اعتیاد اینترنتی به گسترة وسیعی از مشکلات رفتاری و کنترل انگیزه استفاده از اینترنت اشاره دارد اعتیاد اینترنتی بهعنوان یک رفتار وسواسی، یا آرزوی برقراری پیوند، یا شاید حتی نمودی از انتقال و یا بازتاب روابط ابژه، و یا رفع نیاز قلمداد میشود .
هولمز در تعریف خود از اعتیاد اینترنتی، به تعریف استفاده طبیعی و معمولی اینترنت پرداخته و میگوید که هر گاه میزان استفاده از اینترنت به کمتر از ۱۹ ساعت در هفته برسد، در آن صورت میگوییم که فرد به شکل طبیعی از اینترنت استفاده میکند. بنابراین، از نظر هولمز، فردی که بیش از ۱۹ ساعت در هفته از اینترنت استفاده می کند، معتاد به اینترنت است.
یونگ نیز اشاره میکند که فرد معتاد کسی است که حداقل ۳۸ ساعت در هفته و یا ۸ ساعت در روز، وقت خود را صرف استفاده از اینترنت میکند. متخصصان در زمینه آسیبشناسی، محدودترین تعریف را برای طبقهبندی استفاده از اینترنت ارائه میدهند. بهطوری که چنانچه فرد در هفته ۲ تا ۳ ساعت از اینترنت استفاده کند, یک کاربر معمولی، و چنانچه میزان استفاده وی از اینترنت به ۵/۸ ساعت و یا بیشتر برسد, کاربری است که باید مورد بررسیهای آسیبشناسانه قرار گیرد.
گولدبرگ معتقد است که اعتیاد اینترنتی عبارت است از استفاده بیمارگونه و وسواسی از اینترنت، که معیارهایی همچون تحمل و علائم کنارهگیری، از شاخصههای آن هستند
بهطور خلاصه، مرور بر ادبیات نظری و تجربی پیرامون اعتیاد اینترنتی, نشانگر آن است که اعتیاد اینترنتی پدیدهای است که از سه ویژگی برخوردار است:
۱. اعتیاد اینترنتی، نوعی اختلال و بی نظمی وسواسی است که برخی ویژگیهای آن مشابه شرایط آسیبشناسانه است. در واقع، زمانی میتوان گفت که فرد دچار اعتیاد به اینترنت شده است که دارای علائم خستگی زودرس، تنهایی، افسردگی و غیره باشند. افرادی همچون اورزاک و یونگ به چنین تعریفی از اعتیاد اینترنتی اعتقاد دارند. روشهای درمان این نوع اعتیاد نیز، رفتار درمانی شناختی و تقویت درمانی انگیزش است.
۲. اعتیاد اینترنتی، نوعی اختلال و بی نظمی روانی است. از این دیدگاه زمینه تحقیقی جدیدی تحت عنوان «روان درمانی اینترنتی» ظهور کرده است. این دیدگاه, معتادان اینترنت را بهعنوان بیمار میبیند. روش درمان این نوع اعتیاد نیز، تشکیل گروههای خبری و گروههای بحث است. در این شکل از درمان، اعضای اختلالات روانی مرتبط به هم، نقش یک گروه حمایتی را بازی کرده و با ارائه پیشنهادات آنلاین و روشهای برخورد با آن، از شدت اعتیاد اینترنتی میکاهند. افرادی چون استن، هانگ و آلسی به چنین دیدگاهی اعتقاد دارند.
۳. اعتیاد اینترنتی نوعی مشکل رفتاری است. دلیل این مسئله نیز، وجود یک رابطه قوی بین اعتیاد اینترنتی و وابستگی شیمیایی است. مطالعات نشان دادهاند که افرادی که مشکلات وابستگی شیمیایی دارند، در هفته وقت بیشتری را صرف اینترنت میکنند، تا کاربران «وابسته غیرشیمیایی». از معتقدان چنین نگاهی، مىتوان به شرر قابل اشاره کرد
انجمن روانپزشکی آمریکا برای شناخت اعتیاد اینترنتی و افرادی که به استفاده مفرط از اینترنت معتادند، معیارهایی را مشخص کرده است که طبق آن، چنانچه بخواهیم فردی را معتاد به اینترنت بنامیم، باید حداقل سه مورد از معیارهای هفتگانه زیر، در طول یک دوره ۱۲ماهه (یک ساله) در وی دیده شود.
۱. تحمل: این معیار به معنای صرف زمان بیشتری برای اینترنت به منظور رسیدن به رضایت است. در این شرایط, با وجود صرف همان میزان وقت, میزان رضایتمندی کاربر کمتر است و نیاز به زمان بیشتری دارد تا به همان درجه از رضایت قبلی برسد.
