و مِن آیاته خَلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم مَودّةً و رحمة ِانّ فی ذلک لقومٍ یتفکّرون.
و از نشانه های او این است که همسرانی (جفت هایی) از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش بگیرید، و بین شما (زن و شوهر) مودّت و رحمت قرار داد؛ در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند. (سوره روم، آیه 21)
فلسفه ی تشکیل خانواده چیست؟! هدف از ازدواج چیست؟!
هر کسی با توجه به جهان بینی خود ، پاسخی نسبت به پرسش فوق خواهد داد . علمای جامعه شناسی و روان شناسی هر کدام با توجه به نگرشی که انسان و جامعه دارند ، پاسخ خواهند داد.
گاهی هدف را اقتصادی می دانند ، گاهی رفع نیاز جنسی می دانند و گاهی تداوم نسل بشر می دانند و یا اهداف دیگر اجتماعی و تربیتی بیان کنند.
اهداف فوق می توانند ثمره ی ازدواج و تشکیل خانواده باشد. ولی هدف نهایی و غایی ازدواج نمی باشد.
هدف از ازدواج و تشکیل خانواده چیست؟
آن که از روی حکمت و رحمت خود ، زوج را خلق کرده است، علت غایی را کسب آرامش در کنار یکدیگر می داند و ثمره ی این « آرامش » را مودّت و رحمت می داند تا دو زوج با عشق به یکدیگر و آرامش روحی و جسمی رشد یابند و شایستگی خلیفه او بودن را کسب کنند و فرزندانی شایسته تحویل اجتماع دهند.
همان گونه که گفته شد ، تداوم نسل بشر ، رفع نیاز جنسی و رشد اقتصادی جامعه ، می توانند هدف فرعی ازدواج باشد ولی هدف نهایی و غایی آرامش در کنار یکدیگر است به عبارت دیگر ممکن است زن و مردی ازدواج کنند و چند فرزند داشته باشند و نیازهای جنسی یکدیگر را برطرف کنند و اقتصاد خانواده و جامعه راارتقاء دهند ، ولی در کنار یکدیگر «آرامش» ندارند ، نسبت به یکدیگر عشق و علاقه نداشته باشند. بلکه برای حفظ کانون زندگی و یا مراعات وجهه ی اجتماعی یکدیگر را تحمل کنند و سال های فراوانی بدون آرامش و سکون با یکدیگر زندگی کنند ، ولی دارای روحی آشفته و جسمی مبتلا به انواع امراض و فرزندانی ناآرام و دارای کمبودهای روانی باشند . شاید گاهی ابراز رضایت از زندگی خود کنند و این ابراز رضایت ظاهری را مانند کاغذ دیواری زیبا بر خرابه ی زندگی خود بکشند و آن را زیبا جلوه دهند ولی همواره از امراض روحی و جسمی شکایت می کنند که نشانگر عدم دستیابی به هدف خلقت یعنی «آرامش» است.
زن وشوهر بعد از ازدواج باید سعی و تلاش خود را برای کسب آرامش در کنار یکدیگر قرار دهند و هر گاه این «آرامش» را در کنار یکدیگر ندارند بدانند مشکلی در روابط شان ایجاد شده و باید هرچه سریع تر برای رفع آن اقدام کنند.
زن و شوهری که در کنار یکدیگر احساس آرامش نمی کنند ، باید با بازنگری به روابط خود هر چه سریع تر، بدون تعصب، اشتباهات خود را بیابند. و بدون غرور و لجبازی، مشورت کردن با متخصص مسائل زناشویی و یا مطالعه ی کتاب های مفید ، رفتارهای نادرست خود را کنار بگذارند و به رفتارهایی که تقویت کننده ی آرامش در کنار یکدیگر است، توجه بیشتر ی کنند تا در سایه ی این آرامش ، به عشق و مودت برسند
تحقیقات علمی نشان میدهد که 75% عمر هر کدام از ما صرف ارتباط با دیگران می شود. ولی فقط 10% انسانهای کره زمین می دانند چگونه ارتباط برقرار کنند و 90% ما بلد نیستیم و چون ارتباطهایمان مناسب نیست در خانواده، در دانشگاه، در محل کار و... دائم دچار مشکل هستیم و دائم از هم گله داریم. زمانی که وارد زندگی مشترک می شویم، به هم لطمه می زنیم و بعد هم می گوییم ما به درد هم نمی خوریم. چرا ما برای شناخت یکدیگر سرمایه گذاری نمی کنیم؟
خودمان را به شناخت یکدیگر ملزم کنیم . هر چه اطلاعاتمان از یکدیگر بیشتر باشد به یکدیگر بهره می رسانیم در غیر اینصورت به هم لطمه می زنیم .
