
با توجه به افزایش تعداد سایت های جعلی در فضای پرداخت کشور، بانک مرکزی از دارندگان کارت های بانکی درخواست کرد هنگام انجام عملیات بانکی و خرید در فضای مجازی، توجه و دقت لازم را به عمل آورند.
مفهوم فناوری بلاک چین از ترکیب سه فناوری زیرپایه و اصلی به وجود آمده است. هیچکدام از این سه فناوری جدید نیستند بلکه هماهنگی آنها با یکدیگر یک فناوری جدید را تشکیل میدهد.
سه اصل در فناوری بلاک چین عبارتند از:
دو نفر میخواهند از طریق اینترنت با یکدیگر تراکنش برقرار کنند.

هر کدام از آنها دارای یک کلید خصوصی (private key) و یک کلید عمومی (public key) است.

نقش کلید خصوصی و کلید عمومی در بلاک چین ایجاد یک هویت دیجیتالی امن و مطمئن است. از ترکیب این کلیدها نوعی امضا به نام «امضای دیجیتال» پدید می آید که تا حد زیادی کاربرد و اعتبار دارد. این امضای دیجیتال کنترل مالکیت را امکان پذیر میسازد.
اما فقط کنترل بر مالکیت برای برقرار امنیت ارتباطات دیجیتال کافی نیست. در حالی که مشکل هویت با کلیدهای عمومی و خصوصی و امضای دیجیتال حل میشود، فعالیت در بلاک چین باید همانگونه که امن است، آزاد باشد و اجازه انجام و تایید تراکنشها به هر کسی داده شود.
این امر با یک شبکه توزیع شده محقق میشود.

مزیت و نیاز به یک شبکه توزیع شده با مثال «اگر درختی در جنگل بیفتد» بهتر درک می شود. اگر در جنگل درختی بیفتد و با هزاران دوربین لحظه افتادن را ثبت کرده باشیم، مطمئن هستیم و شواهد بصری داریم که درخت افتاده است، حتی اگر جزئیات (چرا یا چگونگی) آن نامشخص باشد. بیشتر ارزش بلاک چین بیت کوین این است که یک شبکه بزرگ دارد. در این شبکه افرادی که اصطلاحا به آنها اعتبارسنج میگوییم، مثل کسانی که دوربین دارند، شواهد را ثبت میکنند و درباره آن به یک توافق میرسند. اما در اینجا به جای دوربین، تایید شواهد بر اساس ریاضیات صورت میگیرد.
به بیان ساده، اندازه شبکه در یک بلاک چین برای امنیت آن ضروری است.
این یکی از جذاب ترین ویژگی های بلاک چین بیت کوین است. این شبکه بسیار بزرگ بوده و قدرت محاسباتی بسیار زیادی را جمع آوری کرده است. اکنون که در حال نگارش این مطلب هستیم، بیت کوین با بیش از ۴,۰۰۰,۰۰۰ TH/s قدرت پردازش، از ده ها هزار بانک و شعبه هم توان پردازش بیشتری دارد. اتریوم هم با اینکه که هنوز نوپاست با ۱۳۹ TH/s قدرت پردازش، با شرکتهای بزرگی رقابت میکند.
با ترکیب رمزنگاری (کلیدهای خصوصی و عمومی) و شبکه توزیع شده، شکل فوقالعاده مفیدی از تعاملات دیجیتال امکان پذیر میشود.

محتویات یک بلاک عبارتند از : یک امضای دیجیتال (ترکیبی از کلید خصوصی و عمومی) – برچسب زمانی – اطلاعات
سپس این بلاک بین تمام اعضای شبکه (گره یا نودها) پخش میشود.

همانطور که گفتیم بلاک چین برای بقا و حفظ امنیت خود نیاز به افراد مشارکت کننده دارد به همین دلیل باید انگیزهای وجود داشته باشد تا افراد مشارکت کننده جذب شبکه شوند.
به عنوان مثال در بسیاری از بلاک چینهای باز و عمومی مانند بیت کوین و اتریوم از مفهومی به نام استخراج یا ماینینگ (mining) برای ایجاد انگیزه در حفظ امنیت شبکه استفاده میشود.
با ارائه توان پردازش کامپیوتری برای شبکه، کامپیوترها برای بدست آوردن پاسخ یک معادله ریاضی با هم رقابت میکنند و به هر کامپیوتر که بتواند پاسخ آن را بدست آورد، پاداش تعلق می گیرد. پس انگیزه دریافت پاداش باعث می شود که افراد توان پردازشی کامپیوترهای خود را در اختیار شبکه قرار دهند. در مورد بیت کوین هدف این است که جلوی خرج کردن دوباره بیت کوین یا به اصطلاح دوبار خرج کردن گرفته شود. با ماینینگ این امر تحقق مییابد.
یک بلاک پس از تکمیل شدن به زنجیرهای از بلاکها میپیوندد که به آن بلاک چین میگوییم.
در مقاله بیت کوین چگونه کار میکند میتوانید به جزئیات بیشتری از نحوه کار بلاک چین بیت کوین دست پیدا کنید.
عکسی فرضی از زنجیره بلاکها:

