دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات
دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات
[ بدون عنوان ]
هوش مصنوعی در صنعت بیمه دکتر بهروز نقویان شناسایی کاربردهای عملی و ارزشمند هوش مصنوعی مهمترین وظیفه ای است که امروزه...
[ بدون عنوان ]
برخی راه حل های بحران مالی -تورم / سیاست مالی انبساطی تورم به معنای تلاش و تقویت تقاضای کل در اقتصاد برای ایجاد رشد...
[ بدون عنوان ]
بحران عمیق اقتصادی کاهش ارزش پول ملی به این صورت عجیب و غریب نشان دهنده یک بحران عمیق اقتصادی است و ما بسیاری از...
کنترل نقدینگی
آنگونه که آمار رسمی نشان می دهند، حجم نقدینگی از ۵۰۶۳ هزار میلیارد ریال در میانه سال ۱۳۹۲ (مقطع تخلیه تورمی قبل) به...
استراتژی امنیت ملی: به سوی یک نسل جدید
استراتژی امنیت ملی پیشنهادی برای کمسیون امنیت ملی مجلس دکتر بهروز نقویان طبق فصل سیزدهم: شورای عالی امنیت ملی اصل یکصد...
کشف شغل مورد علاقه
کشف شغل مورد علاقه جواب قطعی ما به این سوال این است : ما کار مورد علاقه خود را انجام نمیدهیم! و این باعث میشود هر روز...
آینده پژوهی با کمک هوش مصنوعی
آینده پژوهی با کمک هوش مصنوعی دکتر بهروز نقویان هوش مصنوعی در همه جا است. و بدون شک نقش بزرگی در آینده کار خواهد داشت....
کلاهبرداری پانزی به سبک شرکت آنتریوس!!
کلاهبرداری پانزی به سبک شرکت آنتریوس!! شرکت آنتریوس به آدرس وب سایت https://anterius.net در ژانویه 2020 با ادعای سرمایه...
در دایموند کپیتال سرمایه گذاری نکنید!!
در دایموند کپیتال سرمایه گذاری نکنید!! دایموند کپیتال همانند سایر طرح های پانزی با ادعای خرید و فروش ارز دیجیتال اقدام...
در دایموند کپیتال سرمایه گذاری نکنید!!
در دایموند کپیتال سرمایه گذاری نکنید!! دایموند کپیتال همانند سایر طرح های پانزی با ادعای خرید و فروش ارز دیجیتال اقدام...
به گزارش «نود اقتصادی» گرچه از رقم بودجه سال ۹۹ شرکتهای دولتی جزئیاتی منتشر نشده، اما بودجه این شرکتها در سال ۹۸ حدود ۱۲۷۴ هزار میلیارد تومان بود. حال که کسری بودجه کابوسی برای دولت تبدیل شده، بد نیست بدانیم اگر شرکتهای دولتی فقط ۵ درصد در مصارف خود صرفهجویی کنند، ۶۳/۵ هزار میلیارد تومان درآمد برای دولت خلق خواهد شد.
همچنین نمایندگان مجلس به جز سال ۹۸ که با فشار رسانهها کمی به بودجه شرکتهای دولتی ورود کردند، با این استدلال که تعداد شرکتهای دولتی زیاد بوده و مجلس وقت بررسی بودجه این شرکتها را ندارد، هیچ وقت به ریختوپاشهای این شرکتها ورود نمیکردند.
اما نکته جالب اینکه، ۹۰ درصد بودجه شرکتهای دولتی در دست ۱۵ شرکت است. باید منتظر بمانیم تا ببینیم آیا باز هم مجلس از ورود به ریختوپاشهای این شرکتها و حیاطخلوت آنها خودداری خواهد کرد و بهای آن با گرانی مواردی چون گرانی بنزین جبران خواهد شد؟
«انگار درون یک فیلم سینمایی کمی ترسناک که قرار نیست تمام شود، گیر افتادهایم. هراسان از آن چه روی میدهد تنها نظارهگر زندگی در گذر خود هستیم. هوای پاکی برای تنفس نیست و بیماری از طرفی همه را نگران کرده است. تهرانیها در یک هزارتوی دیگری هم علاوه بر همه اینها گیر افتادهاند و آن یک بوی مرموز است.