۲. وجود دو یا چند علامت کنارهگیری در طی دو روز در ماه که بعد از کاهش و یا ترک مداوم استفاده از اینترنت حاصل میشود. این مسئله باید موجب بروز دردها و رنجها و یا اختلالاتی در عملکرد اجتماعی، فردی و یا آموزش شود.
۳. از اینترنت به منظور تخفیف و یا اجتناب از علائم کنارهگیری استفاده میشود.
۴. از اینترنت، اغلب در دورههای زمانی پیش از آنچه که در ابتدا مدنظر بود، استفاده میشود.
۵. حجم قابل توجهی از وقت صرف فعالیتهای مربوط به کاربری اینترنتی (برای مثال، کتابهای اینترنتی، جستوجوی بروزرهای جدید وب، جستوجوی فروشندگان اینترنتی و جز اینها) میشود.۶. بهخاطر استفاده از اینترنت، از فعالیتهای مهم اجتماعی، شغلی و یا تفریحی دست کشیده و یا کاسته میشود.
۷. فرد بهدلیل استفاده مفرط از اینترنت، خطر فقدان روابط مهم، شغل، و فرصتهای آموزشی و شغلی را میپذیرد.
تحقیقاتی هم که اخیراً راجع به اعتیاد اینترنتی صورت گرفتهاند، چندین معیار را برای اعتیاد به اینترنت و بازشناسی آن برشمردهاند. سه مورد از این معیارهای مهم عبارتند از:
۱. موقعی که شخص سعی میکند تا از اینترنت خارج شود، احساس بیقراری و بدخلقی میکند.
۲. از اینترنت، برای فرار از مشکلات و یا کاستن از احساس یأس و ناامیدی، گناه، اضطراب و یا افسردگی استفاده میشود.
۳. کاربر اینترنت در مورد میزان و وسعت استفاده خود از اینترنت، به اعضای خانواده و یا دوستانش دروغ گفته و آن را کتمان میکند. و نهایتاً، شخص با وجود هزینه بالای استفاده از اینترنت، مکرراً از آن استفاده میکند ).
علائم اعتیاد اینترنتی:
مانند تمامی انواع دیگر اعتیادها، اعتیاد اینترنتی، نوعی اختلال و بی نظمی روانی ـ اجتماعی با مشخصههایی چون تحمل (نیاز به افزایش زمان لازم برای کسب مطلوبیت برابر با زمانهای اولیه استفاده)، علائم کنارهگیری (بهویژه رعشه و ارتعاش، اضطراب، بیحوصلگی)، اختلالات عاطفی (افسردگی، تندخویی و بدخلقی)، و ازهم گسیختگی روابط و مناسبات اجتماعی (کاهش و یا فقدان روابط اجتماعی به لحاظ کمی یا کیفی) است.
علائم اختلال اعتیاد اینترنتی عبارتند از:
مشکلات میان فردی و یا مشکلات در هنگام کار یا مطالعه، نادیده گرفتن مسئولیتهای مربوط به دوستان، خانواده، کار و یا مسئولیتهای فردی، کنارهگیری پس از دست کشیدن از اینترنت، کج خلقی هنگام تلاش برای دست کشیدن از اینترنت، آنلاین ماندن بیش از زمان برنامهریزی شده، دروغ گفتن یا مخفی نگهداشتن زمان واقعی کار با اینترنت از نظر دوستان یا خانواده، تغییر در سبک زندگی به منظور گذران وقت بیشتر با اینترنت، کاهش فعالیت فیزیکی، بیتوجهی به سلامت شخصی و بیخوابی یا کم خوابی و یا تغییر در الگوی خواب به منظور گذران وقت در اینترنت.
از طرفی، افراد در صورت استفاده از اینترنت، نه تنها رفتارهایی متفاوت با الگوهای رایج در جامعه از خود نشان میدهند، بلکه نوع تفکرشان نیز با اکثریت افراد جامعه, متفاوت مىشود. این افراد اندیشههای وسواسی راجع به اینترنت دارند، کنترل چندانی بر وسواس و انگیزههای اینترنتیشان نداشته و حتی فکر میکنند اینترنت تنها دوست آنهاست. همچنین، اینگونه افراد فکر میکنند که اینترنت تنها جایی است که آنها در آن، احساس خوبی نسبت به خود و جهان اطراف دارند
روانشناس انگلیسی به نام مارک گریفیث با مقایسه نمونههای بالینی و به کمک تعاریف تثبیت شده و مشخص اعتیاد، به بررسی شاخصههای پدیده اعتیاد اینترنتی میپردازد. گریفیث برای تعیین علائم اعتیاد اینترنتی، از یک تعریف نسبتاً سنتی اعتیاد استفاده میکند که برحسب آن:
اعتیاد از مشخصههای زیر برخوردار است:
۱. برجستگی: استمرار در یک فعالیت خاص یا استفاده از ماده مخدر مورد نظر، مهمترین فعالیت در زندگی شخصی است.
