اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

صمیمیت بین همسران

به مردان قدرت دهید ، تا صمیمیت فوران کند . مرد موجودی عاشق قدرت است . مرد از این که قدرتمند باشد حظ میکند . در آسمان اوج میگیرد و شما را نیز همراه خود بالا می برد.
از اینکه توانا باشد یا احساس توانایی کند لذت میبرد. تا وقتی که مشغول کشتن این احساس در مردان هستید بدانید که تنها میتوانید خواب خوشبختی را ببینید. ا

گر قدرت مرد را نادیده بگیرید یا از آن انتقاد کنید بدانید که دیگر پری رویاهایش نخواهید بود.او دنبال کسی است که به قدرتهایش ایمان داشته باشد. و حتی ضعفهایش را در جهت تقویت تواناییهایش مثبت جلوه دهد.پس بدانید که:

1- اگر خودتان دارای درآمد هستید ،هرگز درآمد و پولتان را به رخ همسرتان نکشید.حتی اگر درامد بیشتری داریدهرگز به روی خودتان هم نیاورید.بگذارید همسرتان فکر کند که همه چیز در دست اوست.و اداره امور خانه به دست قدرتنمد او اداره میشود.

2- مطلقا او را با کسی مقایسه نکنید.شوهر خواهرم دو تا خانه داردفلانی اینقدر درامد دارد و تو مثل گداها هستی.اگر واقعا به بهبود اوضاع مالی فکر میکنید او را برای تلاش بیشتر تشویق کنید.انتقاد دشمن صمیمیت است.

3- تو بی عرضه ای ، فاتحه خواندن بر صمیمیت است. تو بی عرضه ای یعنی فرو ریختن مرد. یعنی به دست خود خانه را خراب کردن. هر مفهوم مشابه " تو بی عرضهای " فاتحه ای بر صمیمیت و عشق متقابل مرد است.

4- شوهر خود را حلال مشکلات بدانید. مشکل را به او بگویید و از او بخواهید آن را حل کند.و تایید کنید که تنها او قادر به حل این مسئله است.

5- به مردان اندرز ندهید.مردان دوست دارند که مشکلات را به تنهایی حل کنند.و اگر به شما چیزی نمیگویندیعنی به تنهایی قادر است موضوع را حل کند.و در صورت لزوم با شما در میان میگذارند.با نصیحت نکردن زندگی خود را عاشقانه کنید.

6- سکوت مردان را نشکنیداین اشتباه خانمهاست که وقتی مرد ساکت است مدام به سمت آنها میروند و با آنها حرف میزنند.اگر او ساکت است به سکوت نیازمند است.و احترام به این سکوت یعنی صمیمیت بیشتر. سکوت طولانی در زنان ممکن است به معنی آزرده خاطر بودن باشد اما در مردها این طور نیست.

7- به مردان فضا بدهید گاهی او را رها کنیدتا با خود خلوت کندبا دوستان به ورزش برود و به خانواده خود تنها سر بزند.مدام دنبال او نباشد. فضای رها شدن! این چیزی است که مردان گاهی به آن نیاز دارند. اگر به انها این فضا را هدیه بدهید. انها نیز به شما عشق میورزند.

8- مرد دوست دارد که از او قدر دانی شود. تشکر به مرد قدرت پرواز میدهد.از هر کار کوچکی که برای شما انجام میدهدتشکر و قدر دانی کنید.تا او نیز بی حساب به شما عشق بورزد.

9- مرد باید تایید شود.تواناییهای مرد را تایید کنیدو تاکید کنید او صاحب بهترین تواناییها و شایسته ترین همسر( شوهر) است.

10- باید مورد اطمینان باشد. به او اعتماد کنیدبا اطمینان خاط از اینکه او میتواند ، شما میتوانید به راحتی بسیاری از کارها را به بسپارید.

11- مردها را تشویق کنیدمرد عاشق تشویق است.کف زدن ها را فراموش نمیکند.. مرد، افرین شما را تا عمر دارد به خاطر میسپارد.

من نیز لبخند شما را بعد از اجرای این قوانین طلایی برای همیشه به خاطر دارم.

نکاتی که در بالا ذکر شد شاید در نگاه اول بسیار ساده و سطحی و بی اهمیت جلوه کند ولی باور کنید که با رعایت همین نکات ساده ( و البته بی هزینه ) بسیاری از مشکلات مربوط به نبود صمیمیت بین همسران حل می شود.

موارد بالا برای خانمها است . به همین صورت نکاتی هم وجود دارد که اقایان باید رعایت کنند که با رعایت انها از سوی اقایان و رعایت نکات بالا از سوی خانمها قطعا" صمیمیت در زندگی پر رنگ تر خواهد شد .آری صمیمیتی که اگر در خانه حاکم باشد همه مشکلات کم رنگ میشوند و حاضر نخواهید بود که انرا با دنیا عوض کنید.