نوع انجام و رسیدن به اجماع و توافق در هر بلاک چین میتواند متفاوت باشد. این مسئله به نوع، هدف و قوانین یک بلاک چین بستگی دارد. پروتکل و قوانین بلاک چین هستند که تعیین میکنند چه نوع تراکنشی تایید شود و چه تراکنشی تایید نشود همچنین انگیزه و نوع رسیدن به توافق در بلاک چینهای مختلف متفاوت است.
و اگر بخواهیم تمام توضیحات بالا را در یک عکس خلاصه کنیم:

1- با توجه به وابستگی بسیار زیاد تولید داخلی به انرژی و افزایش بیش از پانصد درصدی متوسط قیمت حاملهای انرژی، سیاستهای جاری تحت عنوان «هدفمندسازی یارانهها»، چه راهحلهایی را پیش روی تولیدکنندگانِ محصولات کشاورزی، صنعتی و خدماتی قرار داده است؟مسائل و چالشهای فکری جامعه امروز در حوزههای مختلف
2- کاهش نرخ سود تسهیلات، بهصورتی که در سالجاری به اجرا درمیآید، آیا اقدامی در جهت حمایت از تولید است یا محدودکننده آن؟ انجام اقدامات مشابه در سالهای گذشته چه درسهایی به سیاستگذاران داده است؟
3- سیاستهای به کار گرفته شده در افزایش قیمت انرژی، چه سازوکارهایی را برای افزایش تولید انرژی، اعم از برق، فرآوردههای نفتی و گاز پیشبینی کرده است؟ آیا شرایط جاری در مقایسه با گذشته برای تولیدکنندگان انرژی بهتر است یا بدتر؟
4- به نظر میرسد پیامدهای مثبت افزایش قیمت انرژی، محدود به اثر آن بر مصرفکننده است. آیا علامتدهی قیمتهای جدید به مصرفکننده به تدریج در طول زمان کاهش پیدا میکند، افزایش پیدا میکند یا بدون تغییر میماند؟
5- میتوان به راحتی محاسبه کرد که میزان تعهدات سازمان هدفمندسازی یارانهها در پرداخت به خانوارها و تولیدکنندگان، به مراتب بیش از منابعی است که از افزایش قیمت انرژی جمعآوری میشود. پرداخت مبلغی بسیار بیش از مبالغ مبتنی بر تراز بودجه سازمان هدفمندسازی یارانهها، منجر به آن شد که خانوارها و جامعه در کل، به راحتی و با ملایمت، افزایش جهشی قیمتها را بپذیرند، اما انتظارات رفاهی شکل گرفته، در طی زمان در آینده، تا چه اندازه با واقعیت منطبق خواهد بود؟
6- با توجه به افزایش جهشی قیمت انرژی و کاهش نرخ سود سپردهها، تحولات اخیر در بازار طلا و ارز تا چه اندازه قابل پیشبینی بود؟
7- منازعات سیاسی دو ماه اخیر در کشور، تا چه اندازه بر افزایش قیمت ارز و طلا موثر بوده است؟
8- تغییر سیاست اعمال تحریم بر علیه جمهوری اسلامی ایران و گسترش آن از حوزه تجاری به حوزههای مالی و در نتیجه اعمال محدودیت بر انجام معاملات مالی، تا چه میزان اثر بخشی تحریم را تحت تاثیر قرار داده است؟
9- آیا معاملات تجاری کشور به سمت انجام مبادلات تهاتری با کشورهایی خاص حرکت میکند و محدودیتهای نقدیِ ارزی به تدریج جدیتر خواهد شد؟
10- آیا شرایط حاضر اقتصادی – اجتماعی و سیاسی، بهترین و مناسبترین موقعیت برای ادغام وزارتخانههای کلیدی کشور است؟
11- پیشنیازهای منطقیِ ادغام دو وزارتخانه در هم چیست؟
12- با توجه به افزایش قیمت نفت و متورمتر شدن اقتصاد و نیز با توجه به اینکه بزرگترین و مهمترین بنگاههای اقتصادی کشور در محدوده 9 وزارتخانهای قرار دارند که صحبت از ادغام آنها میرود و نیز با توجه به اینکه شیوه واگذاریهای انجام شده، همچنان مقامات دولتی در وزارتخانهها را به عنوان متصدی بنگاههای واگذار شده حفظ میکند، آیا حجم عملیات و فعالیتهای وزارتخانههای موجود نسبت به گذشته واقعا کاهش پیدا کرده که بر اساس آن بتوان از تعداد وزرا کاست؟
13- آیا از نظر مدیریتی و افزایش شانس موفقیت، بهتر است «همه» ادغامها «باهم» انجام شوند؟ ظرفیت تغییر در سازمان دولت و جامعه به چه میزان است؟
