یکی از شیوه‌های موثر برای خروج از افسردگی است. تاثیرات مثبت ورزش بر بدن همواره مورد توجه قرار می‌گیرد اما تحقیقات مشخص کرده است افرادی که ورزش می‌کنند با تقویت حافظه و روحیه احساس رضایت بیشتری از زندگی می‌کنند.

ورزش با کاهش استرس و افزایش احساس شادابی موجب احساس بهتر و رضایت بیشتر در افراد صرف‌نظر از وضعیت زندگی و مشکلات می‌شود.

متخصصان معتقدند ورزش مانند داروی ضدافسردگی عمل می‌کند و چنانچه روزانه 30‌‌دقیقه سریع راه بروند یا به طور منظم ورزش کنند ، پس از 10 روز تاثیر آن را در بهبود وضعیت روحی و شادابی خود خواهند دید.

از طرف دیگر، چنانچه ورزش به مدت طولانی در فعالیت‌های ثابت روزانه گنجانده شود ، موجب عملکرد بهتر مغز شده و مواد شیمیایی مسوول داشتن احساس بهتر و رضایت وارد خون می‌شود.

روابط دوستانه را گسترش دهید

به جای انزوا و دوری از جمع روابط دوستانه را گسترش دهید. به یاد داشته باشید دوستی‌ها شادی‌ها را مضاعف و غم‌ها را تقسیم می‌کند.

در روابط دوستانه مهر ورزیدن وجود دارد و همین امر برای تان بسیار مفید خواهد بود. حتی اگر در یک لحظه جز خودتان کس دیگری برای مهر ورزیدن وجود نداشت یا امکان مهرورزی را به شما نمی‌داد. بدانید افرادی که نمی‌توانند خودشان را دوست داشته باشند ، هرگز قادر به محبت کردن به دیگران نیز نیستند. پس از خودتان شروع کنید. اما سعی کنید رفت و آمد با افراد گوناگون را نیز تجربه کنید. به این ترتیب حتی می‌بینید که افراد خصوصیت‌ها و نقاط مثبت و منفی زیادی دارند و از این رو بخشیدن خود و دیگران نیز برای تان ساده‌تر می‌شود.

به یاد داشته باشید دوستی‌ها شادی ها‌ها را مضاعف و غم‌ها را تقسیم می‌کند.

به خودتان بیندیشید

با خواندن یک اثر یا مطلب آموزشی - ادبی یا علمی- فکر خود را دوست بدارید و به پرورش آن کمک کنید. با آرامش و پاک کردن فکر خود از مسائل نا خوشایند یا نشستن کنار رودخانه یا دریا به روح خود عشق بورزید و به شادابی آن کمک کنید. احتمالا منظور اصلی و جان مطلب را گرفتید. انتخاب فعالیت‌های انرژی‌زا و خشنودکننده می‌تواند موجب رضایت شما از خود به عنوان یک انسان مستقل شود و موجب شود تا بتوانید بهتر بر شرایط موجود غلبه کرده و آن را بپذیرید.می گویند در پس هر تاریکی روزنه‌ای برای نفوذ روشنایی است. فقط باید با پیدا‌کردن آن روزنه به قلبتان به روشنایی آن کمک کنید.

به این ترتیب در حدود 2 سال دیگر می‌توانید به حالا فکر کنید و از این که بهترین کمک را به خود کردید ، احساس رضایت کنید و از اتفاقاتی که برایتان افتاده خوشحال شوید یا می‌توانید وقت خود را صرفا با غصه خوردن سپری کنید. البته با انتخاب راه دوم وقتی در آینده به این لحظات می‌اندیشید جز تاسف و نارضایتی چیزی عایدتان نخواهد شد. حالا کدام راه را انتخاب می‌کنید؟!

ویلیام شکسپیر می‌گوید: افرادی که حوصله ندارند چقدر ناتوان هستند. آنچه آسیب دیده بتدریج بهبود می‌یابد ، پس با خود مهربان باشید و بدانید غم‌ها به آرامش می‌رسند. پس انتخاب کنید که رضایت و شادی می‌خواهید و به گذشته فکر نمی‌کنید. حالا فقط امکان حرکت به آینده است. به خود فرصت بدهید با رعایت موارد فوق تجربه‌های تلخ را با افکار خوش پشت سر بگذارید.