اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

اخطارهای دنیای مجازی ،کسب و کار در فضای مجازی و تحلیل فضای فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی

دکتر بهروز نقویان دکترای مدیریت ، مدیر عامل شرکت تولید نرم افزارهای هوشمند ، خواننده پاپ و محلی خراسان شمالی ،مشاور شهرک صنعتی ایران مشاور دیجیتال مارکت و صادرات

شادی در منزل

زندگی در شهر های صنعتی باعث شده که انسان بیشتر خواهان احساس آرامش و راحتی در خانه باشد و در صورت شاغل بودن پس از بازگشت به منزل ، دوست دارد در محیطی آرام و دلپذیر هر چند کوچک ، شب را به صبح برساند تا روز دیگری شروع شود . پرسشی که ذهن بسیاری را به خود مشغول ساخته ، این است که چگونه می شود این محیط را فراهم کرد تا همه اعضای خانواده بتوانند از آن بیشترین لذت را ببرند ؟ از آنجایی که افراد به دلایلی نمی توانند در خانه های ویلایی یا خیلی شیک و بزرگ زندگی کنند به خانه های کوچک روی می آورند . این خانه ها نیز به دلیل کوچکی ، زیبایی چندانی ندارند . پس چگونه می توان علیرغم کوچکی خانه ها ، آنها را بزرگ ، زیبا و جذاب جلوه داد و در عین حال از زیبایی آن لذت برد ؟ ما چند پیشنهاد برای شما که به محیط خانه خود اهمیت می دهید ، داریم که اگر به آنها عمل کنید مطمئنا خانه ای زیبا و محیطی دلچسب خواهید داشت . اگر به موارد ذیل عمل کنید ، می بینید که حتی در خانه های کوچک هم می توانید احساس شادی و دلبازی داشته باشید . امیدوارم که این توصیه ها را جدی بگیرید .

گذاشتن عکس هایی از اعضای خانواده در گوشه و کنار منزل بسیار خوب است اما از افراط خودداری کنید ، به خصوص در مورد عکس های خودتان .

اضافه کردن گیاه ، سنگ ، صدف و دیگر عناصر طبیعی به تزیینات خانه ، تاثیر بسیار خوبی در روحیه اعضای خانواده دارد و در واقع طبیعت را به درون خانه می آورد .

هرگز سعی نکنید در تزیین منزل به کمال مطلق دست یابید . خانه شما باید زنده به نظر برسد و این به معنای کمی به هم ریختگی است . بنابراین همه چیز نباید همیشه درست درجای خود باشد .

با گذاشتن چند شاخه گل تازه در خانه ، روحیه شادی به افراد بدهید .

سعی نداشته باشید لوازم منزل را همرنگ انتخاب کنید بلکه باید بر هماهنگی رنگ ها توجه کنید . تزیین خوب خانه به این معنا نیست که همه چیز یک رنگ باشد .

در اثاث خانه به دنبال خطوط زیبا ، خوشایند و فرم محکم و جاندار باشید . اگر وسیله ای شکلی دارد که می دانید همیشه دوستش خواهید داشت همان را انتخاب کنید . به طور حتم شما در طول زمان از طرح ، رنگ و پارچه آن خسته خواهید شد که این مشکل با تعویض رویه حل می شود . مهم این است که فرم و مدل این وسیله را دوست داشته باشید .

هنگام جور کردن پارچه هایی با طرح های مختلف یک یا دو رنگ پایه را همسان در نظر بگیرید .

لوازم خانه را از نوع راحت و قابل استفاده تهیه کنید تا به خانه شما حال و هوای صلح آمیز و آرام بخش بدهد . استفاده از فرش و گلیم با الیاف طبیعی و پارچه هایی چون کتان و ابریشم خام ، حس با صفایی به خانه می دهد و آن را به یک آشیانه گرم مبدل می کند .