تصویر آخرالزمانی نیست ولی میتواند برای مدتی تو را مبهوت خود کند.
مرا جدی بگیرید؛ امضا: آنفلوانزا
وقتی از آمار حرف میزنیم، از عدد و رقم میگوییم که هیچ حسی در آن نهفته نیست، حتی اگر آمار مرگ باشد. آنفلوانزای h1n1 یا همان خوکی سابق از ابتدای مهرماه امسال ۵۶ فوتی داشته است که فقط در یک هفته اخیر یعنی از دوم تا هشتم آذر ماه ۱۹ نفر جان خود را از این بیماری از دست دادهاند. این خبر را علیرضا رئیسی، معاون وزیر بهداشت اعلام کرده است.
اما رقم و آمار وقتی معنی پیدا میکنند که عزیزی رقم این آمار را یکی بالاتر برده باشد. هفته گذشته جامعه مطبوعاتی یکی از بهترینهایش را از دست داد. همایون خسروی دهکردی، منتقد سینما و مدیرمسئول مجله «سینما و ادبیات» در سن ۶۸سالگی بهدلیل ابتلا به آنفلوانزای h1n1 درگذشت.
همچنین از آنانی که میشناسیم تورج شعبانخانی است که به علت ابتلا به آنفلوانزا در بیمارستان بستری است. شعبانخانی آهنگساز فیلم «آدمک» است و یکی از بازماندههای نسلی است که کارهای ماندگاری را در موسیقی پاپ از خود به جا گذاشته است. او رفیق فرهاد مهراد بود و کسی مانند فریدون فروغی را به جامعه هنری ایران معرفی کرد. اما او حالا یکی از آمار ۲۷۳ نفر بستری در بیمارستان است که اتفاقاً حال مساعدی نیز ندارد.
سؤال این است که آیا هر که به آنفلوانزا مبتلا میشود، با خطر مرگ روبهرو است؟ جواب سؤال قطعاً خیر است.
آنفلوانزای h1n1 که پیش از این به آنفلوانزای خوکی شناخته میشد فقط در مواردی خطرناک میشود و بیمار باید تحت مراقبتهای ویژه قرار بگیرد که بیمار یکی از بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای ریوی و قلبی حاد، ایدز، نقص سیستم ایمنی بدن و سرطانهای مراحل بالا را داشته باشد. برای همین توصیه میشود که مبتلایان به این بیماریها به علاوه زنان باردار واکسن آنفلوانزا را بزنند. کارشناسان وزارت بهداشت معتقدند امسال به علت شروع زودهنگام سرما، موج این بیماری زودتر از سالهای پیش آغاز شده است. همچنین همجواری و آمد و شد با کشور همسایه عراق که در وضعیت بهداشتی مناسبی قرار ندارد، باعث شده این بیماری امسال شدیدتر از سالهای گذشته رخ نشان دهد.
خبر بد این که ما هنوز در موج اول این بیماری قرار داریم و موج دوم از اواخر آذرماه آغاز و شاید تا بهار به طول بینجامد.
اما این آنفلوانزا اگرچه در سال ۱۹۱۸ جان ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون نفر را در سراسر جهان گرفت ولی در سالهای بعد نتوانست چندان قد علم کند و نزدیک به ۱۰۰ سال در خفا ماند. در آوریل ۲۰۰۹ بود که دوباره علائم این بیماری بهصورت فراگیر دیده شد. آن هم در امریکا و مکزیک. هرچند خیلی زود به همه دنیا سرایت کرد. سالیان سال از ۱۹۱۸ گذشته بود که دوباره آنفلوانزا توانست جان آدمی را بگیرد. اگر عامل این بیماری و سرایت آن به انسانها در آن زمانها، خوکها بودند اما امروزه با تغییر شکل پیدا کردن ویروس، ابتلا از انسان به انسان است. برای همین هم نام آن از خوکی به h1n1 تغییر کرد. این تغییر فقط شامل اسمش نیست، بلکه در حال حاضر کاملاً قابل کنترل است و اگر نکات بهداشتی و ایمنی به طور دقیق و کامل رعایت شود، خطر ابتلا را به زیر ۵ درصد میرساند.
اما نکته این است که بیماری را جدی بگیریم.