مگر ما از زندگی چیزی جز صمیمیت و یکدلی و فضایی با عشق و محبت میخواهیم؟ مگر نه اینست که حتی ان کسی که بدنبال کسب ثروت است هدفش رسیدن به آرامش است؟

لازمه شاد زیستن

 «ابراهام لینکلن» گفته است اغلب مردم تقریباً به همان اندازه ای شاد هستند که انتظارش را دارند. در واقع آنچه که در زندگی برای ما رخ می دهد آنقدر ها تعیین کننده شادی ما نیست، بلکه بیشتر نوع واکنش ما نسبت به آن رخدادهاست که نقش تعیین کننده دارد. 
فردی که تازه کارش را از دست داده است ممکن است این پیشامد را به فال نیک بگیرد. پیشامدی که می تواند منجر به بروز موقعیتی تازه برای یک تجربه شغلی جدید، کشف قابلیتهای تازه و محک زدن استقلال او در محیط کار گردد. در شرایط مشابه ممکن است تصمیم بگیرد که خود را از یک ساختمان بیست طبقه پایین بیندازد و مشکل را تمام کند. بنابراین در برابر یک موقعیت یکسان یکی ممکن است به وجد بیاید و دیگری اقدام به خودکشی کند. یکی بدبختی و فلاکت را می بیند و دیگری موقعیتها و فرصتهای تازه را.
شاید در اینجا مساله را کمی بیش از اندازه ساده فرض کرده باشیم اما به هر حال این واقعیت به قوت خود باقیست که ما خود تصمیم می گیریم که در زندگی چگونه تحت تاثیرقرار بگیریم. حتی اغلب کسانی که کنترل روانی خود را از دست می دهند باز هم تصمیم به این امر می گیرند در واقع این افراد به خود می گویند: مثل اینکه زندگی کمی بیش از اندازه برای من دشوار شده است شاید بهتر باشد برای مدتی کنترل ذهنم را از دست بدهم.
اما شاد بودن همیشه آسان نیست. شاد بودن می تواند یکی از بزرگترین مبارزات ما در صحنه زندگی باشد و گاه می تواند تمام پافشاری ها، انضباط فردی و تصمیماتی را که برای خود فراهم آورده ایم مخدوش کند. معنای بلوغ، قبول مسئولیت شادی خویش و تمرکز بر داشته ها بجای نداشته ها ست. از آن جایی که انسان افکار و اندیشه های خود را بر می گزیند الزاماً تعیین کننده میزان شادی های خویش است. برای شاد بودن باید بر افکار شاد تمرکز کنیم اما ما غالباً بر عکس عمل می کنیم. اغلب تعریف ها و تمجیدها را ناشنیده می گیریم اما حرفهای ناخوشایند را مدتها در ذهن نگه کی داریم.
 
 اگر اجازه بدهید که یک تجربه یا یک حرف رکیک ذهن شما را به خود مشغول کند خود شما از عواقب آن رنج خواهید برد. یادتان باشد که شما زیر سلطه ذهن خود هستید
 
 اغلب مردم تعریف ها و تمجیدها را ظرف چند دقیقه فراموش می کنند اما یک اهانت را سالها بخاطر می سپارند. آنها مانند آشغال جمع کن هایی هستند که هنوز توهینی را که بیست سال پیش به آنها شده است با خود حمل می کنند.
 مثلاً مریم می گوید: من هنوز یادم هست که در سال 1340 او چطور به من گفت که چاق و احمق هستم. احتمالاً مریم حتی تعریف و تمجیداتی را که دیروز از او شده است بخاطر نمی آورد اما هنوز سطل زباله 30 سال پیش را به این طرف و آن طرف می کشد.
 
 یادم می آید بیست و پنج ساله بودم که یک روز صبح از خواب بیدار شدم و به خود گفتم: تا امروز به اندازه کافی گرفته و غمگین بوده ای، اگر تصمیم داری که روزی در زندگی آدم واقعاً شادی بشوی چرا از همین حالا شروع نمی کنی؟ تصمیم گرفتم که آن روز بسیار شادتر از گذشته باشم و این تصمیم واقعاً کارساز شد. بعدها از آدمهای شاد دیگر پرسیدم: شما چطور به این شادیها رسیدید؟ در تمام موارد جوابهای آنها دقیقاً بازتاب تجربه خود من بود. می گفتند:
 
 ما به اندازه کافی بیچارگی و درد و رنج و تنهایی کشیده بودیم و تصمیم گرفتیم که این وضعیت را تغییر بدهیم.
 
:
 گاه شاد بودن می تواند کاری بس دشوار باشد. لازمه شاد زیستن، جستجوی زیباییها و خوبیهاست. یکی زیبایی منظره را می بیند، دیگری کثیفی پنجره را. این شما هستید که انتخاب می کنید چه چیز را ببینید و به چه جیز بیندیشید. کازانتزا کیس گفته است:
 « قلم و رنگ در اختیار شماست. بهشت را نقاشی کنید و بعد، وارد آن شوید.»

ترویج فحشاء

علاوه بر تحریف ها و تهمت های ناروا نسبت به قرآن و عقاید اسلامی، تحقیر ارزش های اسلامی، القای شبهات و نفوذ در سازمان های آموزشی کشورهای اسلامی و ...، استفاده از راه های ضد اخلاقی و ترویج فحشاء میان مسلمانان نیز به عنوان یک پروژه ی استعماری تعقیب شده و می شود.