به خاطر داشته باشید که گاهی یک گردنبند زیبا بسیار بیشتر از یک گردنبند با گوشواره و دستبند یک شکل جلب توجه می کند . در چیدن لوازم منزل نیز این قانون وجود دارد . ترکیب جالب و ابتکاری لوازم منزل به شرط آنکه در آن افراط نشود ، بسیار زیباتر از یک سری مبلمان و میز و صندلی یک شکل خواهد بود .

حمام و سرویس های بهداشتی خانه را با شمع تزیین و با صابون های خوشبو ، عطرآگین کنید .

جزئیات کوچک مانند رومیزی ، بشقاب ها ، لیوان ها ، زیربشقاب ها ، گل و دیگر لوازم روی میز را که تفاوت فراوانی ایجاد می کنند از یاد نبرید . این رنگ ها و ریزه کاری ها ممکن است به نظر دست وپاگیر باشند اما آنقدر موثرند که ارزش زحمت را دارند .

در انتخاب لوازم فلزی به دنبال کیفیت باشید و در صورت لزوم لوازم کهنه را عوض کنید . سینک ظرفشویی ، شیرآلات و امثال آن به تدریج به نظر نمی آیند اما تعویض آنها تاثیر بسیاری بر نمای کلی خانه می گذارد .

از آنجایی که آثار هنری موجود در منزل معرف شخصیت شماست ، لوازم خانه را طوری انتخاب کنید که بر زیبایی تابلو ها و آثار هنری دیگر موجود در خانه بیفزاید . وسایل خانه را طوری نچینید که توجه را از آثار هنری به خود جلب کنند .

اتاق های خود را پر از وسایل نکنید . هر چیز خوبی با افراط به سوی بدی متمایل می شود ، کمی از این و کمی از آن کافی است . مراقب باشید که اتاق را با رنگ یکنواخت ، ظروف فلزی کوچک و بزرگ ، اشیای چوبی ، کاغذ دیواری و برگ های طلایی پر نکنید . سعی کنید در یک اتاق ساده و خلوت ، غافلگیری های خلاقانه ترتیب دهید . طراحی خوب شامل انتخاب رنگ و حس صحیح است با چاشنی هایی از تزیینات زیبایی که دوستشان دارید .

در پایان ، مهمترین چیز در خانه پرده است . به این ترتیب که اگر خانه کوچکی دارید سعی نکنید پرده هایی که والان دارند را به آن آویزان کنید چون هر چه پرده ضخیم تر و پرلایه تر باشد خانه را کوچکتر جلوه می دهد . بنابراین برای خانه های کوچک از پرده های تور و یک لایه که از آن چیزی آویزان نیست ، به عبارتی والان ندارد ، استفاده کنید یا در صورت تمایل از والان های کوچک و خیلی ظریف استفاده کنید .

● گیاهان خانگی

سعی کنید شاخه گل ها را بلند بگیرید و هنگام چیدن گل از شاخه ، این کار را به آرامی و حتی الامکان به وسیله قیچی مخصوص انجام دهید .

هیچ می دانستید که عسل به جز اینکه خواص زیادی دارد ، در حفظ شادابی گل هم اثربخش است ؟ برای این منظور کافی است پس از چیدن گل ، کمی عسل به انتهای ساقه آن بمالید .

هنگام جابه جا کردن قلمه های گل نیز برای آنکه خشک نشود ، می توانید طبق روش بالا از عسل استفاده کنید .

به محض آنکه گل را از شاخه جدا کردید ، آن را مدتی در آب نیمگرم سپس در آب سرد قرار دهید . این عمل به دوام گل های شما کمک خواهد کرد .

هر روز آب گل های خود را عوض کنید . چند دقیقه ساقه گل ها را در آب گرم قرار دهید و توجه داشته باشید که هر بار آب گل ها را عوض می کنید ، اندکی از انتهای ساقه آن بچینید تا گل های شما تازه تر بماند .

