
در زندگی تمام همسران لحظاتی دلنشین وجود دارد که هرگز مایل به پایان آن نیستند اما در بسیاری موارد با وجود علاقه طرفین به یکدیگر اشتباهاتی رخ میدهد که تازگی و شادابی زندگی را کاهش میدهد.
بسیاری از همسران میگویند ما ارکان اولیه زندگی را درست بنا کردیم اما پس از گذشت چند وقت دیگر رضایتی از زندگیمان نداریم و نمیدانیم چه کنیم.بهتر است بدانید رعایت نکاتی کوچک میتواند از بروز بسیاری از مشکلات بزرگ جلوگیری کند.اگر شما مایل به داشتن زندگی مشترک دلپذیر در محیطی دلنشین هستید با ما همراه شوید:
به مشکلات حمله کنید نه به یکدیگر
وقتی با چیزی موافق نیستید یا رفتار همسرتان به دلیلی شما را میآزارد در نخستین فرصت به او و رفتارش حمله نکنید بلکه به موردی که موجب رنجش شما شده و علت واقعی احساس ناخوشایندتان اشاره کنید و سعی کنید مطالب خود را در کمال احترام بیان نمایید. خواهید دید وقتی همسرتان مورد حمله واقع نشود با واقع بینی بیشتری سعی در رفع مشکل خواهد داشت.
با همسرتان همراه شوید
اگر همسرتان قصد دارد به جای خاصی برود یا به ورزش خاصی علاقهمند است در صورت امکان او را همراهی کنید. بسیاری از همسران معتقدند علاقهای به جایی که همسرشان میرود یا فعالیتی که او در آن شرکت میکند ندارند اما بهتر است بدانید اگر چند بار در چنین مواردی او را همراهی کنید احساس بهتری خواهید داشت و در مواردی نیز چه بسا به ورزش یا فعالیت و تفریحی که او انجام میدهد علاقه پیدا میکنید.
بسیاری از افراد از تجربه کردن هر چیزی برای نخستین بار فرار میکنند و بهانهشان هم این است که ما تاکنون چنین کاری را نکردهایم یا به این چیزها علاقه نداشتهایم. مطمئن باشید هر کاری که شما دوست ندارید لزوما بد هم نیست.
فکر خوانی را کنار بگذارید
ازدواج به معنی اطلاع از تمام افکار و اندیشهها و اهداف همسرمان نیست. در بسیاری موارد فکرخوانی ما اشتباه است و قضاوتی نامناسب میکنیم پس به جای اینکه فکر همسرمان را بخوانیم و همین توقع را نیز از وی داشته باشیم بهتر است در مواردی که نمیدانیم از او سوال کنیم و خود نیز خواسته هایمان را روشن و واضح بیان کنیم.درست است که باید با همسرمان در یک اتاق و یک منزل زندگی کنیم اما این بدان معنی نیست که او حق ندارد فضایی شخصی و خصوصی داشته باشد. او میتواند تمام وسایل یا حتی نوشتههای شخصی و خصوصیاش را در کمد یا جایی از منزل که فقط متعلق به اوست داشته باشد و شما نیز به عنوان همسر محترم حق ورود بیاجازه او را به این محدوده ندارید.
هیچ کس کامل نیست
هیچ انسانی کامل نیست پس توقع نداشته باشید همسرتان در تمام موارد مطابق میل یا حتی کنترل شما رفتار و صحبت کند. بهتر است تفاوتها و حتی کمبودها را بپذیرید تا او با احساس امنیت بیشتری در کنارتان زندگی کند و علاقه بیشتری به جلب رضایت شما داشته باشد.
گاهی اوقات عذر خواهی بد نیست
اگر هیچ وقت عذر خواهی نمی کنید ،مطمئن باشید شعله ی این زندگی چندان فروزان نخواهد ماند. در بسیاری از موارد حتی شاید در مواردی که عمدی در کار نبوده اتفاقاتی میافتد که شما در آن دخیل بودهاید. یک عذرخواهی ساده نشانگر عمق علاقه و احترام شما نسبت به همسرتان خواهد بود.