آلودگی هوا؛ میهمان ناخواندهای که صاحبخانه شد
تهران روز قرمز خود را در هفته گذشته تجربه کرد. آلودگی هوا از مرز ۱۷۵ گذشت و برای همه گروهها ناسالم اعلام شد. شاخص آلودگی از نارنجی به قرمز تغییر رنگ داد. این در شرایطی بود که یکی از مناطق تهران شاخص آلودگیاش تا ۵۰۰ هم رسید. هر چند با تدبیر مسئولان بلافاصله چراغهایش خاموش شد. اما بودند بسیاری که عدد ۵۰۰ را دیده بودند.
دیگر نه روز تعطیل میتواند کمکی برای کاهش آلودگی هوا کند و نه انواع طرحهای ترافیکی. همه نگاهها فقط به آسمان است و به نوک درختها تا شاید نسیمی آنها را به تکان درآورد. آلودگی هوا اگر تا چند سال پیش فقط مختص تهران و برخی شهرهای صنعتی بود، امروز روی بسیاری از شهرهای کوچک و بزرگ ایران سنگینی میکند و بسیاری از شهروندان را روانه بیمارستان میکند.
بازگشت بوی مرموز به تهران
۱۱ ماه پیش، یکی از عصرهای دی ماه ۹۷، بوی بسیار نامطبوعی به ناگهان بخشهای زیادی از شهر تهران را فراگرفت. بویی شبیه به مخلوط فاضلاب و زباله. ابتدا هر کس فکر میکرد در محدوده جغرافیایی که دارد این بوی نامطبوع را استشمام میکند ولی شبکههای اجتماعی زود این خبر را منتشر کردند که انگار این دیو ناشناس دستهایش را در بسیاری از مناطق تهران گسترده است. آن قدر این بو عجیب بود که به سرخط خبرها هم راه پیدا کرد. گمانهزنیهای ابتدایی از انتشار گاز بود تا بالا آمدن فاضلاب شهری و حتی شایع شد که لوله فاضلاب میدان انقلاب شکسته است. موضوعی که شهرداری منطقه آن را تکذیب کرد.
اما بو به همان ناگهانی که آمد، رفت. چند ساعتی میهمان ناخوانده و آزاردهنده تهرانیها بود و بعد مانند غول چراغ جادو به درون محفظه خود برگشت.
سازمان مدیریت بحران، محیط زیست، قرارگاه ثارالله، آتشنشانی، شرکت فاضلاب، شهرداران مناطق و سازمان پدافند غیرعامل در کارگروه ویژه شروع کردند به تحقیق و بررسی موضوع. هر کدام از این سازمانها، البته مشکل را به گردن دیگری میانداخت. محیط زیست میگفت که بو ناشی از کوه زباله در جنوب تهران است که شهرداری غیر اصولی آن را ایجاد کرده است. همان کوهی که مسافران فرودگاه امام وقتی از کنارش میگذرند بدون آن که آن را ببینند مجبورند که چند دقیقه بینی خود را بگیرند. اما شهرداری میگفت اگر چنین باشد پس باید این بوی نامطبوع در مناطق جنوبی شهر بیش از همه استشمام شود، در حالی که به تحقیق مناطق شمالی و مرکزی تهران بیشترین نصیب از این بو را داشتند. در همین راستا، مدیرکل اداره محیط زیست استان تهران احتمال دیگری را مطرح کرد و آن این که این بو شبیه مادهای به نام مرکاپتان است که شرکت گاز آن را به گاز مصرفی تزریق میکند، اما شرکت گاز این موضوع را رد کرد. با آنکه نهادهای درگیر و مسئول پیگیری این موضوع قول داده بودند که منشأ بوی بد را پیدا کنند، اما پس از گذشت ۱۱ ماه هیچ جوابی به افکار عمومی ندادند و منشأ بو همچنان ناشناخته باقی ماند.
حال پس از نزدیک به یک سال، در عصر روز دوشنبه یازدهم آذر ماه ۱۳۹۸ بوی نامطبوع و مرموز به تهران برگشت. بو همان بود و منشأ همچنان ناشناخته. مسئولان باز هم در مقابل این پرسش که منشأ این بو چیست سکوت اختیار کردند و فقط به این جمله که در حال بررسی هستیم بسنده کردند.