اضافه کردن مقدار بسیار کمی نمک یا شکر ( به اندازه یک نوک انگشت ) نیز به گل های شما جان تازه ای می بخشد

تغییر و تحول در زندگی

رشد و پیشرفت نتیجه ایجاد تغییر و تحول در زندگیست . اگر همچنان در وضعیت فعلی خود باقی بمانید ، هیچ گاه به رشد و تعالی نمی رسید . شیوه ی تفکر و عملکرد خود را تغییر دهید تا بتوانید به کلیه اهداف خود دست پیدا کنید . باید توجه داشت که تغییر و تحول از یک روند ممتد پیروی کرده و هیچ گاه متوقف نمی شود . به محض متوقف شدن تغییر و تحول ، رشد و پیشرفت شما هم متوقف می گردد .

ما قصد داریم تا در این مقاله مهم ترین تکنیک های موجود در زمینه ایجاد تغییر و تحول در زندگی را به شما معرفی کنیم .

۱ - ریتم زندگی خود را آرام کنید

شما نیاز به زمان دارید تا بتوانید فکر کنید و افکار خود را در زندگی فردی بازتاب دهید . اگر تمام مدت سرتان شلوغ باشد ، وقت کافی برای فکر کردن به اهداف خود ندارید چه برسد به اینکه بخواهید دست به عمل بزنید و زندگیتان را تغییر دهید . پس ریتم زندگی خود را آرام و ملایم نمایید و برای تغییر در زندگی خود فضا ایجاد کنید .

سعی کنید آهسته به جلو پیش بروید تا در عین حال بتوانید بیش از پیش از زندگی لذت ببرید . مشغولیت های بی مورد نه تنها لذت تماشای مناظر بی نظیر زندگی را از شما می گیرند بلکه باعث می شوند که شما هیچ حسی نسبت به اینکه کجا هستید ، به کجا می روید ، و چه کاری انجام می دهید نیز نداشته باشید .

« ادی کانتور »

۲ - خواستار تغییرباشید

" تمایل داشتن " ضروری است . این زندگی شماست ، هیچ کس نمی تواند در آن تغییر ایجاد کند مگر خود شما . اگر خودتان خواستار تغییر نباشید ، آنگاه هیچ چیز در این دنیا نمی تواند شما را مجبور به تغییر کند .

به این منظور در ابتدا باید به خود بگویید که با ایجاد تغییر ، زندگی من از شرایط فعلی بهتر خواهد شد . اصلاً مهم نیست که زندگی شما تا چه اندازه خوب است به هر حال باز هم جای پیشرفت و ترقی وجود دارد . از سوی دیگر اگر تصور می کنید که زندگیتان اصلاً خوب نیست ، باز هم ناامید نشوید ، همیشه جای امیدواری برای بهبود اوضاع وجود دارد . به خودتان بقبولانید که همیشه توانایی ایجاد تغییرات مناسب در زندگی را دارید .

۳ - مسئولیت پذیر باشید

قبول مسئولیت های زندگی یک " باید " است . دیگران را به خاطر اتفاقات بدی که در زندگیتان رخ می دهد سرزنش نکنید . انگشت سرزنش خود را به سوی خانواده ، دوستان ، کارفرما و یا وضعیت بد اقتصادی جامعه نشانه نگیرید . خوبی و بدی موجود در زندگی مستقیماً به عملکرد فردی شما بستگی دارد . زمانیکه مسئولیت این موارد را پذیرفتید ، آنگاه می توانید انتظار ایجاد تغییرات شگرفی را در زندگی خود داشته باشید .

باید تصمیم بگیریم که خودمان و نه اوضاع و احوال پیرامونمان را تغییر دهیم . با این روش می توانیم خیلی موثرتر عمل کنیم .

« استفان کوی »

۴ - ارزش های اصلیتان را مرور کنید

در اعماق قلب هر فرد اصولی وجود دارد که وی به شدت به آنها معتقد است . از خود سوال کنید ارزشمند ترین چیزی که در زندگیتان وجود دارد چیست ؟ احساس می کنید برای داشتن یک زندگی موفق باید چه اصولی را رعایت کنید ؟ اینها ارزش هایی هستند که خودتان باید نسبت به آنها آگاهی داشته باشید . آنها را پیدا کنید و به خودتان یادآوری نمایید .