۲. تغییر روحیه و خلقوخو: احساس نشئگی، کرختی و آرامی.
۳. تحمل: افزایش حجم فعالیت یا ماده مخدر در طی زمان به منظور تولید همان میزان رضایت.
۴. علائم کنارهگیری: احساس بدخلقی و کج خلقی، زمانی که فعالیت یا استفاده از ماده مخدر ترک میشود.
۵. تضاد و کشمکش: تضادهای میان فردی بهدلیل انجام فعالیت مورد نظر و یا استفاده از ماده مخدر، و تضادهای درونی فرد.
۶. عود یا بازگشت: گرایش به بازگشت دوباره به الگوی استفاده آسیب شناسانه قبلی. در مورد شدیدترین الگوهای مصرف، این بازگشت ممکن است حتی بعد از سالها کنترل و پرهیز، به سرعت اتفاق بیفتد .
سامسون و کین بر این باورند که فرد معتاد به اینترنت دارای علائم زیر است:
۱. در حین آنلاین بودن، زمان را از دست میدهد.
۲. ساعات ضروری خواب را صرف آنلاین بودن میکند.
۳. موقعی که زمان آنلاین بودن تمام یا قطع شود، عصبانی میشود.
۴. چنانچه به وی اجازه دسترسی به اینترنت داده نشود، کج خلقی میکند.
۵. زمانی را که باید تکلیف درسی یا کاری انجام دهد، صرف آنلاین بودن میکند.
۶. ترجیح میدهد آنلاین شود تا اینکه با دوستان یا خانواده باشد.
۷. از محدودیت زمانی که برای وی جهت استفاده از اینترنت تعیین شده است، سرپیچی میکند.
۸. به دیگران راجع به اینکه چه مدت آنلاین بوده است، دروغ میگوید.
۹. روابط جدیدی با کسانی که هنگام آنلاین بودن ملاقات کرده است، تشکیل میدهد.
۱۰. خستهتر و کج خلقتر از زمانی میشود که اینترنت جزئی از زندگی وی نبود.
۱۱. موقعی که از کامپیوتر دور است، ظاهراً ذهن خود را مشغول نوع فعالیتهای مورد نظر در آنلاین شدن بعدی میکند.
۱۲. استفاده وی از اینترنت باعث شده است که از سایر فعالیتهایی که قبلاً برای او لذتبخش بودند، دست بکشد.
۱۳. موقعی که آنلاین نباشد، احساس خستگی، بدخلقی و افسردگی میکند. حالت بدخلقی وی موقعی بهبود مییابد که دوباره آنلاین شود .
جهت سنجش اعتیاد به اینترنت، سوالات زیر نیز نمایی از علائم وجود آن در کاربران هستند که می توان از آنها به عنوان علائم اعتیاد به اینترنت استفاده کرد:
۱. آیا احساس میکنید که نسبت به اینترنت اشتغال ذهنی دارید؟ (یعنی به فعالیت آنلاین قبلیتان فکر میکنید یا اینکه انتظار جلسه آنلاین بعدی را میکشید)
۲. آیا احساس میکنید که برای اینکه به مطلوبیت لازم اینترنت برسید، لازم است وقت بیشتری را صرف آن کنید؟
۳. آیا بارها تلاشهای ناموفقی در کنترل و یا قطعکردن استفادهتان از اینترنت داشتهاید؟
۴. آیا موقعی که سعی میکنید از اینترنت دست بکشید و یا در کل از آن استفاده نکنید، احساس ناآرامی، افسردگی و کج خلقی به شما دست میدهد؟
۵. آیا بیش از زمانی که در ابتدا قصد داشتید، آنلاین میمانید؟
۶. آیا احساس میکنید بهخاطر استفاده از اینترنت، دارید روابط اجتماعی مهم و یا فرصتهای شغلی و آموزشی را از دست میدهید؟
۷. آیا به اعضای خانواده، درمانگرها و دیگران راجع به میزان استفادهتان از اینترنت دروغ میگویید؟
۸. آیا از اینترنت بهعنوان ابزاری برای فرار از مشکلات و یا رهایی از احساس یأس و ناامیدی، اضطراب و افسردگی استفاده میکنید؟
در نحوه تفسیر سوالات فوق و جوابهای مربوطه نیز قابل ذکر است که اگر شما به بیش از پنج مـورد از ایـن سوالات پاسخ «بله» بدهید، در آن صورت میتوان گفت که شما به اینترنت معتادید (Zahniser, ۲۰۰۰:۱: Yacet, ۲۰۰۱:۹-۱۰).