کاردینال «لافی گری» یکی از مبشران مسیحی معترف است که:

«بدون تردید محکم ترین دینی که زیر بار اسارت نمی رود اسلام است و به همین جهت مبشرین آرزو دارند تا همه مسلمانان، مسیحی شوند».

همفر انگلیسی در کتاب خاطرات خود می نویسد:

«دبیرکل وزارت مستعمرات انگلیس، کتابی به من داد تا طی دو روز آن را مطالعه کنم، نام کتاب این بود «چگونه اسلام را نابود کنیم؟» و به راستی که محتوای این کتاب برای من بسیار جالب و برای فعالیت های آینده ام بهترین برنامه بود. پس از آنکه کتاب را به دبیرکل برگرداندم به من گفت: «دانسته باش که تو در این میدان تنها نیستی ... هرگاه عروس دریاها (انگلستان) توانست اسلام را از هم بپاشد و بر کشورهایش تسلط پیدا کند، جهان غرب و مسیحیت را شاد خواهد کرد، زیرا طی دوازده قرن مسلمانان بر اوضاع مسلط بوده و هر هجومی را از خود دور می ساختند ... امروز حکومت انگلیس در فکر این است که اسلام را از درون و با نقشه قبلی و مطالعه ی دقیق و به مرور زمان نابود سازد ... عوامل ما در ترکیه با زیرکی و هوشیاری خاصی همین نقشه را عملی می کنند و در بین مسلمانان راه یافته و به منظور تربیت فرزندان شان مدارسی باز کردند و کلیساها را در میان آنان بنا کرده و شراب و قمار و فحشا را در میان آنان رواج داده اند و جوانانشان را نسبت به دین شان مشکوک ساختند و میان حکومت های مسلمانان اختلافاتی ایجاد کردند و خانه های روسای آنها را با زنان زیبای مسیحی پر کردند تا شوکتشان ضعیف شود و دینداری آنان رقیق گردد و الفت و وحدتشان از بین برود.»

بدون تردید محکم ترین دینی که زیر بار اسارت نمی رود اسلام است و به همین جهت مبشرین آرزو دارند تا همه مسلمانان، مسیحی شوند

تخریب اخلاق مسلمین از راه مفاسد جنسی

«همفر» تجربیات خود را چنین خلاصه می کند:

«... باید مدارس، کلیساها و انجمن های خیریه کلیسا را در کشورهای اسلامی تاسیس کرد و تحت این پوشش میلیون ها کتاب مسیحی را رایگان میان مسلمانان توزیع کرد و جاسوس هایی را به صورت کشیش و راهبه راهی کشورهای اسلامی ساخت تا میان مسلمانان نفوذ کرده، جمع آوری اطلاعات و نیز تبلیغ کنند و باید جمعیت زیادی از دانشمندان را استخدام نمود که بعد از دقت و اطلاع از تمام خصوصیات اسلام در تاریخ و عقائد اسلام دست ببرند و آن را وارونه کنند.

در تاثیرگذاری بر جوانان مسلمان چه دختر و چه پسر باید کوشید، و آنها را در عقاید دینی مردد ساخت و تا آنجا که می توان از طریق مدرسه ها و مطبوعات فاسد و روابط آزاد جنسی و (Boyfriend) ها و (Girlfriend) های غیرمسلمانی که برای این منظور در اختیار آنان گذارده می شود باید اخلاق جوانان مسلمان را فاسد کرد و برای اجرای این برنامه باید یک عده دختر و پسر مسیحی در کشورهای اسلامی استخدام نموده و آنها را به منزله ی دامی قرار داد که به این وسیله جوانان مسلمان را صید نمود.

و در جای دیگر چنین نقل شده است:

« پای کشیشان و آموزگاران و معلمین مسیحی در کشور اسلامی باز شد و کشیشان مشغول به طرح نقشه برای تضعیف عقاید مذهبی جوانان مسلمان گردیدند و به عنوان نمونه برای اولین بار، در کنار رودخانه قرطبه (پایتخت مملکت) باغ بزرگی به نام تفرجگاه عمومی احداث کردند و دختران زیبای اروپایی را هر روز در آن باغ به گردش درمی آوردند و لذا امراء و بزرگان مملکت و جوانان مسلمان روزها برای تفریح و مخصوصاً چشم چرانی و تماشای دختران زیبای مسیحی به آن باغ رفت و آمد می کردند.»

پدر روحانی آقای «زویمر» یکی دیگر از قدم های بزرگی که زمامداران مسیحی در «اندلس» برای اضمحلال مسلمین برداشته بودند را این گونه بیان می کند.

«مشروبات الکلی را مجاناً وارد و در دسترس جوانان مسلمان قرار دادند، بلکه یکی از کشیشان مسیحی در یک سال تمام انگورهای قرطبه را پیش خرید کرده و همه ی آنها را شراب ساخت و قسم یاد نمود که آن شرابها را جز به دانشجویان اسلامی و جوانان مسلمان ندهد.»