فرزندان همه چیز نیستند
هرگز به گونهای رفتار نکنید که همسرتان احساس کند در خانه نفر دوم برای شما محسوب میشود و همواره فرزندان را بیشتر از او دوست دارید.
در کمال علاقه و احترام به همسرتان میتوانید به فرزندانتان نیز محبت کنید و این محبت نباید مغایر با ارزشهای همسرتان باشد. مطمئن باشید با ارزش دادن به همسرتان فرزندان نیز احساس شادی بیشتری در محیط خانواده خواهند کرد و این مساله شما را مادر یا پدری بی عاطفه نیز نخواهد کرد.
همواره خود را آرام نشان ندهید
نه. نه. نه. چنانچه هرگز احساسات و ناراحتیهای خود را نشان ندهید یا در مورد ناراحتیها و آزردگیهای خود صحبت نکنید ممکن است به خود بیایید و ببینید که 20 سال زندگی مشترک داشتهاید اما هنوز بر سر مسالهای که سال اول داشتهاید مشکل دارید. این کار نه تنها به بنیان روابط بلکه به سلامت و شادابی جسمی و روحی شما نیز آسیب خواهد زد پس در مواردی که به شدت ناراحت یا عصبانی هستید لازم نیست با فرو خوردن خشم ظاهری آرام نشان دهید اما درونتان غوغا باشد. در این گونه موارد ناراحتیها را به گونهای محترمانه اما قاطع بیان کنید تا تخلیه شوید و همسرتان نیز از دیدگاه شما آگاه شود.
یکی از مسائلی که با رعایت آن میتوان کانون گرم خانواده را حفظ کرد احترام گذاشتن است. وقتی احترام گذاشتن یکی از ارکان زندگی باشد خیلی از اتفاقها نمیافتد مثلا وقتی احترام هست دیگر توهین وجود ندارد، وقتی احترام هست دلخوری کمتری پیش میآید و زن و شوهر به هم نزدیکتر و علاقمندتر میشوند و... گاهی زن و شوهرها فکر میکنند که قرار نیست همدیگر را دوباره ببینند و گاهی در میان جر و بحثهای زناشویی به هم بیاحترامی میکنند و نمیدانند که این کار تنها باعث دوری و کمرنگ شدن علاقه همسرانشان به آنها میشود. نکته جالب این است که احترام یا در همه ابعاد وجود دارد یا در هیچ ابعادی نیست. مثلا فردی که نمیتواند به خود احترام بگذارد نمیتواند به شما نیز احترام بگذارد یا فردی که به خانواده خود بیاحترامی میکند به خانواده شما نیز بیاحترامی خواهد کرد. حال برای اینکه بتوانیم ابعاد احترامگذاشتن را بشناسیم به توضیح هرکدام از آنها میپردازیم.
احترام به خود
احترام گذاشتن به طور کلی به معنی حفظ حریم است و وقتی صحبت از احترام به خود است یعنی فرد حریم خود را نگه میدارد. همانطور که گفتیم تا کسی نتواند به خود احترام بگذارد دیگران را نیز نمیتواند محترم شمارد. برای اینکه بتوانید احترام به خود را بخوبی درک کنید بعضی از مظاهر احترام به خود را میشماریم:
1 ــ ظاهری متناسب دارد: کسی که به خود احترام میگذارد فردی در ظاهر مرتب و تمیز است و به سلامت خود اهمیت میدهد. مثلا سیگار نمیکشد، پرخوری نمیکند، ورزش میکند، مراقب سلامتی خود است و... .
2 ــ در کلام با دقت است: کسی که به خود احترام میگذارد هر حرفی را نمیزند و به قولی بددهن نیست. دروغگو نیست و خلاصه در کل حرف بیجا نمیزند و زیاد شوخی نمیکند تا به دیگران اجازه بیاحترامی به خود را ندهد.