گونهشناسی اعتیاد اینترنتی و شاخصههای هر یک :
«اعتیاد اینترنتی» اصطلاح وسیعی است که تنوع گستردهای از رفتارها و مشکلات مربوط به کنترل وسواس و انگیزش را در بر میگیرد. دیویس از زاویه نوع استفاده از اینترنت، معتقد است که کاربران به دو شکل آسیب شناسانه و مرضی از اینترنت استفاده می کنند:
۱) استفاده مرضی ویژه از اینترنت: این نوع استفاده از اینترنت, به استفاده بیش از اندازه و سوء استفاده از اینترنت اشاره داشته و ریشه آن در آسیب شناسی روانی قبلی فرد است که در اثر عوامل تقویتی که از اینترنت دریافت می کند، در فرد باقی می ماند. مانند قماربازی، هرزه نگاری، و مانند آن که اگر شخص به اینترنت دسترسی نداشته باشد، از طریق دیگر نشان داده می شود، اما چون این فرصت در اینترنت فراهم است، فرد به آن روی می آورد.
۲) استفاده مرضی کلی (فراگیر) از اینترنت: این نوع استفادة اعتیادی از اینترنت, شامل استفاده مرضی کلی از اینترنت نظیر چت، پرسه زدن، نامه الکترونیکی و جز اینها بوده و علت اصلی آن، نوع بافت اجتماعی فرد است اعتیاد اینترنتی چندین گونه دارد که پنج نوع آن شایعترین است.
ضمن آنکه هر یک از این گونه ها، شاخصهها و معرفهای خاصی دارند، که با بقیه متفاوت است:
۱ـ اعتیاد به سایبر سکس :
امروزه مطالب زیادی راجع به شیوع هرزه نگاری و سکس سایبر در اینترنت در اتاقهای چت شنیده و یا خوانده میشود. اما، چیزی که مردم درک نمیکنند، این است که هرزه اینترنتی، کسبوکار و تجارت بزرگی است. سایتهای هرزه نگاری، بزرگترین بخش از فروشهای تجارت الکترونیکی را تشکیل میدهند.
در این نوع اعتیاد، افراد معتاد تمایل شدیدی به مشاهده، دریافت و یا حتی تجارت موارد محرک جنسی و صحبت در این رابطه در اتاقهای گفتوگوی خاص دارند ). همانند سایر انواع اعتیاد به اینترنت، اعتیاد به سکس سایبر و یا روابط سایبر نیز به موضوع رهاشدن از واقعیت اشاره میکند، که طی آن زمان، پول، عواطف و انرژی به گونهای صرف اینترنت میشود که روز به روز از کنترل فرد خارج میشود. «اینترنت تنها چیزی را فراهم میکند که معتادان به اینترنت دنبال آن هستند: انزوا، گمنامی، و ابزار مخفی نگهداشتن هزینههایی که بارها صرف خرید هیجان سکسی میشود. از نمونههای فعالیتهای سکسی سایبر میتوان به مواردی چون کپی کردن و یا نگاهکردن عکسهای هرزه همراه با خودارضایی، مطالعه و یا نوشتن نامهها و داستانهای صریح سکسی، ارسال نامه الکترونیکی و یا قراردادن آگهی با هدف برقراری ملاقاتهای شخصی با کسی، بازدید از اتاقهای سکسی چت و پرداختن به فعالیتهای آنلاین تعاملی اشاره کرد .
بهطور خلاصه کاربران معتاد به سایبر سکس علائم زیر را از خود بروز میدهند:
۱. صرف وقت زیاد روی اینترنت با هدف خاص یافتن سکس سایبر. ضمن آنکه اغلب اوقات وقتی که صرف این کار میشود، بیش از زمانی است که کاربر از پیش در نظر گرفته است.
۲. اشتغال ذهنی کاربر نسبت به یافتن شریک سکسی آنلاین.
۳. استفاده مکرر از اتاقهای چت و یا پیامهای نمونه به منظور یافتن امور خیالی و رویایی که در زندگی واقعی ممکن نیست.
۴. حرکت مکرر از سکس سایبر به سکس تلفنی و یا ترتیب دادن ملاقاتها در زندگی واقعی.
۵. مخفی نگهداشتن فعالیتهای آنلاین از شریک جنسی مقابل و دروغ گفتن به اعضای خانواده و دوستان راجع به میزان استفاده و درگیر بودن در اینترنت.
۶. ترجیح دادن سکس سایبر بر شریک جنسی در زندگی واقعی.
۷. استفاده از اینترنت بهعنوان ابزاری برای گریز از مشکلات و یا تخفیف احساس ناامیدی، اضطراب و افسردگی.
۸. ازدست دادن احساس بیقراری، افسردگی و کج خلقی در هنگام قطعکردن و یا دست کشیدن از اینترنت .
اعتیاد از نوع روابط سایبر:
افرادی که دچار اعتیاد به گپ زدن و گفتوگوی اینترنتی میشوند، معمولاً بیش از حد درگیر روابط اینترنتیاند و احتمال اینکه به مسائل غیراخلاقی نیز آلوده شوند، بالاست. دوستی اینترنتی خیلی سریع اهمیت و جایگاه روابط خانوادگی و دوستان قدیمی را میگیرد. این اعتیاد در اکثر موارد منجر به شکست ازدواجها و بیثباتی در روابط خانوادگی میشود . طبق آمار منتشر شده از سوی موتور جستوجوی Goto در مورد تعداد جستجوها در اتاقهای چت، در سال ۲۰۰۱ تعداد این جستوجو روزانه به ۱۱۷۴۲۷ مورد رسیده است .