۵ - دلایل مهم زندگیتان را پیدا کنید

ایجاد تغییر کار ساده ای نیست چرا که شما باید بر سکون حاکم بر زندگی خود غلبه کنید . درست مثل یک شاتل فضایی که برای غلبه بر جاذبه ی زمین نیاز به یک موشک پرقدرت دارد . شما هم برای غلبه بر سکون موجود در زندگی نیاز به یک منبع پرقدرت انرژی دارید . دلیل شما برای تغییر درست همان منبع انرژی است . برای پیدا کردن این دلایل ببینید چه چیزهایی برایتان مهم هستند .

۶ - افکار نیرو بخش را جایگزین افکار محدود کننده کنید

افکار محدود کننده جزء بزرگترین موانعی هستند که شما را از پیشرفت در زندگی محروم می کنند . ابتدا باید آنها را پیدا کنید تا بعداً بتوانید بر آنها غلبه کنید . به منظور تشخیص این قبیل افکار در ذهن خود به دنبال افکاری باشید که شامل عبارات زیر هستند :

" من نمی توانم …. "

" قادر نیستم که …. "

" من هیچ وقت نتوانستم …. "

" هیچ راهی وجود ندارد که …. "

هر زمان که در ذهن خود به یکی از این افکار برخورد کردید ، آن را یادداشت نمایید و یک تفکر نیرو بخش را جایگزین آن نمایید . در مقابل هر جمله منفی یک جمله ی مثبت بنویسید .

۷ - عادات خوب را جایگزین عادات بد کنید

شما می بایست علاوه بر افکار محدود کننده ، عادات بد خود را نیز پیدا کنید . آیا عاداتی هستند که همیشه شما را از اقدام کردن باز می دارند ؟ آیا رفتار هایی هستند که باید از آنها دست بکشید ؟ بهتر است که لیستی از آنها تهیه نمایید .

سپس به جای اینکه سعی کنید آنها را ترک کنید ، یکسری عادات مثبت برای جایگزین نمودن آنها در نظر بگیرید . فرض کنید یکی از عادات بد شما تماشای بیش از اندازه تلویزیون است . به جای اینکه مدت زمان تماشای تلویزیون را کم کنید ، به انجام کاری فکر کنید که جایگزین تلویزیون شود . به عنوان مثال می توانید مطالعه کردن را انتخاب کنید .

۸ - برای خود الگو و مربی انتخاب کنید

پیدا کردن یک الگو در زندگی کمک بزرگی در راه تعالی آرمان ها محسوب می شود . او می تواند شما را راهنمایی کرده و مشکلات و موانع موجود بر سر راهتان را یادآوری نماید . با این کار می توانید در وقت و ان‍رژی خود صرفه جویی کنید .

البته پیدا کردن یک مربی خوب ساده نیست و در ابتدا شما باید به او ثابت کنید که فرد مستعد و قابلی هستید . سعی کنید در نظر او فرد مفیدی جلوه کنید . در کارها کمکش کنید تا ثابت کنید که شاگرد زرنگی هستید و این ارزش را دارید که بر روی شما سرمایه گذاری کند .

۹ - انتظارات منطقی داشته باشید

باید از ابتدای راه انتظارات منطقی را در ذهن خود بپرورانید . کار شما در مراحل ابتدایی به مراتب ساده تر است و هر چه جلوتر می روید موانع و مشکلات هم بیشتر می شوند . تغییر و تحول نیازمند زمان است به ویژه اگر بخواهید تغییرات دائمی در زندگی خود ایجاد کنید . انتظارات منطقی ، شما را در شرایط سخت همچنان پابرجا نگه می دارند .