3 ــ به روح و روان خود اهمیت میدهد: غیر از جسمش از روحش هم مراقبت میکند. با آموختن و هنر و با پرداختن به معنویات روانش را تغذیه میکند تا فردی تک بعدی نباشد.
4 ــ فردی رو به پیشرفت است: هر وقت او را ببینید چیز جدیدی برای گفتن یا کار جدیدی برای انجام دادن دارد. در حال آموختن است و روز به روز به اطلاعاتش اضافه میکند و اهل کتاب است و در حال پیشرفتی همهجانبه است نه تنها در یک بعد.
5 ــ فردی مفید برای خود است: میتواند بخوبی به خودش در بحرانها کمک کند و خود را از بحرانها نجات دهد و کمتر پیش میآید به کمک دیگران احتیاج پیدا کند و به خود متکی است.
6 ــ انسانهای خوبی دور و برش هستند: دوستان خوبی را برای مراوده انتخاب میکند و با انسانهایی معاشرت دارد که از آنها یاد بگیرد نه انسانهایی که تنها باعث گمراه شدنش میشوند. احترام به خود مصداقهای دیگری هم دارد.
احترام به همسر
احترام به همسر یعنی اینکه همسرمان برای ما شخصی مهم است که حفظ حریم او اهمیت دارد. هیچکس از اینکه به او بیاحترامی شود لذت نمیبرد و از شخصی که بیاحترامی میکند استقبال نمیکند. وقتی شما به همسر خود بیاحترامی میکنید او را از خود دور میکنید و به او نیز این اجازه را میدهید تا به شما بیاحترامی کند و حریمهای بین شما برداشته شود طوری که باب بیاحترامی باز شده و با کوچکترین جرقهای همدیگر را به باد بیاحترامی خواهید گرفت. زمینههای احترام به همسر عبارتند از:
۱ ــ احترام به حریم شخصی: به حریم شخصی همسرتان احترام بگذارید. این حریم شامل بخش خصوصی زندگی همسرتان میشود که فقط مربوط به خودش است. مثل لحظاتی که میخواهد تنها باشد یا یادداشتهای شخصی که برمیدارد یا به علایق خاص خودش میپردازد. یادتان باشد هیچگاه حریم شخصی همسرتان را مسخره نکنید مثلا ممکن است او یک نقاشی کشیده باشد که شما منظورش را متوجه نشده باشید حق ندارید که او را مسخره کنید و به او با این کار بیاحترامی کنید در واقع در این حریم خصوصی، شما باید نقش یک دوست را برای همسرتان ایفا کنید نه یک همسر ایرادگیر.
2 ــ احترام در گفتار: بیاحترامی در کلام به معنی بددهنی و استفاده از کلمات زشت و نسبت دادن آنها به همسرتان است حال چه در مشاجره چه در شوخی. یادتان باشد زیادهروی در شوخیهای نابجا به بیاحترامی میانجامد. در عصبانیت هم سعی کنید زیاد حرف نزنید و تا آرامش تان را به دست نیاوردید وارد بحث با همسرتان نشوید.
کلام زیبا و دلنشین و محترمانه و محبتآمیز همیشه به دل مینشیند حتی در زمان مشاجره و بگو مگو. محبت و تشکر خود را نسبت به همسرتان به زبان بیاورید تا احترام کلامی را تمام و کمال به جا آورده باشید.