طبق یک تحقیق در فرانسه در مورد مذکر یا مؤنث بودن کامپیوتر نتایج زیر به دست آمد: خانمها گفتند: کامپیوتر مذکر است چون 1- وقتی بهش عادت می کنیم خیال می کنیم دیگر بدون آن از پس هیچ کاری برنمی آییم. 2- داده هایش خیلی زیاد است ولی هوشمند نیست. 3- قرار است مشکلات را حل کند ولی در اکثر مواقع مشکل اساسی خودش است. 4- وقتی پایبندش می شوی تازه می فهمی اگه صبر کرده بودی بهترش گیرت می آمد. آقایان گفتند: کامپیوتر مؤنث است چون 1- همینکه پایبندش شدی هرچی پول در میاری باید خرجش کنی و لوازم جانبی براش بخری. 2- مؤنث است چون به غیر از کسی که خلقش کرده است هیچکس از درونش سر در نمی آورد. 3- کوچکترین اشتباهات را در حافظه دراز مدت خودش نگه داشته یک روز به خودت برمیگرداند. این مطالب گزیده ای از شناخت افراد از جنس مقابلشان است.
تفاوت زنان و مردان
زن و مرد با هم تفاوتهایی دارند که اگر این تفاوتها را بشناسیم، و به آنها احترام بگذاریم و آنها را مد نظر قرار بدهیم اتفاقات خوبی می افتد. دیوارهای رنجش و سوءظنی که نسبت به هم داریم فرو می ریزد. سوءتفاهم ها و توقعات بیجا از بین می رود. به جای اینکه تلاش کنیم همدیگر را عوض کنیم، باید تلاش کنیم با هم همکاری کنیم و همسو شویم و زندگی قشنگی را درست کنیم. دوست داشتن مرد و زن متفاوت است. مرد دیگران را مردانه دوست دارد و ابزار این دوست داشتن هم مردانه است و زن زنانه. آقایان و خانمها در ساختار با هم متفاوتند یعنی در ادراک، احساس، اندیشه، واکنش و ابراز عشق با هم متفاوتند تفاوتهای جدی و عمیق.
مغز آقایان در آن واحد روی یک کار متمرکز میشود. ولی مغز خانمها می تواند روی چند کار متمرکز شده یعنی می توانند چند کار را با هم انجام دهند.
آقایان در آن واحد می توانند از یک نیمکره مغزشان استفاده کنند ولی خانمها از هر دو نیمکره استفاده می کنند. مغز آقایان تخصصیتر از خانمهاست ولی مغز خانمها عمومیتر است. و اگر لازم باشد همه بخش های آن فعال می شود. نیمکره راست با ادراک و احساس کار دارد و نیمکره چپ با منطق و تحلیل و... . وقتی آقا در آن واحد در یکطرف مغزش است نمی تواند هم خیلی منطقی باشد هم رمانتیک یعنی طول می کشد تا اطلاعات از نیمکره راست به چپ منتقل شود.
رنگها: در تشخیص رنگها آقایان چشمشان محدودتر از خانمها عمل می کند. آقایان رنگهای اصلی را خوب تشخیص می دهند.( قرمز- آبی- زرد). خانمها غیر از اینها شیری- نیلی- ارغوانی- سدری و بنفش را خیلی خوب تشخیص می دهند. بنابراین داروها با رنگهای خاص تأثیر بیشتری در خانمها خواهد داشت.
پوشش: لباسی که آقایان می پوشند بر اساس این است که چه شغلی دارند و می خواهند قدرتشان را با آن نشان دهند. ولی خانمها با توجه به حالات و احساسات درونیشان لباس می پوشند.
زبان بدن: ما وقتی صحبت می کنیم علاوه بر کلامی که بر زبان گفته می شود عضلات صورت، ابرو، دست و... نیز حرکاتی انجام می دهند. خانمها به زبان بدن آشنایی کامل دارند اما آقایان آشنایی ندارند. لذا بهتر است آقایان اگر خواستند به خانمشان دروغ بگویند رو در رو دروغ نگویند چون فرم بدن دروغ آنها را آشکار می کند. همچنین اگر آقا بیمار شود خانم سریع می فهمد ولی آقایان بسیار دیر متوجه بیمارشدن خانمشان می شوند.
شنوایی: آقایان در شنیدن صدای زیر ضعیف تر عمل می کنند. مثلاً اگر شب هنگام نوزادتان گریه کند آقا واقعاً متوجه نمی شود و خواب است. می توانید آقا را صدا کنید و بگویید بچه گریه می کند و مراقب بچه باش.
توجه: آقایان توجه دیداری دارند و خانمها شنیداری. مثلاً هنگامی که با یک آقا صحبت می کنید اگر نگاهتان کرد حرف شما را می شنود در غیر اینصورت نه. اگر با خانمی صحبت می کنید و نگاهتان هم نکند می شنود. ولی بهتر است هر دو طرف رعایت حال همدیگر را بکنیم. مثلاً خانمها به آقایان نگاه کنند و آقایان به خانمها توجه کنند. آقایان جزئیات را نمی توانند ببینند چون جزئیات با دید نزدیک درک می شود.
بهتر است خانمها لیست کار آقایان را تهیه کنند و از آن ها کمک بخواهند. جزئیات را به آقایان گوشزد کنید.