۱۰ - پیوسته در حرکت باشید

مسئله اصلی آغاز نمودن کار است . زمانیکه شروع کردید ، آنوقت می توانید با سرعت دلخواه به جلو پیش بروید . درست مثل هل داد ماشین ، در ابتدا باید نیروی زیادی به آن وارد کنید تا راه بیفتد ، اما وقتی راه افتاد نیاز به انرژی کمتری دارد .

همیشه در حال بهبود زندگی خود باشید . سعی کنید هر روزتان بهتر از دیروز باشد . همانطور که قبلاً هم گفتیم تا تغییر و تحول نباشد ، خبری از رشد و پیشرفت هم نخواهد بود .

عشق و هوس

1 – عشق معطوف به غیر از خود است .

در حالیکه محور هوس خود فرد و لذت اوست . جملات زیر را مقایسه کنید :

- ( من ) دوستت دارم

- ( من ) برات می میرم

- ( برای من ) هیچکس مثل تو نمیشه

- ( من ) همیشه به فکر توام

-( من ) را فراموش نکن

- ( من ) از تو رنجیدم

در حالیکه در عشق ، توجه به حالت ها و لذت های خود نیست . و خواست و شرایط معشوق جایگزین خودخواهی فرد می شود .

جمله معشوق است و عاشق پرده ای

زنده معشوق است و عاشق مرده ای

2 – هوس پاسخ به یک نیاز جسمانی و روانی است .

مثل نیاز به آب ، نیاز به اکسیژن ، نیاز به غذا . ولی عشق فراتر از یک چنین نیازی هست . عشق فراهم آورنده رشد و خودشکوفایی فرد است . لذا فرد عاشق خود را خوار نمی کند ، کوچک نمی کند . عشق عزت و احترام دارد و این احترام از روی بی نیازی و بزرگی عشق حاصل می شود . شاید در فیلم ها دیده و شنیده باشید که فردی می گوید « من عشق را گدایی نمی کنم » .

هر چه جز عشقست ، شد ماکولِ عشق

دو جهان یک دانه پیش نَولِ عشق

دانه یی مر مرغ را هرگز خورَد ؟

کاهدان مر اسب را هرگز چَرَد ؟

3 – عشق محدود کننده و زندانی کننده معشوق نیست .

عشق آزاد کننده است . اگر فردی را مجبور کنیم که همه علائق ، سلیقه ها و تفکراتش را فقط متوجه ما کند و فقط به ما بیندیشد ، او را محدود به خودمان کرده ایم ، نه اینکه عاشق خود کرده باشیم. در واقع این عشق نیست ، این یک هوس است و ما را وابسته به شخص دیگری نموده است .

آنکه او بسته غم و خنده بود

او بدین دو عاریت زنده بود

باغ سبز عشق ، کو بی منتهاست 

جز غم و شادی درو بس میوه هاست

عاشقی زین هر دو حالت ، برترست

بی بهار و بی خزان ، سبز و ترست

در نگنجد عشق در گفت و شنید

عشق ، دریایی ست قعرش ناپدید

 

4 – عشق با بدبینی و سوء ظن همراه نیست .

عشق یک اعتماد است . یک اطمینان است و پس از شناخت رفتار ، گفتار و احساسات معشوق ، و به جهت یک آگاهی عمیق به وجود می آید . لذا ابتدا اعتماد به وجود می آید و بعد عشق منعقد می شود .

بعضی ها می پرسند : « باید اول عاشق شد بعد ازدواج کرد یا اول ازدواج کرد بعد عاشق شد ؟! »

در جواب باید گفت : اگر بعد از ازدواج بخواهی عاشق بشوی که کار از کار گذشته است و آن فرد هر خصوصیت یا رفتار و یا افکار و احساسی که داشته باشد ، باید تحمل کنید ، نام این عشق نیست .