3 ــ احترام در رفتار: بیاحترامی در رفتاریعنی سراغ کاری رفتن که همسرتان دوست ندارد شما انجام دهید ، رعایت نکردن حقوق همسرتان به عنوان یک انسان، عمل نکردن به وظایفتان به عنوان یک همسر، عدمکمک به همسرتان در اموری که میتوانید به او کمک کنید، نرسیدن به وضع ظاهری و مادیات زندگی مشترک، بیمسوولیت بودن در قبال زندگی مشترک و بیتوجهی به حساسیتهای طرف مقابل از قبیل بیاحترامی در رفتار به همسر است. حال احترام گذاشتن در رفتار به همسر به معنی این است که حساسیتهای رفتاری همسرتان را بشناسید و تا جایی که میتوانید طبق آن رفتار کنید مثلا اگر همسرتان روی نوعی پوشش حساس است آن را نپوشید. به حقوق همسرتان احترام بگذارید و اجازه دهید در چارچوب زندگی مشترکتان زمانی هم برای خودش باشد تا یک تجدید قوا برای زندگیتان کند، مانع پیشرفت همسرتان در هیچ زمینهای نشوید، به او در اموری که از دستتان برمیآیدکمک کنید، همیشه ظاهری مرتب و تمیز داشته باشید، مسوولیتپذیر باشید و نشان دهید که زندگی مشترکتان برایتان مهم و ارزشمند است و از او بابت تمام زحماتش همیشه ابراز تشکر کنید.
4 ــ رعایت احترام در جمع: شما همیشه و در همه حال باید به همسرتان احترام بگذارید. احترام گذاشتن در جمع نیز یکی از این حالتهاست که خیلی مهم است. اگر از همسرتان جلوی جمع ایراد گرفتید، اگر سر او داد زدید، اگر به او کم محلی کردید و حواستان اصلا به او نبود و به دیگران از او گله کردید یا مسخرهاش کردید و رازها و خاطراتش را بدون اجازه او بازگو کردید بدانید که به همسرتان بیاحترامی کردید، اما اگر با او خوشرفتار و مهربان بودید حواستان به او بود و از او به اندازه در جمع تعریف کردید و ایراداتش را پوشاندید آن وقت به او احترام گذاشتهاید. یادتان باشد محبت زیاد از حد در جمع باعث میشود که جمع از شما زده شده و محبت شما را ریا و تظاهر فرض کنند. احترام گذاشتن با محبت کردن متفاوت است و هر کدام جای خود را دارد. پس یادتان باشد در جمع به اندازه به همسرتان محبت کنید.
5-احترام به خانواده همسر :یکی از مسائلی که خیلی از زوجها سر آن اختلاف دارند خانوادههای یکدیگر است، اما اگر زوجها یاد بگیرند به خانوادههای یکدیگر احترام بگذارند آن وقت بسیاری از مسائلشان در این مورد حل خواهد شد. برای اینکه در زمینه خانوادهها اختلافی نداشته باشید به این نکات عمل کنید:
1 ــ در کلام و رفتار به خانواده خود و همسرتان بسیار احترام بگذارید.
2 ــ تا جایی که میشود به خانواده خودتان اجازه دخالت در زندگیتان را ندهید. اگر هر کدام از زن و شوهر این اجازه را به خانوادههای خود ندهند دیگر جای اعتراض برای کسی باقی نخواهد ماند.
3 ــ اشتباهات خانواده خود را بپذیرید و بیجا از آنها دفاع نکنید. اگر خانواده شما اشتباهی مرتکب شد سریع آن را بپذیرید تا هم همسرتان آرام شود و هم به خود اجازه بیاحترامی به خانواده شما را ندهد. اما اگر دفاع بیجا کنید همسرتان را عصبانیتر کردهاید و احتمال بیاحترامی کردن را بیشتر.
4 ــ رفت و آمد با خانوادهها را به تعادل برسانید و افراط و تفریط نکنید.
5 ــ اگر خانواده همسرتان اشتباهی مرتکب شد با صبر و گذشت از آن بگذرید و آن را به هیچوجه بازگو نکنید.
6 ــ همیشه و در هر زمینهای با محبت جواب خانواده همسرتان را بدهید تا هیچ وقت شما بیاحترامی نکرده باشید.
وقتی به خانواده همسرتان احترام میگذارید آرامش دارید و میتوانید از همسرتان هم بخواهید به خانواده شما احترام بگذارد.
به بهانه ی تمام شدن ماه مبارک رمضان ،ماه خودسازی،ماهی که بعد از اتمام آن باید نحوه ی تفکر،ارتباط ،روش و به طور کلی زندگی مان تغییر کند.