اعتیاد به خرید، تجارت و مزایده:
در حال حاضر خرید و فروش آنلاین رشد فزایندهای در میان عموم یافته است. از این رو، زیاد میبینیم افرادی که دچار مشکلات ناشی از خرید و فروش آنلاین سهام از جمله خرید کالاهای آنلاین و سایر سایتهای مزایده هستند. ). این اعتیاد دربرگیرنده مقوله وسیعی از رفتارهایی است که میتوانند شامل علاقه مفرط به قمار اینترنتی، خرید و یا معامله سهام باشد. این افراد به منظور افزایش سرمایه خود از کازینوهای مجازی، بازیهای جذاب، حراجیهای اینترنتی و یا بازارهای دلالی استفاده میکنند، اما این فعالیتها اکثراً باعث نابودی سرمایه شده و به قیمت اهمال دیگر وظایف شغلی و متزلزل شدن روابط خانوادگی تمام میشود .
۴. اعتیاد به جستوجو ذخیره بیش از اندازه اطلاعات :
وفور اطلاعات قابلدسترس در شبکه، نوع جدیدی از عادات گریزناپذیر کاوش و جستوجوی اینترنتی را پدید آورده است. بدین ترتیب که افراد زمان بیشتری را جهت جمعآوری و سازماندهی دادههایشان صرف میکنند. افراطگری و کاهش میزان بهرهوری کاری, از پیامدهای این نوع اعتیاد است ). در این نوع اعتیاد، فرد شیفتة غنای اطلاعات وب میشود و جستوجوی بیش از اندازه برای جمعآوری اطلاعات، از پیامدهای این شیفتگی است.
۵. اعتیاد به کامپیوتر (انجام وسواسگونه بازیهای کامپیوتری و یا برنامه نویسی علوم کامپیوتر) :
در دهه ۸۰ که بازیهای کامپیوتری مانند مین یاب و بازی ورق وارد دنیای کامپیوترها شد، محققین پی بردند که افراط در بازیهای کامپیوتری باعث میشود کارمندان اکثر ساعات کاریشان را صرف بازی کنند. این بازیها چند نفره نبودند، همچنین نیازی به اتصال به شبکه اینترنت نداشتند .
مردم بیشتر پولهایی را که برای سرگرمی و تفریح کنار میگذارند، صرف بازیکردن آنلاین میکنند، تا رفتن به سینما برای تماشای فیلم . نتایج تحقیقات انجامگرفته بر روی ۳۳۶ نفر از دانشآموزان دبیرستانی حاکی از آن است که ۲۶ درصد از آنها پول غذایشان را صرف بازیهای ویدئویی میکنند
کلین و کیپرز (۱۹۹۰) دریافتند که دانشآموزانی که بازیهای ویدئویی را به هر سرگرمی دیگری ترجیح میدهند، در قیاس با دیگر شاگردان, دارای مشکلات رفتاری بیشتری هستند .
گریفیث و دانکاستر طی مطالعهای که روی نمونهای ۳۷۸ نفری درخصوص بازیهای کامپیوتری و میزان شیوع و شاخصهای جمعیتی آن در انگلستان انجام داد، دریافت که میانگین سنی ۵/۱۳ سال بوده و ۷/۹۸ درصد از آنها تجربه این بازیها را داشته و میانگین سنی شروع بازیها در گروه مورد بررسی، ۴/۸ سال بوده است. همچنین، دلایل این افراد برای شروع این بازیها شامل خنده (۷۵ درصد)، مبارزه (۲۷ درصد)، هماهنگ شدن با دوستانی که به بازی میپرداختند (۲۵ درصد) و نیافتن سرگرمی جالب توجه دیگر (۲۳ درصد) است فثیر گزارش میدهد که در انگلستان، ۴۱ درصد از ۴۰۲ نفر مورد بررسی، نیم یا بیشتر پول هفتگی خودشان را صرف بازیهای کامپیوتری میکردند. ۲۸ درصد از آنها هفتهای یک یا چند بار به بازی میپرداختند. برخی هم برای انجام بازیها، به قرضکردن پول از دوستانشان میپرداختند. تعداد دیگری، پول غذایشان را صرف بازیهای کامپیوتری کرده و گروهی نیز با فروش اموالشان، پول انجام بازیها را تأمین میکردند
اعتیاد به موزیک نیز صورت دیگری از اعتیاد به رایانه است که اشاره به آن در این قسمت حائز اهمیت است. براساس یک مطالعه، یکی از کاربران اشاره کرده است که حدود ۱۳۸۹ فایل موسیقی روی درایو هارد کامپیوتر خود داشته و روزانه ۲۰ تا ۳۰ کلیپ ویدئویی ذخیره میکند. حتی گاهی اوقات چهار ساعت دنبال یک آهنگ روی سایتهای موسیقی مىگردد
طور کلی، در آغاز نوجوانی به علت بیداری غرایز و شدت حالات هیجانی، گرایش دختران و پسران به دوستی با جنس مخالف بیشتر می شود. داشتن دوست، اعتماد به خود را تأیید و تقویت می کند و نیازهای عاطفی و احساسی را تا حدی تأمین می نماید؛ و در صورتی که پیوند دوستی گسسته شود، شخص نسبت به ارزش های وجودی خود دچار شک و تردید می شود.