آیا بوی نامطبوع هم از این به بعد میهمان زمستانهای ما شده است، مانند وارونگی و آلودگی هوا، مانند آنفلوانزای h1n1؟»
حال که بیش از شش ماه به برگزاری یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی باقی مانده است، از هم اکنون گروهها و جریانات سیاسی شروع به کرکری خواندن برای یکدیگر کردهاند و آرزوهایشان را به عنوان تحلیل واقعیتها تحویل جامعه میدهند. در تحلیلها (آرزوها)، اصلاحطلبان دوست میدارند که مردم عملکرد دولت تدبیر و امید و کارکرد مجلس دهم بهویژه نقش لیست امید را به پای آنان ننوشته و در مجلس یازدهم، بار دیگر به لیست کاندیداهای آنان رای دهند. لذا با یک تقسیم کار، سیاست قهر و آشتی را در پیش گرفتهاند و با بهانه قرار دادن تحریمها و تهدیدهای خارجی، ضرورت مشارکت حداکثری مردم در انتخابات را به شورای نگهبان گوشزد میکنند و لازمه مشارکت حداکثری را هم کوتاه آمدن این شورا در احراز صلاحیت داوطلبان نمایندگی مجلس شورای اسلامی میدانند یا به قول خودشان، شورای نگهبان برای حضور اصلاحطلبان در این دوره از انتخابات میباید فرش قرمز زیر پایشان پهن کند. غافل از آنکه این شورا یک بار در جریان انتخابات ششمین دوره مجلس شورای اسلامی برای گرم کردن تنور رقابتها و بالارفتن میزان مشارکت بنا به توصیه برخی از چهرههای اصولگرا، فتیله نظارت را کمی پایین کشید اما نه تنها به میزان مشارکت مردم در انتخابات افزوده نشد بلکه کاهش نیز یافت. روی کار آمدن مجلس ششم نتیجه آن مصلحتاندیشی بود. بنابراین بسیار بعید به نظر میرسد که این شورا یک بار دیگر بخواهد بنا به توصیه اصلاحطلبان مصلحتاندیشی کند که آزموده را دوباره آزمودن خطاست.
از طرف دیگر اصولگرایان به جای اقناع افکار عمومی از عملکرد خود در مجالس هفتم تا نهم و بیان علت حمایت بی چون و چرای خود از دولتهای نهم و دهم (احمدینژاد) و حضور فعال در صحنه سیاست و ارائه برنامههای راهبردی برای اداره کشور، به انتظار امدادهای غیبی یا وضع تعرفه برای رقابت نشستهاند. در خیال خام خویش امیدوارند که با مدیریت فضای موجود، بتوانند اکثریت مجلس یازدهم را از آن خود کنند. لابد از نظر دوستان تکلیف شرعی مردم ایجاب میکند که در انتخابات مجلس شورای اسلامی شرکت کنند و به کسانی رای دهند که هم انقلابیاند و هم اسلامگرا هستند.
گرچه پیشبینی شاکله مجلس یازدهم از هماکنون کار دشواری است اما تجربه مجلس دهم و دولت یازدهم حکایت از واقعیتی به نام کموزنی گروههای سیاسی موجود اعم از اصولگرایان و اصلاحطلبان در به دست آوردن اکثریت مجلس یازدهم دارد. جریان اصلاحطلبی از مجلس هفتم و اصولگرایان از مجلس دهم دچار عارضه کموزنی در معادلات سیاسی کشور شدهاند. لذا بر این باورم که مجلس یازدهم به احتمال زیاد با اکثریتی به غیر از جریانات پرتوقع فعلی، از نیروها و شخصیتهای مستقل تشکیل خواهد شد و اصلاحطلبان و اصولگرایان دو اقلیت قوی این مجلس خواهند بود.
مطالبه افکار عمومی از شورای نگهبان قانون اساسی، همانطور که سخنگوی محترم این نهاد بیان داشتهاند، اعمال مر قانون در برگزاری مراحل مختلف انتخابات است. برای مشارکت حداکثری مردم در انتخابات هم، اصلا نیازی به مصلحتاندیشی این شورا نیست که یک جریان سیاسی انتظار پهن کردن فرش قرمز و جریان سیاسی دیگر توقع وضع تعرفه را داشته باشد.