از «بینایى» تا «بینش»، فاصله بسیار است، همچنان که فاصله «چشم» تا «دید»، زیاد است.
«بصیرت»، تیزبینتر از «بصر» است، گاهى آنان که چشم ندارند،بیناترند. «دیده از هر که گرفتند، بصیرت دادند». حتى «دل»، بهتر از«دیده» مىبیند و مىشناسد، ولى... به شرط آنکه «چشم دل» را غبارنگرفته باشد.
آن وقت، «نگاه» از نگریستن لذت مىبرد، چرا که در چشم اندازشجلوههاى دیگرى پیدا مىشود. به قول هاتف اصفهانى:
«چشم دل» باز کن که « جان » بینى آنچه نادیدنى است، آن بینى .
معبر «عشق خدا»، از کجا گشوده مىشود؟ باید چشم انداز بصیرت تو ،بالاتر و وسیع تر از ماده و ظاهر باشد. حتى اگر خدا را دوست مىدارى، نه بهخاطر خودت باشد، بلکه به خاطر او باشد. او که کانون همه خوبیها وزیباییهاست.
وقتى که هستى تو، عطیه و هدیه خداست، وقتى که غرق نعمت هاىاویى، مگر مىتوانى دوستش نداشته باشى؟
میان عاشق و معشوق، حبیب و محبوب، دوست و دوستدار، باید نوعىسنخیت و شباهتباشد.
محبتیک طرفه به سامان نمىرسد. «چه خوش بى، مهربانى هردوسر بى...»
دل، اسیر عشق کیست و چیست؟
خداوند به موسىعلیه السلام وحى کرد: «آن کس که گمان مىکند محبت مرا دردل دارد، ولى شبها تا صبح مىخوابد، دروغ مىگوید. مگر نه اینکه هردوستى، خلوت با دوستش را مىخواهد؟ اى موسى! خشوع قلب و خضوعبدن و اشک دیدگانت را به من هدیه کن، آنگاه مرا نزدیک خود خواهىیافت...».
این، محک شناخت عشق خداست.
عاشق کیست و عاشق نما کدام است؟...
وقتى کاه جان ما، مجذوب کهرباى جانان شد، آنگاه، «خدا» رامىبینیم، نه «خود» را، و رضاى «او» را مىطلبیم، نه «خویش» را.
این، اوج خداجویى و عرفان است و رسیدن به «آزادگى» و نهایت«بندگى».
وقتى همه کارها براى خود و در جهت «خود محورى» باشد، اینجا نهتوحید، که شرک و نه اخلاص، که عجب و طمع، حاکم گشته است.

«خود»، یک چاه است.
گاهى یوسف روح و جانت در آن اسیر مىماند و زندانى مىگردد. بایداین یوسف گرفتار را از آن چاه بیرون آورد و «عزیز»ش ساخت. (1) .
آیا تا به حال، «هجرت در خویش» کردهاى؟
قرآن، هم «هجرت آفاقى» و هم «هجرت انفسى» را مطرح کرده است.هجرت از خود و در درون خویش، یعنى هجرت از ظلمتبه نور، هجرت از«سیئات» به «حسنات»، از «ریا» به «خلوص»، از «معصیت» به «طاعت»،از «خود» به «خدا».
باید «خدا محور» بود، تا بت «نفس» قدرت پیدا نکند و شیطانکهایىچون خودخواهى، خودپسندى، خودبینى، خودستایى، خودنمایى،خودپرستى و... در «کعبه دل» حضور نیابند.
اینها اگر در جان رخنه کنند و بر ساقه روح برویند، دیگر جایى براى«خدا»، «ایثار»، «خلوص»، «تسلیم» و «تواضع» نمىماند.
باید «خود» را فراموش کرد تا «خدا» را یافت.
حضرت امامقدس سره فرمود:
«... و آن چاهى که از همه عمیقتر است، چاه نفسانیت است».
کیست که نخواهد «عزیز مصر وجود» شود و «سلطان سریر شهود»، آنچنان که «شیخ بهایى» فرمود؟!