بعضی از پسران ایرانی، داشتن دوست دختر را نوعی محبوبیت، قدرت اجتماعی و موفقیت برای خود محسوب می کنند و در شرایطی که توانایی تشکیل خانواده از طریق ازدواج را ندارند، عده ای از آنان، نیازهای جنسی و عاطفی خود را از طریق دوستی های افراطی برطرف می نمایند. متقابلاً برخی دختران ارتباط با پسران را نوعی جذابیت برای خود تلقی می کنند، و متأسفانه اکثر قریب به اتفاق این دختران تصور می کنند که این دوستی ها به ازدواج منتهی می شوند.
اصولاً تحول عاطفی دختران متفاوت از پسران است. پسران نسبت به جنبه غریزی تخیلات خود غافل باقی نمی مانند، اما دختران در این دوستی ها معمولاً به دنبال عشق آرمانی و رمانتیک هستند. آنها این عشق را آسمانی و پاک می دانند و خیانت در آن را گناهی بخشش ناپذیر می شمارند. با این توصیف، دوستی های دختر و پسر ایرانی کمی شباهت به دوستی موش و گربه دارد.
پسر جوان در جست و جوی لذت های جنسی خود با وعده های فریبنده و دروغین، دختر جوان را تسلیم خواسته های خود می کند. پس از مدتی روابط نامشروع، و در پی آن تسلیم نشدن پسر برای ازدواج، دختر جوان دچار آسیب روانی می شود و احساس افسردگی ، پوچی و بی ارزشی می کند. متأسفانه در فرهنگ ایرانیان، آسیب های اجتماعی، تربیتی و روانی چنین دوستی هایی بیشتر متوجه دختران است و مرد ایرانی بدون هیچ گونه محدودیتی، تجربه های متنوع این دوستی ها را پشت سر می گذارد. اما دختر ایرانی، اگر یک نمونه چنین دوستی با جنس مخالف را تجربه کند، تا پایان عمر، شأن و حرمت خویش را از دیدگاه خانواده و جامعه از دست می دهد و برچسب ناشایست بودن را با خود حمل می کند و آثار سوء این تجربهِ منفی پس از ازدواج هم به نوعی در زندگی اش نمایان می شود.
دوستی های خیابانی، عاری از شکوفایی محبت و عشق واقعی است و بیشتر یک پیوند غریزی است. اگر هم به ازدواج منتهی شود پشتوانه عشق و محبت ندارد و چنین ازدواجی دوام پیدا نمی کند؛ زیرا پسر و دختر جوان بیشتر شریک لذت های جنسی یکدیگر بوده اند و زندگی واقعی پس از ازدواج امری فراتر از ارضای غرایز جنسی است. در تجربهِ این دوستی ها، فرصتی برای انتخاب و شناخت صحیح یکدیگر به وجود نمی آید، زیرا در اوج هیجانات ناشی از غرایز جنسی، افراد نمی توانند عاقلانه و آگاهانه یکدیگر را بشناسند و انتخاب کنند. اگر هم اجباراً ازدواجی صورت گیرد، پس از مدتی کوتاه به جدایی و طلاق منتهی می شود.لطفاً در مورد آینده این دوستی ها بیشتر توضیح دهید.
متأسفانه این دوستی ها بدون شناخت واقعی جنس مخالف و براساس هیجانات و احساسات سطحی و زودگذر شکل می گیرد و حاصل آنها بروز رفتارهای نادرست و روابط نامشروع است که در این روابط ، بازنده اصلی و همیشگی غالباً دختران جوان هستند؛ دخترانی که با نهایت سادگی، زیبایی، لطافت و ظرافتی را که خدا به آنها امانت داده، در اختیار کسی می گذارند که در خیانت کردن به امانت مهارت دارد. دختران جوان باور نمی کنند که چنین پسرانی معمولاً تنوع طلب هستند. و پس از مدتی کوتاه، سراغ طعمه ای دیگر می روند و همه وعده های به ظاهر عاشقانه را فراموش می کنند. آینده این دختران به دو صورت قابل تصور و پیش بینی است:
۱. دختر جوان و آسیب خورده پس از یک تجربه دوستی خیابانی، برای همیشه درس عبرت می گیرد؛ به ارزش وجودی خود پی می برد و این دوستی ها را رها می کند.