از طرف دیگر بدون بررسی ، شناخت ، تحقیق و ارتباط رسمی چگونه می توان عاشق فردی شد تا در پی آن ازدواج کرد ؟ ( یعنی روش عاشق شدن قبل از ازدواج چگونه است )

خلاصه اینکه ، طی یک فرایند رسمی که خانواده ها در جریان هستند ، و ارتباطات شما آشکار و شفاف هست . با مشورت و بررسی شما و خانواده هایتان از فرد مقابل آگاهی به دست می آورید ، تناسب رفتار ها ، نقاط ضعف ، احساسات و افکار یکدیگر را می سنجید و سایر معیار های مطلوب را دقیقا ارزیابی می کنید . بدیهی است که اگر این موارد مثبت باشد خواه ناخواه شما عاشق فرد می شوید ( نه هوس پیدا کنید ) .

اما هوس اینست که معمولا به صرف مجاورت ایجاد می شود . همکلاسی ، هم محله ای ، همکار ، فامیل و ... می بینید ، خنده ها و عشوه هایش را حس می کنید ، شیطنت ها ، بازیگوشی ها ، و کلاس گذاشتن هایش را نظاره می کنید ، به دلتون می افتد که عاشقش هستید و با خیالات مستمر از او غولی می سازید که فقط بعد از ازدواج شکسته می شود و واقعیت آن روشن می شود . معمولا چنین دو نفری به جای شناخت یکدیگر ، انرژی خود را صرف احساسات یکدیگر می کنند ، دل می دهند و قلوه می گیرند ، هر روز به تعداد زیادی برای یکدیگر می میرند ، یا حداقل غش می کنند و تعارفات کلاس بالا نصیب هم می کنند ، از وجود یکدیگر ممنون می شوند ، از هم زیاد تشکر می کنند ، با مطالعاتی که در مورد مخ زنی دختر یا پسر در اینترنت یا .... آموخته اند سعی می کنند طرف مقابل را شیفته خود سازند ( به هر قیمتی ) به هم زیاد کادو می دهند ، متون ادبی جالب ، آهنگ های احساس نواز ، و مبالغه های غیر عقلانی به یکدیگر پیشکش می کنند ، کم کم نقش پدر ، مادر ، دوستان ، همکاران و ... را حذف کرده و همه را یک جا به محبوب خود پیشکش می کنند ، و وقت خود را یا با او پر می کنند یا با خیالات او سر می کنند و در خیالات خود او را تک ستاره ای می دانند که آسمان قلب آنها را نورانی می کند ، بدون او زندگی معنی و مفهوم و شور خود را از دست می دهد . او یک انسان نیست ، یک فرشته است ، او هیچ عیبی ندارد ، و فقط و فقط مهر و عشق و صفا و نقاط مثبت است . تصور از دست دادن او ، کابوسی وحشتناک هست . مفعول شعر های تمام ترانه های شاد و غمناک به نوعی به محبوب آنها بر می گردد ، و اینگونه این احساسات غیر قابل کنترل می شود ، در حالیکه عشق همانطور که گفته شد ، فرایند مشخصی از آگاهی می باشد . منظور این نیست که از احساس تهی باشد ، نه ، اما احساس یکی از پارامتر های مهم در کنار پارامتر های آگاهی هست که نمی تواند جای خالی دیگر خصیصه ها را پر کند .

احساس انفجار آمیز در رابطه ها منجر به تحریف واقعیت ها شده و آنقدر آب را گل آلود می کند که خود فرد به هیچ وجه قادر به شناخت صحیح طرف مقابل خود نیست . و پس از فروکش کردن احساسات ، پس از ازدواج ، تفاوت میان خیالات خود و واقعیت ها را درک می کنند .