حساسیت لمسی خانمها 10 برابر بیشتر از آقایان است . ذائغه آقایان بیشتر روی شوری و تلخی حساس است ولی خانمها نسبت به شیرینی حساس هستند و بیشترین مشتری قنادیهای دنیا خانمها هستند. آقایان وقتی جایی کار می کنند می خواهند با هم رقابت کنند ولی خانمها می خواهند همکاری کنند. آقایان هدفمدار یا هدفگرا هستند خانمها رابطه مدار یا رابطه گرا. مثلاً خانمها در رستوران همدیگر را با اسم کوچک صدا می کنند ولی آقایان به هم لقب می دهند . خانمها از خرید کردن لذت می برند. اما آقایان تحمل کمی در این مورد دارند. بهتر است قبل از رفتن به خرید برای آقا مشخص کنید که کجا می خواهید بروید؟ چه چیزی می خواهید بخرید؟ وبرای چه کسی؟ در این صورت بهتر است و راغبتر همراه شما می آیند.
آقایان هدفمدار یا هدفگرا هستند خانمها رابطه مدار یا رابطه گرا.
ابراز احساسات: آقایان برای اثبات علاقه شان به خانمها حاضرند سه کار داشته باشند، از بلندترین کوه بالا بروند و چیزی برای خانمشان بخرند. ولی خانمها اینها را نمی خواهند و دوست دارند بهشون ابراز احساسات کنید. توجه کنید و او را ببینید. آقایان به دنبال اثبات قدرت خویش هستند. از توانمندیشان روی مسائل تکنیکی و فنی و در مورد دستگاههای جدید و مهارتهای فردی صحبت می کنند. و در قبال پرسش ها پاسخ کوتاه می دهند.
زمانی که خانمها صحبت می کنند که شما گوش بدهید نه آن که راهکار ارائه دهید.آنها دوست ندارند جملاتشان قطع شود. خانمها معمولاً بیان غیر صریح دارند
نگاه شما به طرف مقابل (همسر) چگونه است؟ ما سه نوع نگاه یا استراتژی را برای روابط فیمابین زن و شوهر ذکر میکنیم!
1 - استراتژی برد- برد(برنده- برنده)
در این نوع استراتژی، هر دو طرف (زن و شوهر) به دنبال تایید، تقویت و تکامل و موفقیت هم هستند. مرد میگوید: عزیزم من قصد دارم به تو کمک کنم تا ادامه تحصیل بدهی و زن میگوید: من هم برای موفقیت تو در کار جدید تا جایی که مقدور باشد حداکثر تلاشم را میکنم که تو مشکلی در زندگی نداشته باشی. من با صرفه جویی کمک میکنم تا مثلا اقساط ماشین را سر موقع بدهی. به این میگویند برنده- برنده. یعنی هر دو طرف میخواهند پیروز و برنده میدان زندگی باشند. این حالت چیزی شبیه بهشت است. اگر اینگونه میاندیشید و تلاش میکنید، پس بهشت گوارایتان باد و صفایش را ببرید.
2 - استراتژی برد- باخت (برنده-بازنده)
در این نوع استراتژی،یکی از طرفین دنبال تقویت و تایید و تکامل است و طرف دیگر نمیخواهد پیروز باشد. فرد میگوید:خانم! شما در امور من دخالتی نکن و سرگرم بچهها و مدرسه آنها و مسائل خانه باش، فلان جا و فلان جا هم نرو، با در و همسایه هم کاری نداشته باش، آموزشگاه و آرایشگاه هم نمیخواهد بروی، از فلان هنر میخواهی سر در بیاوری که چه بشود؟ و... در این نوع استراتژی، مرد علاقه مند است در جامعه فرد موفقی باشد و هر کجا خواست برود و در فلان جلسه و برنامه شرکت داشته باشد ولی زن او نه. این حالت در خانوادهها بسیار اتفاق میافتد و شاید بتوان گفت که حالت برزخی و عدم اطمینان کامل در زندگی است. انگار دچار نوعی شک و تردید هستیم.
در استراتژی برنده- برنده هر دو طرف میخواهند پیروز و برنده میدان زندگی باشند. این حالت چیزی شبیه بهشت است. اگر اینگونه میاندیشید و تلاش میکنید، پس بهشت گوارایتان باد و صفایش را ببرید.
3 - استراتژی باخت- باخت( بازنده- بازنده)
در این نوع نگاه، مرد نمیخواهد زن در جامعه برنده و موفق باشد و زن هم متقابلا کاری میکند که مرد آنچنان که باید و شاید به هر چه که میخواهد نرسد. در این نوع زندگی، حالتی کجدار و مریض دیده میشود. در واقع آنان برای خود جهنمی میسازند و کارشان میشود سوختن و ساختن. تفاهم، عشق و محبت در این نوع استراتژی بسیار کمرنگ است و هر دو طرف دچار نوعی لجبازی و تک روی و غرور کاذب هستند.
پس بیایید، نوع نگاه و نوع استراتژی زندگی مشترکمان از نوع برنده - برنده باشد.