۲. دختر جوان و و آسیب خورده تا حد وسیله ای برای ارضای جنسی نزول می کند؛ و در عین حال چنین می پندارد که با این عمل به محیط و به خانواده خود دهن کجی کرده و آزادی به دست آورده است. در حالی که این اعمال برخلاف تصور او و دیگران، بیانگر آزادی زن نیست، و سرانجام آن پشیمانی و از دست دادن سلامت تن و روان خواهد بود. چنین دختری با اراده خود، به سادگی و به ارزانی و فراوانی، تمام هستی و وجودش را در اختیار گرگ های درنده و طمعکار جامعه قرار می دهد و با دست خود، علف های هرز و میکروب های کشنده را تقویت می کند.
زمانی که خانواده و جامعه نقش اساسی خود را جهت یاری دادن به نسل جوان برای یافتن هویت سالم، مثبت، پویا و سازنده به خوبی ایفا نکنند، نسل جوان با آشفتگی هویت و خلاء وجودی مواجه می شود و برای کاهش اضطراب و رهایی از بحران هویت و سرگشتگی، به این دوستی ها تن می دهد. جوان در تصور و توهم خویش، از طریق دوستی با جنس مخالف، می خواهد به آرامش برسد. او لذت این دوستی را عامل تسکین برای بحران بی هویتی خویش می داند.
ناتوانی خانواده و جامعه در پاسخگویی صحیح و به موقع به نیازهای اساسی نسل جوان عامل دیگری جهت شکل گیری دوستی های خیابانی است. امنیت، احترام، محبت و دوست داشته شدن از جمله نیازهای روانی انسان است که متأسفانه به دلیل سرگرم شدن خانواده ها و جوامع به فراهم ساختن امکانات اقتصادی، این دو نهاد انسان ساز از هنر عشق ورزیدن و احترام گذاردن به نوجوانان محروم می شوند.
عامل دیگر، فقر فرهنگی و نشناختن هویت واقعی جنس مخالف است؛ و شاید این عامل محصول نشناختن قدر خویشتن توسط دختران جوان باشد. اگر دختران به قداست، ارزش، اهمیت و کرامت خویش واقف شوند و در مورد جنس مخالف، رفتاری توأم با متانت و بزرگ منشی و بی اعتنایی داشته باشند و به سادگی در برابر خواسته های جنس مخالف تسلیم نشوند، فرصتی برای انحراف به وجود نمی آید.
متأسفانه عده ای برای دفاع از حقوق زنان خیابانی، این تفکر غلط را تبلیغ می کنند که «فقر اقتصادی» ریشه این معضل اجتماعی است؛ اما به نظر می رسد «فقر و ضعف فرهنگی» بنیاد اصلی این معضل باشد، زیرا برخی از این عناصر اجتماعی نه تنها فقر اقتصادی را لمس نکرده اند، بلکه کمابیش از رفاه اقتصادی و امکانات فراوان برخوردار بوده اند، ولی نگرش آنها نسبت به وجود انسانی خود حقیرانه و پست بوده است. در مقابل، بسیاری از زنان پاک و فرهیخته ایرانی در نهایت فقر اقتصادی، از نظر فرهنگی کاملاً غنی اند و با نهایت عفاف و نجابت، به کارهای سازنده و مثبت می پردازند. آنان زندگی خویش را با تلاش و پشتکار به درستی اداره می کنند و تن به پستی نمی دهند. اما زنانی هستند که در اثر فقر فرهنگی و اخلاقی شدید، خود را ارزان می فروشند، آن هم در شرایطی که هیچ گونه کمبود اقتصادی ندارند و حتی از رفاه بیش از حد برخوردارند. نکته درخور توجه این است که اگر کسی فقر فرهنگی، فکری و اخلاقی نداشته باشد، به خوبی می تواند برای رهایی از چنگال فقر اقتصادی، برنامه ریزی کند.
تعداد کمی از این دوستی ها در شرایط اضطراری و اجباری برای خروج از مرز روابط نامشروع، به اجرای تشریفات قانونی ازدواج منتهی می شود. این امر در وضعیتی صورت می گیرد که انتخاب همسر و رعایت معیارهای ضروری برای زندگی مشترک ، عملاً امکان پذیر نیست و دو دوست پس از پشت سر گذاشتن تجربهِ روابط نامشروع، ناگزیرند تن به قانون ازدواج بدهند تا به خانواده و جامعه ثابت کنند که انسان های ارزشمندی هستند.