 

5 – عاشق ، خود را ملزم می داند که حریم عشق و معشوق را رعایت کند و هنجارها را به نفع لذت خود نمی شکند . عاشق در پی کام گرفتن از معشوق ، پیش از آنکه این حریم کامل و رسمی شود ، نیست . باید کانون خانواده شکل گیرد و انعقاد پیمان زناشویی انجام پذیرد و طرفین مسئولیت زندگی و تعهد کامل را نسبت به هم بپذیرند . هر گونه خلوت ، لمس و ارتباطی که جنبه لذت جویی داشته باشد ( قبل از تعهد کامل زناشویی و در چارچوب قانون ) ، صرفا آسیب پذیری عشق را به همراه دارد و این آزمایش کردن عشق نیست ، بلکه سیراب کردن هوس و عطش شهوانی است .

عشق هایی کز پیِ رنگی بُوَد

عشق نَبوَد ، عاقبت ننگی بود      

 

6 –  چنین مواردی از نشانه های هوس هستند : زودرنجی ، قهر و آشتی ، دل خوری ، نگرانی ، تردید ، عجله در به نتیجه رسیدن ، امروز و فردا کردن ، زبان بازی کردن ، با چند نفر ارتباط صمیمی و عمیق عاطفی گرفتن ، رویاپردازی در مورد فرد ، چشم پوشی از نقاط ضعف آن شخص و ... ، همه از نشانه های هوس است ، در حالیکه عشق ، قامتی رعناتر ، بزرگتر ، قوی تر و منحصر به فرد دارد و از همه مهمتر آرامش بخش است و نگرانی از درست رفتن ، ندارد . عشق هایی که نگرانی آفرین ، اضطراب آور و دمدمی مزاج و به ظواهر فرد بستگی دارد ، همان هوس ها هستند که « محور من » در آنها قوی است . یعنی فرد همه چیز را برای خودش می خواهد ، نه معشوق

هر که را جامه ز عشقی چاک شد

او ز حرص و جمله عیبی پاک شد

شاد باش ای عشقِ خوش سودای ما

ای طبیبِ جمله علت هایِ ما

ای دوایِ نخوت و ناموسِ ما

ای تو افلاطون و جالینوس ما

جسمِ خاک از عشق ، بر افلاک شد

کوه ، در رقص آمد و چالاک شد

 

7 – عشق پیش نیاز لازم دارد .

یعنی فرد باید رشد کند و از مراحلی بگذرد تا نوبت به عاشق شدن برسد . کسی که هنور با والدینش درگیر است ، سازگاری با همکاران ندارد ، رابطه صمیمانه ای با دوستانش ندارد . افسرده و مضطراب است ، تصمیم های مهمی در زندگی نگرفته یا به اجرا در نیاورده است ، از این شاخه به آن شاخه می پرد ، هدف زندگی خود را شفاف ترسیم نکرده است . و حتی در انتخاب هنجار ها به انتخاب ثابتی برای وضع ظاهری ، پوشش و نحوه رفتارش نرسیده است و مردد بوده و روز به روز شکل به شکل می شود و هویت خود را نیافته است ، مانند کودک پیش دبستانی است که برای اردو به دانشگاه رفته باشد ، او هرگز نمی تواند در نقش دانشجو باشد . حتی اگر بر روی صندلی های دانشگاه بنشیند . لذا عشق پس از بلوغ عاطفی ، بلوغ اجتماعی ، بلوغ فکری ، بلوغ روانی و ... پیدا می شود ، در غیر این صورت فقط هوس خامی بیش نیست .

 

8 – عشق باید یک وحدت و یکپارچگی بین شما ، افراد و همه هستی ایجاد کند .

اگر رابطه دختر و پسری ، با پنهان کاری ، تعارض ، درگیری با دیگران ، احساس گناه ، اضطراب ، تردید ، و قطع روابط اجتماعی با دیگران ، مشکل در شغل ، تحصیل ، روابط خانوادگی و ... همراه هست باید مطمئن شد که هوس ، خود را به جای عشق به آنها معرفی کرده است . و چنین شروعی برای رابطه ، پایان هایی به مراتب دردناک تر و فجیع تر به همراه دارد .

در نگنجد عشق در گفت و شنید

عشق ، دریایی ست قعرش ناپدید