14- از آنجا که ارکان اصلی تصمیمگیری در مورد ادغام وزارتخانهها متشکل از دولت، مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان، نظراتی کاملا متفاوت در مورد این اقدام دارند و نیز با توجه به تحولات به وقوع پیوسته در مهمترین وزارتخانههای کشور، آیا این امکان فراهم نبود که قبلا هماهنگیهای لازم انجام و بعد دست به اقدام زده شود؟
15- مدتهای طولانی است که اقتصاد ما گرفتار اتخاذ سیاستهای نامناسب در تنظیم نرخ ارز است. برخورداری از درآمدهای نفتی، چنین امکانی را ایجاد کرده است. به عنوان مثال، اصلیترین عامل بروز بیماری هلندی، پایین نگه داشته شدن نرخ ارز، بهرغم وجود تورم بالاست. بر این اساس، مدتها است که اقتصاددانان نسبت به عواقب پایین نگه داشتن نرخ ارز هشدار میدهند. نگرانی ناشی از این موضوع بهویژه با افزایش قیمت انرژی جدیتر شد. با توجه به موارد ذکر شده، آیا نحوه افزایش صورت گرفته در نرخ ارز ظرف هفتههای اخیر، واجد اثرات مثبت و جبران کاهشهای اتفاق افتاده است یا تنها به بیثباتی اقتصاد کلان کشور دامن میزند؟
16- نظر مشخص تصمیمگیرندگان دولت در مورد نرخ ارز چیست؟ آیا آنگونه که اعلام شده کاهش آن را در دستور کار دارند یا آنگونه که عمل شده با افزایش آن موافقند؟
17- آیا توالی درست اصلاحات اقتصادی، نیازمند اصلاح نرخ ارز در مرحله اول و اصلاح قیمت انرژی در مرحله بعدی نبود؟ به عنوان مثال، قیمت فوب خلیجفارس هدفگذاری شده در قانون هدفمندسازی یارانهها، با تغییرات افزایشی نرخ ارز، مرتب در حال افزایش است و به این ترتیب، قیمت انرژی سوار بر قطار نرخ ارز است و به دنبال آن حرکت میکند!
18- آیا کاهش دستوری نرخ سود تسهیلات بانکی، کارآیی عملکرد سیستم بانکی را افزایش خواهد داد یا کاهش؟
19- اعمال سیاستهای انبساط پولی، مبتنی بر افزایش پایه پولی، بازاری نسبتا بزرگ و در حال رشد را برای بانکهای کشور اعم از دولتی و خصوصی به وجود آورده است. در صورتی که به هر احتمالی، زمانی در آینده انضباط پولی در کشور برقرار شود، این مجموعه بزرگ از نهادهای پولی با چه مشکلاتی مواجه خواهند شد؟
20- عدم همخوانیِ بارزِ مشهود، میانِ تحولات شاخصهای بورس و متغیرهای بنیادی صنعت و تولید ناشی از چیست؟
21- اساسا بازار بورس در ایران، با توجه به مقیاس فعالیتها، تا چه اندازه میزان الحرارهای واقعی از وضعیت اقتصادی کشور است؟
22- مباحث انجام شده در مورد تحولات مبلغ دیه (مبتنی بر تغییر بهای شتر در طول زمان) و نیز سپردهگیری طلا در بانکها، شواهدی دال بر این است که میتوان تورم را در محاسبات نهادهای مالی وارد کرد. چرا نمیتوان همین مبنای منطقی را در زمینه نرخ سود تسهیلات و سپردهها اعمال کرد؟
23- نظر دستگاههای اصلی تولیدکننده آمار (مرکز آمار ایران و بانک مرکزی جمهوری اسلامی) در مورد میزان اشتغال ایجاد شده در کشور چیست؟
24- با توجه به اینکه سال 1390، اولین سال اجرای برنامه پنجم است و در نتیجه برآوردهای کارشناسی سالهای برنامه، در مورد اولین سال برخوردار از دقتی بیشتر در مقایسه با سالهای بعد است، فاصله بسیار زیاد میان اشتغال هدفگذاری شده برای سال 90 که از سوی مقامات دولت اعلام شده و ارقام سال اول برنامه ناشی از چیست و کدامیک به واقعیت نزدیکتر است؟
25- اما سوال پایانی آنکه نهادهای تولیدی، تجاری، اداری، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی هر کدام درگیر با مسائل بزرگ جداگانهای به شرح زیر هستند:
نهادهای اقتصادی: افزایش جهشی قیمت انرژی، افزایش جهشی نرخ ارز، مشکلات مالی ناشی از اعمال کنترل بر قیمتها.