در پاسخ این سؤال باید تعریف مشخصی از دوستی و ازدواج به دست آوریم. نخستین امری که در اثر پیوند دوستی می شکفد، محبت است. متأسفانه دوستی های خیابانی با هیجانات احساسی ناشی از شدت فعالیت غریزه جنسی آغاز می شود و چنین ارتباطی از محبت و عشق به معنای واقعی کلمه خالی است. ازدواج پیوند عمیق میان دو انسان براساس مودّت و حُبّ شدید است. دو انسانی که واقعیت های وجودی یکدیگر را پذیرفته اند در برابر یکدیگر مسئولیت و تعهد احساس می کنند و در حق هم دلسوزی، فداکاری و ایثار روا می دارند.
دوستی های خیابانی، عاری از شکوفایی محبت و عشق واقعی است و بیشتر یک پیوند غریزی است. اگر هم به ازدواج منتهی شود پشتوانه عشق و محبت ندارد و چنین ازدواجی دوام پیدا نمی کند؛ زیرا پسر و دختر جوان بیشتر شریک لذت های جنسی یکدیگر بوده اند و زندگی واقعی پس از ازدواج امری فراتر از ارضای غرایز جنسی است. در تجربهِ این دوستی ها، فرصتی برای انتخاب و شناخت صحیح یکدیگر به وجود نمی آید، زیرا در اوج هیجانات ناشی از غرایز جنسی، افراد نمی توانند عاقلانه و آگاهانه یکدیگر را بشناسند و انتخاب کنند. اگر هم اجباراً ازدواجی صورت گیرد، پس از مدتی کوتاه به جدایی و طلاق منتهی می شود.
پیش از هر چیز باید خانواده ها به نقش حیاتی خود در برابر فرزندان آگاه شوند تا بتوانند الگوهای صحیح رفتاری را به فرزندان ارائه دهند و هویتی سالم و پویا به آنها هدیه کنند. والدین باید به نیازهای عاطفی و روحی فرزندان و شیوه های صحیح پاسخگویی به این نیازها واقف شوند.
از روش های تربیتی مؤثر در این زمینه می توان به این موارد اشاره کرد: تقویت ارزش های اخلاقی، معنوی و انسانی و سست گردانیدن معیارهای صرفاً مادی در نظر جوانان، تقویت و توسعه مراکز ورزشی و تفریحی و برنامه ریزی صحیح برای اوقات فراغت جوانان، ارائه خدمات رفاهی و اجتماعی جهت برطرف کردن کمبودهای عاطفی کودکان و نوجوانان، پرورش احساس عزت نفس و اعتماد به نفس کودک و نوجوان در خانواده و مدرسه، بهسازی وضع خانواده ها از طریق تماس با کارشناسان متخصص در امور خانواده، استفاده از فیلم ها و نوارهای تربیتی، سالم سازی محیط اجتماعی نوجوانان و از بین بردن تبعیض میان طبقات جامعه، آموزش مهارت های حل مسئله به نوجوانان و نیز شیوه های تصمیم گیری، آموزش اصول بهداشت روانی به خانواده ها و فرزندان، پرهیز از سخت گیری و تنبیه و همچنین اجتناب از آسان گیری در تربیت فرزندان ، تشویق فرزندان به رعایت تعادل و دوری از بی بندوباری، برقراری احساس امنیت در خانواده و جامعه و جلوگیری از بروز اضطراب در نوجوانان و جوانان.
سوء استفاده از جاذبه جنسی عاملی برای انحرافات اخلاقی است. این امر مانع از آن است که جوان به ارزش انسانی خود واقف شود، و کسی که نتواند ارزش انسانی خویش را درک کند، به آسانی عظمت خویش را فدای لذت های پوچ و لحظه ای می گرداند و این معامله ای زیانبار است که در بسیاری مواقع ضرر آن قابل جبران نیست. عظمت خود را دریابید.
آنتوان" در بیابانی زندگی می کرد که مرد جوانی به او رسید و گفت:
- پدر ، هرچه داشتم فروختم و پولش را به فقرا دادم.فقط چند تکه چیز نگه داشتم که برای زندگی در این جا به دردم می خورد. دلم می خواهد شما راه رستگاری را نشانم دهید.
"آنتوان"قدیس از آن جوان خواست که همان چند تکه چیزی را هم که نگه داشته بود بفروشد و با پول آن مقداری گوشت از شهر بخرد و در مراجعت از شهر ، گوشت ها را با نخ به بدنش ببندد.
جوان مطابق این راهنمایی عمل کرد . هنگامی که به بیابان بر می گشت ، سگ ها و بازها به هوای گوشت به او حمله کردند . وقتی به پدر روحانی رسید ، گفت :
- من آمدم!
و بدن مجروح و لباس پاره اش را به او نشان داد. قدیس گفت:
- کسانی که راه جدیدی را در پیش می گیرد و در همان حال می خواهند که اندکی از زندگی گذشته را هم حفظ کنند ، عاقبت به خاطر گذشته شان به رنج می افتند